آیا بخش های مختلف الیاف در خوراک جمع پذیرند؟ جیره نویسی به منظور رفتار بهینه خوراک خوردن

آیا بخش های مختلف الیاف در خوراک جمع پذیرند؟ جیره نویسی به منظور رفتار بهینه خوراک خوردن

12 دی1397

آیا بخش های مختلف الیاف در خوراک جمع پذیرند؟ جیره نویسی به منظور رفتار بهینه خوراک خوردن گاوها نشخوار کننده هستند، و به منظور مورد استفاده قرار دادن الیاف جهت تولید شیر و گوشت خلق شده اند. الیاف، کل دیواره سلولی است که به وسیله معیار الیاف حاصل از شوینده خنثی ( NDF ) تعیین می گردد و با فعالیت نشخوار و خوراک مصرفی مرتبط است. بخش غیر قابل هضم الیاف، الیاف هضم نشده ( uNDF240 ) نامیده می شود و به روش تخمیر in vitro به مدت 240 ساعت تعیین می گردد. uNDF240 با کارایی فیزیکی و پرشدگی دستگاه گوارش ارتباط دارد. NDF بالقوه قابل هضم ( pdNDF ) بخشی از الیاف است که پتانسیل و فرصت هضم شدن را دارد و با کسر uNDF240 از NDF بدست می آید. این آیتم ها رفتار خوراک خوردن و وعده های خوراکی را تحت تاثیر قرار می دهند؛ بنابراین داشتن درکی از آنها این امکان را فراهم می سازد تا جیره هایی برای تامین نیازهای تغذیه ای فرموله کنیم، و در عین حال با روش های مدیریتی انطباق دهیم. برای درک بهتر روابط بین این معیارهای الیافی ( NDF ، uNDF240 ، و pdNDF )، خوراک مصرفی و رفتارهای مرتبط با وعده های خوراکی (طول هر وعده و تعداد دفعات خوراک خوردن)، 3 مطالعه در انستیتو ماینر انجام شد. جیره های متفاوت با تمرکز بر اندازه ذرات و قابلیت هضم (جدول زیر) مورد ارزیابی قرار گرفت. همبستگی پیرسون بین خوراک مصرفی، رفتار وعده های خوراکی، و بخش های الیاف در گاوهای شیری هلشتاین آیتم خوراک مصرفی، کیلوگرم/روز طول وعده غذایی، دقیقه/روز تعداد وعده های غذایی، وعده/روز NDF ، % از ماده خشک 0.57- 0.23 0.66 pdNDF ، % از ماده خشک 0.09- 0.25- 0.86 uNDF240 ، % از ماده خشک 0.84- 0.66 0.13 خوراک مصرفی بیشترین ارتباط را با uNDF240 داشت که به صورت منفی به هم مرتبط بودند به این معنی که هرچه uNDF240 افزایش یابد مصرف کمتر می شود و بالعکس. اینکه این رابطه قویتر از رابطه NDF و خوراک مصرفی باشد تعجب برانگیز نیست چرا که uNDF240 نمی تواند در شکمبه هضم شود، و فقط می تواند از شکمبه عبور کند. هرچه uNDF240 بیشتری در جیره باشد، بخش بیشتری از شکمبه با الیاف غیرقابل هضم پر می شود که زمان طولانی تری را صرف ترن آور می کند و لذا خوراک مصرفی را محدود می کند. طول وعده غذایی نیز با uNDF240 مرتبط است، بدین معنی که هرچه uNDF240 بیشتر شود طول وعده های غذایی هم طولانی تر می شود. این امر اهمیت زیادی دارد چرا که گاوهایی که محدودیت زمانی دارند (نظیر آنهایی که در سالن های پر تراکم هستند یا مدت زمان زیادی معمولا از آخور دور مانده اند) باید جیره هایی دریافت کنند که uNDF240 کمتری داشته باشد تا امکان وعده های غذایی کوتاه تر را برای آنها میسر سازد. تعداد وعده های غذایی نیز به طور مثبت و محکمی با pdNDF ارتباط دارند، به این مفهوم که با افزایش pdNDF در جیره تعداد وعده های غذایی افزایش می یابد. بنابراین، وقتی گاو به منظور خوردن اولین وعده غذایی سر آخور می آید، شکمش پر خواهد شد، خواهد خوابید و نشخوار خواهد کرد. همین گاو وقتی که بخشی از شکمبه خود را تخلیه کرد مجددا برای وعده بعدی سر آخور می آید. مهمترین آیتمی که این رفتار تحت تاثیر قرار می دهد، pdNDF است که می تواند هضم شود و عبور کند در صورتی که uNDF240 فقط می تواند عبور کند . تنها با فرموله کردن جیره هایی با uNDF240 کمتر و pdNDF بیشتر است که می توانیم طول وعده های غذایی را کاهش و تعداد وعده غذایی را افزایش دهیم که این امکان را برای گاو فراهم می کند تا به سطح مصرف بهینه خود جهت تولید و بازده بهتر نائل شود. همانگونه که دانش ما از چگونگی تاثیر بخش های مختلف الیاف بر خوراک مصرفی و رفتارهای خوراک خوردن بیشتر می شود، این امکان برای ما فراهم می شود که جیره هایی فرموله کنیم که با شرایط مدیریتی ما منطبق تر هستند. به نظر می رسد که uNDF240 شاخص خوبی از سطح مصرف باشد و از اینکه هر وعده غذایی چه مدت طول خواهد کشید. تعداد وعده های غذایی هم به طرز مثبتی بوسیله pdNDF تحت تاثیر قرار می گیرند. برای گاوهایی که محدودیت زمانی دارند، جیره ای با uNDF240 کمتر و pdNDF بیشتر، طول وعده های غذایی را کاهش و تعداد آن را افزایش خواهد داد. این امر می تواند با استفاده از علوفه با کیفیت و انواعی از فرآورده های فرعی محقق شود و این امکان را به ما بدهد تا جیره بهینه ای تنظیم کنیم تا گاو به سطح مصرف بهینه خود نائل شود. نویسنده: دکتر احسان محجوبی

جزئیات
اهمیت حجم صحیح نمونه در الک پنسیلوانیا

اهمیت حجم صحیح نمونه در الک پنسیلوانیا

12 آذر1397

اهمیت حجم صحیح نمونه در الک پنسیلوانیا احتمالا خود شما تا بحال از یک الک پنسیلوانیا ( PSPS ) استفاده کرده اید یا شخصی را دیده اید که ازین الک استفاده کرده باشد؛ ابزاری بسیار مفید که می تواند در سطح فارم برای تعیین توزیع اندازه ذرات مواد خوراکی، TMR یا بقایای TMR به کار برده شود. در این مجال می خواهیم بر اهمیت استفاده از حجم صحیح نمونه در PSPS متمرکز شویم. حجم توصیه شده برای نمونه حدود 1400 میلی لیتر است. بله درسته حجم نمونه به میلی لیتر باید در نظر گرفته شود و در برخی گله ها میبینم که افراد متاسفانه به صورت وزنی خوراک را روی الک میریزند!! مهم این است که مقدار مواد مورد آزمون را بر حسب حجم وارد PSPS کنیم نه بر اساس وزن. دلیل این امر این است که درصد ماده خشک یک ماده خوراکی یا TMR ، آن مقداری که وارد PSPS یا جعبه لرزان می شود را به شدت تحت تاثیر قرار خواهد داد. برای مثال، 1400 میلی لیتر کاه گندم با ماده خشک 87% وزنی معادل 100 گرم خواهد داشت در حالی که همان حجم ذرت سیلو شده با ماده خشک 32%، وزنی برابر با 450 گرم خواهد داشت. اقلام خوراکی موجود در TMR نیز منجر به حالت مشابهی خواهند شد. برای مثال، در آزمایشی مشخص شد که 1400 میلی لیتر از جیره A وزنی معادل 485 گرم داشت در حالی که همان حجم از جیره B حدود 360 گرم بوده است. دو جیره درصد ماده خشک بسیار مشابهی داشتند و فقط در نسبت علوفه به کنسانتره متفاوت بودند. برای مشخص شدن بیشتر این قضیه 3 نمونه TMR یکسان در حجم های متفاوت (1400، 700 و 2200 میلی لیتر) گرفته شد که نتیجه در جدول منعکس شده است. به تفاوت بین حجم صحیح و حجم های خیلی کوچک یا خیلی زیاد توجه کنید. حجم الک  19 میلی متری الک 8 میلی متری الک 4 میلی متری سینی 1400 میلی لیتر 3.4% 51.8% 10.5% 34.3% 700 میلی لیتر 2.6% 43.6% 16.1% 37.7% 2200 میلی لیتر 7.1% 56.2% 8.4% 28.3% استفاده از حجم کمتر از میزان توصیه شده موجب می شود مقدار کمتری از ذرات خوراک روی 2 الک بالایی باقی بماند و مقادیر بیشتری روی دو الک زیرین جمع شود. وقتی به حجم بیش از حد توصیه شده نگاه میکنیم، نتایج متضادی را مشاهده می کنیم. پس وقتی حجم نامناسبی از خوراک مورد استفاده قرار می گیرد لاجرم ارزیابی ناصحیحی از مواد خوراکی یا TMR می تواند ایجاد شود و این امر می تواند در هنگام اتخاذ تصمیم در فارم اهمیت زیادی داشته باشد. مخلص کلام اینکه از حجم صحیح برای ارزیابی اندازه ذرات استفاده کنید نه از وزن صحیح !!!! نویسنده : دکتر احسان محجوبی

جزئیات
داستان دو فیبر

داستان دو فیبر

12 آبان1397

داستان دو فیبر دکتر گرنت از موسسه ماینر می گوید که ما اخیراً بر روی رابطه بین NDF موثر فیزیکی ( peNDF ) و هضم نشده ( uNDF ) تمرکز کرده بودیم. رابطه متقابل بالقوه بین peNDF و uNDF اندازه گیری شده طی 240 ساعت تخمیر ( uNDF240 )، موضوع داغی در بین متخصصان تغذیه است و منجر به چندین سوال تغذیه ایی عملی مهم شده است: اثر peNDF و uNDF240 در جیره های تغذیه شده به گاوهای شیری چیست؟ آیا غلظت های بهینه برای peNDF وقتی که uNDF240 در جیره فرق دارد، وجود دارد؟ آیا ما می توانیم کمبود peNDF را با اضافه کردن uNDF240 در جیره جبران کنیم؟ اگر uNDF240 علوفه بالاتر از حد مطلوب باشد، آیا ما می توانیم حداقل تا حدی با خردکردن بیشتر (ریزتر کردن) علوفه آن را جبران کنیم؟ برخی حتی می خواهند بدانند که واقعاً اندازه ذرات چقدر مهم است همان طور که ما درک بهتری از بخش­های هضم فیبر (یعنی سریع، آهسته و uNDF240 ) و سرعت هضم شان داریم. این سوالی است که ما می توانیم در مقاله دیگری پاسخ دهیم، اما پاسخ کوتاه این است – بله- اندازه ذرات مهم است، اگرچه ممکن است به دلایلی باشد که ما همیشه درک نمی کنیم، نظیر اثرش بر روی زمان خوردن حتی بیشتر از نشخوار کردن. اخیرا ما مطالعه ایی را با یک شرکت تعاونی کشاورزی بزرگ ژاپنی که سال ها با آن ها همکاری داشتیم را به پایان رساندیم- که اثر تغذیه پایین تر (9/8 درصد ماده خشک جیره) و بالاتر (5/11 درصد ماده خشک جیره) uNDF240 در جیره های با peNDF پایین یا بالا را بررسی کردیم. جیره ها تقریبا شامل35% سیلوی ذرت، 6/1 % کاه گندم خرد شده، و علف خشک تیموتی خرد شده با فاکتور موثر فیزیکی ( pef ) پایین تر (بخش ذرات بزرگتر یا مساوی18/1 میلی متر، 24/0) یا pef بالاتر (58/0) بودند. ما از آسیاب چکشی برای خردن کردن علف خشک جهت رسیدن به دو اندازه ذرات استفاده کردیم. جیره های با uNDF240 پایین تر حدوداً شامل 47 درصد علوفه و جیره های با uNDF240 بالاتر حدوداً شامل 60 درصد علوفه بر اساس ماده خشک بودند. هر دو جیره که یا شامل uNDF240 و یا peNDF بیش از حد و کم تر از حد بودند (یعنی uNDF240 و peNDF پایین در مقابل uNDF240 و peNDF بالا) به طور مداوم و قابل پیش بینی برای DMI ، تولید شیر و ترکیب، و رفتار جویدن اختلاف داشتند. جالب این که، دو جیره متوسط که شامل یا uNDF240 پایین و peNDF بالا و یا uNDF240 بالا و peNDF پایین بودند منجر به DMI ، شیر تصحیح شده بر اساس انرژی، و pH شکمبه و غلظت های VFA مشابهی شدند. uNDF240 موثر فیزیکی ( pef x uNDF240 ) محاسبه شده نهایتاً برای هر دو جیره­ی متوسط یکسان بود (9/5 درصد ماده خشک جیره). هدف ما این نیست که یک اصطلاح مخفف تغذیه ایی دیگر را ابداع کنیم، بلکه تمرکز ما بر روی یک مفهوم بسیار مفید است. ما توانستیم تا پاسخ مشابهی از سوی گاو وقتی که uNDF240 پایین تری در جیره درشت تر خورد شده یا uNDF240 بالاتری در جیره ریزتر خرد شده داشتیم را دریافت کنیم. اگر پژوهش آینده این را تایید کند، سپس پیشنهاد خواهیم کرد که وقتی قابلیت هضم جیره پایین تر از حد مطلوب است (به برشی فکر کنید که از شما به دلیل آب و هوا دور بشود)، پس علوفه ریزتر خرد شده، مصرف خوراک و پاسخ شیردهی را افزایش خواهد داد. همان طور که چارلز دیکنز در رومان داستان کلاسیک دو شهر نوشته است " این بهترین زمان است، در عین حال بدترین زمان است....." در مورد این دو معیار فیبر، به نظر می رسد وقتی که ما بتوانیم هر دوی uNDF240 و peNDF را در زمان فرموله کردن جیره ها با هم ترکیب کنیم، می توانیم بهترین زمان را داشته باشیم. تهیه کننده:دکتر مهدی حسین یزدی

جزئیات
آیا برنامه نوردهی بلند مدت روزانه را برای فارم خود مد نظر قرار داده اید؟

آیا برنامه نوردهی بلند مدت روزانه را برای فارم خود مد نظر قرار داده اید؟

7 مهر1397

آیا برنامه نوردهی بلند مدت روزانه را برای فارم خود مد نظر قرار داده اید؟ این مقاله توسط یکی از دامداران نوشته شده است. او زمانی متولد شد که در گله 65 تا 70 راس گاو دوشا وجود داشت که دوبار در روز دوشیده می شدند و در یک سالن فری استال 100 تایی قرار داشتند. این سالن قدیمی به نحوی طراحی شده بود که اجازه ورود نور کمی به سالن می داد و به همین خاطر در اکثر اوقات روز باید چراغ ها روشن می بودند. وقتی کارهای معمول صبح به اتمام می رسید چراغ را خاموش می کردیم تا شیردوشی شب و به یاد این سخن پدر که «روشن بودن چراغ ها کاری عبس است» چراغ ها معمولا خاموش بودند. دعا می کردیم مجبور نباشیم پس از شیردوشی شب چراغ ها را روشن بگذاریم – کاری که به جای اینکه پول ساز باشد، هدر دهنده پول بود. سالیان سال بود که نوردهی به عنوان یک خرج و هزینه اضافی در نظر گرفته می شد؛ یک ضرورت در زمان هایی خاص و نه چیزی بیشتر!!! از آن زمان تا بحال خیلی چیزها فرق کرده است و حالا می دانیم که نوردهی ابزاری بسیار مهم است برای تضمین اینکه گله خوب کار کند و تانک شیر همیشه پر باشد. دانش پشت این موضوع بسیار ساده است. همه پستانداران از دوره های شب و روز برای تنظیم اینکه بدنشان چطور کار کند بهره میبرند. برای انسان ها، شش تا هشت ساعت خواب در شب نیاز است تا کارایی ما در هر روز حفظ شود. این ریتم های سِرکِیدیَن در گاو نیز وجود دارد و بسیار مهم است. پژوهش های مختلفی توسط گروه های تحقیقاتی متفاوت انجام شده است که همه آنها به نتیجه یکسانی رسیده اند: فراهم کردن حداقل 200 لوکس روشنایی به مدت 16 تا 18 ساعت در روز که با 6 تا 8 ساعت تاریکی همراه است، منجر به افزایش 8 درصدی در تولید شیر می گردد. این مهم از طریق افزایش فعالیت روزانه، افزایش آب و ماده خشک مصرفی، بهبود نرخ آبستنی و آسایش بیشتر در هر روز به دست می آید. خورشید نیز نقشی حیاتی در این امر ایفا می کند. ساختمان های جدید و مدرن که به نظر می رسد دارند محبوبیت بیشتری پیدا می کنند طوری طراحی می شوند که امکان ورود نور خورشید را برای روشن کردن سالن در هر روز فراهم می کنند. سالن هایی با دیواره های کناری 4.3 متری مجهز به پرده، و پانل های تهویه به راحتی اجازه ورود نور طبیعی را می دهند. همه ما میدانیم که خورشید هر روز طلوع و غروب می کند؛ اما، این چرخه در طول سال تغییر می کند. برای حداکثر کردن تولید گله، حقه ای که باید بکار ببندیم این است که سیستم روشنایی فارم را به طرز مناسبی با این تغییرات هماهنگ کنیم تا دام ها در هر ساعت معینی از روز به میزان یکسانی از نور و روشنایی در نظر گرفته شده در طول سال بهره مند شوند. روش های مختلفی برای رسیدن به این هدف وجود دارد؛ خاموش و روشن کردن فیزیکی لامپ ها یکی از آنهاست. ولی در عصری که تکنولوژی و اتوماسیون نقش مهمی در زندگی ما ایفا می کند، آیتم های دیگری را نیز می توان مد نظر قرار داد. برای مثال، استفاده از یک سیستم مجهز به تایمر برای طول روز که همراه با فتوسل های نصب شده در خارج سالن وقتی نور زیاد است لامپ ها را خاموش کند و بالعکس. شکل بالا سیستم بسیار پیشرفته ای را نشان می دهد که با توجه به شدت نور آفتاب برای تامین حداقل 200 لوکس در تمامی 16-18 ساعت روشنایی شدت نور داخل سالن را تضمین می کند. عوامل دیگری نیز هستند که فزون بر طلوع و غروب خورشید، می تواند نقش بازی کند. عبور یک ابر یا یک طوفان می تواند موجب روشن تر شدن بخش اعظم لامپ ها برای حفظ نور گردد. این روشن شدن می تواند بر اساس نوع سیستم تدریجی یا دفعتا صورت گیرد تا شبیه سازی بهتری از طلوع و غروب آفتاب باشد. وقتی تصمیم به اجرای برنامه نوردهی بلندمدت گرفتید، مطمئن باشید که از شکل کارآمد ابزار روشنایی استفاده می کنید. لامپ های LED در حال حاضر به عنوان سنگ محک هستند چرا که در مقایسه با لامپ هایی که زمانی محبوب بودند کارایی بیشتری دارند. در بسیاری موارد، لامپ های LED را می توان با قیمتی حتی کمتر از دیگر لامپ ها خریداری کنید. این لامپ ها 80 درصد کارایی بیشتری دارند، بنابراین حتی اگر در ابتدا شما هزینه بیشتری پرداخت کنید در نهایت سود بیشتری خواهید برد. در زیر مواردی بیان می شود که قبل از خرید باید به آنها توجه کنید: اطمینان حاصل کنید که کمترین وات مورد نیاز برای سطح مورد نیاز روشنایی خود را خریداری کنید. کارخانه یا سازنده ای را انتخاب کنید که برای ایجاد برنامه نوردهی پیش از شروع پروژه تمایل داشته باشد، که به شما نشان دهد دقیقا چه چیزی نیاز دارید و قبل از ایجاد آن دقیقا چقدر هزینه بردار خواهد بود. در انتها، اطمینان حاصل کنید که لامپ یا برندی انتخاب کنید که به طور موفقیت آمیزی در محیط های دامداری و کشاورزی مورد آزمون قرار گرفته باشد. LED ها اغلب طوری طراحی شده اند تا در جاهایی که به دفعات استفاده می شوند بهترین عملکرد را داشته باشند، بنابراین این لامپ ها همیشه مناسب شرایط سخت کشاورزی استفاده می شوند. همانطور که به زمستان نزدیک می شویم و روزها کوتاهتر می شوند، وقت صرف کنید تا برنامه نوردهی سالن خود را بررسی کنید و جدول زمانی خود را ایجاد کنید. با کوتاه شدن روزها باید بر نوردهی مصنوعی بیشتر تکیه کنید تا سطوح تولید شیر را نگه دارید و از افت تولید جلوگیری کنید. در نهایت او عقیده داشت که اگر در کل کشور بگردید دامداری های زیادی را پیدا خواهید کرد که طرز تفکر پدر او را دارند مبنی بر این که سرمایه گذاری در این زمینه فقط هدر دادن منابع مالی است. به این نکته توجه کنید و روی برنامه نوردهی سرمایه گذاری کنید. نویسنده :دکتر احسان محجوبی

جزئیات
گاوها پوزه خود را به آخور خالی می کشند!

گاوها پوزه خود را به آخور خالی می کشند!

5 مهر1397

گاوها پوزه خود را به آخور خالی می کشند! گاوها بنده عادت هستند، و به همین منوال، وقتی که سرآخور می آیند اگر خوراک داخل آخور نباشد مستعد این هستند که از آن صرف نظر کنند. شواهد ویدئویی نشان داده اند که وقتی گاوها از شیردوشی بر میگردند و آخور خالی باشد، بر میگردند تا استالی پیدا کنند و فرصتی مهم برای افزایش خوراک مصرفی را از دست می دهند، که آن خوراک موجب افزایش تولید شیر می شود. به همین دلیل، دکتر John Tyson از دانشگاه پنسیلوانیا اخیرا توجه دامداران را به اهمیت این نکته جلب کرده است که خوراک را پیش از آمدن گاوها از شیردوشی Push up کنیم. او گفت: «2 تا از مهمترین عواملی که موجب سرآخور آمدن گاو میشود، ارائه خوراک تازه و نیز شیردوشی است». با به خاطر داشتن این نکته در ذهن، برنامه خوراک دادن را طوری اجرا کنید که متناظر با زمان شیردوشی باشد. به طور خاص، Tyson پیشنهاد کرد که ظرف 90 دقیقه از شیردوشی که گاوها بر میگردند یا خوراک تازه بدهید یا خوراک را push up کنید. در بسیاری از فارم ها، این امر نیازمند تغییر رفتار مدیریت آخور است. به جای اینکه برای همه گروه ها در یک زمان خوراک بریزید یا خوراک را push up کنید، او ابراز کرد که به هر گروه گاو شیری به عنوان یک گروه واحد و منحصر به فرد نگاه کنید. او به درستی بیان کرد که: «اگرچه زمان بندی push up برای کل گروه های شیردهی در یک ساعت خاص مسلما راحت تر است، ولی حقیقت این است که دام ها به صورت گروهی جابجا می شوند و به شیردوشی می روند». اضافه کردن مسئولیت push-up به فردی که مسئول بردن گاوها به شیردوشی و مرتب کردن بسترها است می تواند یکی از روش هایی باشد که اطمینان حاصل کنیم وقتی گاوها از شیردوشی بر میگردند خوراک push-up شده داشته باشند. عامل دیگری که باید مد نظر قرار داد این است که به دنبال ریختن خوراک یا push-up کردن، چه مدتی خوراک جلوی آنها باقی می ماند. همانطور که گاوها خوراک میخورند، هم آن را سورت می کنند و هم خوراک را به اطراف پراکنده می کنند. در چنین شرایطی، برای گاوهایی که ترسو هستند ممکن است خوراک دور از دسترس باشد یا ترکیب آن متفاوت باشد. نکته دیگر این است که خوراک در آخور موجود است ولی در همه جای آخور پخش نشده است. این در حالی است که گاو سر آخور می آید و چون در محل همیشگی مصرف خوراک، چیزی یافت نمیکند بر میگردد و این دقیقا فرصتی است که در اکثر دامداری ها از دست می رود. وقتی از مسئول خوراک سوال می شود که آیا همیشه خوراک در دسترس هست، جواب مثبت می شنوید ولی در بازدید متوجه می شوید که خوراک در همه جای آخور نیست و در بخشی از آخور به هر دلیلی خوراک زیاد آمده در حالی که در بقیه قسمت ها آخور خالی خالی است. نویسنده: دکتر احسان محجوبی

جزئیات
نکاتی در باب ذرت سیلویی

نکاتی در باب ذرت سیلویی

14 شهریور1397

نکاتی در باب ذرت سیلویی..... جداول زیر به عنوان راهنمای لحظه ای وضعیت و کیفیت ذرت سیلویی شما اهمیت دارد. ارزیابی بو و رنگ سیلو بو رنگ علت سرکه مایل به زرد تولید اسید استیک (باسیلوس) الکل نرمال تولید اتانول (مخمر) شیرین تند نرمال تولید اسید پروپیونیک کره ترشیده مایل به سبز تولید اسید بوتیریک (کلستریدیوم) قند سوخته/تنباکو قهوه ای تیره تا سیاه دمای بالا، آسیب حرارتی مشکل ظاهری دلیل احتمالی دانه های قهوه ای تیره و کاراملی شده به طور کلی وقتی دانه ها به رنگ قهوه ای در می آیند که در هنگام سیلو کردن اکسیژن در بین آنها به دام افتاده باشد یا پس از آن به درون سیلو نفوذ کرده باشد. این شرایط حاکی از دمای بالای تخمیر می باشد سیلوی کپکی رشد کپک در حضور اکسیژن و مواد غذایی رخ می دهد. این حالت در موارد زیر پدید می آید: پر کردن آهسته سیلو، برداشت از سیلو به صورت کُند، قطعات بلند علوفه، توزیع ضعیف و فشرده سازی ناکارآمد، و نفوذ هوا به سیلو بوی ترشیدگی معمولا با تخمیر کلستریدیایی همراه با تولید اسید بوتیریک رخ می دهد. این حالت در شرایطی که ماده خشک کم باشد و مقدار قند علوفه نیز پایین باشد رخ می دهد (دقیقا شرایط حاکم بر کشور!) بوی سرکه در این شرایط تخمیر غالب توسط باکتری هایی صورت میگیرد که قندها را تبدیل به اسید استیک تبدیل می کنند. وقتی ماده خشک علوفه کم باشد و قند محلول آن نیز پایین باشد این اتفاق بیشتر رخ می دهد. بوی الکل تخمیر غالب توسط مخمرهایی صورت می گیرد که قندها را به الکل تبدیل می کنند. در شرایطی که سرعت برداشت از سیلو کم باشد، هوا به داخل سیلو نفوذ کند و محتوای قند گیاه پایین باشد، رخ می دهد. نویسنده :دکتراحسان محجوبی

جزئیات
درس هایی از کلاس های آموزشی دانشگاه ایلینوی در سال 2018

درس هایی از کلاس های آموزشی دانشگاه ایلینوی در سال 2018

23 مرداد1397

درس هایی از کلاس های آموزشی دانشگاه ایلینوی در سال 2018 متاسفانه امسال آخرین دوره کلاس های تابستانی در زمینه تغذیه گاو شیری در دانشگاه ایلینوی برگزار می شود و برای همیشه این دوره ها به اتمام می رسد. نکات خلاصه ای در مورد سیلو کردن و نیز مدیریت تغذیه دوره انتقال به طور خلاصه در زیر بیان می گردد که امیدوارم مثمر ثمر باشد. البته این توصیه ها به دامداران امریکایی شده است که شاید در برخی موارد نتوان در ایران به کار بست. ساختن ذرت سیلویی با کیفیت تصمیمات مدیریتی ذیل باید هنگام سیلو کردن در سال 2018 مورد توجه قرار بگیرد: برای تخمیر بهینه، ماده خشک باید در محدوده 32 تا 38 درصد باشد. در حالی که میتوان از خط شیر نیز استفاده کرد (توصیه می شود خط شیر نیم تا دو-سوم از بالای دانه باشد)، ولی ماده خشک معیار بهتری است . اگر سطح ماده خشک کمتر از 32 درصد باشد (مثل ایران)، مقدار نشاسته کم است و راه افتادن شیرابه میتواند مشکل ساز باشد. ماده خشک بالای 38 درصد نیز فرآیند تخمیر مناسب و فشردن سیلو را مشکل می کند. طول برش بسته به تکنولوژی برداشت شما دارد. اگر از دستگاه های فرآوری علوفه استفاده نمیکنید، طول پیشنهادی برش بین 0.95 تا 1.3 سانتی متر می باشد تا دانه را خرد کند و فرآیند سورت کردن را کاهش دهد. با دستگاه های مرسوم فرآیند دانه، طول 1.9 سانتی متر پیشنهاد می شود. فرآیند دانه (خرد شدن دانه در حین برداشت مزرعه) در همه انواع ذرت های سیلویی پیشنهاد می گردد. هدف ما خرد کردن دانه ذرت (اجتناب از دفع در مدفوع) و داشتن چوب بلال های کوچکتر یا به اندازه نخود (کاهش سورت کردن) است. فشردن مناسب سیلو در همه انواع ساختمان های سیلو امری حیاتی است و هدف ما باید حدودا 7 کیلو ماده خشک در هر 0.03 متر مکعب باشد. از یک افزودنی سیلو که بر اساس تحقیقات معتبر علمی ایجاد شده باشد استفاده کنید و وقتی چگالی فشرده سازی از حد معمول کمتر است، در 30 تا 60 سانتی متر بالایی سیلو از یک ممانعت کننده رشد کپک استفاده کنید تا تشکیل کپک کمتر گردد. سیلو را با یک پلاستیک مقاوم به نفوذ اکسیژن بپوشانید تا نفوذ هوا را کاهش دهید. از پلاستیک یا پوششی دیگر بر روی پلاستیک مقاوم به اکسیژن بهره ببرید. همچنین از نیمه های لاستیک یا کیسه های شن/ماسه که به یکدیگر متصلند استفاده کنید تا پلاستیک در جای خود باقی بماند. دیواره های سیلو را نیز با پلاستیک عایق کنید تا نفوذ اکسیژن حداقل گردد. ذرت سیلو شده با کیفیت، پاسخی است به افزایش قیمت اقلام خوراکی و بهبود سودآوری در سال 2018 و 2019. به روزرسانی مدیریت تغذیه در دوره انتقال هنگام فرموله کردن جیره برای گاوهای دوره انتقال باید از تحقیقات و توصیه های جدید استفاده کرد. افزودن متیونین محافظت شده (10 تا 15 گرم به ازای هر راس در روز) می تواند ماده خشک مصرفی، تولید شیر، و سلامت گاو را بهبود دهد (منبع: دانشگاه ایلینوی). افزودن اسیدهای چرب (پالمیتیک و اولئیک) در سطح 1 تا 1.5 درصد ماده خشک، می تواند ماده خشک مصرفی را بهبود دهد، شیر تولیدی را افزایش دهد و موجب بهبود فراسنجه های متابولیکی گردد (کاهش NEFA خون). به محض اینکه اسیدهای چرب از جیره حذف شد (پس از 21 روز از مان زایش)، گاوها تولید شیر بالاتر را حفظ کردند (اثرات انتقالی). (منبع: دانشگاه میشیگان). افزایش کل سطح کلسیم جیره به 150 تا 180 گرم در روز در هنگام تغذیه جیره های آنیونیک 21 روز پیش از زایش ناهنجاری های متابولیکی را کاهش می دهد و امکان انتقال بی دردسر گاو را فراهم می کند. pH ادرار بررسی کنید تا برای گاوهای هلشتاین 5.5 تا 6 باشد (منبع: دانشگاه ایلینوی). تجویز بولوس های کلسیم به گاوهای تازه زا می تواند به مدت 4 تا 8 ساعت پس از خوراندن سطوح کلسیم خون دام را بالا نگه دارد. تحقیقات جدید پیشنهاد می کنند که گاوهای هدف آنهایی هستند که در شیردهی سوم یا بالاترند، گاوهای سنگین ( BCS بالای 3.5) و گاوهای لنگ (اسکور حرکتی 3 یا بالاتر). اگر گاوها بازهم لمس و کند به نظر برسند، دادن بولوس دوم پیشنهاد می شود. اطمینان حاصل کنید که بولوس های شما 50 گرم کلسیم را با استفاده از منابع به شدت فراهم کلسیم (نظیر کلرید کلسیم، سولفات کلسیم، و یا پروپیونات کلسیم) در اختیار دام قرار دهند. (منبع: دانشگاه ایلینوی). نویسنده: دکتر احسان محجوبی

جزئیات
10 تا از بیشترین هزینه های دامداری

10 تا از بیشترین هزینه های دامداری

27 تیر1397

10 تا از بیشترین هزینه های دامداری جای تعجب نیست که هر آنچه که در ساخت شیر مورد استفاده قرار می­گیرد هزینه­ بر باشد. در حالی که هر ساله فراز و نشیب­ هایی در هزینه تک ­تک آیتم­ ها وجود دارد، کل مبلغ هزینه­ های کلی در فارم همیشه رقم بزرگی می­باشد. مطابق با خلاصه هزینه ­ها و درآمدهای برآورد شده توسط شرکت Genske, Mulder & Co. در سال 2017 (وب سایت شرکت: http://www.genskemulder.com )، که بزرگترین موسسه حسابداری ملی صنعت گاو شیری در ایالات متحده است، میانگین هزینه تولید برای مشتریان این شرکت به ازای هر 45 کیلو شیر حدود 16.86 دلار برآورد شده است (این عدد شامل بازپرداخت کنونی وام و برداشت مالک دامداری نیست). در مقام مقایسه، میانگین هزینه تولید در سال 2016 حدود 16.89 دلار، و در سال 2015 حدود 18.61 دلار بود. خوراک همیشه بیشترین هزینه را در تمام دامداری­ ها به خود اختصاص می­ دهد و در طول دهه گذشته به طرز چشمگیری متفاوت بوده است. ولی، آیا می توانید حدس بزنید که 10 آیتم اولیه هزینه بر در سال 2017 کدام بوده است؟ فهرست ده گانه این موسسه به شرح زیر است: 1- غلات 5.78 دلار به ازای هر 45 کیلو شیر 2- علوفه، سیلو، و کشاورزی 4.99 دلار به ازای هر 45 کیلو شیر 3- هزینه کارگری 1.76 دلار به ازای هر 45 کیلو شیر 4- جایگزین گله 1.71 دلار به ازای هر 45 کیلو شیر 5- سود و اجاره 0.78 دلار به ازای هر 45 کیلو شیر 6- تدارکات 0.69 دلار به ازای هر 45 کیلو شیر 7- استهلاک 0.69 دلار به ازای هر 45 کیلو شیر 8- تعمیرات و نگهداری 0.61 دلار به ازای هر 45 کیلو شیر 9- انتقال شیر 049 دلار به ازای هر 45 کیلو شیر 10- قبوض 0.32 دلار به ازای هر 45 کیلو شیر هزینه تلیسه جایگزین حتی در 3 آیتم اولیه هم قرار ندارد. آیا این فهرست شما را شگفت زده کرد؟ کل هزینه خوراک که بیش از 10 دلار به ازای هر 45 کیلو شیر است که احتملا اینچنین نیست. در مورد هزینه کارگری چطور که بیش از هزینه­ های جایگزینی است؟ با کمبود نیروی کار و محبوبیت اسپرم­ های تعیین جنسیت شده، شکاف بین این دو آیتم ممکن است وسیع ­تر شود. نویسنده: دکتر احسان محجوبی

جزئیات
خاکستر بالا در سیلو فقط منجر به اتلاف انرژی نمی شود

خاکستر بالا در سیلو فقط منجر به اتلاف انرژی نمی شود

20 تیر1397

خاکستر بالا در سیلو فقط منجر به اتلاف انرژی نمی شود وقتی محصولی برای سیلو کردن برداشت می شود، این کار مسابقه ای است بین زمان لازم برای حداقل کردن افت و حفظ بخش عمده ماده خشک و مواد مغذی در شکل الیاف قابل هضم، پروتئین و انرژی. به منظور ذخیره سازی موفق، نباید در محیط هیچ اکسیژنی وجود داشته باشد و در کنار آن مقادیر کافی اسیدهای آلی (لاکتیک) توسط جمعیت باکتریایی تولیدکننده اسید لاکتیک وجود داشته باشد. عوامل مختلفی وجود دارند که فرآیند ذخیره سازی را تحت تاثیر قرار می دهند و یکی از آنها آلودگی با خاک است. مقدار خاک وارد شده به سیلو همراه با علوفه را میتوان از طریق اندازه گیری خاکستر برون یابی یا برآورد کرد. خاکستر در سیلو خاکستر داخلی گیاه عناصری نظیر منیزیم، کلسیم، و پتاسیم دارد که می تواند به وسیله نشخوارکنندگان مورد استفاده قرار گیرد، هرچند که هیچ انرژی ندارند. میانگین خاکستر به طور طبیعی از 3 تا 5 درصد در ذرت، 6 تا 8 درصد در گرامینه و 8 تا 10 درصد در لگومینه ها متغیر است. از طرف دیگر، مقدار بالای خاکستر حاصل از آلودگی با خاک با افزایش غلظت آهن، آلومینیوم و سیلیکا همراه است. راه های متفاوتی برای آلوده شدن گیاه با خاک وجود دارد: آب و هوا (باران، سیل، باد)، محل کشت گیاه، تجهیزات مکانیکی در طول برداشت و خاک حاصل از جاده های کثیف (داخل و اطراف محل ذخیره سازی). کاهش ارتفاع برداشت، کل محصول تولیدی را افزایش می دهد ولی به احتمال زیاد مقدار خاکستر را بیشتر می کند. فزون بر آن، به دلیل نسبت بالای فیبر از کیفیت علوفه می کاهد. به نظر می رسد ارتفاع برداشت حدود 7 سانتی متری بهترین جایگزین باشد (من ارتفاع 15 سانتی متری را در برخی منابع دیده بودم و برای خودم این ارتفاع جالبه-محجوبی). بارش سنگین باران منجر به ترشح خاک به داخل برگ های سیلو می شود و می تواند موجب آلودگی گیاه با خاک گردد (شکل 1). در روی دیگر سکه، آب و هوای خشک نیز ممکن است از طریق طوفان های خاکی و گرد و خاک حاصل از جاده های خاکی نزدیک به مزرعه در آلودگی سیلو سهم داشته باشد. عرض نوار یا باریکه برداشت علوفه (توسط چاپر یا مووِر) ممکن است بر آلودگی با خاکستر نقش داشته باشد، و شخص ممکن است انتظار چنین مشکلی را هنگام مواجهه با باریکه های پهن داشته باشد – گاهی اوقات به دلیل حرکت وسایل نقلیه بر روی باریکه علوفه درو شده باشد. اما، پژوهش ها تفاوت های برجسته ای را در سطوح خاکستر نشان نداده اند، احتمالا به این خاطر که بخش پایینی نوارهای برداشت شده باریک به مدت طولانی تری مرطوب باقی می ماند، که به زمین شکم می دهد (و گودتر به خاک وارد می شود) و وقتی که کُپه های علوفه درو شده برداشت می شود منجر به آلودگی با خاک می شود. بنابراین علوفه خود را روی پوشال یا کلش نگه دارید، نه در تماس مستقیم با زمین. نوع تیغه های دیسک های چاپر نیز ممکن است آلودگی با خاک را تحت تاثیر قرار دهد: تیغه های محدب می توانند علوفه را بهتر از زمین برداشت کنند، ولی این نوع تیغه ها تمایل به برداشت خاک بیشتری نیز دارند؛ تیغه های افقی مسطح مَکِش کمتری ایجاد می کنند و خاک کمتری در علوفه برداشت شده باقی می گذارند. ساختمان های سیلو نیز می توانند منبع آلودگی با خاک باشند. تحت شرایط آب و هوایی خشک، سیلوهای کیسه ای حداقل خاکستر خارجی به سیلو اضافه می کنند. اما، تحت شرایط مرطوب، گل و لای می تواند به راحتی مخلوط شده و در حین تخلیه سیلو به آن وارد شود. سیلوهای خندقی و رو-زمینی که به طور مستقیم روی زمین قرار دارند در حین پر کردن یا خالی کردن محصول خاک زیادی وارد آن می کند (شکل 2). حجم آلودگی به طرح سیلو، شرایط زهکشی و سطح مهارت کاربر بستگی دارد. تحت شرایط مرطوب، و گل و لای، خاک می تواند به لاستیک ها و چرخ های تراکتور و کامیون ها بچسبد و در نتیجه خاک بیشتری به توده علوفه وارد کند. توجهات تغذیه ای خاکستر می تواند آلوده کننده محتوای الیاف باشد. اگرچه پکتین هم در دیواره سلول گیاهی قرار دارد، ولی بخش «الیاف» در جیره نشخوارکنندگان به مقدار و نسبت سلولز، همی سلولز و لیگنین مرتبط است. به علاوه، فقط ماده آلی موجود در الیاف است که برای دام انرژی تولید می کند. خاک ماده مغذی نیست. خاکستر اضافی حاصل از آلودگی با خاک جایگزین مواد مغذی واقعی و تولید در جیره می شود. هنگام فرموله کردن یک جیره، بویژه برای گاوهای شیری پر تولید یا وقتی جیره های کم الیاف خورانده می شوند، آلودگی با خاک می تواند به مشکلی بزرگ تبدیل شود. 2 کیلوگرم خاک می تواند به صورت روزانه به گاو خورانده شود. مطابق با برآوردها، به ازای هر 2 واحد آلودگی با خاکستر خارجی، 5 واحد کاهش در کیفیت نسبی علوفه و کاهش بالقوه حدود 77 کیلویی در شیر تولیدی به ازای هر تن یونجه می تواند وجود داشته باشد. در مقایسه با سیلوهای تمیز، سیلوهای آلوده به خاک مقدار خاکستر، آهن و آلومینیوم بالاتر و قابـلـیت هضــم in vitro الیاف و انرژی خالص شیردهی کمتری دارند. از آنجایی که ذرت ظرفیت بافری کمتری دارد، توانایی به توانایی در برابر پایداری pH کاهش می یابد و سطوح بیشتر از حد کافی قندهای محلول، سطح بالای آلودگی با خاک اثرات اندکی بر فرآیند ذخیره سازی سیلو داشتند. به علاوه، خوراندن سیلوهای آلوده موجب مشکلاتی در نصف گله ای شد که در یک مطالعه بررسی شده بودند (خوراک مصرفی و شیر تولیدی کمتر، شمار سلول های پیکری بالاتر، چربی شیر کمتر و واکلی بیشتر). احتمالا آلودگی با خاک تنها مشکل نخواهد بود. احتمالا مشکلات مرتبط با میکروارگانیسم های ناخواسته فاسدکننده، تخمیر ضعیف و کیفیت آسیب دیده سیلو وجود خواهند داشت و چالش های پیچیده ای را برای دام ایجاد می کنند. نویسنده: دکتراحسان محجوبی

جزئیات
رابطه شمار سلولهای بدنی و امتیاز خطی در شیر

رابطه شمار سلولهای بدنی و امتیاز خطی در شیر

3 تیر1397

رابطه شمار سلولهای بدنی و امتیاز خطی در شیر با اطمینان از اینکه همه شما از اهمیت ورم پستان، خسارت های ناشی از آن و شمار سلول های بدنی آگاهی دارید صرفا جهت مرور مطالب به رابطه بین شمار سلولهای پیکری ( SCC ) و امتیاز خطی ( Linear score; LS ) خواهم پرداخت. داده ها نشان می دهد که امتیاز خطی رابطه بهتری با افت تولید ناشی از افزایش سلول های پیکری دارد. جدول 1: تبدیل امتیاز خطی به شمار سلول های پیکری امتیاز خطی (واحد) امتیاز خطی (دهم ها) 0.0 0.1 0.2 0.3 0.4 0.5 0.6 0.7 0.8 0.9 ----------------------- شمار سلولهای پیکری (1000×) ------------------------------ 0 12 13 14 15 16 18 19 20 22 23 1 25 27 29 31 33 35 38 41 44 47 2 50 54 57 62 66 71 76 81 87 93 3 100 107 115 123 132 141 152 162 174 187 4 200 214 230 246 264 283 303 325 348 373 5 400 429 459 492 528 566 606 650 696 746 6 800 857 919 985 1056 1131 1213 1300 1393 1493 7 1600 1715 1838 1970 2111 2263 2425 2599 2786 2986 8 3200 3430 3676 3940 4222 4525 4850 5198 5572 5971 9 6400 6859 7352 7879 8445 9051 9701 10397 11143 11943 شمار سلولهای پیکری با افزایش شدت عفونت پستانی افزایش می یابد. اما، افت متناظر با آن در تولید شیر با همان سرعت افزایش نمی یابد. استفاده از امتیاز خطی پیش بینی افت تولید را ساده تر می کند. به ازای دو برابر شدن شمار سلول های پیکری، امتیاز خطی فقط یک واحد افزایش می یابد. در گاوهای شکم دو و بالاتر، هر واحد افزایش در امتیاز خطی بالای 2 معادل است با افت 200 کیلویی در تولید شیر در یک دوره شیردهی یا 0.66 کیلوگرم شیر کمتر در روز. همانطور که در شکل زیر نشان داده شده است، برآورد می شود که افت تولید شیر در گاوهای شکم یک نصف گاوهای بالغ باشد. شکل 1: رابطه سلولهای پیکری شیر، امتیاز خطی، شکم زایش و افت تولید شیر جدول 2 ارزش استفاده از میانگین امتیاز خطی در مقایسه با میانگین SCC را برای بررسی انفرادی گاوها نشان می دهد. در این جدول سه راس دام با هم مقایسه شده اند. گاو یک و دو میانگین SCC یکسان، ولی امتیاز خطی متفاوتی دارند. برای گاو شماره 2، یک SCC بسیار بالا در یک ماه از دوره شیردهی، میانگین SCC او را مشابه گاو یک بالا برده است. میانگین امتیاز خطی نسبت به میانگین SCC ، نشانگر موثرتری در پیش بینی افت حقیقی تولید شیر می باشد. گاوهای شماره 2 و 3 میانگین های ماهانه متفاوت و میانگین SCC شیردهی متفاوتی دارند، ولی برآورد می شود که هر دو به یک میزان افت تولید شیر داشته باشند. جدول 2. مقایسه عمبکرد دام بر اساس SCC و LS گاو 1 گاو 2 گاو 3 ماه آزمون SCC * 1000 LS SCC * 1000 LS SCC * 1000 LS دی 200 4 100 3 132 3.4 بهمن 200 4 100 3 132 3.4 اسفند 200 4 100 3 132 3.4 فروردین 200 4 100 3 132 3.4 اردیبهشت 200 4 100 3 132 3.4 خرداد 200 4 1100 6.5 132 3.4 تیر 200 4 100 3 132 3.4 مرداد 200 4 100 3 132 3.4 شهریور 200 4 100 3 132 3.4 مهر 200 4 100 3 132 3.4 میانگین افت شیر 200 4 200 3.4 132 3.4 400  کیلوگرم 260 کیلوگرم 260 کیلوگرم

جزئیات
مزایای خنک کردن گاو

مزایای خنک کردن گاو

27 خرداد1397

مزایای خنک کردن گاو باتوجه به گرم شدن هوا و شدیدتر شدن شرایط تنش گرمایی بد ندیدم مطالبی در زمینه این پدیده با هم مرور کنیم. داده هایی که از کشور اسرائیل در این زمینه منتشر شده است با شرایط و اقلیم کشور ما سازگار است و داده های قابل قبولی در این زمینه ارائه شده است. رئوس مطالب مطرح شده توسط دکتر Israel Flamenbaum در زیر ارائه خواهد شد. 1- شرایط تنش زای تابستان موجب وارد آمدن زیان های اقتصادی زیادی به دامداری های شیری سراسر دنیا خواهد شد، به ویژه برای گاوهای پر تولید در شرایط آب و هوایی گرم. 2- خنک کردن گاوها با ترکیبی از خیس کردن و تهویه اجباری ارزانترین و موثرترین سیستم خنک کردن گاوهای شیری در انواعی از اقلیم های آب و هوایی است. 3- همه گاوهای موجود در گله، از جمله گاوها و تلیسه های اواخر آبستنی نیازمند سیستم خنک سازی در تابستان هستند. 4- شدت سیستم خنک سازی (ساعت خنک سازی در روز) متناسب با سطح تولید و تنش حرارتی است. این زمان برای گاوهای پر شیر و گاوهای کم شیر یا خشک به ترتیب بین 7 و 3 ساعت (در مجموع در طول روز) دامنه دارد. 5- خنک کردن گاوها متشکل است از توالی های ممتد تهویه  و دوره های کوتاه خیس کردن (20 تا 30 ثانیه)، هر 5 دقیقه یکبار، و آن هم به مدت 30 تا 45 دقیقه و هر 2-3 ساعت یکبار. این آیتم به نوعی خلاصه کارهای انجام شده در اسرائیل و تجارب ارزشمند انتقال این رویه به نقاط مختلف جهان از جمله مکزیک، امریکا، ترکیه و چین است. یعنی در مجموع گاوهای شیری پر تولید در دوره های حدود 30 تا 45 دقیقه و هر 2-3 ساعت یکبار (که در مجموع در کل روز حدود 7-8 ساعت می شود) خنک می شوند و با این روش هم تولید شیر و هم نرخ آبستنی به شدت بهبود یافته است. در آزمایشاتی که در اسرائیل انجام گرفته است، دام ها هر روز به به تعداد 5 یا 8 دفعه 45 دقیقه ای در داخل سالن انتظار مجهز شده شیردوشی با روش بالا به شدت خنک شدند. نتایج نشان داد گاوها در گروه 8-دفعه ای حدو 9-10 درصد افزایش در خوراک مصرفی داشتند. در شکل زیر ارتفاع مناسب آبپاش ها در فارم های تحت نظر این دانشمند اسرائیلی نشان داده شده است. شکل زیر نیز اندازه مناسب خیس شدن دام در دوره های زمانی یاد شده را نشان می دهد. 6- آب پاش هایی با قطرات درشت و فشار کم نیز برای خیس کردن سریع و موثر سطح بدن دام مورد نیاز هستند. 7- گاو با افزایش دادن سرعت تنفس (بالای 60 بار تنفس در دقیقه) و دمای راست روده ای (بالای 39 درجه سانتی گراد) علایم تنش حرارتی را نشان می دهد. پایش مکرر این پارامترها در روزهای تابستان به دامدار نشان می دهد که چه زمانی باید خنک کردن گاوها را آغاز کند. 8- گاوهای تنشی خوراک مصرفی را کاهش می دهند و خنک کردن گاو این روند را بر میگرداند. از اینکه گاوها در تمام طول روز به خوراک تازه دسترسی داشته باشند اطمینان حاصل کنید. 9- گاوهای تحت تنش آب بیشتری می نوشند. بنابراین، نیاز به فراهم کردن «فضای مناسب آبخوری» و اجتناب از ازدحام سر آبخوری بویژه زمانی که گاو از شیردوشی بر میگردد یا از پای آخور می آید، وجود دارد. 10- «نسبت تابستان به زمستان ( S:W ratio )» ابزاری مناسب برای ارزیابی کارایی خنک کردن دام است. توصیه می شود که این شاخص مورد استفاده قرار گیرد و مطابق با آن تصحیحاتی در گله انجام شود. نسبت های نزدیک به یک نمایانگر فارم هایی است که به بهترین شکل ممکن با شرایط تابستان کنار آمده اند. نسبت شیر تولیدی تابستان:زمستان بیش از 0.96، 0.90تا 0.96 و کمتر از 0.90 به ترتیب در 34، 44، و 22% از فارم های اسرائیل ثبت شده اند. این نشان می دهد که بیشتر این فارم ها تقریبا شکاف بین عملکرد تابستان و زمستان را پوشانده اند. ولی هنوز حدود 20 درصد از فارم ها هستند که باید روش های خنک سازی را بهبود دهند. در مناطقی که سیستم خنک سازی مناسبی ندارند این عدد به 80 یا حتی در برخی موارد ممکن است به 50 نیز برسد. برای محاسبه این عدد کافی است میانگین شیر تولیدی گرمترین 3 ماه سال را بر میانگین شیر تولیدی سردترین 3 ماه سال تقسیم کنید. تصویر زیر منحنی شیردهی در گله هایی با نسبت تابستان:زمستان خوب و نامناسب را نشان می دهد. نویسنده : دکتر احسان محجوبی

جزئیات
5 اقدامی که "نباید" در این سال انجام داد

5 اقدامی که "نباید" در این سال انجام داد

17 خرداد1397

5 اقدامی که "نباید" در این سال انجام داد همانطور که مستحضرید قیمت شیر در امریکا هم کاهش پیدا کرده و در نشستی اخیرا دکتر Mike Hutjens به مواردی اشاره کرده که در این شرایط حساس دامداران نباید مبادرت به انجام آنها کنند. با توجه به مشابهت شرایط بد ندیدم این مقاله رو در اختیار شما هم قرار بدهم. دکتر هاتجنز اشاره داشت که نباید 5 مورد زیر را در شرایط افت قیمت شیر در دامداری انجام داد: حذف مواد معدنی از جیره خیانت به تلیسه؛ کم کردن سرعت رشد تاخیر در آبستنی با فواصل بین دو زایش طولانی تر اجتناب از BCS بیش از 3.25 بدون هورمون رشد گاوی صرفه جویی در حد یک سکه 10 سِنتی و زیان یک دلاری (مواد معدنی کم مصرف با منشا آلی، سُم چینی، استفاده از گاو نر برای تلقیح). دکتر هاتجنز همچنین فهرستی از آیتم های مدیریتی را که باید به منظور افزایش بهره وری در فارم انجام دهید ارائه داده است. چالش او برای شما این است: آیا حداقل 5 آیتم زیر را انجام می دهید؟ تغذیه تسریع یافته شیر یا شیر خشک در مورد گوساله ها (2 درصد وزن تولد به صورت ماده خشک شیر) زایمان تلیسه ها در 23 تا 24 ماهگی با حداقل افزایش وزن روزانه 800 گرم (برای هلشتاین) تغذیه جیره کم انرژی/پر کاه در گاوهای خشک استفاده استراتژیک از افزودنی های خوراکی داشتن برنامه ای برای گاو تازه زا (به مدت 10 تا 21 روز) استفاده از بولوس های کلسیم برای گاوهای در معرض خطر (50 گرم کلسیم از کلراید کلسیم، پروپیونات کلسیم یا سولفات کلسیم) مکمل مواد مدنی کم مصرف با منبع آلی (روی، مس، کروم، و سلنیوم) تخفیف تنش حرارتی برای گاوهای خشک نویسنده : دکتر احسان محجوبی

جزئیات
برای مبارزه با تنش حرارتی به پیام های آن دقت کنید

برای مبارزه با تنش حرارتی به پیام های آن دقت کنید

17 اردیبهشت1397

برای مبارزه با تنش حرارتی به پیام های آن دقت کنید شاید هنوز بهار باشد، ولی حرارت تابستانی جایی همین گوشه کنارها قرار دارد. هیچ شکی وجود ندارد که دماهای بالای موجب ایجاد تنش در دام می شوند. برخی اثرات نظیر کاهش ماده خشک مصرفی، کاهش در شیر تولیدی و ترکیبات آن به سرعت مشخص می شوند. اما، سایر شاخص های عملکردی نظیر تولید مثل و لنگش، اثرات منفی خود را هفته ها و یا حتی ماه ها بعد نشان خواهند داد. شکل 1: مکانیسم های فیزیولوژیکی تنش حرارتی همانطور که شاخص حرارتی-رطوبتی ( THI ) از 68 می گذرد، گاوها برای دفع حرارت شروع به له­له زدن می کنند. له­له زدن موجب افزایش سرعت تنفس دام می شود، که مقدار دی اکسید کربن دفع شده را افزایش می دهد، که در نهایت منجر به افزایش سطوح pH خون می گردد. این وضعیت به آلکالوز تنفسی معروف است. در پاسخ به این وضعیت، دام برای حفظ هموستاز خود بیکربنات بیشتری را در ادرار دفع می کند. آلکالوز تنفسی مقدار بیکربناتی که باید در حالت طبیعی برای خنثی کردن اسیدهای تولید شده در شکمبه مورد استفاده قرار بگیرد را کاهش می دهد. کاهش ظرفیت بافری موجب کاهش pH شکمبه می شود. همانطور که شکمبه اسیدی تر می شود، گیرنده های موجود در شکمبه این تغییر حالت را درک می کنند و نشخوار را کاهش می دهند. گاو کمتر می­جوَد و بزاق کمتری تولید می کند، که در نهایت ظرفیت بافرینگ شکمبه را کاهش می دهد. رفتار گاو نیز به وسیله تنش حرارتی تحت تاثیر قرار خواهد گرفت چرا که هورمونهایی نظیر کورتیزول و اپی نفرین ترشح می شوند که به طور منفی خروج شیر را تحت تاثیر قرار می دهند. به منظور افزایش مساحت سطح بدن به منظور کمک به کاهش حرارت از طریق همرفت، گاوها مدت زمان بیشتری را سرپا خواهند ایستاد. این تلاش برای خنک کردن موجب کاهش جریان خون به سمت پاها و سیستم تولید مثلی و تولید شیر می گردد، که از این طریق سلامت سم، تولید شیر (4.5- کیلوگرم شیر در THI 80) و تولید مثل (8 درصد کاهش در میزان آبستنی با افزایش THI از 65 تا 69) را متاثر می سازد. یادآوری این نکته نیز مهم است که رشد یک فولیکول تا تبدیل آن به اووسیتی که بتواند بارور شود حدود 80 تا 100 روز زمان لازم دارد، پس تنش حرارتی در تابستان عملکرد تولید مثلی پاییز را نیز تحت تاثیر قرار خواهد داد. در تضاد با آنچه بسیاری افراد تصور میکنند، وضعیت در شب هنگام با دماهای خنک تر بدتر می شود چرا که در شب گاوها کمتر له­له می زنند، که منجر به افزایش اسید کربنیکی می شود که تجمع پیدا کرده است و باید دفع شود. این سطح ناپایدار اسید کربنیک، pH خون و pH شکمبه منجر به بروز اسیدوز متابولیک می گردد و تولید و ترکیبات شیر را مختل می کند. با پیشروی زمان، SARA ممکن است یکپارچگی سم را بیشتر کاهش دهد. این اثر 2 تا 3 ماه پس از آغاز تنش حرارتی خود را نشان خواهد داد. نشانه های بالا و چالش های متابولیکی اهمیت داشتن برنامه ای مدون برای تنش حرارتی را دو چندان می کند. 3 بخش از الماس «پیام های گاو» وجود دارد که می تواند برای کمک به کاهش اثر تنش حرارتی حداکثر شود. هوا گاوها نیازمند هوای تازه و خشک برای تنفس هستند. گاوها به طور موثری با نفس کشیدن در هوای خشک و بیرون دادن هوای مرطوب (عرق از طریق ریه ها) خنک می شوند. دور کردن هوای آلوده به بوی آمونیاک و باکتری، و خشک نگاه داشتن سطوح و بسترها وقوع لنگش و ورم پستان را کم خواهد کرد. فن ها کجا باید قرار بگیرند؟ دام های انتظار زایش پر خطرترین  گروه و تحت بیشترین تنش ها هستند (تغذیه ای، فیزیولوژیکی و متابولیکی). دوم، فن ها را در جهت مخالف ورود گاوها به سمت سالن انتظار شیردوشی قرار دهید. بیشترین تنش حرارتی در این ناحیه تحمیل می شود. اثرات پیچیده محبوس بودن در محیطی تنگ، ایستادن، تنه زدن ها و شیردوشی همه و همه موجب می شوند دمای بدن دام در بازه زمانی کوتاهی به طرز چشمگیری افزایش یابد. به ازای هر یک درجه سانتی گراد افزایش در دمای بدن، دو برابر زمان بیشتری طول خواهد کشید تا دام خنک شود. بنابراین، به فن های سالن انتظار، جریان هوا و سیستم های سرمایشی آبی در زمان خروج گاوها از سالن شیردوشی توجه کنید. گاوها باید نیمی از بودجه زمانی کل روز خود را در حال استراحت باشند. برای افزایش آسایش و زمان خوابیدن دام، فن ها باید روی استال ها نصب شوند تا علاوه بر تشویق بر استراحت موجب تخفیف حرارت نیز بشوند. یادآور می شود که نگه داری مناسب فن ها راهی کم هزینه در بهبود کارایی فن ها محسوب می شود. سرعت باد باید حداکثر 8 کیلومتر در ساعت باشد. تیغه های خاک آلود بازده کمتری دارند. با تمیز نگه داشتن تیغه های فن ها، کارایی فن ها به اندازه 25 % یا بیشتر بهبود خواهد یافت. آب به طور میانگین 87 درصد شیر آب است. هرچه گاو بیشتر آب بنوشد، شیر بیشتری هم تولید خواهد کرد. تحت شرایط طبیعی، نسبت 5 به یک (آب مصرفی و ماده خشک مصرفی) نقطه ای بسیار ایده آل خواهد بود. برای مثال، گاوی که 20 کیلو ماده خشک مصرف می کند 100 لیتر آب خواهد نوشید. قانون سرانگشتی دیگر این است که به ازای هر لیتر شیر تولیدی، گاو حداقل 3 لیتر آب خواهد نوشید. در شرایط تنش حرارتی میزان آب مصرفی دو برابر خواهد شد. گاو بیشترین مقدار آب مصرفی را پس از شیردوشی خواهد خورد. از فراهم بودن منبع آب قابل دسترس پس از شیردوشی اطمینان حاصل کنید. تمیز کردن آبخوری، بویژه اطراف شناورها، سه بار در هفته برای بهبود کیفیت آب و تحریک آب مصرفی اهمیت بسزایی دارد. اطمینان حاصل کنید چندین آبخوری به فواصل یکسان در طول بهاربند وجود داشته باشند و 7.5 تا 10 سانتی متر به ازای هر راس فضای خطی آبخوری وجود داشته باشد. جریان آب باید 16 تا 20 لیتر در دقیقه باشد. خوراک تنش حرارتی خوراک مصرفی را به طرز چشمگیری کاهش می دهد. فرموله کردن جیره های غلیظ تر برای تامین نیازهای تولید حیاتی است. افزایش پتاسیم، سدیم، و منیزیم در جیره نیز باید لحاظ گردد. نسبت علوفه به کنسانتره را مجددا ارزیابی کنید. افزایش سهم کنسانتره به حفظ تولید کمک می کند ولی در عین حال خطر اسیدوز را افزایش می دهد. توزیع خوراک در خنک ترین ساعات روز (اول صبح و آغاز غروب) را در دستور کار قرار دهید. اگر یک بار در روز خوراک میریزید، شب خوراک را ارائه کنید. رطوبت TMR را برای اطمینان از عدم جدا ساختن خوراک کنترل کنید. از بافرهای مناسب و بهبود دهنده های شکمبه نظیر جوش شیرین و مخمر استفاده کنید. همکاری مشترک و موازی با متخصص تغذیه و دامپزشک خود و توجه کردن به نشانه ها، تضمین می دهد که با قدرت به جنگ حرارت تابستانی پیش رو بروید. نویسنده: دکتر احسان محجوبی

جزئیات
پنج کانون توجه برای حداکثر کردن پیک تولیدی

پنج کانون توجه برای حداکثر کردن پیک تولیدی

1 اردیبهشت1397

5 کانون توجه برای حداکثر کردن پیک تولیدی منحنی شیردهی در برخی فارم ها می­تواند پیچیده باشد. این سوال که «چگونه می توان شیر بیشتری از یک گاو گرفت» سوالی است که در بیشتر گفتگوهای بین دامداران و متخصصان تغذیه پرسیده می شود. یک منحنی شیردهی «طبیعی» را می توان به چند اصل بنیادین ساده تجزیه کرد. یکی از آن اصول ساده این است: هرچه منحنی به اوج بیشتری برسد، در طول دوره شیردهی شما شیر بیشتری به دست خواهید آورد. قانون سرانگشتی ساده ای که نویسنده مقاله همواره از آن استفاده می کند این است: به ازای هر یک کیلو شیر بیشتر در زمان پیک، 300 کیلو شیر بیشتر در طول دوره شیردهی از آن گاو می توان به دست آورد. به عبارت دیگر، فاصله بین دو خط در شکل زیر معادل 300 کیلو شیر می باشد. برای حداکثر کردن این شکاف و فاصله بین دو خط 5 نکته وجود دارد که روی آن متمرکز می شویم: 1. افزایش ماده خشک مصرفی ( DMI ) در گاوهای خشک ( far-off ). صحبت در مورد پیک تولید شیر و آغاز آن با بحث در مورد گاوهای خشک عجیب و غریب به نظر می رسد. حقیقت این است که: افزایش در ماده خشک مصرفی گاوهای far-off موجب افزایش ماده خشک مصرفی در گاوهای انتظار زایش می شود، که DMI را در گاوهای تازه زا و بنابراین در گاوهای پر تولید افزایش خواهد داد. باید کاری کنیم تا این گاوها به اندازه کافی ماده خشک مصرف کنند تا برای حداکثر کردن پیک تولید شیر ماد مغذی وارد بدن آنها شود. 2- محدود کردن مشکلات متابولیکی . این نکته شاید بدیهی بنظر برسد، ولی مشکلات متابولیکی باید با پایش مستمر حداقل شود. همه مشکلات متابولیکی منجر به کاهش DMI و کاهش پیک گاوهای پر تولید خواهند شد. 3- گاوهای تازه زا را در زمان مناسب جابجا کنید. این حوزه یکی از اولین نقاطی است که نویسنده مقاله (و البته مترجم مقاله!) در فارم هایی که به آنها مشاوره می دهد روی آن تاکید دارد. زمان مناسب و درست جابجایی گاوهای تازه زا چه زمانی است؟ اگر گاوهای تازه زا زود جابجا شوند، ممکن است خیلی تهاجمی نباشند یا احساس خوبی برای رقابت با سایر گاوها نداشته باشند. اگر دیرهنگام جابجا شوند، افزایش اولیه و آغازین در شیر تولیدی محدود شده و پیک شیردهی در آن گاوها به پتانسیل حداکثری خود نمی رسد. نویسنده از شیر هفته چهارم به عنوان معیاری برای پایش این «لحظه شیرین» جابجایی گاوها استفاده می کند. در اغلب گله ها این زمان بین 10 تا 20 روز پس از زایش است. بسیاری از دامداران وقتی گاوهای تازه زا را جابجا می کنند که 20 تا 35 روز از زایش آن ها گذشته است؛ در این زمان، شما تغییر بسیار بزرگی در تولید شیرگاوهایی که از بهاربند تازه زا بیرون آمده اند مشاهده می کنید. مشکلی که این تصمیم مدیریتی در نگه داشتن گاوها در گروهی با جیره تازه زا و به مدت طولانی دارد این است: جیره گاوهای تازه زا به حد کافی غلیظ و متراکم نیست تا تمام مواد مغذی مورد نیاز برای حداکثر تولید شیر در طی چنین بازه زمانی اوج گرفتن تولید شیر را فراهم کند. پیک تولید شیر محدود خواهد شد. 4- رفاه دام در گروه های تازه زا و پر شیر را بهبود دهید. بهبود رفاه دام همیشه منجر به افزایش شیر تولیدی خواهد شد. اینکه خواه این موضوع از طریق کاهش شلوغی یا خواه طراحی استال های بهتر انجام شود، مسئله رفاه دام باید به طور مستمر ارزیابی و در نظر گرفته شود. اگر استال های شنی دارید، آیا همه استال ها مناسب و قابل استفاده هستند؟ آیا برخی از آنها دارای پستی-بلندی هایی هستند که استفاده از استال را محدود کند؟ اگر از تشک یا مت های لاستیکی استفاده می کنید، آیا بستر کافی برای همه وجود دارد؟ آیا ریل گردنی متناسب با ارتفاع و حالت درست دام قرار گرفته است؟ 5- تمرکز بر بهبود قابلیت هضم مواد مغذی در جیره گاوهای پر تولید. برخی مواقع، نمیتوان گاو را به مصرف بیشتر مواد مغذی واداشت یا از لحاظ اقتصادی هزینه تولید اجازه ارائه خوراک بیشتر را نمی دهد. اگر چنین است، قابل هضم­تر کردن جیره می تواند انتخابی معقولانه باشد. استفاده از واریته های مختلف علوفه نظیر ذرت سیلو شده/یونجه کم-لیگنین یا ذرت سیلو شده با قابلیت هضم بالای نشاسته و الیاف راهی موثر در افزایش قابلیت هضم مواد مغذی در یک جیره است. حذف برخی اقلام علوفه ای و جایگزینی آن با محصولات فرعی دارای مواد مغذی متراکم، قابلیت هضم بالای پروتئین و کربوهیدارت می تواند راهکاری خوب تلقی شود. نویسنده: دکتر احسان محجوبی

جزئیات
تحقیقات در مورد تخفیف حرارت بر روی روش های جدید خنک کردن دام متمرکز شده اند

تحقیقات در مورد تخفیف حرارت بر روی روش های جدید خنک کردن دام متمرکز شده اند

29 فروردین1397

تحقیقات در مورد تخفیف حرار ت بر روی روش های جدید خنک کردن دام متمرکز شده اند استفاده از فن ها و مه پاش ها یا آب پاش ها متداول ترین سیستم های خنک سازی در گاوداری ها محسوب می شوند، ولی دو دانشگاه در پی یافتن راه های جایگزینی برای کاهش انرژی و آب مصرفی بدون به خطر انداختن آسایش و رفاه دام هستند. وقتی باهم به کار روند، خنک کردن از طریق انتقال گرما (همرفت) و تبخیر می­تواند راهکار کاهش حرارت موثری باشد. ولی، دانشگاه کالیفرنیا و دانشگاه کرنل در حال بررسی روش خنک کردن هدایتی هستند. تیم­های تحقیقاتی در حال بررسی روش خنک کردن گاوها از سمت کف از طریق تماس مستقیم با سطح خنک می­باشند. دانشگاه کالیفرنیا در سال 2017 کمیسیون انرژی کالیفرنیا بودجه ای پرداخت کرد تا استفاده از تشک هدایتی برای خنک کردن گاوها به عنوان راهکاری محتمل در کاهش انرژی مصرفی در دامداری ها مطالعه شود. این مطالعه توسط دکتر Cassandra Tucker ، محقق علوم دامی و رفاه دام، و تیمی از مهندسان مرکز غربی بازده خنک سازی در دانشگاه کالیفرنیا رهبری شد. در مطالعه دانشگاه کالیفرنیا تشک های آب-خنک شده در زیر کف فری استال های پوشیده شده با شن قرار گرفتند و هم از گاوهای هلشتاین و هم از گاوهای جرسی در این تحقیق استفاده شد. طوری برنامه ریزی شده بود که وقتی دمای تشک ها به 19 درجه سانتی گراد رسید تشک ها خنک شوند. میزان تنفس، دمای بدن و تولید شیر 32 راس دام ثبت شد. Tucker بیان می کند: «شاخص های اولیه این بود که به نظر نمیرسد که این تشک ها هم کارایی خوبی داشته باشند (مثل سایر روش های مرسوم مورد استفاده)». افزایش سرعت تنفس و ضربان قلب، همراه با افزایش دمای بدن همه و همه ثبت شدند. او افزود «ما با ارزیابی فیلم های مربوطه در حال بررسی این هستیم که چرا این تشک ها کارایی خوبی نداشتند. آیا در زمان هایی که گاوها دچار استرس بودند روی آن تشک ها نمیخوابیدند؟ هنوز نمیدانیم چرا این تشک ها کارایی خوبی نداشتند.». موارد نویدبخش استفاده از سیستم خنک سازی هدایتی عبارتند از: پتانسیل بالقوه در داشتن دام ها و بسترهای تمیزتر در غیاب سیستم های مه پاش، کاهش استفاده از آب و بازیافت آب به کار رفته در سیستم برای مصارف دیگر. همچنین انرژی کمتری نیز برای راه اندازی سیستم مورد نیاز بود؛ اما، محاسبات نهایی و صرفه جویی انجام شده هنوز به سرانجام نرسیده است. مشاهدات تابستان گذشته دکتر Tucker نشانه هایی را ارائه می دهند مبنی بر اینکه عدم کارایی تشک ها به تیمارها ربطی نداشته بلکه به طور چشمگیری به تنش حرارتی دام مرتبط بوده است. او افزود: «پیش از اینکه تغییری در درجه حرارت بدن ببینیم، تغییر در تعداد تنفس دام را شاهد خواهیم بود.» او همچنین می گوید: «واقعا گاوها به سرعت به ما آغاز تنش حرارتی را نشان خواهند داد. اگر ما این علایم اولیه را با استفاده از ابزارهای الکترونیکی پایش دام به درستی شناسایی کنیم، به طور بالقوه ای قادر به جلوگیری از تغییر در شیر تولیدی خواهیم بود. بخش دوم این پروژه به مطالعه مجاری (کانالی های) هدایت کننده هوای خنک به وسیله تبخیر در ترکیب با آب­پاش با سرعت کم آب در سرآخور پرداخت. آنها شرایطی که آن را کف «بهینه» میخواندند (همان آزمایش اول) و در آن گاوها با سرعتی نصف سرعت قبل آب پاشی می شدند و فن ها از فری استال به سرآخور منتقل شده بود، را با مجاری هدایت هوا مقایسه کردند. آنها فن ها را برای حرکت دادن هوا بر روی گاوها (در حالی که گاوها خیس بودند) جابجا کردند تا تبخیر بیشتر و اتلاف حرارت بیشتری را موجب شوند. آب پاش و فن ها در 22 درجه روشن میشدند. تنفس، دمای بدن و تولید شیر نشان داد که گاوها در هیچ کدام از این سیستم ها تنش حرارتی را تجربه نکردند. اما، سیستم استفاده از کانال های هدایت هوای از پیش خنک شده نسبت به تشک های خنک کننده و سیستم آب پاش و بستر خنک (تشک های خنک) انرژی بیشتری مصرف کرد. در حقیقت، Tucker این نوید را یافت که تنها نیمی از آب به کار رفته در آزمایش بستر بهینه شده برای رسیدن به همان نتایج استفاده شد. به نظر می رسد که اقیلم های خشک برای ابزارهای خنک سازی تبخیر بیشتر مورد مطالعه قرار گرفته اند؛ اما، Tucker نشان داد که اصول فرصت های روبه افزایش در سیستم تبخیر در همه بخش های امریکا کارایی دارند. یکی از سیستم های نوپا به لحاظ تجاری در سال 2018 یا 2019 مورد آزمون قرار خواهند گرفت. دانشگاه کرنل Kristy Perano ، دانشجوی دکتری دپارتمان مهندسی محیطی و بیولوژیکی، نیز که بر روی تشک های خنک کننده مطالعه می کند، نتایج به نسبت متفاوتی را در آب و هوای مرطوب بدست آورده است. هشت راس دام تحت تنش حرارتی قرار گرفتند، سپس 4 راس از آنها وارد گروه تشک های خنک کننده شدند در حالی که 4 راس باقی مانده از این تشک ها بی بهره بودند. پاسخ های فیزیولوژیکی مورد پایش قرار گرفت. Perano بیان کرد: «وقتی دام ها روی تشک های خنک کننده می خوابیدند ما دمای بدن آن ها را ثبت کردیم و وقتی آب وارد تشک های خنک کننده میشد و هنگامی که گاو تشک را ترک میکرد، دمای آب ثبت گردید». برآوردها نشان داد که تشک های خنک کننده 27% از دمای بدن دام را انتقال می داد. عمق بستر و شرایط بهتر مطالعه در نیویورک به نظر میرسد تفاوت هایی بین مطالعه او و کالیفرنیا ایجاد کرده باشد. Perano دریافت که 2.5 سانتی متر بستر نقطه بحرانی حداقل کردن تشکیل قطرات ریز آب (در هنگام برخورد رطوبت با یک سطح خنک) است، ولی 5 تا 7.5 سانتی متر بستر برای حفظ میانگین 2.5 سانتی متر بستر روی تشک خنک کننده لازم و ضروری است. درحالی که بسترهای عمیق 15 سانتی متری شنی از تشکیل قطرات آب جلوگیری می کند، ولی به طور کامل مزایای استفاده از تشک های خنک کننده را از بین می برد. در حالی که سیستم بسته این روش موجب صرفه جویی در مصرف آب می شود، ولی خنک کردن آب نیاز به انرژی زیادی دارد. او افزود: «من به این روش به عنوان راهی برای کاهش انرژی مصرفی نگاه نمی کنم بلکه احتمالا راهی تهاجمی برای خنک کردن دام در اقلیم های گرم است یا به عنوان راهی جایگزین در کاهش مصرف آب.» تشویق دام به استراحت و فقدان تعارض با سایر سیستم ها از مزایایی است که Perano با این سیستم سرمایشی به آن رسیده است. مهمترین مانع بر سر چنین راهکارهایی هزینه آنها است که بنظر می رسد در شرایط اقلیمی شمال شرق امریکا توجیه پذیر نباشد. نویسنده: دکتر احسان محجوبی

جزئیات
فضای آخور برای تلیسه ها

فضای آخور برای تلیسه ها

21 فروردین1397

فضای آخور برای تلیسه ها فضای کافی آخور برای هر تلیسه ای یک هدف روبه جلو برای تمام پرورش دهندگان تلیسه و دامداران تلقی می گردد. وقتی تراکم بیش از حد داریم و همه تلیسه ها در آنِ واحد خوراک دریافت نمی کنند، چگونه این امر عملکرد دام را تحت تاثیر قرار می دهد؟ چرا مقدار فضای آخور برای یک تلیسه موضوعی مهم تلقی می شود؟ چه مقدار فضا برای گوساله در آمده از گروه های کوچک یا جایگاه های انفرادی مورد نیاز است؟ ملاحظات فضای مورد نیاز برای تلیسه های سنین 4 تا 8 ماه چیست؟ موارد مربوط به فضای موردنیاز تلیسه های پای کل و تلیسه های آبستن کدام هستند؟ تراکم بیش از حد در دامداری ها رخ می دهد – به ویژه برای تلیسه ها. پیدا کردن توازن بین فضای مورد نیاز و تعداد تلیسه کار راحتی نیست. بسیاری از دامداران تلیسه بیشتری نسبت به فضای خوراک دادن آن تلیسه ها در اختیار دارند. چرا فضای آخور مسئله ساز است؟ فضای آخور ناکافی در برخی سنین معین ممکن است منجر به موارد زیر شود: میزان بالای بیماری و درمان سرعت رشد پایین تنوع گسترده میان جثه تلیسه های هم سن در یک گروه مشخصه خطرناک پیامدهای هر سه مورد ذکر شده این است که آنها در تجارت روز-به-روز عملیات پرورش تلیسه به راحتی نادیده گرفته می شوند. این مورد اغلب مشخص نمی شود تا زمانی که می خواهیم تلیسه ها را برای بهاربند پای کل جدا کنیم و آشکار می شود که تلیسه های زیادی وجود دارند که از اهداف اولیه فارم ما در مورد سن هدف تلقیح دور هستند. گوساله های انتقالی چطور؟ اهداف ما در این زمان عبارتند از: 1) انتقال جایگاهی بی دردسر، 2) حداقل بیماری، 3) عدم اختلال در رشد. تنش حاصل از تغییر جایگاه اجتناب ناپذیر است. یک راه برای کاهش تنش ارائه همان خوراک قبلی در جایگاه جدید است. نویسنده مقاله از آخرین هفته زندگی در هاچ ها (پن های گروهی کوچک) برای ایجاد انتقال به جیره «گروئر» یا رشد با دوبار دادن علوفه دستی روی کنسانتره در سطل استفاده می کند. سپس در بهاربند گروهی، آن گوساله ها دسترسی آزاد به غلات دارند که فضای آخور هم 45 سانتی متر به ازای هر راس است (1.5 فوت). روزانه یکبار هم علوفه به صورت سرک اضافه می شود تا به مدت حدوداً 30 دقیقه در روز علوفه مصرف کنند. برخی گله ها ترجیح میدهند استارتر گوساله را به مدت 7 تا 10 روز در گروه انتقالی هم استفاده کنند. اگر قبل از شیرگیری علوفه ای در جیره نبوده است توصیه میشود که افزودن علوفه در بهاربند جدید به مدت 10-14 روز محدود شود تا باکتری های شکمبه به تغییر جیره ای عادت کنند. تجارب نویسنده نشان می دهد که وقتی تلیسه ها به جایگاه های گروهی وارد می شوند که کمتر از 45 سانتی متر فضای آخور دارد، مصرف غلات کمتر می شود. به منظور اجتناب از این مشکل برخی دامداران از آخورهای سیار برای افزایش فضای آخور به 60 سانتی متر در چند هفته اغازین اقدام می کنند. به نظر می رسد که این فضای اضافی بیش از حد به گوساله در رد شدن از این تنش حاصل از «محیط جدید» و حفظ خوراک مصرفی کمک می کند. مشکلات مربوط به فضای آخور بین تلیسه های 4 تا 8 ماهه به نظر می رسد که تلیسه های 4 تا 8 ماهه در تاسیساتی با فضاهای آخور متفاوت عملکرد خوبی داشته باشند. اگر خوراک مصرفی برای رسیدن به 800 گرم افزایش وزن روزانه محدود شود، ظاهراً تلیسه ها در این گروه به طور یکنواختی رشد خواهند داشت، حتی زمانی که همه تلیسه ها نتوانند در یک زمان خوراک بخورند. این امر احتمالا بخاطر ضعف غلبه است: روابط تابعی در این زمان. اگر TMR آزاد در دسترس باشد، تمایل به اندکی تنوع در رشد وجود خواهد داشت؛ یعنی، تفاوت های قابل مشاهده ای در بین تلیسه هایی با کمترین و بیشترین سرعت رشد. اگر تعداد بیشتری تلیسه در گروه باشند با دسترسی آزاد به TMR وقتی فضای آخور به 80 درصد یا کمتر کاهش پیدا کند، احتمال روندهای منفی در خوراک مصرفی وجود خواهد داشت. یعنی، تغذیه کمتر از حد توسط دام های تحت سلطه و دسترسی محدود آنها به TMR که توسط حیوانات سلطه گرتر انتخاب شده است. تنوع در سرعت رشد میان تلیسه های یک بهاربند که محدودیت فضای آخور دارند بیشتر از زمانی است که همه تلیسه ها در آنِ واحد به TMR تازه دسترسی داشته باشند. در این سن، بنظر نمی رسد که مشکلات سلامت تلیسه ها به محدودیت متوسط فضای آخور مربوط باشد. مشکلات مربوط به فضای آخور برای تلیسه های پای کل و آبستن به همان ترتیبی که جثه تلیسه ها به جثه گاو بالغ نزدیک می شود، رتبه بندی اجتماعی مشکل سازتر می شود. وقتی تلیسه ها در یک زمان قادر به خوردن خوراک تازه ای که ارائه شده نباشند، رفتارهای تهاجمی شدت بیشتری می یابند. در یک پژوهش، جابجایی های سرآخور مورد مشاهده قرار گرفت. در زمان محدودیت فضای آخور در مقایسه با زمانی که فضای کافی برای همه گاوها وجود داشت، ظرف 90 دقیقه پس از ریختن خوراک، تعداد جابجایی های سرآخور 43 درصد بیشتر بود!!! همچنین، در بهاربندهایی با آخورهای مسطح روی زمین، تعداد دفعات push up کردن (هل دادن آخور به سمت آخور) نیز ممکن است عاملی تعیین کننده باشد. تلیسه های غالب بلافاصله پس از هل دادن خوراک به سمت آخور خوراک خود را دریافت می کنند. تلیسه های تحت سلطه ممکن است مجبور شوند صبر کنند تا تازه به خوراکی برسند که فاصله زیادی با ناحیه قابل در دسترس آخور دارد. به طور خلاصه، وقتی فضای آخور برای تلیسه های پای کل و تلیسه های آبستن محدود است، تلیسه های غالب ظاهراً بهترین قسمت TMR را بیش از حد می خورند. تلیسه های تحت سلطه هم به خوراکی دسترسی دارند که پیشتر جدا شده است. نویسنده: دکتر احسان محجوبی

جزئیات
 چرا کف بهاربندها لغزنده هستند و در مقابله با آن چه باید کرد؟

چرا کف بهاربندها لغزنده هستند و در مقابله با آن چه باید کرد؟

20 اسفند1396

چرا کف بهاربندها لغزنده هستند و در مقابله با آن چه باید کرد؟ باید برای آینده فارم، در مورد کف بهاربند و سطوح موجود در فارم سرمایه گذاری انجام شود. اما، کف نامناسب می تواند منجر زیان های اقتصادی مرتبط با گاوهای لنگ گردد. در برخی فارم ها، موارد بنیادین و بیرونی بسیاری وجود دارد که می تواند در نقص و ناکارآمدی مزمن هر نوعی از سطوح بکار رفته در فارم سهیم باشد. در ادامه فهرستی از مواردی ارائه می شود تا با جستجوی آنها مشکلات مربوطه را برطرف کنیم و به منظور حفظ راحتی دام در راه رفتن راه حل معرفی کنیم. سایش و خرابی هنگامی که کف های بتنی صیقلی و براق می شوند، اولین فرضی که ایجاد میشود همانا این است که کف فرسوده شده است. حقیقت این است: خیلی بعید است که کف بتنی فرسوده مشکل اصلی باشد. بهاربندهای با بستر شنی و مناطقی که به شدت با تجهیزات سنگین در طول زمان و سالیان متمادی خراشیده می شوند نیز لکه های بزرگی از فرسودگی و سایش نشان می دهند. راهی که بگوییم آیا واقعا این اتفاق (سایش) افتاده است یا نه این است که کف را بشوییم. اگر اگر سنگ های ساییده شده نمایان شوند، پس در واقع فرآیند فرسایش رخ داده است (شکل 1). اگر نتوانید توده متراکم زیرین بتن راببینید، این بدین معناست که سطح اولیه کماکان وجود دارد. ممکن است بتن حالت «شن داری» خود را از دست داده باشد و براق شده باشد، ولی به هیچ وجه به معنی این نیست که فرسوده شده شده باشد. شکل 1 شیارهای کم عمق یا حالت بافتی کم کیفیت جالبه بدونیم برخی اوقات کف فرسوده نشده بلکه شیارها پر شده است (شکل 2). موارد زیادی وجود دارند که در این مشکل سهیم هستند؛ اما، استفاده از آهک در بستر دام یکی از مقصران اصلی این ماجرا است. آهک در واقع یک ملات قدیمی برای سازه های جدید است. در تاسیسات مدرن فری استال، آهک از لحاظ شیمیایی و یونی در تماس با بتن قرار می گیرد. امروزه، فرآورده های بهتر و موثرتری در دسترس هستند که موجب این مشکل نمی شوند اما، مثل هر چیزی دیگری، شما چیزی بدست می آورید که بهای آن را پرداخت کردید به عبارت ساده تر: هرچه قدر پول بدهید همان قدر آش میخورید. گاهی اوقات، محصولات ارزانتر نظیر آهک، به طرق دیگر هزینه های زیادتری را موجب می شوند، مثل همین سطوح لغزنده و گاوهای زمین خورده. پس واقعا چقدر پول ذخیره کردیم با خرید آهک؟ شکل 2 دلایل محیطی تبخیر مایعات (به دلیل تهویه، نور خورشید، باد، و رطوبت کم) موجب می شود که مواد معدنی موجود در منابع آبی، ادرار، و کود روی سطح باقی بمانند (مواد معدنی موجود در مایعات تبخیر نمی شوند)، که بنابراین تهدیدی خواهند بود برای هر شیار یا کف بافت دار. شکل 3 این مواد معدنی، نظیر کلسیم (در آهک) و سدیم به سهولت زدوده نمی شوند. آنها با کف پیوند برقرار می کنند و تقریبا به اندازه بتن سفت و محکم میشوند. تنها راه حل این مشکل، شیار دار کردن مجدد کف (شکل 3) یا خراش دادن مجدد کل کف بهارند است (شکل 4). زدودن شیمیایی یا با دست شستن این مواد معدنی غیر ممکن است. تشکیل جلبک در آب بازیافتی برای شستشو یا رطوبت باقی مانده در نقاط تاریک تر و با تهویه کمتر نیز موجب ایجاد لایه ای قهوه ای و چرب مانند می گردد. این مورد بیشتر در سالن های شیردوشی و سالن های انتظار شیردوشی دیده می شود. استفاده از یک اسید نه چندان قوی یا سفید کننده و آن هم چندین مرتبه در سال می تواند به حل این مشکل کمک کند. این عمل در زدودن چربی و اجسام جامد شیر نیز که سطوح لغزنده ای روی بتن ایجاد می کنند کمک می کند. شکل 4 حفظ و نگهداری نامناسب معمولا کارکنان چندین ساعت را صرف شستن تراکتورها، وسایل نقلیه یا کمباین ها می کنند تا کارایی آنها را حفظ کنند و همچنین به این دلیل که همسایه ها آنها را دید می زنند! خیلی کم نیست مواردی که کف جایگاه در مدفوع و کود پنهان شده باشد (شکل 5) شکل 5 چه کسی فکر می کند که آن را شستشو کند؟ نتیجه اینکه طبقاتی از مدفوع ناپیدا زیر پس آب های جایگاه یا در راهروهای آفتابی و خوش تهویه به وجود می آید. یکبار دیگر باید گفت که این موارد هر شکلی از اصطکاک در سطوح بتنی را به مخاطره می اندازند. اگر کود را به حال خود رها کنید به سقف می چسبد، پس چرا برخی افراد از چسبیدن آن به کف زمین تعجب می کنند؟ طراحی ضعیف جایگاه جایگاه های مدرن فری استال حول محور یک سیستم بازیافت کود مایع طراحی می شوند. اما برخی طراحان و سازندگان خواهان جداسازی مایعات از مواد جامد از هم هستند در جایی که ترکیب آن بیشتر مورد نیاز است: در راهروی جمع آوری کود. شیب دار کردن یا شیب دادن راهروی جمع آوری به سمت مرکز و دور از کناره ها در 10 سال گذشته در برخی مناطق بزرگترین مشکل بوده است. مایعات و ادرار از مواد جامد جریان پیدا می کنند، که در نهایت مثل کره بادام زمینی روی کف پخش می شوند و تا حدی خشک می شوند که یک لایه پوستی چرم مانند، یا حتی بدتر، یک لایه ضخیم شبیه تخته سه -لا خرده چوب بوجود بیاورند (شکل 6). شکل 6 برای هر ابزار خراش دهنده ای این وضعیت بسیار سخت است که روی سطوحی کار کند که زیر 1.5 سانتی متر از چنین ملاتی قرار گرفته باشد. در نهایت باید بخاطر داشت که هدف داشتن یک کف تمیز است نه کف خشک! این مهم تنها با استفاده از کار بر روی کود مایع به همان صورت که هست به دست می آید، کود مایع! (مدفوع + ادرار = کود) جایگاه های انتظار شیب دار یک تفاوت ارتفاعی بین سالن انتظار و مابقی نواحی جایگاهی در حد 1.2 تا 1.5 متر وجود دارد. این فاصله تقریبا زیاد است؛ چرا که شیب دادن به سمت سالن شیردوشی زاویه ای ایجاد میکند که برای گاوهای شیری مناسب نیست. گاوها در سطوح شیب دار خوب عمل نمی کنند بویژه وقتی تراکم و ازدحام وجود داشته باشد. در هنگام طراحی تاسیسات جدید به این نکته توجه کنید؛ سطح بهاربند را افزایش دهید یا سطح شیردوشی را پایین بیاورید. انتظارات غلط شیار دار کردن سطوح تنها در یک جهت، مادامی کارا خواهد بود که دام ها در آن جهت حرکت کنند. اما، وقتی گاوها به اندازه 90 درجه می چرخند تا خوراک بخورند یا وارد استال شوند، شیار های تک بعدی در جلوگیری از لغزیدن دام کار زیادی انجام نمی دهند. شیار تک بعدی فقط نیمی هزینه دارد و فقط نیمی از زمان ها کارایی دارد. مواردی که موجب اصلاح 10 تا 20 درصدی سطح بهاربند می شوند در مقایسه با چیزهایی که 80-90 درصد کف بهاربند را اصلاح می کنند، تنها 10-20 درصد بهبود ایجاد می کنند. هدف متوقف کردن «لیز خوردن» است پیش از آنکه اتفاق بیفتد، نه بعد از اینکه این اتفاق رخ دهد. اینطور گفته می شود که کف بهاربند می تواند خیلی زبر باشد. سال ها تحقیق و آزمایش نشان می دهد که رابطه خوبی بین آنچه اصطکاک موثر در برابر آن عاملی که برای سم خیلی زبر و خراشنده است، وجود دارد. کف بهاربند یکی از پر کاربردترین و پر استفاده ترین بخش های یک فارم است. هر دقیقه و هر روز کف بهاربند در آسایش دام، حمل و نقل دام، و جمع آوری کود استفاده می شود. درست مانند سایر بخش های فارم، کف بهاربند نیازمند ساختار مناسب است و اینکه در یک برنامه منظم حفظ و نگهداری شود. کف بهاربند پرهزینه ترین بخش دامداری نیست، ولی اگر خوب حفظ و نگهداری نشود می تواند زیان ها و هزینه های زیادی به بار آورد. نویسنده: دکتر احسان محجوبی

جزئیات
اندازه ذرات و تراکم دام: آیا تلیسه ها هم تحت تاثیر قرار می گیرند؟

اندازه ذرات و تراکم دام: آیا تلیسه ها هم تحت تاثیر قرار می گیرند؟

19 اسفند1396

اندازه ذرات و تراکم دام: آیا تلیسه ها هم تحت تاثیر قرار می گیرند؟ تا آغاز اولین شیردهی، تلیسه درآمدی برای دامدار ایجاد نمی کند؛ در حقیقت، پرورش او هزینه زیادی به دامدار تحمیل می کند. گزارشی به تازگی از دانشگاه پنسیلوانیا نشان می دهد که هر تلیسه از شش ماهگی تا زمان تلقیح روزانه 1.17 دلار و از زمان تلقیح تا اولین زایش روزانه 2.02 دلار هزینه در بر دارد. سن کمتر در زمان زایش منجر به تولید شیر بیشتر و درآمد بیشتر می گردد. ترکیبی از تغذیه و تکنیک های مدیریتی درست نیاز است تا به هدف 82% وزن بلوغ در زمان اولین زایش در سن کمتر نائل شویم. تحقیقی از دانشگاه ویسکانسین در سال 2017، اثرات فرآوری کاه و تراکم دام در بهاربند را بر رفتارهای جداکردن خوراک و عملکرد رشد تلیسه های هلشتاین بررسی کرد. در این پژوهش اثرات کاه با ذرات بلند در مقایسه با ذرات کوتاه در جیره ای یکسان که به تلیسه ها در بهاربندهایی با تراکم 100، 125، و 150 درصد ارائه شده بود، ارزیابی شد. مشابه این تحقیق در انستیتو ماینر با گاوهای شیری انجام گرفته بود. تلیسه های تغذیه شده با کاه با اندازه ذرات کوتاه در تراکم های 125 و 150 درصد در مقایسه با تلیسه های تغذیه شده با همان جیره در تراکم 100 درصد افزایش وزن روزانه و وزن بدن کمتری داشتند. تفاوتی بین دو بهاربند متراکم 125 و 150 درصدی وجود نداشت. از آنجایی که تفاوتی بین ماده خشک مصرفی در بین تیمارهای مختلف کاه با اندازه ذرات کوتاه وجود نداشت، کاهش عملکرد تولیدی می تواند با کاهش بازده خوراک در بهاربندهای شلوغ توجیه شود. برخلاف جیره حاوی کاه با اندازه ذرات کوتاه، در جیره حاوی کاه با الیاف بلند هیچ تفاوتی بین تراکم های مختلف دام در بهاربند وجود نداشت. با استفاده از الک پنسیلوانیا محققان به بررسی رفتار جداکردن خوراک در گروه های مختلف پرداختند. اگرچه تلیسه های موجود در هر دو گروه کاه با الیاف کوتاه و کاه با الیاف بلند، به سود الیاف متوسط، کوتاه و ریز، بر ضد الیاف بلند (بیش از 19 میلی متر) خوراک را جدا کردند ولی جداکردن خوراک به صورت تهاجمی تری در گروه تغذیه شده با الیاف بلند کاه صورت گرفت (شکل را ملاحظه بفرمایید). تفاوتی در رفتار جداکردن خوراک در تراکم های مختلف بهاربند مشاهده نشد، اما این رفتار به طور بالقوه ای در شرایط تراکم بهاربند خطرناک تر است. تنش اجتماعی بیشتری بین تلیسه های غالب و مغلوب در شرایط محدودیت فضای آخور وجود دارد، که می تواند منجر به این شود که تلیسه های مغلوب مجبور شوند صبر کنند تا دام های غالب تر اول خوراک بخورند و بعد نوبت آنها فرا برسد. نه تنها این اتفاق بدین معنی است که تلیسه های مغلوب تا وقتی که نوبت آنها برسد زمان بیشتری را به صورت بیهوده سرپا می ایستند، بلکه وقتی امکان خوراک خوردن برای آنها فراهم میشود خوراکی را خواهند خورد که قبلاً جدا شده است که می تواند موجب این شود که ترکیب خوراک مصرف شده بسیار متفاوت از آنچه باشد که در ابتدا فرموله شده است. قابل درک خواهد بود که این پدیده منجر به تنوع بیشتر در سرعت رشد در داخل بهاربند می گردد. همانند گاوهای شیری، تلیسه ها هم تنش های محیطی را درک می کنند و توانایی محدودی در کنار آمدن با آنها دارند، پیش از اینکه عملکردشان (یعنی سرعت رشد) مختل شود. بنابراین، باید به مدیریت تلیسه ها همانند مدیریت گاوهای بالغ توجه کنیم. تغذیه علوفه با کیفیت که موجب تشویق رفتار جدا کردن خوراک نشود و حفظ تراکم مناسب در بهاربندها از جمله راهکارهای مدیریتی است که به حداکثر نمودن عملکرد رشد کمک خواهد کرد و منجر به سن کمتر در اولین زایش و یک گاو پرتولیدتر خواهد شد. نویسنده: دکتر احسان محجوبی

جزئیات
كاه به عنوان يك منبع علوفه جايگزين

كاه به عنوان يك منبع علوفه جايگزين

3 اسفند1396

كاه به عنوان يك منبع علوفه جايگزين آيا كاه مي تواند يك علوفه جايگزين باشد كه شما بتوانيد در جيره هاي شيري تان بگنجانيد؟ اين سوالي است كه دكتر مايك هاتجنز به طور مختصر و مفيد به آن پاسخ خواهد داد. كاه مي تواند امتيازات مختلفي براي برنامه تغذيه ايي گاوهاي شيري به ارمغان بياورد. منبع عملكرد يا فيبر بلند براي توسعه مت علوفه ايي در شكمبه منبع علوفه ايي با انرژي پايين جهت رقيق كردن علوفه غني از انرژي و نشاسته (مثل سيلوي ذرت) علوفه كم پروتئين شامل 4 درصد پروتئين كل و 25 درصد پروتئين محلول است پروفايل مواد معدني منحصر به فرد شامل 1.5 درصد پتاسيم، 0.3 درصد كلسيم، و 0.1 درصد فسفر (كاه كندم، NRC,2001 ) علوفه "تميز" معمولا بدون كپك و علف هرز اما، به هر حال اگر شما به كاه نگاه كنيد، يه مقداري موانع و معايبي  هم دارد. فيبر بالا (شامل 73% NDF ، 50% ADF ، 9% ليگنين) كه مي تواند ماده خشك مصرفي را محدود كند (كاه كندم، NRC,2001 ) انرژي پايين است (47% TDN يا 37/0 مگاكالري انرژي خالص شيردهي) نرخ آهسته قابليت هضم NDF به عنوان فاكتور پرشدگي بالاي شكمبه خوش خوراكي مي تواند يه مشكلي باشد كه منجر به سوا كردن ( sorting ) شود ممكن است گران باشد (اخيرا 80 دلار به ازاي هر تن است در حالي كه ذرت كمتر از 2 دلار براي يك بوشل يا 70 دلار به ازاي هر تن است) شايد در منطقه تان غير قابل دسترس باشد بر اساس اين خصوصيات، زماندن خوراندن كاه چندين سناريوي تغذيه ايي مي تواند در نظر گرفته شود. حالت اول با تاكيد مدوام بر كيفيت علوفه و ارقام سيلوي ذرت با فيبر پايين، سطح NDF مي تواند محدود شود. ذرت mid-rib قهوه ايي (ذرت اصلاح ژنتيكي شده با قابليت هضم NDF بالاتر) و علوفه هاي با ارزش نسبي خوراك (RFV) بالاي 180 مي توانند از يه مقدار كاه كم سود ببرند. اين علوفه ها تقريبا مي توانند در ساختن جيره "خيلي خوب" باشند. اضافه كردن نيم تا يك پوند كاه (220 تا 450 گرم) در اين جيره ها مي تواند مفيد باشد. حالت دوم علوفه هايتان مقدار كافي فيبر بلند به دليل ريز شدن خيلي كم،كاهش اندازه ذرات در هنگام بسته بندي يا مخلوط شدن و خرد شدن بيش از حد در ميكسر ها، براي حفظ عملكرد شكمبه فراهم نمي كنند. اضافه كردن كاه مي تواند pH و تخمير شكمبه را بهبود دهد. حالت سوم سيستم هاي چراي متراكم مي تواند منجر به علوفه هاي حاوي بيش از 28% پروتئين (80% قابل تجزيه) و كم تر از 35 درصد NDF شود. اين علوفه آبدار به سرعت شكمبه را پاك مي كند كه منجر به افت pH شكمبه زير 5.5 مي شود. مديران گله هاي شيري در نيوزلند گزارش كردند كه خوراندن 1 كيلو كاه (2 پوند) اسكور مدفوع را بهبود داد و توليد شير و اجزاي آن را افزايش داد. حالت چهارم جيره هاي قبل از زايش ( Close up ) بايد حاوي كم تر از 1.2 درصد پتاسیم باشند در حاليكه پر شدن شكمبه و علوفه بلند را حفظ كنند. اگر تنها 5 پوند (2.3 كيلو)  علوفه لگوم-گراس به صورت ماده خشك بتواند براي كنترل سطح پتاسيم تغذيه شود، كاه مي تواند مقداري فيبر بلند را براي اجتناب از جابه جايي شيردان و اسيدوز در زمان زايش كه ماده خشك مصرفي افت مي كند، تامين كند. كارگرهاي ويسكانسين پيشنهاد مي كنند كه يك پوند (450گرم) مي تواند مشابه با 3 پوند (1.3-1.5 كيلو) علف خشك لگوم-گراس عمل كند. كاه مي تواند اين نيازها را تامين كند. گاوهاي انتظار زايش تغذيه شده با  6 تا 10 پوند كاه كه با ذرات كم تر از 2 اينچ (5 سانتي متر) فرآيند شده اند، مي تواند با چنین توصیه هایی جفت و جور شود. خلاصه خوراندن كاه بايد با دقت مورد توجه قرار گيرد و به طور راهبردي در جيره وارد شود. مديران و متخصصان گاو شيري بايد تصميمات زير را بگيرند. بايد مقدار كاه به خاطر خصوصيات منفي اش محدود شود. نوعا كم تر از 2 پوند كاه (900 گرم تا 1 كيلو) براي جيره هاي شيري بهينه است. فرآيند كردن كاه ( 2.5 تا 5 سانتي متر) براي اجتناب از عمل سوا كردن ضروري است. اگر گاوها كاه نخورند و براي بالانس جيره هم مورد نياز باشد، مشكلات بيشتري مي تواند ايجاد شود تا اينكه حل شود. نوع كاه مشخص نيست. يك مدير برتر در پنسيلوانيا انواع مختلف را امتحان كرده است، اما گزارش كرد كه كاه گندم براي مزرعه شان به خاطر ساقه تو خالي اش بهتر عمل مي كند (شناور در شكمبه) و گاوهايشان به نظر مي رسد راحت تر مصرف مي كنند (خوش خوراك تر). تاكنون پ‍ژوهش كمي در اين زمينه چاپ شده است. با اضافه كردن نيم پوند (220 تا 300 گرم) كاه شروع كنيد تا پاسخ گاوهاي شيري را مشاهده كنيد. پاسخ هاي زير خبر خوبي خواهند بود. اسكور مدفوع بهبود مي يابد (از حالت شل به قوام دار تر مي رود) توليد شير يا تركيبات آن افزايش خواهد يافت يا به حالت طبيعي بر مي گردد. ماده خشك مصرفي دست نخورده باقي مي ماند يا عملا افزايش مي يابد. فعاليت جويدن بيشتر لقمه مشاهده مي شود. اگر هر كدام از اين خصوصيات گاو (براي مثال افت ماده خشك مصرفي) نادرست عمل کند، كاه اضافه شده مسئول آن است. متخصصان تغذيه مزارع شيري گوناگون به طور روزمره 250 تا 700 گرم كاه به همه جيره هاي گاو شيري و خشك اضافه مي كنند. آن ها كاه را به عنوان يك بيمه نامه براي حفظ عملكرد حداقلي شكمبه و سلامت در نظر مي گيرند. نویسنده: دکتر احسان محجوبی

جزئیات
راهکارهای تغذیه ای در زمان کمبود ویتامین A و E

راهکارهای تغذیه ای در زمان کمبود ویتامین A و E

29 بهمن1396

راهکارهای تغذیه ای در زمان کمبود ویتامین A و E در ماه های گذشته اخباری مبنی بر اینکه کمبود ویتامین A و E در سال 2018 هم ادامه خواهد داشت به گوش رسید چرا که تولید ویتامین در اواخر سال 2017 مختل شد. آتش سوزی در کارخانه در آلمان و انتقال تولید به چین موجب ایجاد موجی بی سابقه در افزایش قیمت شد که ممکن است تا تابستان 2018 ادامه پیدا کند. وقتی برای کاهش ورم پستان، سقط، جفت ماندگی، و متریت به ویتامین ها متکی هستید، متخصصان تغذیه پیشنهاد می کنند که سطح کنونی گنجاندن این ویتامین ها در جیره را مد نظر قرار دهید. دکتر Bill Weiss از دانشگاه اوهایو پیشنهاد می کند که گاوهای انتظار زایش را در اولویت قرار دهید و مطابق با NRC به میزان 50 هزار تا 70 هزار واحد بین المللی ویتامین A و 2000 واحد ویتامین E در روز برای آنها تامین نمایید. دکتر هاتجنز توصیه می کند که تا زمانی که گاوها آبستن نشده اند 1000 واحد بین المللی در روز ویتامین E به آنها تغذیه کنید و برای گاوهای اواسط تا اواخر شیردهی 600 واحد بین المللی در روز ویتامین E در نظر بگیرید. دکتر Weiss می گوید: «من سعی میکنم مقداری مکمل ویتامین A و E برای همه گاوها تامین کنم، ولی گاوهای شیرده در کمترین اولویت هستند». او اضافه کرد «این گاوها حجم زیادی خوراک مصرف میکنند، و کیفیت این خوراک معمولا از آنچه به گاوهای خشک داده می شود خیلی بهتر است. جیره گاوهای شیرده می تواند حاوی مقادیر به نسبت خوبی ویتامین E و بتا-کاروتن (پیش ساز ویتامین A ) باشد.» هاتجنز اضافه کرد: «مرتع سطوح قابل قبولی از ویتامین A و کاروتن تامین می کند. راهکار دیگر در مورد ویتامین E استفاده از سلنیوم آلی است چرا که فراهمی بیشتر و عملکرد بیولوژیکی بالاتری دارد.» در نهایت، هر دو این دانشمندان توصیه می کنند که سطوح ویتامین جیره بررسی شود چرا که معمولا جیره های ارائه شده در سطوحی بالاتر از توصیه های NRC فرموله می شوند. اگر سطح وارد کردن این ویتامین ها به مقادیر توصیه شده توسط NRC برگردد، هنوز هم مزایای ویتامین A و E با هزینه کمتر قابل تشخیص است. نویسنده: دکتر احسان محجوبی

جزئیات
پنج عامل در انتخاب درمان ورم پستان

پنج عامل در انتخاب درمان ورم پستان

15 بهمن1396

پنج عامل در انتخاب درمان ورم پستان تعیین هزینه واقعی درمان ورم پستان فقط نیازمند مقایسه قیمت و هزینه هر جعبه پماد ورم پستان نیست و به موارد دیگری نیاز دارد. هنگام بررسی گزینه های درمان به این 5 عامل توجه کنید: کارایی درمان: وقتی به کارایی درمان نگاه می کنید، چطور میتوانید بگویید که آیا این درمان جواب خواهد داد یا خیر؟ آیا این درمان عفونت را از بین می برد و پاتوژن های مسبب بیماری در دامداری را محو خواهد کرد؟ اگر جواب خیر است، پس در آینده نرخ برگشت مجدد ورم پستان و سوماتیک سل کانت بالاتری را خواهید دید. هزینه درمان در روز: هزینه هرجعبه پماد پستان ممکن است گمراه کننده باشد. به تعداد درمان های مورد نیاز و تکرر مجدد درمان نگاه کنید (هر 12 ساعت در مقابل هر 24 ساعت یکبار) هزینه دور ریختن شیر: برچسب دارو را در مورد دور ریز شیر بخوانید. دوره های منع مصرف کوتاه تر اغلب اقتصادی تر هستند به این دلیل که خیلی زودتر موجب برگشت شیر به تانکر شیر می شوند. پتانسیل خطر باقی مانده در شیر: مدیریت محصولاتی با خطر بالای باقیمانده مواد آنتی بیوتیک در شیر می تواند مخاطره انگیز باشد و کارایی دامدارای را به خطر بیندازد. این امر حتی می تواند خطر سرایت باقیمانده انتی بیوتیکی به شیر سالم را در هنگام حمل در بر داشته باشد. از داروهایی استفاده کنید که حداقل خطر باقی مانده در شیر را داشته باشند. نرخ برگشت مجدد بیماری و سوماتیک سل کانت: درمان ناقص می تواند منجر به عود مجدد بیماری شود و به طور مزمن گاوها را درگیر کند. موفقیت در درمان را پایش و نظارت کنید تا مطمئن شوید میزان بالایی بهبودی از موارد باکتریایی، میزان پایین تر برگشت مجدد بیماری و سوماتیک سل کانت کمتری را به دست آورده اید. فقط یک راه برای اطمینان از اینکه نوع درمان جواب می دهد یا نه وجود ندارد. راهکاری برای درمان ورم پستان وجود ندارد که به درد همه گله ها بخورد. دنبال گزینه هایی باشید که نه تنها به طور فیزیکی علائم ورم پستان را از گله پاک کند بلکه همچنین موجب حذف عوامل باکتریایی مسبب ورم پستان باشد تا به بهبود کامل برسید. وقتی یک بار به درمان باکتریولوژیکی رسیدید، دیگر نیاز به درمان مجدد و استفاده از آنتی بیوتیک های اضافی را محدود می کنید. این امر برای سلامت دام های شما و نیز بنیاد تجارت گاو شیری شما اهمیت زیادی دارد. نویسنده: دکتر احسان محجوبی

جزئیات
علم و هنر مدیریت فراز و نشیب های ارائه خوراک TMR

علم و هنر مدیریت فراز و نشیب های ارائه خوراک TMR

11 بهمن1396

علم و هنر مدیریت فراز و نشیب های ارائه خوراک TMR یک چالش بزرگ برای دامداران این است که چگونه ارائه یکنواخت TMR به گله شیری را حفظ کنند. راننده فیدرها یا خوراک ریزها به دفعات خود را وسط جنگی دوره ای می یابند، به نحوی که برخی روزها بیش از حد خوراک می دهند و برخی روزها با کمبود خوراک مواجه می شوند، بدون درک این نکته که بیشتر این تغییرات اغلب نتیجه تغییر در ارائه خوراک به نحوی است که خارج از تقارن با رفتار مصرف دام می باشد. به محض اینکه اصول معین خوراکدهی درک شود، سازگار کردن تغییرات خوراک مطابق با تغییرات قابل پیش بینی رفتار خوراک و حداقل کردن تنوع غیر ضروری در تحویل خوراک امکان پذیر می گردد. اصل 1: نیازهای تک تک دام ها در یک گروه خوراک نباید در کوتاه مدت به شدت تغییر یابد. نیازهای تغذیه ای یک دام به صورت انفرادی از مولفه های مختلفی تشکیل می شود که عبارتند از: نگهداری (بر اساس وزن بدن)، شیر تولیدی و رشد (در مورد تلیسه ها) و پر کردن ذخایر بدنی. در کوتاه مدت (یعنی یک تا دو هفته)، این نیازها نباید به طور چشمگیری تغییر یابند. در مورد یک گروه شیردهی، مادامی که ترکیب گروه بر اساس شکم زایش و تولید شیر، در طول زمان به شدت تغییر نکند، نه نیازهای تغذیه ای و نه مصرف TMR تغییر نخواهد کرد. اصل 2: یک دوره منع مصرف خوراک با افزایش گرسنگی و به دنبال آن یک دوره جبران مصرف بیش از حد دنبال خواهد شد. اگرچه نیازهای تغذیه ای فردی نباید تغییر پیدا کنند، ولی به دلیل جابجایی یا تغییرات آب و هوایی، و نیز ورود دام جدید به گروه یا خروج آنها ممکن است به یکباره مصرف انفرادی یا گروهی تغییر یابد. هر زمانی که شرایط روزمره یک بهاربند با جابجایی هایی نظیر سم چینی به هم بخورد، افت خوراک مصرفی برای یک یا دو روز امری کاملا متداول خواهد بود. این امر ممکن است یکی-دو روزی با مصرف بیش از حد طبیعی خوراک دنبال شود که پس از آن معمولا به سطوح نرمال قبل بر می گردد. آب و هوا: اگر امکان آن فراهم باشد گاوها می توانند 24 تا 48 ساعت پیش از طوفان یا سایر تغییرات آب و هوایی به طور چشمگیری خوراک مصرفی را افزایش دهند، و در طول آن رخداد آب و هوایی خوراک مصرفی حدود 30% زیر حد نرمال افت خواهد کرد. پس از آن، احساس گرسنگی وصف ناشدنی موجب افزایش مجدد خوراک مصرفی به بالاتر از سطوح نرمال خواهد شد و سپس به تدریج و با بر طرف شدن حس گرسنگی به میزان طبیعی بر می گردد. در مقابل، تنش حرارتی کوتاه مدت می تواند موجب کاهش موقتی مصرف خوراک شود، در حالی که دوره های بلند مدت تنش حرارتی با کاهش کلی در مصرف همراه است که مدت زیادی طول خواهد کشید. ورود و خروج دام: ورود دام به بهاربند یا خروج آنها از گروه مصرف گروه را تغییر خواهد داد، ولی اثرات این تغییرات به مراتب کمتر از اصل یک می باشد. ممکن است اینطور به نظر برسد که تغییر و جابجایی یک دام در یک گروه 100 راسی گاو فقط نیازمند یک درصد تغییر در تحویل خوراک باشد. ولی، در یک گروه از گاوهای شیرده در گله، به طور طبیعی انتظار نمی رود که گاوهای ورودی (تازه زا) یا گاوهای خروجی (گاوهای در حال خشکی) مقادیر یکسانی خوراک را در مقایسه با میانگین گله مصرف کنند، شاید تنها 60-80 درصد باشد. ولی باز هم دیدن تغییرات حداقلی 3 تا 5 درصدی در خوراک تحویلی در برخی گله ها بدون وجود رابطه ای با تعداد راس دام خوراک داده شده امری متداول است. اصل 3: واکنش راننده فیدِر همیشه با وقفه ای بعد از رفتار حیوان رخ می دهد و اگر فرد الگوهای مصرف دام را دنبال کند، تنوع خوراک دادن را چندین برابر می کند. وقتی خوراک نامحدود و همیشه در دسترس است، تغییرات دوره ای در مصرف بدون هیچ نشانه ای اتفاق می افتند و به سرعت خودشان تصحیح می شوند. اما، وقتی خوراک ریز سعی دارد در حد اشتها و به منظور کاهش بقایای خوراک در یک برنامه روزانه خوراک بریزد، خود این امر به راحتی با دنبال کردن و واکنش نشان دادن به رفتار خوراک خوردن دام اغلب مسبب مصرف دوره ای می شود و کمبود خوراک مکرر را موجب می شود. به طور کلی مشکلات زمانی ایجاد می شوند که فردی که مسئول ایجاد تغیییرات خوراک است می بیند که یک گروه از دام ها زودتر از موعد خوراک خود را مصرف کرده اند یا وقتی دام ها سر آخور می آیند آخور «صاف و خالی» است. این افراد اغلب بدون در نظر گرفتن اینکه چرا خوراک مصرفی تغییر کرده است اقدام به افزایش 3 تا 5 درصدی خوراک می کنند. افزایش بیش از حد در تخصیص خوراک: برای مثال وقتی به دلیل وقوع جابجایی، تغییری به نسبت کوچک در اندازه گروه یا تغییر تدریجی در احتیاجات مواد مغذی، افزایش های پِی-آیند در خوراک مصرفی بسیار زیاد باشد، آنگاه همان طور که گرسنگی وصف ناشدنی در طول چند روز برطرف می شود باقیمانده خوراک هم افزایش می یابد؛ آنگاه راننده فیدِر مقدار خوراک ریخته شده را کم می کند و این چرخه دوباره تکرار می شود. پایش و تعقیب گاوهای گرسنه: اگر برای غلبه بر تقاضای ناگهانی مصرف خوراک در گروه افزایش اولیه در تخصیص خوراک اندک باشد، که می تواند پیش از آغاز شرایط بشدت بد آب و هوایی اتفاق بیفتد، راننده فیدِرها اغلب با چندین افزایش متوالی در تخصیص خوراک گاوها را پایش و تعقیب خواهند نمود، که آنگاه وقتی شرایط بد آب و هوایی رخ داد با حجم زیادی از خوراک باقیمانده روبرو می شوند. در این شرایط، برای تصحیح مقادیر فزاینده باقی مانده خوراک، این افراد به شکل ضربتی اقدام به کاهش مقدار خوراک ریخته شده می کنند، به نحوی که تا شرایط بد آب و هوایی از بین رفت با مشکل بزرگتر «آخور خالی و صاف» مواجه می شوند، که به نوبه خود موجب ایجاد چرخه خوراکدهی مشخصی می شود که می تواند هفته ها تا ماه ها طول بکشد. الگوهای مصرف دوره ای یا چرخه ای، به نحوی که در آن گروهی از گاوها به طور سیستماتیک خوراک کافی برای تامین نیازهای نگهداری و تغذیه ای خود نداشته باشند، در شیر تولیدی بازتاب خواهد یافت. عدم دریافت خوراک در روزهایی که خوراک ارائه شده کم باشد تولید شیر را کاهش خواهد داد، ولی پس از اینکه مقادیر زیادی خوراک ارائه می شود معمولا شیر تولیدی بر نمیگردد. اغلب، توانایی فردی دام ها در رسیدن به پتانسیل پیک شیر تولیدی هم به مخاطره می افتد. چندین دهه است که در مزارع پرورش گاو گوشتی روش هایی در «فراخوان خوراک» برای کنترل تنوع در ارائه و مصرف خوراک به کار برده می شوند، ولی در گاوهای شیری که ارزش یکسانی هم دارند به ندرت از این روش ها استفاده می شود. آن روش ها به قرار زیر است: برای دانستن اینکه چه میانگین خوراک مصرفی روزانه و پایداری باید در گله وجود داشته باشد، داده های خوراک ارائه شده روزانه ( as-fed و ماده خشک) را ثبت و ضبط کنید. برای هر بهاربند در فارم زمان مشخصی از روز را برای گرفتن تصمیم در مورد تغییرات خوراک تخصیص داده شده (برای فراخوان خوراک) انتخاب کنید. به طور ایده آل، این زمان می تواند حدود 2 ساعت قبل از ریختن خوراک اصلی در روز باشد و طوری زمان بندی شود که شخص مسئول خوراک یا هر کس دیگری پیش از آن زمان بهاربندها را مشاهده کند تا بفهمد دقیقا کدام بهاربند واقعا خوراک خود را تمام می کند. برای فارم های کوچکتر، بعداز ظهر شاید زمان بهتری در فراخوان خوراک و ریختن خوراک اصلی در روز باشد. متناسب با تغییر در ترکیب دام در بهاربند و شیر تولیدی گروه تغییرات روزانه را انجام دهید، که اغلب در مقادیر 0.5 تا 1 درصدی اتفاق می افتد، و از تغییرات پی در پی و بویژه تغییرات رو به پایین تا زمانی که مصرف پایدار شده باشد بپرهیزید. از تغییر در خوراک ریخته شده در واکنش به تغییرات ناگهانی در رفتار خوراک خوردن (مصرف) پرهیز کنید، چرا که این عمل می تواند موجب الگوهای مصرف دوره ای، مشکلات گوارشی و کاهش عملکرد تولیدی شود. هنگامی که تغییرات ناگهانی در خوراک مصرفی رخ دهد، ابتدا تلاش کنید مقدار خوراک ریخته شده روزانه را حفظ کنید، ولی زمان خوراک دادن یا مقدار خوراک ریخته شده در اولین وعده خوراک ریزی روز را به تعویق بیندازید تا قبل از اینکه خوراک تازه ریخته شود خوراک مانده در آخور تا حدی مصرف شود. بخاطر داشته باشید که مطابق با آنچه داده های ثبت شده در خود گله شما نشان میدهد، انتظار می رود که خوراک مصرفی ظرف چند روز پس از جابجایی ها یا شرایط بد آب و هوایی به میزان قبلی برگردد. آنچه که در آخور خوراک اتفاق می افتد (یعنی سطح خوراک مصرفی) و شخص آن را می بیند به شدت به وسیله حوادثی که 24 تا 48 ساعت پیش رخ داده است تحت تاثیر قرار می گیرد. در نتیجه، اگر شخص فقط به آنچه در آخور خوراک بلافاصله پیش از خوراک ریختن می بیند واکنش نشان دهد، او به نوعی با 24 ساعت تعویق نسبت به آنچه در 24 ساعت آینده دام ها به آن نیاز دارند عمل خواهد کرد. یعنی 24 ساعت آینده را هم خراب می کند! همچنین، شخص باید در نظر بگیرد که چرا سطح خوراک مصرفی در گذشته تغییر کرده است، یا ممکن است به طور ناگهانی تغییر کند، و متناسب با آن مقدار خوراک مناسبی که در ادامه نیاز دام را تامین می کند برای آنها فراهم کند؛ یعنی علم و هنر فراخوان خوراک در یک گاوداری... نویسنده: دکتر احسان محجوبی

جزئیات
سرعت بهبود چربی شیر پس از اعمال تغییرات جیره ای

سرعت بهبود چربی شیر پس از اعمال تغییرات جیره ای

2 بهمن1396

سرعت بهبود چربی شیر پس از اعمال تغییرات جیره ای چربی شیر نمایانگر بخش بزرگی از ارزش اقتصادی و تغذیه ای شیر می باشد؛ بنابراین، کاهش چربی شیر پیامدهای جدی برای گاوداران دارد. اغلب افت چربی شیر وقتی اتفاق می افتد که تجمع اسیدهای چرب غیر اشباع در شکمبه وجود دارد و قابلیت تخمیر جیره بالاست. مکانیسم های پیرامون این ارتباطات به کرات بحث شده اند، ولی مطلبی که اغلب بحث نمی شود زمان مورد انتظار در بهبود شرایط ایجاد کننده افت چربی شیر است. قبل از اینکه زمان بهبود چربی شیر را بررسی کنیم، باید تعیین کنیم که آیا افت چربی شیر مربوط به تغییرات جیره ای است یا فقط یک واکنش فصلی می باشد. وقتی به رکوردها نگاه می کنیم معمولا میبینیم که با آغاز سال جدید چربی شیر شروع به افت می کند و در تیر و مرداد به کمترین حد خود می رسد. این تغییرات گاها می تواند به اندازه 0.3 واحد درصد باشد. بنابراین در هنگام رصد چربی شیر در طول تابستان، شخص باید مراقب باشد چرا که دام ها در تلاش برای بدست آوردن درصد بالاتر چربی شیر می توانند کل تولید شیر را کم کنند. نظریه بیوهیدروژناسیون شکمبه در توضیح افت چربی شیر القا شده بوسیله جیره به طور گسترده ای پذیرفته شده است. به بیان ساده، این نظریه بیان می کند که شکمبه برای رهایی از پیوندهای دوگانه و ایجاد اسیدهای چرب اشباع تر، اسیدهای چرب موجود در علوفه، دانه های روغنی، محصولات فرعی و مکمل های چربی را بیوهیدروژنه می کند. بیوهیدروژناسیون فرآیندی چند مرحله ای است که از طریق آن اسیدهای چرب حدواسط می توانند تولید شوند. اسیدهای چرب حد واسط معینی که از این فرآیند بیوهیدروژناسیون تولید می شوند همان هایی هستند که موجب کاهش چربی شیر می شوند. مقدار سوبسترای چربی غیر اشباع فراهم برای میکروب های شکمبه در واقع دیکته می کند که چربی شیر با چه سرعتی افت کند. اما گاهی اوقات به دلیل انعطاف اجتماع میکروبی شکمبه، ممکن است یک هفته طول بکشد تا این حد واسط های بیوهیدروژناسیون بتوانند چربی شیر را کاهش دهند. دانستن مکانیسم ریشه ای افت چربی شیر به توضیح بازه زمانی بهبود چربی شیر کمک خواهد کرد. بنابراین، برای بهبود چربی شیر پایین، شخص باید مقدار حدواسط های بیوهیدروژناسیونی که شکمبه را ترک می کنند کاهش دهد. یک گزینه احتمالی برای کاهش سرعت عبور در چنین شرایطی افزودن الیاف است، ولی این کار می تواند کل شیر تولیدی را کاهش دهد. بسیاری اوقات این بهبود وضعیت نیازمند حذف چربی غیر اشباع و/یا تغییر جمعیت میکروبی شکمبه است که چندین روز طول می کشد. بسته به اینکه توازن میکروبی شکمبه تا چه حدی برهم خورده است، این عمل می تواند چندین هفته به طول بیانجامد. هرچند داده ها محدود هستند، ولی محققان نشان داده اند که در سطح سلولی، وقتی حد واسط های ایجاد کننده افت چربی شیر از شکمبه رد می شوند، آنزیم های مسئول سنتز چربی شیر در غده پستانی تنظیم کاهشی می شوند. برای اینکه تولید چربی شیر بهبود یابد، آن سیستم های آنزیمی دوباره باید تنظیم افزایشی شوند. بنابراین، 2 چیز باید اصلاح شود:  جمعیت میکروبی شکمبه و مکانیسم های سلولی غده پستانی. محققان دانشگاه کرنل و پنسیلوانیا نشان داده اند که تحت شرایط کنترل شده اگر عامل (یا عوامل) خطر مشکل ساز حذف شوند، حداقل 10 روز طول میکشد تا اوضاع بهبود یابد. در یک مطالعه کنترل شده، وقتی افت چربی شیر ایجاد شد، 21 روز طول کشید تا درصد چربی به حالت قبل برگردد. بنابراین به محض اینکه تصحیحات جیره ای را اعمال کردید و روند افت چربی شیر معکوس شد، اندکی صبور باشید تا سطح چربی شیر به سطح اولیه برسد. انتظار نمی رود که چربی شیر ظرف یک تا دو روز برگردد. اگر تغییرات جیره ای تهاجمی و غیر سیستمیک باشند، آنگاه خطر دیگری که همانا افت تولید شیر است رخ می دهد در حالی که هنوز چربی شیر بهبود پیدا نکرده است. افت چربی شیر داستانی قدیمی است، ولی این ماجرا در زمان های نامناسبی در گله ها نمود پیدا می کند. وقتی اقدام به برطرف کردن مشکل افت چربی شیر می کنیم، فهرست زیر به تعیین ریشه این مشکل کمک می کند. این ترتیبی است که مطابق آن به بررسی جیره و پیدا کردن راه حل اقدام میکنیم: 1- تجمع اسیدهای چرب غیر اشباع ایده آل این است که اسیدهای چرب غیر اشباع مصرفی زیر 700 گرم در روز باشد. 2- نوع کربوهیدرات و درجه فرآیند کردن آن 3- اندازه ذرات TMR 4- جدا کردن ذرات TMR (به وسیله سطح رطوبت، مخلوط کردن نامناسب، طول علوفه ایجاد می شود) 5- سطح رومنسین/یونوفر 6- کپک یا مایکوتوکسین های حاصل از علوفه یا محصولات فرعی مرطوب 7- سرعت قابلیت هضم الیاف 8- تماس فیزیکی چربی مایع در برابر چربی دانه های روغنی 9- مشخصات نامعلوم چربی مایع و در نتیجه تجمع اسید چرب غیر اشباع 10- الیاف موثر فیزیکی جیره و زمان نشخوار کردن واقعی 11- مدیریت خوراک دادن (زمان خوراک دادن، مقدار خوراک داده شده، انتخاب علوفه) 12- بار اسیدی TMR ( pH ) و مقدار خوراک سیلو شده با pH پایین که تغذیه می شوند. سرعت های بسیار بالای تخمیر کربوهیدرات را در نظر بگیرید. 13- سولفات بالای آب 14- صحت و تداوم در مخلوط فرمولاسیون واقعی، از جمله تصحیحات ماده خشک مصرفی 15- صحت ترازوی فیدِر 16- نظارت رطوبت برای نوسانات آب هوای خشک و مرطوب 17- پروفایل تخمیری سیلو نویسنده: دکتر احسان محجوبی

جزئیات
داده های به روز در مورد کروم

داده های به روز در مورد کروم

23 دی1396

داده های به روز در مورد کروم تحقیق در مورد مواد معدنی کم مصرف در گاوهای شیری ادامه دارد. افزودن مواد معدنی کم مصرف مثل افزودن اسیدهای آمینه، افزودن چربی ها و روغن ها، و بهبود هضم الیاف بلافاصله شیر تولیدی را تحت تاثیر قرار نمی دهد. نقش مواد معدنی کم مصرف شامل بهبود عملکرد آنزیم، تحریک متابولیسم، منبع آنتی اکسیدانتی، بهبود پاسخ های ایمنی، افزایش باروری و افزایش ماده خشک مصرفی است که منجر به تولید شیر بیشتر می شود. محققان دانشگاه اوهایو فهرستی از 9 ماده معدنی کم مصرف مورد نیاز گاوهای شیری را به این صورت ارائه کرده اند: کروم، کبالت، مس، ید، آهن، منگنر، مولیبدن، سلنیوم، و روی. سطحی (میلی گرم) از عنصر کم مصرف که به گردش خون وارد می شود تا به اندام های هدف (برای مثال کبد، پستان، و ذخایر چربی) برسد، عامل کلیدی در مورد عناصر معدنی کم مصرف تلقی می شود. آنتاگونیست مواد معدنی عاملی است که می تواند جذب آن عنصر توسط دام را کاهش دهد. نقش کروم کروم با تثبیت گیرنده های انسولین نقش مهمی در متابولیسم کربوهیدرات بازی می کند که ورود گلوکز را به سلول های گاو امکان پذیر می سازد. گلوکز برای سنتز لاکتوز شیر مورد نیاز است، منبع انرژی سلول های ایمنی است، و برای عملکرد تخمدان حیاتی است و نیز به عنوان یک منبع انرژی برای عملکرد حیاتی بدن مورد نیاز است. کتوز در واقع بیماری کمبود گلوکز است که منجر به موبیلیزاسیون چربی بدن می گردد. وقتی گیرنده های انسولین درست عمل نکند، وضعیتی به عنوان مقاومت به انسولین رخ می دهد که می تواند گاو را تحت تاثیر قرار دهد (مشابه با دیابت نوع II در انسان ها). مطالعات نشان داده اند مقاومت به انسولین می تواند در مقایسه با گاوهای اواخر شیردهی یا far-off در گاوهای انتظار زایش، گاوهای اوایل شیردهی، و گاوهای اواسط شیردهی رخ دهد. اثرات کروم بر پاسخ های گاو تحقیقات نشان می دهد که مکمل کروم میتواند تولید شیر، تولید مثل، پاسخ ایمنی و مقاومت به تنش حرارتی در مقایسه با گاوهایی که مکمل دریافت نکرده اند را بهبود یا افزایش دهد. تولید شیر جدول 1 خلاصه ای از 17 مطالعه با 35 تیمار را بر تولید شیر و سطوح مختلف مکمل کروم نشان می دهد (دامنه مکمل کروم از 4 تا 23 میلی گرم به ازای هر گاو در روز بود و 22 مطالعه از آنها که 6 تا 10 میلی گرم کروم به ازای هر راس داده بودند). اثر سطوح مختلف مکمل کروم معنی دار نبود. بیشتر تیمارهای کروم بهبودی مثبت و برجسته را در تولید شیر گزارش کردند. اثر تولیدمثلی توازن منفی انرژی در اوایل شیردهی می تواند به طور منفی باروری را متاثر کند، که با میزان آبستنی پایین تر مشخص می شود. برخی گاوها آنستروس می شوند که وقتی مقدار زیادی وزن بدن از دست می دهند. کروم می تواند از طریق کاهش مقاومت به انسولین و سطوح بالاتر گلوکز توازن انرژی را بهبود دهد. پژوهشی در دانشگاه پنسیلوانیا با افزودن 8 میلی گرم مکمل کروم بهبود در میزان آبستنی، کاهش در متریت تحت بالینی، روزهای کمتر تا اولین سرویس و افزایش در اووسیت های قابل بقا را در گاوها گزارش کرد. سیستم ایمنی سلول های سفید خون در پاسخ به چالش های باکتریایی و سلامت گاو لازم و ضروری هستند. سیستم ایمنی به گلوکز به عنوان یک منبع انرژی نیازمند است. پژوهش های انجام شده در دانشگاه کرنل نشان می دهد که مکمل کروم پاسخ ایمنی در گاوهای شیری را در واکنش به چالش باکتریایی در رحم افزایش می دهد (جدول 2). تحقیقات انجام شده در گاوهای گوشتی نشان میدهد که مکمل کروم (400 تا 1000 ppb ) اثرات تنش در گاوهای تازه رسیده به پرواربندی را کاهش می دهد، که هورمون کورتیزول را 64 % کم می کند. اثر کروم در تنش حرارتی مطابق با تحقیقات انجام شده در دانشگاه آیوا، گلوکز در گاوهای تحت تنش حرارتی اهمیت بالایی دارد. جدول 3 خلاصه ای از 5 مطالعه با 9 تیمار است که اثر مکمل کروم را بر تولید شیر و ماده خشک مصرفی در هنگام تنش حرارتی نشان میدهد. مکمل کروم در سطح مزرعه تنها شکل پذیرفته شده مکمل کروم در کانادا، شکل پروپیونات کروم می باشد که تا حد 500 ppb در جیره مجاز شمرده است. مراحل توصیه شده در افزودن مکمل کروم دوره پیش از زایش، تازه زا، اوایل شیردهی تا اواسط شیردهی است. خلاصه ای از داده های گزارش شده در مورد افزودن کروم نشان می دهد که از روز صفر تا 30 پس از زایش 1.68کیلوگرم تولید شیر، از روز 31 تا 100 پس از زایش 2.59 کیلوگرم تولید شیر، و از روز 100 به بعد 1.68 کیلوگرم افزایش در تولید شیر با افزودن کروم ایجاد می شود. بسته به قیمت شیر و سطح پاسخ تولید شیر نسبت سود به هزینه با افزودن کروم 10 به 1 است. نویسنده: دکتر احسان محجوبی

جزئیات
مقایسه برنامه جیره نویسی NRC 2001 و برنامه جیره نویسی Penn State برای تلیسه ها

مقایسه برنامه جیره نویسی NRC 2001 و برنامه جیره نویسی Penn State برای تلیسه ها

23 دی1396

مقایسه برنامه جیره نویسی NRC 2001 و برنامه جیره نویسی Penn State برای تلیسه ها تقریبا در اوایل تاسیس گروه برنامه جیره نویسی تحت اکسل برای تلیسه ها همراه با راهنمای جیره نویسی در گروه قرار گرفت. در مقاله پیش رو به مقایسه کوتاه این دو برنامه و نتایج آنها خواهیم پرداخت. فرموله کردن جیره برای تلیسه ها اغلب جنبه نادیده گرفته شده برنامه های تغذیه ای مزارع شیری است. برنامه جیره نویسی دانشگاه پنسیلوانیا برای تلیسه ( PSU-HDF ) به منظور بررسی و ارزیابی جیره های تغذیه شده به تلیسه ها توسعه یافت. با توجه به نتایج بدست آمده در مطالعات انجام شده در دانشگاه پنسیلوانیا، پایه و اساس بنیادین جیره نویسی با PSU-HDF در واقع نیتروژن مصرفی (گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن متابولیکی) است که هدف آن تامین 1.67 گرم نیتروژن به ازای هر کیلوگرم وزن بدن 0.75 می باشد. در مقابل، NRC بر مصرف پروتئین خام ( CP ) و بخش های تشکیل دهنده آن تاکید دارد. به علاوه، NRC تاکید دارد فزون بر تامین انرژی قابل متابولیسم مورد نیاز، مقادیر معینی از ماده خشک مصرفی هم تامین شود. تحقیقات در دانشگاه پنسیلوانیا ثابت کرده است که مقادیر متفاوتی از ماده خشک مصرفی می توانند افزایش وزن های روزانه ( ADG ) مشابهی را موجب شوند به شرطی که انرژی قابل متابولیسم به دقت تنظیم و نیاز دام تامین شود. بنابراین، PSU-HDF تاکید بیشتری را بر تامین انرژی قابل متابولیسم قرار می دهد و ماده خشک مصرفی را بر اساس آن تنظیم می کند. برای یک تلیسه 6 ماهه به وزن 200 کیلو با ADG هدف 800 گرم، NRC توصیه می کند که جیره باید حاوی 14.2% CP باشد، 11.9 مگاکالری در روز انرژی قابل متابولیسم تامین کند و از این جیره 5.2 کیلوگرم ماده خشک در روز مصرف شود. با استفاده از PSU-HDF ، نیازهای همان تلیسه با جیره ای حاوی 13.6% CP ، 11.7 مگاکالری انرژی قابل متابولیسم در روز و 4.3 کیلو ماده خشک مصرفی تامین می شود. یک تلیسه 14 ماهه به وزن 400 کیلوگرم و ADG هدف 800 گرم در روز باید مطابق با توصیه NRC 8.8 کیلوگرم ماده خشک مصرفی از جیره ای با 11.3% CP در روز داشته باشد، و 20.1 مگاکالری انرژی قابل متابولیسم در روز دریافت کند. همان تلیسه با PSU-HDF به 7.1 کیلوگرم ماده خشک مصرفی در روز با 13.1% CP و 19.7 مگاکالری انرژی قابل متابولیسم در روز نیاز دارد. با مقایسه خروجی این دو مدل، درمیابیم که NRC اغلب 20% ماده خشک مصرفی بیشتر و 60 تا 150 گرم CP مصرفی بیشتری را توصیه می کند. وقتی افزایش وزن هدف حدود 800 گرم در روز باشد، برای تلیسه های 200، 300، و 400 کیلویی NRC به ترتیب 0.2238، 0.2247 ، و 0.2247 مگاکالری انرژی قابل متابولیسم بیشتری به ازای هر کیلوگرم وزن بدن 0.75 توصیه می کند. این مقادیر به طور ثابت بیشتر از مقادیر توصیه شده PSU-HDF می باشد که عبارتند از0.2199، 0.22، و 0.2199 مگاکالری انرژی قابل متابولیسم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن 0.75 . این نتایج نشان می دهد که مدل NRC احتیاجات مواد مغذی را بیش از حد برآورد می کند. مطابق با پژوهش های انجام شده در دانشگاه پنسیلوانیا با استفاده از جیره های با تغذیه دقیق یا در حد اشتها، مدل PSU-HDF فرموله کردن جیره هایی با پروتئین و ماده خشک مصرفی کمتر را در تامین نیازهای و کاهش هزینه های پرورش تلیسه امکان پذیر می سازد. نویسنده: دکتر احسان محجوبی

جزئیات
بهبود آسایش دام با بُرس کشیدن

بهبود آسایش دام با بُرس کشیدن

16 دی1396

بهبود آسایش دام با بُرس کشیدن تیمار شدن نیازی رفتاری در گاوهای شیری است، و تحقیقات نشان می دهد که این روشی در کنار آمدن با تنش در گاو می باشد. گاوهایی که بیمارند، جدا افتاده اند، یا قادر به خوابیدن نیستند، خیلی بیشتر به خود-تیماری روی می آورند. رفتار لیس زدن ضربان قلب دریافت کننده این رفتار را کاهش می دهد و کمبود آسایش در گاوهای لنگ را کاهش می دهد. بُرس های مکانیکی در جایگاه های محبوس رفتار تیمار کردن طبیعی را تشویق می کنند، به ویژه آن نقاطی که دسترسی به آن سخت است نظیر گردن، پشت، و دم- در حالی که به طور بالقوه ای خراشیدن های مخرب و سایش بر دیوارها، درهای خروجی و آبخوری ها را کاهش می دهد. در مطالعه ای در دانشگاه گوئلف، 57% از گاوهای موجود در بهاربند ظرف 24 ساعت اول پس از نصب این بُرس ها از آن استفاده کرده بودند. ظرف یک هفته، 93% از دام ها از آن استفاده کردند. گاوها این بُرس ها را دوست دارند: وقتی بُرسی نصب می شود، رفتار سایش بیش از 500% افزایش می یابد! استفاده بیشتر از بُرس ها به ارضای نیازهای ذاتی تیمار شدن و به تمیزتر ماندن گاوها کمک می کند و ممکن است به خوبی تنش حاصل از خستگی را کاهش دهد. اینکه آیا نصب بُرس های مکانیکی در فری استال ها بر تولید شیر اثرگذار است یا خیر بحث برانگیز است. چندین سال قبل در یک مطالعه مزرعه ای در دانشگاه کرنل مشخص شد که وقتی گاوها به این بُرس ها دسترسی داشتند 5/3% شیر بیشتری تولید کردند. در همان زمان، شیر تولیدی گاوهای شکم یک تغییری نکرد. در همین مطالعه، وقتی گاوهای چند شکم از این بُرس ها استفاده کردند ورم پستان 34% در آنها کاهش یافت ولی بازهم چنین موردی در گاوهای شکم یک دیده نشد. به طور کلی، پیش بینی اینکه استفاده از چنین بُرس هایی موجب بهبود سلامت، تمیزی و آرامش دام گردد منطقی است، ولی اینکه آیا این امر موجب بهبود مستمر و قابل اندازه گیری در تولید شیر شود هنوز نیازمند تایید است. اخیرا مقاله ای به بررسی اثر استفاده از این بُرس ها در دوره انتقال پرداخته و دریافت که گاوهایی که به این بُرس ها دسترسی دارند، احتمالا به دلیل سطوح بالاتر اکسی توسین، حدودا 12 دقیقه بیشتر رفتار لیسیدن گوساله خود را از خود بروز دادند. در یک مطالعه در سال 2017، در هفته های پس زایش استفاده از بُرس بیشتر بود. در روز پس از زایش 90% از گاوها به طور میانگین 6 دقیقه در روز از بُرس استفاده کردند. بیشترین مقدار استفاده از بُرس پس از شیردوشی بود. یافته مهم دیگر حاصل از این مطالعه این بود که محل قرارگیری بُرس – نزدیک آخور خوراک یا در طرف مقابل بهاربند یا سایه – میزان استفاده از آن را افزایش نداد. این مشاهده، اطلاعات خوبی در مورد نحوه تصمیم گیری در انتخاب محل نصب چنین بُرس هایی در بهاربند ارائه می دهد. نکته بنیادین این است که تیمار شدن (یعنی، لیس زدن) رفتاری ذاتی و مورد نیاز برای گاوهای شیری است. این عمل موجب افزایش رفاه می شود و رفتارهای غیر طبیعی را کاهش می دهد. استفاده از بُرس های مکانیکی به طور پیوسته ای در حال افزایش است. اگرچه این ابزار نمی تواند به طور پیش گویانه ای موجب بهبود عملکرد گردد، ولی به هر حال موضوعی است که همه ما می توانیم تایید کنیم که چیز خوبی است! نویسنده: دکتر احسان محجوبی

جزئیات
اندازه ذرات وارده به شکمبه

اندازه ذرات وارده به شکمبه

30 آذر1396

اندازه ذرات وارده به شکمبه وقتی که صحبت از اندازه ذرات می شود، تمایل داریم تا بر آنچه در آخور وجود دارد متمرکز شویم. این امر جنبه مهمی است ولی این حقیقت را که گاو همان ابتدا در هنگام مصرف TMR اندازه ذرات را کاهش می دهد، ندیده میگیریم. تابستان گذشته در انستیتو ماینر پژوهشی در قالب یک پژوهش بزرگتر در مورد غلظت های peNDF و uNDF240 انجام شد. چهار جیره متفاوت به دام ها خورانده شد که در آن جیره یا دارای غلظت های کم یا زیاد peNDF بود و یا غلظت پایین یا بالایی از uNDF240 . گاوهای کانولا گذاری شده با TMR تغذیه شدن و لقمه های خوراک وارد شده از مری به شکمبه برداشته می شد. همان لقمه ها برای تعیین اندازه ذرات بوسیله الک های مخصوص مورد بررسی قرار گرفتند. با استفاده از همان روش، اندازه ذرات TMR نیز اندازه گیری شد. نتایج آن در جدول مشخص است. ذراتی که ریزتز از 35/3 میلیمتر بودند در این الک ها گیر نیفتادند و اندازه گیری نشدند. شکستن آغازین ذرات خوراک در TMR نشان می دهد که دو جیره حاوی peNDF بیشتر در مقایسه با دو جیره با peNDF کمتر نسبت بیشتری از ذرات بلندتر داشتند. هنگامی که میانگین محاسبه شده اندازه ذرات نیز بررسی شد رابطه مشابهی بدست آمد. وقتی به اندازه ذرات لقمه ها نگاه میکنیم میبینیم که تفاوت ها به نسبت اندک هستند و اینکه میانگین اندازه ذرات محاسبه شده کاملا مشابه است. این یافته در توافق با یافته های پیشین است که نشان می دهد قطع نظر از اندازه ذرات آغازین خوراک، اندازه ذرات لقمه وارد شده به شکمبه کاملا مشابه است. این مفهوم بسیار مهم است چرا که بدین معناست که قبل از اینکه غذا آماده ورود به شکمبه شود، گاو ما باید زمانی را برای جویدن ذرات و رساندن اندازه آنها به یک حد معین سپری کند. این رویداد به نوبه خود زمان خوراک خوردن و در نهایت بودجه زمانی گاو ما را تحت تاثیر قرار خواهد داد. در مقایسه با جیره ای حاوی ذرات ریزتر، خوراک با اندازه ذرات بلندتر منجر به وعده های خوراکی طولانی تر می شود. در یک آزمایش قبلی در همین موسسه، مشخص شد که گاوها 17 دقیقه زمان بیشتری را صرف خوراک خوردن می کنند وقتی که جیره آنها 3 درصد peNDF بیشتری داشت. در نتیجه، به خطر داشتن این نکته اهمیت دارد که صرف نظر از اندازه اولیه ذرات خوراک موجود در آخور، گاو ذرات خوراک را تا یک اندازه بحرانی کاهش خواهد داد. داشتن الیاف موثر کافی در جیره از منظر سلامت شکمبه اهمیت زیادی دارد، ولی این سوال پیش می آید که آیا مقادیر بیش از حد الیاف بلند در جیره ممکن است از منظر بودجه زمانی گاو نامطلوب باشد یا خیر و اینکه آیا گاو شیری باید زمان بیشتری را سر آخور  بگذراند یا خیر. نویسنده: دکتر احسان محجوبی

جزئیات
هر تیغه فیدر چه مدت دوام می آورد؟

هر تیغه فیدر چه مدت دوام می آورد؟

19 آذر1396

هر تیغه فیدر چه مدت دوام می آورد؟ یکی از سوالاتی که معمولا پرسیده می شود این است که تیغه فیدر چقدر باید دوام بیاورد؟ تیغه ها را باید به عنوان اجزای قابل فرسایش فیدر در نظر گرفت، بویژه در دامداری هایی که از علوفه بسته بندی شده استفاده می کنند (علوفه خرد کن ندارند). طول عمر مفید تیغه ها به موادی که از آن ساخته شده اند و نوع خوراک و علوفه ای که در فیدر ریخته می شود بستگی دارد؛ درست مانند عمر مفید لاستیک ماشین که به کیفیت لاستیک و جاده ای که در آن استفاده می شود بستگی دارد. عواملی که فرسایش تیغه ها را تحت تاثیر قرار می دهند 1- الیاف علوفه الیاف علوفه ذاتا سایش دهنده هستند و به مرور زمان موجب فرسایش تیغه ها می شوند. با افزایش بلوغ گیاه این حالت فرسایشی بیشتر می شود (مثلا علف خشک در مقایسه با کلش) و همانطور که مواد معدنی موجود در گیاه بیشتر می شود، نظیر مقدار سیلیس (مثلا کاه برنج). 2- محل قرارگیری تیغه تیغه های بالایی در یک فیدر عمدتا برای خرد کردن بِیل های دست نخورده علوفه به کار می روند. با این حال، تیغه سوم پایین اوگر است که نزدیک به 80 درصد عمل خرد کردن و کاهش اندازه ذرات را انجام می دهد. آن بدین معناست که تیغه های پایینی معمولا با سرعتی معادل 2-3 برابر تیغه های بالایی ساییده می شوند و نیاز به تعویض سریعتر آنها می باشد. 3- سنگ و شن سنگ و شن حاصل از منابع مختلف به طور قابل توجهی عمر مفید تیغه ها را کاهش می دهند. سنگ از همه بدتر است چرا که لبه های برّنده تیغه ها را در هنگام برخورد می تراشد، و پس از سایش، نواحی موجود در تیغه را گرد می کند که موجب ایجاد نقطه های کُند در تیغه می شود. هر چه سنگ های بیشتر و بزرگتری در خوراک وجود داشته باشد، فرآیند کُند شدن سریعتر اتفاق می افتد. افزایش سطح گرد و غبار و خاک در علوفه به طور چشمگیری عمل فرسایش و سرعت کُند شدن را افزایش می دهد. 4- نوع و کیفیت تیغه طیف وسیعی از تیغه های فیدر در بازار وجود دارند و عمدتا از سه گروه استیل، کاربیدی (کاربید در مغز آن وجود دارد) و روکش کاربیدی تشکیل شده اند. - استیل: تیغه های استیلی معمولا ارزانترین نوع تیغه ها هستند و سریع تر هم فرسایش می یابند. اگرچه می توان آنها را تیز کرد، ولی این کار وقت گیر است. بنابراین، معمولا آنها مقرون به صرفه ترین گزینه نیستند. - تیغه های کاربیدی: در این تیغه ها کاربید به کالبد تیغه های استیل وارد می شود. کاربید بسیار سخت و مقاوم به سایش است، ولی کاملا شکننده است و اگر سنگ در فیدر باشد می تواند به راحتی شکسته شود. این امر می تواند تراشه های بسیار ریز و تیزی ایجاد کند که در نهایت وارد خوراک شود و به طور بالقوه دام را در معرض خطر قرار دهد. مَگنِت ها این ذرات را جذب می کنند، هرچند خود کاربید غیرقابل جذب به وسیله آهن ربا است. اگر خوراک عاری از سنگ باشد، این نوع تیغه ها علی رغم قیمت بالا ممکن است مقرون به صرفه باشند. تیغه های پوشش دار با کاربید: بیشتر فیدرهای امروزی از این تیغه ها بهره میبرند. این قبیل تیغه ها تراشه های بسیار نازکی از کاربید قرار گرفته در متن لبه بُرنده یک تیغه استیل دارند. همانطور که استیل موجود در زیر لایه پوشش دار شده با کاربید ساییده می شود، یک لبه بسیار بُرنده کاربیدی نمایان می گردد. این تیغه ها به نوعی "خود تیز شونده" هستند. این قبیل تیغه ها بسیار مقرون به صرفه هستند و عمر مفید بیشتری نیز دارند. ارزیابی سایش تیغه ها معمولا بهترین راه ارزیابی فرسایش تیغه فهمیدن این نکته است که وقتی تیغه ها نو و تازه هستند چقدر زمان می برد تا یک محموله علوفه با ذرات بلند را خرد کنند، و سپس به این نکته توجه کنید که چقدر زمان با افزایش عمر تیغه زیادتر می گردد. سپس، فاصله ای را انتخاب کنید که در آن افزایش هزینه فرسایش فیدر، کار کردن تراکتور و زمان کارکردن (نیروی کارگری) به شما اخطار جایگزینی تیغه فرسوده را اعلام کند. بویژه به تیغه اوگر سوم توجه کنید. همچنین، بررسی دوره ای تیغه های موجود در روی اوگر پایینی (سومی) و مقایسه آنها با یک تیغه نو و جدید نیز مفید خواهد بود (شکل بالا). همانطور که تیغه ها فرسوده می شوند، عرض (پهنای) ناحیه پوشش دار شده نزدیک نوک تیغه کاهش خواهد یافت. اما، برای تعیین تیزی، نگاه کردن به لبه تیغه برای تعیین درجه گرد شدن یا ساییده شدن آن اهمیت زیادی دارد. همین ساییدگی است که کارایی خرد کردن را کاهش می دهد. هنگامی که این ساییدگی افزایش می یابد و کل تیغه را در بر می گیرد، در واقع زمان آن است که تیغه را تعویض کنید یا اگر ساییدگی خیلی شدید نیست، آن را به سمت بالا برگردانید. تجربه نشان داده است که جایگزینی مکرر نیمی از تیغه ها عملکرد فیدر را بهبود می دهد، هزینه های کلی را کاهش می دهد و اغلب موجب بهبود عملکرد دام میشود. نویسنده: دکتر احسان محجوبی

جزئیات
گاوها خوراک خورنده هایی بسیار انتخاب گر هستند

گاوها خوراک خورنده هایی بسیار انتخاب گر هستند

5 آذر1396

عایدی جداکردن خوراک: گاوها خوراک خورنده هایی بسیار انتخاب گر هستند گاوهای شیری به طور انتخابی خوراک خود را مصرف می کنند، که به طور کلی ذرات بلندتر را در حمایت از ذرات ریزتر جدا می کنند. جدا کردن خوراک، الیاف مصرفی را کاهش می دهد در حالی که مصرف غلات و محصولات فرعی را افزایش می دهد. این عمل همچنین منجر به بروز شرایطی می شود که که در آن گاوها جیره های متفاوتی را در طول روز دریافت کنند. آیا گاوهای شما خوراک را جدا می کنند؟ در سال 2010، تحقیقی از دانشگاه مینسوتا تغییر جیره را در 50 گله فری استال ایالت مینسوتا بررسی کرد. در هر گله، از جیره های ارائه شده به گاوهای پرتولید نمونه گیری انجام شد. اولین نمونه برداری بلافاصله پس از ریختن خوراک برداشته شد، سه نمونه بعدی به فواصل هر دو تا سه ساعت از زمان تحویل خوراک گرفته شد، و آخرین نمونه نیز از بقایای خوراک مانده در آخور گرفته شد. اندازه ذرات خوراک با استفاده از PSPS سه الکی مورد ارزیابی قرار گرفت. به طور میانگین، محققین تغییرات قابل توجهی را در درصد خوراک باقی مانده روی الک اول از اولین نمونه خوراک تا بقایای خوراک نمونه آخر مشاهده کردند که نشان میدهد گاوها علیه ذرات بلند به شدت عمل جدا سازی را انجام می دهند. به علاوه، مقدار الیاف خوراک (درصد NDF ) در طول روز افزایش داشت. در تحقیق مشابه در کانادا در 22 گله شیری نتایج مشابهی بدست آمد. به طور میانگین، جیره باقی مانده از لحاظ درصد ذرات بلند بلند بدست آمده از الک اول (19.8در برابر 33.1%) و فیبر موثر فیزیکی (17 در برابر 24.5%) نسبت به میانگین جیره ارائه شده بالاتر بود. تاثیر جداکردن خوراک بر ترکیبات شیر جداکردن خوراک موجب ایجاد نوساناتی در الگوهای تخمیر شکمبه ای می شود، و میتواند منجر به کاهش pH شکمبه و نیز بروز حمله های SARA گردد. مطالعه ای اخیرا رابطه بین رفتار جدا کردن و تولید شیر را بررسی کرد. محققان رفتار خوراک خوردن را در 28 راس گاو شیری در تای استال در دانشگاه گوئلف کانادا بررسی کردند. گاوها در حمایت از ذرات ریز، علیه ذرات بلند عمل جدا کردن را از خود بروز دادند. به طور میانگین، مصرف بلندترین الیاف در حدود 78% بود. تولید شیر آن گروه حدود 41.2 کیلو در روز با چربی شیر 3.81 و پروتئین 3.3% بود. محققان رابطه ای منفی بین جدا کردن خوراک و ترکیب شیر پیدا کردند. به ازای هر 10 % افزایش در رفتار جدا کردند علیه ذرات بلند: چربی شیر به اندازه 0.1 واحد کاهش پیدا کرد پروتئین شیر به اندازه 0.04 واحد کم شد از آنجایی که میانیگن جداسازی علیه ذرات بلند در آن گروه حدود 22% بود، چربی شیر حدود 0.22 واحد یا حدود 91 گرم در روز به ازای هر گاو به دلیل جدا کردن خوراک کاهش یافت. به طور مشابه، تولید پروتئین به اندازه 0.09 واحد یا 36 گرم در روز به ازای هر گاو کاهش یافت که باتوجه به قیمت چربی و پروتئین شیر، هر گاو روزانه چیزی معادل 72 سِنت و سالانه به اندازه 263 دلار پول از دست میدهد. نتیجه اینکه، رفتار جدا کردن خوراک یک رفتار متداول در گاوهای شیری است که می تواند منجر به مشکلات سلامتی و زیان های اقتصادی در گله شود. نویسنده: دکتر احسان محجوبی

جزئیات
دوباره زمان تفکر دوباره در مورد تنش حرارتی فرا رسیده است.

دوباره زمان تفکر دوباره در مورد تنش حرارتی فرا رسیده است.

29 شهریور1396

دوباره زمان تفکر دوباره در مورد تنش حرارتی فرا رسیده است. تازه فروردین است، ولی زود نیست که در مورد راهکارهای تخفیف تنش حرارتی در دامداری خودمان فکر کنیم. هر ساله این موقع به فکر نوشتن مقاله ای برای یادآوری اثرات مخرب تنش حرارتی می افتم. اثر اقتصادی تنش حرارتی به شدت زیاد است: تنش حرارتی می تواند خوراک مصرفی را تا 30 درصد و حتی بیشتر کاهش دهد. حتی در مزارعی که به خوبی تنش حرارتی را مدیریت می کنند نیز تنش حرارتی می تواند خوراک مصرفی را به اندازه 10 تا 15% و تولید شیر را در حد 20% یا بیشتر کاهش دهد. در بین مهمترین اثرات تنش حرارتی، افزایش دمای هسته مرکزی بدن از همه مهمتر است که منجر به ایستادن های طولانی مدت برای دفع حرارت اضافی و خنک شدن دام میشود. تحقیقات نشان میدهد که گاوهای پرشیر در شاخص دمایی-رطوبتی ( THI ) 68 دچار تنش حرارتی می شوند. این یافته نشان داد که حساسیت به تنش حرارتی به علت حرارت متابولیکی بیشتر حاصل از تولید شیر، بالاتر است. پژوهشگران ویسکانسین دریافتند که وقتی THI از 56 به 74 افزایش می یابد، زمان خوابیدن دام به مقدار 3 ساعت در روز و ایستادن دام در راهروها به اندازه 2 ساعت در روز افزایش می یابد. اسکور لنگش و زخم های سم به شدت افزایش یافتند که با زمان ایستادن بیشتر، خوراک خوردن نامرتب و مصرف بیشتر کنسانتره مرتبط بوده است. واضح بگوییم که THI در حد 74 در امریکای شمالی (و البته ایران) متداول است و گله های ما همه این پاسخ های رفتاری زیان بار را تجربه خواهند کرد. معمولا، سطح آسودگی محل استراحت، یا رقابت برای مکان استراحت تعیین کننده این است که آیا گاو نیازهای رفتاری خود به استراحت را تامین می کند یا خیر. با این حال، به نظر می رسد که در طول تنش حرارتی، این دمای هسته مرکزی بدن است که کنترل می کند گاو بنشیند یا برخیزد. پژوهشگران کرنل دریافتند که وقتی دمای بدن به حدود 38/9 درجه سانتیگراد برسد گاو برمیخیزد، و نمی نشیند تا دمای بدن او به حدود 38/3 درجه سانتی گراد برگردد . پژوهش های انجام شده در آریزونا و میزوری نیز تایید می کنند که وقتی دمای بدن دام بالای 38/9 باشد خیلی بعید است که او بخوابد. بنابراین، اگر میخواهید که گاوهایتان به مقدار لازم استراحت کنند، آنها را فقط خنک کنید! چه اتفاقی در مورد جویدن می افتد؟ رابطه بیولوژیکی بسیار قوی و محکمی بین استراحت و نشخوار کردن وجود دارد، و بیش از 90% از فعالیت نشخوارکردن زمانی رخ میدهد که دام در حال استراحت است. بنابراین، از بین بردن تنش حرارتی موجب افزایش نشخوار کردن می شود چرا که موجب افزایش زمان خوابیدن می شود. مطالعات انجام شده در انستیتو ماینر نشان داد که در گاوهای قرار گرفته در معرض راهکارهای تخفیف تنش حرارتی در حد متوسط (فقط فن بر روی استال ها) در برابر گاوهایی که فن و مه پاش بر روی آخورها و فری استال ها داشتند، روزانه حدود یک ساعت کمتر نشخوار می کنند. می دانیم که گاوها در THI حدود 68 دچار تنش حرارتی می شوند و کاهش های مرتبط در زمان استراحت، نشخوار، خوراک مصرفی و تولید شیر را تجربه خواهد کرد. استراحت کردن ارزشمندترین رفتار گاو می باشد و باید هر کوششی انجام دهیم تا این رفتار در هنگام تنش حرارتی زیاد گردد، چرا که همانطور که بیان شد تنش حرارتی موجب کاهش استراحت در جهت کوشش برای افت دمای بدن می شود. نتایج آخرین تحقیقات تایید می کند که سریع ترین راه برای اینکه گاوی که دچار تنش شده است بخوابد و استراحت کند، کاهش دمای هسته مرکزی بدن است. نویسنده: دکتر احسان محجوبی

جزئیات
خلاصه ای از جداول مهم ارائه شده توسط دکتر هاتجنز در وبینار 14 آگوست 2017

خلاصه ای از جداول مهم ارائه شده توسط دکتر هاتجنز در وبینار 14 آگوست 2017

29 شهریور1396

خلاصه ای از جداول مهم ارائه شده توسط دکتر هاتجنز در وبینار 14 آگوست 2017 تغییر در دامداری با تغییر در خوراک مصرفی رخ می دهد ماده خشک مصرفی در گاوهای هلشتاین (درصدی از وزن بدن) گاوهای پر تولید 4+ گاوهای کم تولید 3+ گاو خشک 2 تلیسه 12 تا 14 ماه 2/5 6 تا 12 ماه 2/75 3 تا 6 ماه 3 یک کیلو گرم ماده خشک = 2 تا 2/5 کیلو شیر آخرین کیلوگرم ماده خشک خورده شده می تواند 2 کیلوگرم شیر بیشتر را موجب شود ماده خشک مصرفی در گاوهای تازه زا هفته شکم یک (وزن 545 کیلو) شکم دو و بالاتر (وزن 630 کیلو) 1 14 16 2 16 19 3 17 21 4 18 22 5 19 24 استفاده از uNDF در ارزیابی جیره: تعیین کننده پر شدن شکمبه از منابع علوفه ای و/یا حداقل عملکرد الیاف در شکمبه (اثر کاه) است پیشنهاد می شود در حد 35/0 تا 45/0 درصد وزن بدن باشد. برای هلشتاین حدود 2/3 کیلو uNDF-30 توصیه می شود. بازده شیری (بر پایه شیر تصحیح شده بر اساس 3/5 درصد چربی) گاوهای پر تولید بیش از 1/7 گاوهای شکم یک پر تولید بیش از 1/6 گاو کم تولید بیش از 1/3 گله های با یک TMR بیش از 1/5 گاو تازه زا کمتر از 1/5 نگرانی (فقط یک گروه شیری) بیش از 1/3 مثالی از یک گله موفق در امریکا (گله Ever-Green-View ) میانگین تولید شیر هر گاو در روز 56 کیلو 6/28 کیلو گرم ماده خشک مصرفی در روز تعویق آبستنی (روزهای باز 140 تا 150 و بیشتر) پروفایل شیر تولیدی در گامه های مختلف و شکم های متفاوت در گله مزبور روزهای شیردهی شکم یک شکم دو شکم سه و بالاتر کمتر از 100 60 75 77 100 تا 240 63 83 78 بیش از 240 55 55 52 قوانین سر انگشتی خوراک مصرفی قد و وزن تلیسه ها سن (ماه) وزن (کیلوگرم) قد (سانتی متر) 6 181 109 12 354 124 18 454 135 24 567 140 استفاده از وزن های هدف برای هلشتاین ها وزن بلوغ (کیلوگرم) 454 635 816 اولین تلقیح (55 درصد وزن بلوغ) 249 349 49 اولین زایش (82% وزن بلوغ) 372 567 669 دومین زایش (92% وزن بلوغ) 417 585 751 سومین زایش (100% وزن بلوغ) 454 635 816 BCS توصیه شده برای تلیسه های در حال رشد بر اساس سن رخداد سن به ماه BCS هدف کمینه بیشینه 0 تا 4 2/25 2 5/2 4 تا 10 2/5 2/25 2/75 پیش از تلقیح 10 تا 12 2/75 2/5 3 تلقیح 12 تا 15 3 2/5 3/25 آبستن 15 تا 20 3/25 3 3/5 زایش بالای 20 3/25 3/5 3/75 تهیه و تنظیم: دکتر احسان محجوبی

جزئیات
در این مقاله به جداول مهم وبینار ارائه شده توسط دکتر هاتجنز در May 2017 اشاره خواهد شد

در این مقاله به جداول مهم وبینار ارائه شده توسط دکتر هاتجنز در May 2017 اشاره خواهد شد

29 شهریور1396

در این مقاله به جداول مهم وبینار ارائه شده توسط دکتر هاتجنز در May 2017 اشاره خواهد شد. اگر نسبت پروتئین به چربی در شیر بیش از 0/9 : گاوهای شما در حال از دست دادن چربی شیر هستند - منابع چربی/روغن اضافه شده به جیره ( PUFA ) - اسیدوز - کمبود انرژی/خوراک مصرفی کمتر از 0/75: گاوهای شما در حال از دست دادن پروتئین شیر هستند - کمبود اسیدهای آمینه یا عدم توازن - فقدان تولید اسیدآمینه با منشا میکروبی - فقدان RUP استفاده از uNDF در ارزیابی جیره - پرشدگی شکمبه را در نتیجه استفاده از منابع علوفه ای و/یا حداقل عملکرد الیاف در شکمبه (اثر کاه) را تعیین می کند. - در حد 0/35 تا 0/40 درصد وزن بدن توصیه می شود. - حدود 2300 گرم uNDF240 برای گاوهای هلشتاین توصیه می شود. در پاسخ به سوالی در همین رابطه دکتر هاتجنز بیان داشتند که NDFD40 و نیز uNDF240 باید مورد استفاده قرار بگیرد. دکتر هاتجنز دوباره توصیه هایی در الک پنسیلوانیا داشتند که در مقالات پیشین ارائه شده بود. نکته حائز اهمیت در این مورد این بود که ایشان گفتند «من دوست دارم از همان الک سه طبقه قدیمی با درصد توزیع 10/45/45 درصد روی الک اول و دوم و سینی پایین داشته باشیم.». در مورد نشاسته در مدفوع صحبت کردند که باز هم همان توصیه قبلی خودشان بود که در مقالات پیشین بدان اشاره شده است. - نشاسته مدفوع باید کمتر از 4/5% باشد. - اگر نشاسته مدفوع یک واحد کاهش یابد (مثلا از 10 به 9% برسد)، تولید شیر با ثابت ماندن ماده خشک مصرفی حدود 300 گرم افزایش خواهد یافت. در مورد اسکور لنگش راهکار زیر بیان شد: مطابق با سیستم 5 امتیازی 30-50 درصد از گاوهای هر بهاربند را امتیازدهی کنید و درصد توزیع هرکدام از اسکورها را محاسبه کنید. در آخر از ایشان پرسیدم کنجاله سویا خوب چه طعمی باید داشته باشد؟ تلخ یا شیرین؟ در جواب گفتند نمیشه به راحتی با طعم به خوب بودن کنجاله پی برد ولی قطعا تلخ نباید باشد. این نظر ایشون مخالف با نظر دکتر Patton بود. نویسنده: دکتر احسان محجوبی

جزئیات
چهار مزیت عمده push up کردن (یا زیر و رو کردن) خوراک در آخور

چهار مزیت عمده push up کردن (یا زیر و رو کردن) خوراک در آخور

29 شهریور1396

چهار مزیت عمده push up کردن (یا زیر و رو کردن) خوراک در آخور همه از این اتفاق روزمره مطلعیم – به محض استارت خوردن تراکتور، همه گاوهای موجود در فارم بر می خیزند و به سمت آخور خوراک حمله ور می شوند. تا وقتی که خوراک برسد، همه دام ها بیصبرانه منتظر می مانند و طوری رفتار می کنند که انگار چند روزی است غذا نخورده اند. دکتر Treveor DeVries از دانشگاه گوئلف کانادا از این رفتار گاو به عنوان پیامی در تشخیص اینکه «مشکلی در گله وجود دارد» یاد میکند و عقیده دارد باید یا دفعات خوراک دهی را بیشتر کرد و یا push up کردن را. انتظار دکتر DeVries این است که انقلاب بعدی در این صنعت مربوط به این حوزه باشد – که در مجموع به عنوان دستکاری خوراک از آن یاد می شود. گاوها قادر به خوردن خوراکی که به آن دسترسی ندارند نیستند. بنا به دلایل زیر، باید به طور جدی راهکارهای موثری را در جهت دستکاری موثر خوراک اتخاذ کنید. ماده خشک مصرفی بالاتر ماده خشک مصرفی ( DMI ) اصل اساسی و همه چیز است. هرچقدر گاوهای شما خوراک بیشتری بخورند، قادر خواهند بود شیر بیشتری نیز تولید کنند. به علاوه، تداوم و یکنواختی خوراک نیز بسیار حیاتی است. مطالعات نشان میدهند که هر چه یکنواختی جیره تغییر می کند، DMI آسیب می بیند که ممکن است منجر به تولید شیر کمتری گردد. حتی اگر هم فارم شما در مخلوط کردن خوراک و تحویل TMR در آخور خوراک در حد ایده آل عمل کند، ولی این خوراک توسط اولین دامی که به خوراک دسترسی پیدا میکند جدا خواهد شد (سورت می شود). بنابراین گاوهای ضعیف تری که بعدا به این خوراک دسترسی پیدا می کنند، همان جیره یکنواخت را دریافت نخواهند کرد. رفتار یک گاو را زیر نظر بگیرید: در ظرف چند دقیقه که به خوراک دسترسی پیدا می کند حفره بزرگی را از طریق جستجو برای سوا کردن خوراک ایجاد خواهد کرد. حال از خودتان سوال کنید: آیا میخواهید که وقتی گاوها بر میگردند با حفره دیگری در آخور مواجه شوند؟ گزینه بسیار بهتری که در این مورد وجود دارد این است که یک «یادآور» برای خود قرار دهیم و همواره خوراک را به زیر پوزه دام هدایت کنیم! این مورد برای گاوهای دوره انتظار اهمیت ویژه تری دارد چون آنها به از خوراک افتادن مستعدتر هستند و معمولا در یک بازه زمانی کوتاه چند بار در بین گروه های مختلف جابجا می شوند. بهبود چربی شیر تعدا وعده های غذایی بیشتر می تواند منجر به حدود افزایش 4 درصدی در تولید شیر تصحیح شده بر اساس چربی شود. فزون بر آن، مطابق با عقیده دکتر DeVries ، وعده های بزرگتر و کمتر با ریسک اسیدوز و SARA همراه است. زمان های طولانی تر خوراک دهی و وعده های غذایی کوتاهتر منجر به پایدارتر شدن محیط شکمبه می گردد. وقتی گاوها به سمت آخور یورش می برند که گرسنه هستند و خوراک تازه را ترجیح میدهند، درست مثل فردی که صبحانه نخورده است و برای ناهار حریص است. چنین فردی بعضا احساس سستی می کند و ممکن است حتی سردرد هم داشته باشد. چنین حالتی هم برای گاوها رخ می دهد، همراه با موارد اضافی که شامل برهم خوردن توازن pH شکمبه است که می تواند منجر به کاهش چربی شیر گردد. بهترین راه برای اینکه موجب شویم گاوها به دفعات بیشتر و هر وعده کمتر غذا بخورند، این است که تا جای ممکن نقاط تحریکی خوراک خوردن بیشتری را در طول روز برای دام ایجاد کنیم، نظیر افزایش دفعات خوراک دهی و یا افزایش دفعات push up کردن خوراک در طول روز و شب. بقایای خوراک کمتر یکی از مواردی که در گله های با تکرر بالای push up کردن به چشم می خورد، میزان کمتر باقی مانده آخور است. نویسنده مقاله این واقعه را با خوردن پای خرچنگ مقایسه می کند. پای خرچنگ یک وعده غذایی لذیذ و خوشمزه است، ولی میتوانید تا سرحد مرگ گرسنه بمانید تا سعی کنید آنها را باز کنید. نویسند مقاله می گوید که معمولا پای خرچنگ سفارش نمیدهد چرا که نمیخواهد تلاش اضافی برای بدست آوردن آن کند. اگر گاو شما نیز مجبور باشد که برای بدست آوردن خوراک تلاش زیادی بکند، در نهایت خسته و ناامید شده، می نشیند و منتظر وعده بعدی خوراک ریزی می شود تا فیدر از راه برسد. در نتیجه خوراکی که push up نشده است باقی مانده و دور ریخته می شود. مزیت دیگری که دفعات بیشتر push up کردن در اختیار قرار می دهد این است که آخور خوراک را تمیزتر نگه می دارد. پس از اینکه خوردن خوراک توسط دام پایان می یابد، خوراک پراکنده در آخور مساحت سطح گسترده ای را برای اکسیژن ایجاد میکند تا علوفه را هضم کند. ایستادن طولانی تر پس از شیردوشی مطابق با عقیده دکتر DeVries ، زمان بهینه برای یک گاو این است که پس از شیردوشی خوراک بخورد تا زمان ایستادن افزایش یابد. گاوی که پس از شیردوشی زمان طولانی تری سرپا می ایستد این امکان را فراهم می کند تا کانال سرپستان فرصت کافی برای بسته شدن پیدا کند، که خطر ورم پستان را کاهش می دهد. بنابراین، در یک فضای ایده آل طوری باید خوراک را مدیریت کرد که پیش از اینکه گاو از شیردوشی خارج شود خوراک تازه در آخور وجود داشته باشد. افزایش دفعات خوراک دهی دارد به موضوعی داغ در صنعت گاو شیری مبدل می شود. هنگامی که به مزایای این راهکار برای خود و گاوهای خودتان می نگرید، پاسخ به این سوال که چرا این کار را انجام دهید ساده خواهد بود. با فراهم کردن خوراک با کیفیت در جلوی همه دام ها، میتوانید طوری گله را مدیریت کنید که گاوها زندگی سالم و تولیدمداری داشته باشند. نویسنده: دکتر احسان محجوبی

جزئیات
توصیه های انستیتو ماینر در مورد توزیع اندازه ذرات TMR

توصیه های انستیتو ماینر در مورد توزیع اندازه ذرات TMR

29 شهریور1396

توصیه های انستیتو ماینر در مورد توزیع اندازه ذرات TMR به دفعات از محققان انستیتو ماینر در مورد تصورات و عقایدشون در رابطه با توزیع اندازه ذرات TMR با الک پنسیلوانیا و الک 4 میلیمتری جدید آن سوال می شود. پاسخ خلاصه به این سوال این است: 19 میلیمتری (بالایی) صفر تا 5%، 8 میلی متری 50-70%، الک 4 میلیمتری 10-20 درصد، و کمتر از 30 درصد در ظرف پایین، ترجیحا کمتر از 25 %. این مقادیر از آنچه بوسیله دانشگاه پنسیلوانیا توصیه شده است کمتر است. به جدول توجه کنید. حال به چرایی و چگونگی بدست آمدن این اعداد می پردازیم. توصیه های قدیمی * توصیه های 2013 توصیه های  سال قبل هاتجنز * توصیه های ماینر 19 میلی متر 8-2 8-2 15-8 5- صفر 8 میلی متر 40-30 50-30 40 70-50 4 میلی متر ( 1/18 ) 40-30 20-10 30> 20-10 سینی 20> 30-40 20> 30> * الک آخری در این توصیه ها 1/18 میلی متری بوده است. الک 19 میلیمتری، صفر تا 5%: نویسنده مقاله با اینکه هیچ ماده ای روی این الک نماند مشکلی ندارد، به شرطی که مقدار زیادی خوراک، 60-70%، روی الک 8 میلی متری باقی بماند. ذرات باقی مانده روی الک بالایی قابل جدا شدنی ترین ذرات خوارک هستند، احتمالا کمتر خورده می شوند یا حداقل به احتمال زیاد به یک اندازه توسط همه گاوهای گله مصرف نخواهند شد. این بخش از خوراک به احتمال زیاد آنچیزی است که برای گاوهای ترسو و گاوهای واقعا گرسنه گله می ماند. ذرات بلندتر خشک تر هم هستند، که می تواند زمان لازم برای هضم را افزایش دهد و به نوبه خود زمان مورد نیاز سر آخور را نیز افزایش می دهد. به این شرایط، عامل تراکم و بازه محدود زمانی سرآخور بودن را نیز اضافه کنید. این توصیه می تواند به حداقل کردن جدا سازی خوراک کمک کند و یا سورت کردن را از دیدگان شما پنهان کند. در مقاله ای دیگر از همین موسسه به بررسی کارهای منتشر شده از دانشگاه پنسیلوانیا پرداخته شده بود که در آن علوفه با اندازه های متفاوت به دام ها خورانیده شده بود. از لقمه های بالا آمده برای نشخوار نمونه گیری شد و اندازه ذرات آنها تعیین گردد. فرقی نمی کرد که گاوها چه اندازه ذراتی از علوفه را خورده بودند، علوفه طوری جویده شده بود که میانگین اندازه ذرات آن به محض هضم به 10-12 میلی متر رسیده بود. نه اینکه فرض کنیم 10-12 میلی متر اندازه مورد نیاز برای علوفه خورده شده است نه؛ احتمالا به این خاطر بوده که کاهش در اندازه ذرات از زمان جویدن و تعداد جویدن حاصل شده تا به قدر کافی بزاق ترشح کند برای بلعیدن لقمه مورد نظر. همان مطالعه نشان داد که ذرات سیلو شده در حد 12 میلی متر به طور برجسته ای زمان کمتری را برای جویدن به ازای هر لقمه نیاز دارند تا آن را فرو ببرند. دومین الک، 8 میلی متری، 50-70%: این ذارت به قدر کافی برای تحریک نشخوار بلند هستند. اما، لطفا به ذرات نگاه کنید. آیا بیشتر ذرات 8 میلیمتر هستند و یا بلندتر هستند، 15-8 میلی متر؟ بخاطر داشته باشید که 8 میلی متر = کمتر از نیم اینچ، در حالی که که 18 میلی متر حدود سه-چهارم اینچ است. این عدد از لحاظ روابط موجود در شکمبه تفاوت بزرگی بحساب می آید. سومین الک، 4 میلی متری، 10-15%: نویسنده مقاله زیاد در مورد این الک نگرانی ندارد؛ در بیشتر موارد 10-15% است. عمدتا از ذرات ریز علوفه و ذرات درشت کنسانتره یا پلت تشکیل شده است. با عدد به دست آمده در اینجا قادر خواهیم بود ضریب تاثیر فیزیکی علوفه یا TMR را محاسبه کنیم: نسبت مواد باقی مانده روی الک 4 و بالاتر به صورت as fed . سینی پایینی: نباید بیش از 30 درصد خوراک در آن باقی بماند، ترجیحا کمتر از 25 درصد. احتمالا جیره گروه پر شیر بیش از 30 درصد غله دارد، اگر 40-50 درصد نباشد، که عمدتا هم کمتر از 4 میلی متر هستند و در سینی قرار می گیرند. یادآوری میکنم که pef یا فاکتور موثر فیزیکی برابر است با مجموع مواد باقی مانده روی الک های بالایی سینی. درصد NDF موجود در TMR × pef = peNDF با فرض اینکه NDF جیره 30 درصد باشد و pef = 70% باشد، peNDF این جیره برابر خواهد بود با 21% که به عنوان معیاری در کافی بودن الیاف موثر در جیره مطرح است. میتوانید کمتر از 21 درصد باشید (که تعداد زیادی هستند)، ولی مدیریت خوب، و منابع کنسانتره، کیفیت علوفه باید به دقت نظاره شوند تا از اسیدوز و جابجایی شیردان جلوگیری شود. نویسنده: دکتر احسان محجوبی

جزئیات
تفاوت در چینهای مختلف یونجه

تفاوت در چینهای مختلف یونجه

29 شهریور1396

تفاوت در چینهای مختلف یونجه با توجه به فصل خرید و فروش یونجه لازم بود تا مطلب مختصری در مورد چین های مختلف یونجه ارائه کنیم تا کسانی که اطلاع کافی از تفاوتهای آنها با هم ندارند از این مقاله سود ببرند. یونجه یک گیاه چندساله است که کربوهیدرات (نشاسته و قند) را در تاج و ریشه خود ذخیره می کند. این گیاه از ذخایر خود برای رشد مجدد هم در بهار و هم به دنبال برداشت استفاده می کند. وقتی ارتفاع یونجه حدود 15 تا 20 سانتی متر است، گیاه شروع به جایگزینی مواد در ریشه می کند. ذخایر بیشتر کربوهیدراتی موجب رشد بیشتر پس از هر بار چیدن یونجه می شود. برای حداکثر کردن کردن سود حاصل از برداشت محصول، شخص باید از روابط داخلی بین تولید علوفه، کیفیت علوفه، و قوام ایستایی محصول اطلاع داشته باشد. مرحله بلوغ در زمان برداشت مهمترین عامل تاثیرگذار بر کیفیت علوفه است. همانطور که محصول بالغ تر می شود، کیفیت علوفه کم میشود و غلظت الیاف آن بیشتر می گردد. اگر به منظور تولید بیشتر یونجه برداشت آنرا به تعویق بیندازیم، کیفیت آن کاهش یافته و به پایینتر از آن حدی میرسد که برای عملکرد بهینه دام لازم است. عواملی که کیفیت را تحت تاثیر قرار می دهند عبارتند از: خوشخوراکی، مقدار مصرف، قابلیت هضم، مقدار مواد مغذی موجود در علوفه، و عوامل ضد تغذیه ای. بلوغ در زمان برداشت خوراک مصرفی را تحت تاثیر قرار ی دهد چرا که همانطور که فیبر افزایش می یابد خوراک مصرفی کم می شود، و با افزایش الیاف نرخ هضم نیز کمتر می شود. نسبت ساقه به برگ مهمترین معیار در قضاوت کیفیت یونجه است. حداکثر تولید یونجه در مرحله نهایی گلدهی اتفاق می افتد در حالی که بالاترین کیفیت در زمان پیش از گلدهی است. برای چین اول در بهار کیفیت علوفه ممکن است 4 تا 5 واحد بر مبنای ارزش نسبی علوفه ( RFV ) در روز تغییر کند. تاخیر در برداشت بهار منجر به کاهش کیفیت علوفه می گردد. همچنین اگر تمام علوفه آماده برداشت در یک روز است، برداشت در چندین روز نیز منجر به کاهش کیفیت آن می شود. برای برقراری توازن بین مقدار تولید و کیفیت محصول باید تصمیم گیری درست انجام داد. برای بالاترین کیفیت، یونجه چین اول در اوایل مرحله شکوفه دهی (نه گلدهی) برداشت می شود و بقیه چین ها (2 و 3) در اواسط مرحله شکوفه دهی برداشت می شوند. چیدن مداوم یونجه در اوایل مرحله شکوفه دهی پایداری ایستایی یونجه را از بین خواهد برد. معمولا بین 28 تا 33 روز بین چین اول و دوم فاصله است و بین مابقی چین ها چیزی در حدود 30 تا 35 روز. به دلیل تغییر سریع در کیفیت علوفه (به ویژه برای چین اول) علوفه باید ظرف 3-4 روز برداشت شود. همچنین چین آخر پاییز توصیه نمی شود چرا که یونجه باید پیش از زمستان اقدام به ذخیره مواد مغذی کند. توصیه دانشگاه کرنل این است که یونجه چین یک در اوایل گلدهی برداشت شود و چین 2 و 3 در فواصل 6 تا 7 هفته ای برداشت شوند. اما برخی دیگر فواصل 35 تا 40 روزه را برای چین 2 و3 در تابستان توصیه کرده اند. با توجه به تقاضای زیاد برای یونجه به تدریج فواصل برداشت کم شده است و شما به ندرت در مرحله گلدهی یونجه را برداشت می کنید و عمدتا در اواخر دوره شکوفه دهی برداشت می شود. برخی عقیده دارند روزهای گرم سال نیز ممکن است باعث کاهش قابلیت هضم الیاف یونجه شود. یک دلیل آن ممکن است بخاطر تنفس سلولی و مصرف قند توسط سلول باشد. یونجه در اوایل گلدهی (یعنی پیش از باز شدن شکوفه ها) حدود 18 درصد پروتئین خام دارد. در ایران تعداد چین های یونجه از 3 تا برخی مناطق 10چین می باشد که بستگی به آبیاری و فراهمی آب دارد. ویژگی های کلی چین های مختلف: چین1: دارای دانه و علف بیشتری است و به یونجه علفی معروف است. در صورتی که دیر برداشت شود و بالغ باشد، می تواند خیلی ساقه محکمی داشته باشد. برگ کمتری نسبت به چین های بعدی دارد. در صورتی که تمیز باشد مواد مغذی بسیاری دارد. چین 1 عموما پروتئین کمتری نسبت به چین 3 دارد. چین 2: تمیز است و معمولا ساقه کوتاه تری دارد. نسبت ساقه به علوفه از چین1 بیشتر است و معمولا نسبت به چین 1پروتئین کمتری دارد. معمولا مواد ضد مغذی با چین اول برداشت شده اند و این چین می تواند انتخاب خوبی باشد. چین 3: معمولا بهترین نوع یونجه است. چین4 و 5: ساقه بیشتری دارد و مقدار برگ آن کمتر است. باید به خاطر داشت که نظرات در مورد کیفیت چین های مختلف یونجه متفاوت است و این مقاله فقط یک راهنمای کلی ارائه می دهد. نویسنده: دکتر احسان محجوبی

جزئیات