سن در اولین زایش بایستی به شاخص شایستگی خالص افزوده شود

سن در اولین زایش بایستی به شاخص شایستگی خالص افزوده شود

19 آبان1397

سن در اولین زایش بایستی به شاخص شایستگی خالص افزوده شود انتظار می رود که صفت سن در اولین زایش ( Age at first calving; AFC ) به شاخص شایستگی خالص ( Net Merit index ) در سال 2019 افزوده شود. هر یک روز زایمان زودتر می تواند چیزی حدود 2.5 دلار صرفه جویی مالی برای دامداران داشته باشد، و تحقیقات وزارت کشاورزی امریکا نشان می دهد که تفاوت ژنتیکی حدود 10± روزه در مورد این صفت وجود دارد. این صفت (یعنی سن در اولین زایش) به شاخص شایستگی خالص اضافه خواهد شد و حدود 3% از این شاخص را در بر خواهد گرفت. جزئیات نهایی این عمل هنوز نیازمند کار و تحقیق بیشتر است. هنگامی که این صفت اضافه شود، دیگر تاکید بر نرخ آبستنی تلیسه ها کمتر خواهد شد چراکه خود آن با سن در اولین زایش مرتبط است. روابط ژنتیکی مطلوبی بین AFC پایین­تر و شایستگی خالص در طول عمر، نرخ آبستنی تلیسه ها، نرخ آبستنی گاوها، و نیز نرخ آبستنی دختران در گاوهای هلشتاین و جرسی یافت شده است. همچنین، روابط ژنتیکی مطلوبی بین شایستگی خالص و نرخ آبستنی در نژاد براون سوئیس کشف شده است. نتایج نشان می دهد که برای حداکثر کردن تولید شیر در طول زندگی و کاهش اثرات AFC بر مرده زایی، آن AFC که موجب تولید حداکثری شیر در هلشتاین و براون سوئیس می گردد 21 تا 22 ماه ا ست و در جرسی حدود 20 تا 21 ماه می باشد. با این حال، اثر منفی AFC بر مرده زایی از مزایای زایمان در سنین خیلی پایین تر می کاهد. شورای اصلاح نژاد گاو شیری می گوید که انجمن های بهبود گله شیری گزارش های معتبری در مورد AFC دارند که به سال 1960 و حدود 15 میلیون رکورد ثبت شده بر می گردد. وراثت پذیری AFC تنها حدود 2.7 درصد برآورد شده است، ولی قابلیت اطمنیان آن 66% می باشد. نویسنده: دکتر احسان محجوبی

جزئیات
تصمیمات تهاجمی و حیاتی تولیدمثلی در شرایط بد اقتصادی

تصمیمات تهاجمی و حیاتی تولیدمثلی در شرایط بد اقتصادی

17 مرداد1397

تصمیمات تهاجمی و حیاتی تولیدمثلی در شرایط بد اقتصادی قیمت های بی سابقه و طولانی مدت پایین شیر در حال آسیب زدن به گله های شیری است. دامدران سخت کار می کنند تا راهی برای کاهش هزینه ها و حداکثر کردن شیر قابل فروش پیدا کنند. ولی کاهش هزینه های مدیریت، به ویژه هزینه های تولید مثلی، ممکن است پس از اینکه قیمت شیر به سطوح سودآور برگردد، ترمیم یا بازیافت مالی را به تعویق بیاندازد. کاستی های برنامه های مدیریت تولید مثلی می تواند تعداد گاوهایی که هر ماه آبستن می شوند را کاهش دهد که پیامدهای وحشتناکی را در یک سال یا بیشتر از آن در پی داشته باشد. زایش های ماهانه کمتر درصد گله در حال پیک را کاهش می دهد که در نهایت میانگین تولید شیر گله را پایین می آورد. در چنین شرایطی، داشتن بیشترین درصد ممکن گاوهایی که در پیک هستند برای دامداران بسیار بحرانی است. 5 هدف مدیریتی کلیدی می تواند در تضمین عملکرد تولیدمثلی بهینه کمک کند: مطمئن شوید که همه گاوها اولین تلقیح مصنوعی خود را کمتر از 90 روز پس از زایش دریافت کنند. دامپزشک گله باید 32 تا 38 روز پس از تلقیح کار تشخیص آبستنی را انجام دهد. همه گاوهایی که در معاینه دامپزشکی غیر-آبستن تشخیص داده می شوند باید ظرف 3 هفته مجددا تلقیح شوند. همه گاوهایی که آبستن تشخیص داده شده اند، بایستی تقریبا یک ماه بعد دوباره توسط دامپزشک معاینه شوند. دامداران باید از اسپرم گاوهایی که نرخ گیرایی بالایی دارند برای حداکثر کردن شانس آبستنی استفاده کنند. به استفاده از گاوهای نر گله به عنوان راهی ارزان برای مدیریت تولید مثل فکر نکنید! گاوهای نر گله می توانند از پیشرفت ژنتیکی گله ممانعت کنند و اغلب می توانند میزان بالایی از ناباروری را تجربه کنند. به علاوه، گاوهای نر بسیار خطرناک هستند و خطر ایمنی برای کارکنان گله دارند. به طور خلاصه، کاستی در برنامه های تولید مثلی می تواند تولید شیر آینده گله را به مخاطره بیندازد. راهکاری متمرکز در مدیریت تولیدمثل برای استفاده بیشتر از زمان های مناسب داشته باشید. برای اطمینان از اینکه گاوها در الگویی زمان مند تلقیح شوند از برنامه های باروری بهره ببرید.

جزئیات
10 آیتم مهم در بررسی عملکرد تولید مثلی

10 آیتم مهم در بررسی عملکرد تولید مثلی

24 اردیبهشت1397

10 آیتم مهم در بررسی عملکرد تولید مثلی همانطور که این گفتار مشهور می نمایاند، شما نمیتوانید چیزی را مدیریت کنید که آن را اندازه گیری نمی­کنید. دامداران زمان زیادی را صرف برنامه های تولید مثلی می کنند، ولی مدیریت موثر آن برنامه ها نیازمند اندازه­گیری عملکرد است. اندازه گیری و پایش­ آماره­های تولیدمثلی دامداران را قادر می سازد تا تصمیمات مدیریتی صحیح و به موقعی برای پیشرفت گله اتخاذ کنند. آیتم های ذیل، از متداول ترین فراسنجه های تولید مثلی ردیابی شده، مرور شده و بحث شده در مورد سطح عملکرد گاوهای هلشتاین هستند. 1- درصد آبستن گله تا 150 روز پس از زایش ( DIM ). اگر به دنبال یک عدد می گردید تا بر آن متمرکز شوید، این عدد را در نظر بگیرید. این عدد شمایی صحیح از کارایی تولیدمثلی یک گله را در یک لحظه به شما ارائه می دهد. عواملی که می توانند درصد آبستنی گله را تا روز 150 DIM محدود کنند متعدد هستند ولی شاید عبارت باشند از: انتقال نامناسب از خشکی به شیردهی، تلقیح ضعیف، عدم باروری، مشکلات بیماری، تعداد ناکافی گاو شایسته تلقیح یا تشخیص فحلی کم و ضعیف. گله هایی که جوایز برترین گله ها از لحاظ تولیدمثلی را دریافت می کنند، به بیش از 89% گاوهای آبستن در این DIM رسیده اند؛ با عملکرد مناسب تولید مثلی، عدد 75% می تواند هدفی حداقلی و واقع گرایانه برای یک دامداری باشد (البته برخی منابع بالای 60% را ملاک قرار داده اند). 2- تعداد گاوهای شایسته ای که پس از فرجه اولین تلقیح مصنوعی تلقیح نشده اند. بدون توجه به پروتوکول های تلقیح، هیچ گاوی نباید «از رادار بیفتد»! گاوی که تلقیح نشود آبستن نمی شود! اینکه هدف ثابتی برای DIM تعیین کنیم که تا آن زمان همه گاوها بایستی تلقیح شده باشند، اهمیت زیادی دارد – حالا یا با تشحیص فحلی، برنامه همزمانی یا با ترکیبی از هر دو. گاهی اوقات برخی گاوها به دلیل نیازهای خاص به بهاربندهای غیر-تلقیحی برده می شوند یا به دلایل دیگر نادیده گرفته می شوند. پایش این امر، شناسایی و جداسازی این موارد را امکان پذیر می سازد. هدف ما در اینجا باید «صفر» باشد. 3- آبستنی ماهانه گاو با تعداد تلقیح و تعداد شیردهی. پایش ماهانه آبستنی با اولین تلقیح، دومین تلقیح و آبستنی کل در گاوهای شکم یک در مقایسه با گاوهای بالغ می تواند فرصت های بالقوه ای برای پیشرفت آشکار سازد. برای مثال، گاوهای شکم یک با افزایش وزن های روزانه کمتر در زمان پیش از تلقیح (سنین زیر 14-15 ماهگی)، آبستنی کمتری در اولین تلقیح پس از زایش دارند. در گاوهای بالغ، آبستنی ضعیف با اولین تلقیح می تواند به مشکلات مربوط به دوره خشکی مرتبط باشد. آبستنی با تلقیحات بعدی ممکن است توسط خوراک، ورم پستان، پاسخ ضعیف به همزمان سازی مجدد یا تشخیص فحلی ناکارا تحت تاثیر قرار بگیرد. تنش حاصل از منابعی نظیر گرما یا تراکم بیش از حد می تواند آبستنی در تمام تلقیحات را تحت تاثیر قرار دهد. داده های حاصل از 120 هزار راس گاو هلشتاین در گله هایی با ابعاد 501 تا 2000 راس گاو نشان داد که گاوهای شکم یک به طور میانگین 47% در تلقیح اول، 41% در تلقیح دوم و به طور کلی 42% آبستنی به ازای تلقیح دارند. در گاوهای بالغ، میانگین آبستنی با اولین تلقیح 44%، 40% با تلقیح دوم و به طور کلی 41% می باشد. 4 - آبستنی ماهانه گاو با کد تولیدمثلی پروتوکل های متداولی که ردیابی می شوند برای ایستا فحلی، اولین همزمان سازی، و همزمان سازی مجدد می باشند. بسیاری از دامداران فهرستی از کدهای دیگری دارند که به تیم تولیدمثلی برای تعیین اینکه کدام برنامه نتایج بهتری را موجب می شود کمک کنند. برای مثال، گله هایی که سیستم کنترل فعالیت دارند، می توانند زمان برآورد شده تا تخمک ریزی را به کدهای مختلفی تبدیل کنند. انطباق و زمان بندی مهمترین عوامل متاثرکننده موفقیت برنامه های همزمان سازی هستند. باروری گاو، کیفیت اسپرم و حمل و نقل آن، و تشخیص فحلی به موقع از فاکتورهای کلیدی در همه کدها محسوب می شوند. پروتوکل های همزمان سازی مدرن می توانند باروری را علاوه بر چرخه دار کردن گاوهای کیستیک افزایش دهند؛ بنابراین چنین برنامه هایی به طور بالقوه ای آبستنی را افزایش می دهند. آبستنی با ایستا فحلی معمولا نسبت به چنین برنامه هایی کمی کمتر است ولی می تواند منجر به تعداد گاوها آبستن مشابه تا DIM 150 شود. کدام یک بهترین عملکرد را دارد؟ به نیروی کار، ادوات و غیره بستگی دارد. وقتی با داده های آبستنی ارائه شده در بخش 3 مقایسه کنید، آیا آبستنی با هرکدام از این کدها کمتر از انتظارات است؟ 5- خطر آبستنی سه-هفتگی. این عدد با ضرب میزان تلقیح در میزان آبستنی به ازای تلقیح ( Conception rate ) حاصل می شود. بنابراین، ازدیاد عواملی که بروز فحلی، تشخیص فحلی، و آبستنی را تحت تاثیر قرار می دهند این درصد را نیز متاثر خواهند ساخت. میانگین های سالانه خطر آبستنی سه-هفتگی می تواند به سرعت با مقادیر 120-روزه و با سه هفته آخری که آبستنی بررسی می شود، مقایسه گردد تا چگونگی روند تولید مثلی در یک گله تعیین شود. این درصد نمایانگر کارایی برنامه تولید مثلی در چرخه های سه-هفتگی در گذر زمان است. در حال حاضر، 25% بالایی گله های هلشتاین 500-2000 راسی، 28.1 درصد خطر آبستنی سه-هفتگی دارند. 6- درصد تلیسه های تلقیح شده و درصد تلیسه های آبستن در 15-17 ماهگی. این عدد معیاری از کارایی کلی برنامه تولیدمثلی تلیسه های پای کل می باشد. عواملی نظیر انتقال تلیسه ها به بهاربند تلقیح پس از VWP یا در زمان VWP ، کاهش باروری یا تشخیص فحلی ناکارامد این درصدها را کاهش می دهند. هر گونه تاخیری در آبستن کردن، با افزایش تعداد روزهایی که تلیسه ها شیر نمی دهند و خوراک می خورند کارایی و سودمندی را کاهش می دهد. در 25% بالایی گله های هلشتاین، حدود 97% تلیسه ها در 15-17 ماهگی تلقیح شده اند و 81% آنها آبستن تشخیص داده می شوند. 7- آبستنی ماهانه تلیسه های پای کل بر اساس تعداد تلقیح و نوع اسپرم. بسیاری دامداران حداقل تعدادی اسپرم تعیین جنسیت شده را در اولین تلقیح در تلیسه ها استفاده می کنند؛ بنابراین، تعیین آبستنی با اولین تلقیح و اسپرم سکس نسبت به تلقیحات دیگر اهمیت دارد. استانداردهای طلایی انجمن تلیسه و گوساله شیری امریکا، هدف بیش از 70% آبستنی در اولین تلقیح را با اسپرم های متداول در نظر گرفته است. 8- درصد تلیسه های زایمان کرده با سن بیش از 24 ماه. این عدد نمایانگر کارایی برنامه های پرورش و تولیدمثل تلیسه از تغذیه و انتقال بین بهاربندها گرفته تا تشخیص فحلی و آبستنی می باشد. تلیسه هایی که سهوا از قلم می افتند، این درصد را افزایش می دهند و سودآوری را کاهش می دهند. در 25% بالایی گله های هلشتاین کمتر از 15% از تلیسه های پس از 24 ماهگی زایمان می کنند و این رقم هرساله کمتر می شود. 9- درصد سقط در گاوهای شکم یک. سقط در اینجا به مواردی اشاره دارد که در آن هر گاو یا تلیسه ای آبستن ثبت شده است و آنگاه بدون هیچ رخداد زایمانی، غیر آبستن تشخیص داده می شود. مقدار معینی سقط های اولیه مورد انتظار است، و گله هایی که در آنها تشخیص های زودهنگام آبستنی رواج بیشتری دارد، به طور کلی میزان سقط بالاتری دارند. بیماری ها (نظیر BVD ) و تنش حاصل از حرارت و موارد مرتبط با خوراک (نظیر مایکوتوکسین ها) می توانند به شدت این عدد را تغییر دهند. میانگین سالانه رخداد سقط در گاوهای هلشتاین 9% و در تلیسه های هلشتاین 3% می باشد. 10- درصد مرده زایی در گروه شیری این عدد می تواند بازتابی از عملیات زایمانی، پرسنل، ژنتیک، بیماری یا تغذیه باشد. تلیسه های هلشتاین به طور میانگین 7% مرده زایی دارند در حالی که گاوهای بالغ حدود 4% مرده زایی دارند. گله هایی با بهترین عملکرد در این شاخص به طور سالانه 2-3% مرده زایی دارند. تولید مثل به وسیله عوامل متعدد از ژنتیک گرفته تا آب و هوا تحت تاثیر قرار می گیرد. پایش عملکرد تولیدمثلی اتخاذ تصمیمات مدیریتی به موقع و صحیح را جهت بهبود عملکرد تولیدمثلی امکان پذیر می سازد. نویسنده: دکتر احسان محجوبی

جزئیات
حدود 20% از گاوها به فحلی بر نمی گردند

حدود 20% از گاوها به فحلی بر نمی گردند

8 اردیبهشت1397

حدود 20% از گاوها به فحلی بر نمی گردند متاسفانه همه گاوها پس از تلقیح به وضع عادی بر نمی گردند. یافتن گاوهای غیر آبستن پس از تلقیح می تواند با کاهش فاصله بین تلقیحات مصنوعی زمان بندی شده، میزان آبستنی ( Pregnancy rate ) را افزایش دهد. آشکار است که ارزان ترین روش شناسایی این گاوهای غیر آبستن این است که ببینیم کدام یک دوباره فحل می شوند. سیستم های پایش-فعالیت ( AMS ) که افزایش فعالیت فیزیکی مرتبط با رفتار فحلی را تشخیص می دهند به طرز گسترده ای برای شناسایی گاوهایی که مجددا باید تلقیح شوند، پذیرفته شده است. بسیاری از فارمهایی که ازین سیستم در امریکا استفاده می کنند وقتی که می بینند گاوهایی که پس از تلقیح مصنوعی فحل نمی شوند ولی در تست بعدی آبستنی باردار تشخیص داده نمی شوند، خیلی شگفت زده می شوند. چرا اینکه برخی گاوهای غیر آبستن پس از تلقیح مصنوعی فحلی نشان نمی دهند موضوعی جالب است؟ اخیرا پژوهشی برای ارزیابی غلظت های پروژسترون و رشد جسم زرد از روز 4 تا 32 پس از تلقیح مصنوعی زمان بندی شده ( TAI ) انجام شده است. در کل 137 راس گاو هلشتاین تحت پروتوکل Double-Ovsynch برای تلقیح اول قرار گرفتند. نمونه های خون 3 بار در هفته از روز 4 تا 32 پس از TAI برای آنالیز پروژسترون خون جمع آوری شدند، و در هر زمان خونگیری تخمدان های هر گاو برای بررسی اندازه جسم زرد مورد معاینه قرار گرفتند. در مجموع، 32 روز پس از تلقیح مصنوعی 57 راس گاو آبستن تشخیص داده شدند، و همانطور که انتظار می رفت پروژسترون و اندازه جسم زرد در آنها از روز 4 تا 15 افزایش یافت و تا روز 32 بعد از تلقیح ثابت ماند. 80 راس دام باقی مانده که آبستن تشخیص داده نشدند، بر اساس روز پس از تلقیح که غلظت پرژسترون در آنها به سطوح بسیار پایین (نشان دهنده تحلیل جسم زرد) کاهش یافت، دسته بندی شدند. تنها نیمی از (55%) گاوهای غیر آبستن در زمان مورد انتظار دستخوش تحلیل جسم زرد شدند، در حالی که گاوهای باقیمانده یا فاز لوتئال طولانی شده (23.7%) داشتند یا تا زمان تست آبستنی هرگز جسم زرد (21.3%) در آنها تحلیل نرفت. نتایج این تحقیق نشان داد که 21.3% از گاوهای غیر آبستن تا 32 روز پس از TAI جسم زرد اولیه خود را حفظ می کنند. بنابراین، علی رغم بکارگیری شدیدترین تدابیر تشخیص فحلی، انتظار می رود که یکی از 5 راس گاو تلقیح شده ظرف 32 روز پس از تلقیح فحلی را نشان ندهند. در نهایت، نیمی از این دام ها سطوح PAG (یک نشانگر خونی آبستنی) قابل اندازه گیری داشتند، که نشان می دهد آنها در ابتدا آبستن بوده اند ولی آبستنی در آنها از دست رفته است، که توصیف کننده گاوهای با فاز لوتئال طولانی نیز است.به همین دلیل، به جای تکیه کردن صِرف بر تشخیص فحلی در شناسایی گاوهای غیرآبستن پس از تلقیح مصنوعی باید همه گاوها حدود 32 تا 39 روز پس از تلقیح تست آبستنی شوند. نویسنده: دکتر احسان محجوبی

جزئیات
دو فاکتور کلیدی برای رسیدن به تولید شیر و میزان آبستنی بالا

دو فاکتور کلیدی برای رسیدن به تولید شیر و میزان آبستنی بالا

18 فروردین1397

دو فاکتور کلیدی برای رسیدن به تولید شیر و میزان آبستنی بالا با افزایش رو به رشد گله هایی که تولید شیر بالایی دارند، سوالات بیشتری در مورد اینکه چگونه این سطح از تولید عملکرد تولید مثلی را متاثر خواهد کرد، پیش می آید. اگر گله شما به میانگین تولید شیر بالا به ازای هر گاو رسیده است، آیا باید روش تولید مثلی در گله خود را تغییر دهید؟ افسانه ای در این بین وجود دارد و آن این است که داشتن تولید بالاتر در گله بدین معنی است که گله شما عملکرد تولید مثلی متوسطی خواهد داشت. برای رسیدن به تولید شیر بالای ماندگار، باید گله در تامین نیازهای گاوها از طریق تغذیه، محیط و سلامت مدیریت خوبی داشته باشد. چنین احتیاجاتی نیز برای رسیدن به نرخ آبستنی ماندگار بالا در مقایسه با میانگین صنعت مورد نیاز است. تولد شیر بالا همواره به سیستم مدیریتی، محیط و ناحیه ای که گاو در آن زندگی می کند مرتبط است. وقتی در مورد اثر تولید شیر بالا بر عملکرد تولید مثلی حرف میزنیم، واقعا در مورد این حقیقت حرف میزنیم که هنگام بروز تغییرات در گله شیری، اولین ناحیه ای که تمایل دارد آسیب ببیند عملکرد تولید مثلی است. نویسنده این مقاله پیشنهاد می کند که توجه بسیار ویژه ای به دو حوزه مورد بحث در زیر معطوف کنید تا عالی ترین فرصت را برای داشتن عملکرد تولید مثلی خوب در کنار تولید بالا به گاوهای خود بدهید: 1- مدیریت گاو در دوره انتقال کانون اصلی تمرکز برای رسیدن به تولید شیر بالا و میزان آبستنی فوق العاده در بسیاری از گله ها دوره انتقال می باشد. در بسیاری موارد، پیامد داشتن دوره انتقال عالی رسیدن به پیک عالی تولید شیر و شیوع کم بیماری های متابولیکی است. آبستنی به ازای تلقیح در اوایل تا اواسط دوره شیردهی نیز باید به عنوان پیامد و برون ده برنامه دوره انتقال گاو در نظر گرفته شود. احتمالاً هم بیمارهای متابولیکی بالینی و هم غیر بالینی منبعی از مشکلات آبستنی در گله های پر تولید هستند. گله هایی که برنامه پایش BHBA را دنبال می کنند، باید نتایج را در نرم افزار مدیریت گله ثبت کنند تا مشاوران گله بتوانند آنها را بررسی کنند. گله های پرتولید در حال پذیرش فن آوری های پایش سلامتی خودکار نظیر پیوندک های ثبت نشخوار هستند، که عملکرد گاو دوره انتقال را ارزیابی می کند. این فن آوری مجموعه داده های خودکار صحیحی ارائه می کند و می تواند در زمان لازم یا ماه ها بعد برای افزایش چشم انداز ما در کمک به بهبود میزان آبستنی در آینده مورد استفاده قرار بگیرد. 2- دوره انتظار اختیاری به تازگی، بحث های بیشتری حول محور اصلاح دوره انتظار اختیاری در گله هایی که به تولید بالا و آبستنی با اولین تلقیح بالا دست یافته اند، مطرح شده است. در خلال دو دهه گذشته، پروتوکل های موفقیت آمیز تولید مثلی بر تلقیح شدن همه گاوها با تنظیم یک DIM مشخص متمرکز شده اند. میانگین DIM در اولین تلقیح عمدتاً با هدف 63 تا 78 روز بوده است. پروتوکل های تولید مثلی نظیر Ovsynch ، Presynch ، و Double Ovsynch با حداقل کردن خطر تلقیح نشدن دامها، به طور موثری در رسیدن گله ها به میزان آبستنی (به ازای گاوهای شایسته تلقیح) بالای 20 درصد کمک کرده اند. با در اختیار داشتن فن آوری های پایش فعالیت دام و پروتوکول ها، در ترکیب با تولید شیر بالاتر، آیا زمان مناسبی نیست که دوره انتظار اختیاری را مجدداً ارزیابی کنیم؟ هنگامی که گله ها شروع به افزایش تولید شیر می کنند سوالاتی در مورد دوره انتظار اختیاری و پروتوکل های اولین تلقیح مطرح می شود. آیا آبستن کردن بخش بزرگی از گاوها که به خوبی در اوایل دوره شیردهی شیر تولید میکنند، شردهی های بعدی را تحت تاثیر قرار خواهد داد؟ این امر چگونه دوره انتقال و تولیدمثل در شیردهی بعد را متاثر می کند؟ با در اختیار داشتن برخی نرم افزارهای مدیریت گله، قادر خواهید بود گزارش هایی برای پایش DIM قبلی در زمان آبستنی ایجاد کنید. با استفاده از این اطلاعات، می توانید تولید شیر بدست آمده کنونی، میزان آبستنی و سایر داده ها را با آنچه در اوایل دوره شیردهی قبل بوده است مقایسه کنید (می تواند یک موضوع تحقیقاتی برای دانشجویان ارشد در خود کشور ما باشد). می توانید بفهمید که آیا گاوهایی که زودتر از روز 70 در شیردهی پیشین آبستن شده اند آیا انتظارات شیر تولیدی، عملکرد تولید مثلی و سلامت را در شیردهی کنونی برآورده کرده اند یا خیر. اگر تولید شیر و تولید مثل کاهش یافته اند، زمان آن فرا رسیده است که این گروه را با مشاوران گله خود بررسی کنید. اصلاح دوره انتظار اختیاری در گله شما تصمیمی نیست که سبک گرفته شود، چرا که می تواند اثرات منفی بر سایر حوزه های صنعت گاو شیری داشته باشد. با پیشرفتهای صورت گرفته در فن آوری های ردیابی فعالیت و تولید شیر، تک تک گله ها قادر خواهند بود تا داده هایی در مورد اینکه چگونه مدیریت دوره انتقال و اقدامات دوره انتظار اختیاری عملکرد تولیدمثلی و نیز تولید شیر را متاثر کرده اند، بدست آورند. نویسنده: دکتر احسان محجوبی

جزئیات
چرا گاوها آبستن نمی شوند؟

چرا گاوها آبستن نمی شوند؟

27 اسفند1396

چرا گاوها آبستن نمی شوند؟ در هر شرایطی، تقریبا همیشه گروهی از گاوها وجود دارند که در تلقیح اول آبستن نمی شوند. آنها تلقیح می شوند، ولی ظرف یکی-دو ماه، یا باید مجدداً تلقیح شوند یا به شکل غیر منتظره ای آبستن نخواهند بود. چه اتفاقی افتاده است؟ چرا همواره تعداد زیادی گاو هستند که آبستن نمی شوند؟ حتی زمانی که توجه ویژه ای به مدیریت تولید مثل معطوف می شود، میزان موفقیت بدست آمده می تواند نا امید کننده باشد. توضیحات بالقوه ای در این مورد وجود دارد: عدم تخمک ریزی، استعداد ژنتیکی، زمان بندی نامناسب تلقیح، مشکلات مرتبط با ذخیره اسپرم، تکنیک های ضعیف تلقیح مصنوعی ( AI )، مرگ رویانی، عفونت، تنش حرارتی، موارد متابولیکی و .... این فهرست ادامه دارد. در مورد 4 دلیل عمده عدم باروری گاوها بحث خواهیم کرد. آیا گاو در شرایط سلامتی خوبی قرار دارد؟ بر حسب وضعیت سلامت، سه مورد مشخص و واضح هستند: ابتدا، ناهنجاری های پس از زایش در گله های شیری متداول هستند؛ دوم، ناهنجاری های پس از زایش منجر به بروز آبشاری از سایر مشکلات عملکردی می شوند؛ و سوم، روابط بین ناهنجاری های مختلف و شاخص های تولیدی متفاوت پیچیده می باشند. در سری مطالعات انجام گرفته توسط Riberio و همکاران، مشخص شد که اثرات انتقالی یا ادامه دار ناهنجاری های پس از زایش (جفت ماندگی، متریت، ورم پستان، لنگش، مشکلات هضمی یا مشکلات تنفسی) در بسیاری موارد بیش از 4 ماه طول می کشد. آنها اثرات منفی چنین ناهنجاری هایی را بر روی نمو رویان ثابت کردند، که پیام هایی در بحث شناسایی رویان توسط مادر و محیط رحم ارسال می کند. گاوهایی که بین زایش و AI دارای ناهنجاری های نامبرده بودند نسبت به گاوهای سالم 7-10 برابر احتمال باروری در آنها کمتر بود. BVD و لپتوسپیروز مزمن دو بیماری عفونی پر دردسر هستند که  می توانند منجر به عدم باروری و مرگ اولیه رویان شوند. برنامه های واکسیناسیون درست اهمیت زیادی دارند. BCS در یک زمان پس از زایش ( BCS مقطعی) ممکن است به اندازه تغییر در وضعیت بدنی که در طی هفته های اول پس از زایش رخ می دهد اهمیت نداشته باشد. افت چشمگیر در وضعیت بدنی به طور معنی داری باروری و کیفیت رویان را تحت تاثیر قرار می دهد، در صورتی که گاوهایی که قادر به حفظ شرایط بدنی هستند پاسخ های تولید مثلی قابل قبول تری خواهند داشت. گاوهای شیرده به طرز ویژه ای به تنش حرارتی حساس هستند. بدن آنها حرارت زیادی تولید می کند که در ترکیب با هوای گرم می تواند منجر به آسیب به اووسیت و رویان های تازه تشکیل شده گردد. باروری حتی می تواند به وسیله تنش حرارتی که چندین ماه قبل از تخمک ریزی رخ داده است نیز تحت تاثیر قرار بگیرد. جالب اینکه، اثرات منفی تنش حرارتی می تواند با انتقال رویان تخفیف یابد چرا که رویان یک-هفته ای مراحل حساس خود را (یعنی زمانی که تنش حرارتی بیشترین اثر منفی خود را اعمال می کند) گذرانده است. آیا گاو تخمک ریزی کرده است؟ صرفنظر ار هر عامل دیگری، تا وقتی یک فولیکول تخمک ریزی نکند، راهی برای آبستنی وجود نخواهد داشت. عدم تخمک ریزی، می تواند از مشکلات سلامتی پس از زایش ناشی شود ولی این عامل می تواند به تولید شیر بالا در گاوهای شیری امروزی نیز مرتبط باشد. به طور میانگین، در بیش از 20 درصد از گاوها این عدم تخمک ریزی تا پس از VWP معمول 60 روزه ادامه خواهد داشت. نه تنها فقدان تخمک ریزی به معنی عدم وجود تخمک برای باروری است، بلکه این پدیده بدین معنی نیز است که غلظت پروژسترون در گردش خون در طول فرآیند نمو فولیکول هم کم است. به طور فزاینده ای دارد مشخص می شود که محیط هورمونی در طول نمو فولیکولی می تواند کیفیت اووسیت را تحت تاثیر قرار دهد، و غلظت های بالاتر پروژسترون در روزهای پیش از اوولاسیون اثر مثبتی بر باروری دارد. آیا گاو به درستی با اسپرم پر-کیفیت تلقیح شده است؟ سلول های اسپرم و تخمک های رها شده نیمه عمر کوتاهی در دستگاه تولید مثلی دارند. اما، برای اینکه سلول های اسپرم ظرفیت بارور کردن را بدست آورند باید چندین ساعت در دستگاه تولیدمثلیقرار بگیرند. اگرچه در مورد انعطاف پذیری زمان تلقیح بحث وجود دارد، ولی زمان مناسب تلقیح هنوز هم حیاتی است. این امر می تواند به معنی تفاوت بین باروری بهینه و باروری لب مرزی باشد. تلقیح بر اساس تشخیص فحلی، خواه با استفاده از روش های سنتی مبتنی بر تشخیص چشمی باشد و یا استفاده از ابزارهای پیشرفته، باید به طور ایده آل 4 تا 16 ساعت پس از آغاز ایستا فحلی یا افزایش فعالیت صورت گیرد. در هنگام استفاده از AI زمان بندی شده، یک اشتباه می تواند به شدت تمام کوشش های صورت گرفته و هزینه های انجام شده را به خطر بیندازد. و اگرچه برخی پروتوکل های پیشنهادی پیچیده تر و مشکل تر هستند، ولی برای هر کدام از آنها توجیهی وجود دارد. با انطباق مناسب، برخی از پروتوکل های پیچیده تر بهتر کار می کنند و نسبت به برنامه های ساده تر می توانند منجر به نتایج بهتری شوند. اگرچه تفاوت هایی بین تک تک گاوهای نر وجود دارد، ولی باروری ضعیف به احتمال زیاد به دلیل ذخیره اسپرم، گرم کردن یا جابجایی آن است. دمای ظرف حاوی آب گرم برای باز کردن پایوت اسپرم و مدت زمانی که اسپرم حرارت می بیند تا باز شود باید منطبق با توصیه های سازنده باشد. آیا این امکان وجود دارد که گاو آبستن بوده ولی آن را از دست داده باشد؟ مرگ رویان متداول است و از بزرگترین محدودیت های باروری در گاوهای شیری به شمار می رود. اغلب بیش از آنچه ما فکر میکنیم باروری رخ می دهد، ولی بیش از 20 درصد از رویان ها بیش از 4 هفته زنده نمی مانند. حتی اگر رویان ها 4 هفته ابتدایی را دوام بیاورند، بازهم حدود 12درصد مرگ رویانی بین 28 تا 60 روز پس از تلقیح وجود دارد. چه اقدامی می توان انجام داد؟ رعایت چند نکته می تواند به بهبود باروری گله کمک کند: هر شکاف و کاستی در برنامه های واکسیناسیون یا مدیریت تغذیه گاو در دوره انتقال را برطرف کنید. به دنبال تخفیف حرارت در ماه های گرم سال باشید. استفاده از GnRH و CIDR را برای اطمینان از وجود پروژسترون در حین نمو فولیکولی در نظر داشته باشید، که هدف آن گاوهای مشکل دار غیر تخمک ریز می باشد. تجهیزات و ادوات AI را به خوبی حفظ و نگهداری کنید و به دقت موارد تلقیح درست را دنبال کنید. در مورد مرگ رویانی، بپذیریم که نمیتوان از وقوع آن جلوگیری کرد، ولی در شناسایی گاوهای غیرآبستن باید کوشا باشیم و ببینیم که آیا در یک الگوی زمانی مجدداً تلقیح می شوند. نویسنده: دکتر احسان محجوبی

جزئیات
دوره های انتظار اختیاری طولانی تر، نتایج شگفت انگیزتری در بر دارد.

دوره های انتظار اختیاری طولانی تر، نتایج شگفت انگیزتری در بر دارد.

11 مهر1396

دوره های انتظار اختیاری طولانی تر، نتایج شگفت انگیزتری در بر دارد. سالهاست که 50-60 روز دوره انتظار اختیاری (VWP) به عنوان طول زمانی ایده آل بین زایمان و اولین تلقیح در نظر گرفته شده است، اما اخیرا مطالعه ای به این مسئله پرداخته است که چگونه افزایش این دوره تا 90 روز پس از زایش (یا پیش از تلقیح) می تواند عملکرد تولید مثلی را تحت تاثیر قرار دهد، و نتایج آن ممکن است شما را شگفت زده کند. دکتر Julio Giordano در دانشگاه کرنل در حال انجام پروژه ای است که شامل چندین هزار راس گاو شیری در 3 مزرعه با مدیریت عالی در نیویورک می باشد تا درک بهتری داشته باشد از اینکه چگونه VWP طولانی تر عملکرد تولید مثلی را همراه با سلامت رحم، چرخه ای بودن (cyclicity)، وضعیت متابولیکی و سودآوری گاو تحت تاثیر قرار می دهد. در آزمایش او تلقیح گاو در 60 روز پس از زایش در برابر 88 روز پس از زایش با استفاده از پروتوکل های تولید مثلی و تلقیح مصنوعی (double Ovsynch) مورد مقایسه قرار گرفت. پس از آن، همه گاوها به طور یکسان مدیریت شدند و پس از همزمانی مجدد تخمک ریزی با Ovsynch همراه با تشخیص فحلی تلقیح گردیدند. او ابراز داشت: «به طور مرسوم دامداران آمریکایی گاوها را 60 روز پس از زایش زایش تلقیح می کرده اند چرا که تشخیص فحلی و باروری نامناسب مستلزم آن بوده است که دام ها چندین بار تلقیح شوند تا آبستن گردند.» اما، پیشرفت در برنامه های مدیریت سلامت دام و تولید مثل، به نوبه خود عملکرد تولیدی و تولید مثلی را بهبود داده اند. او افزود: «تشخیص فحلی و به طور کلی باروری بهتر، تعداد تلقیح و تنوع در زمان مورد نیاز در آبستن شدن گاوها را کاهش داده است.» «بنابراین، دامداران فرصت بیشتری دارند تا کنترل بیشتری بر روی زمان آبستنی داشته باشند، که ممکن است به گاو کمک کند در مرحله ای آبستن شود که سودآوری را حداکثر نماید». در زیر یافته های کلیدی این مطالعه و نقطه نظرات Giordano در مورد اینکه این پیامدها چه معنی برای دامداران دارند بیان می گردد: یافته کلیدی شماره 1: طولانی تر کردن VWP از 60 به 88 روز باروری را در اولین تلقیح در گاوهای شکم یک افزایش داد و میزان آبستنی (Conception Rate) را 8/7 واحد درصد بهبود داد. Giordano: «این رقم (8/7 درصد افزایش) یک پیشرفت چشمگیر در میزان آبستنی را نشان می دهد، با در نظر گرفتن این حقیقت که هیچ درمان و مداخله اضافی نیاز نیست به جز اینکه به دام زمان زیادتری بدهیم تا خود را باز یابد.» یافته کلیدی شماره 2: وقتی VWP به 88 روز افزایش یافت، تفاوت آماری معنی داری در میزان آبستنی به دست آمده در گاوهای شکم دو و شکم های بالاتر مشاهده نشد. فقط یک تفاوت عددی حدود 3/5 درصدی در میزان آبستنی مشاهده شد. Giordano: «فقدان تفاوت در میزان آبستنی برای گاوهای چند شکم شگفت آور و در تقابل با فرضیات اولیه ما بود مبنی بر اینکه طولانی کردن VWP منجر به بهبود آبستنی در همه گاوها می گردد.» یافته کلیدی شماره 3: گاوهای موجود در VWP 60 روزه که در تلقیح اول آبستن نشدند، شانس بیشتری داشتند تا مجددا تلقیح شوند چون اولین تلقیح در زمان زودتری رخ داده بود. همزمان با گاوهای موجود در گروه VWP طولانی که برای اولین بار تلقیح شدند، گاوهای موجود در گروه VWP کوتاهتر و فحل تشخیص داده شده دومین تلقیح خود را دریافت کردند، که آبستنی های کافی را برای جبران نرخ آبستنی کمتر با اولین تلقیح را موجب شد. Giordano: «اگرچه بازه زمانی که در آن گاوها آبستن شدند متفاوت بود، ولی حدودا تعداد یکسانی گاو در 350 روز شیردهی در هر دو گروه غیر آبستن بودند. با اینحال، طولانی تر کردن VWP تا 88 روز، زمان آبستنی را به سمت عقبتر در دوره شیردهی انتقال داد.» «انتقال زمان آبستنی ممکن است پیادهای اقتصادی مهمی به دنبال داشته باشد که ما در فاز دوم مطالعه خود به تعیین آن خواهیم پرداخت.» یافته کلیدی شماره 4: گاوهای کمتری در زمان همزمان سازی و 10 روز پیش از اولین تلقیح اندومتریت داشتند. همچنین، طولانی تر کردن زمان VWP، از سرگیری چرخه دار شدن تعداد بیشتری از گاوها را قبل از آغاز پروتوکل همزمانی امکان پذیر نمود. Giordano: «این امر سودمند است چرا که یک رحم سالمتر و چرخه های فحلی بیشتر پیش از تلقیح با باروری بهتر در اولین تلقیح مرتبط است.» یافته کلیدی شماره 5: به محض اینکه گاوها پروتوکول های همزمانی را دریافت کردند، تفاوتی در وضعیت چرخه ای بودن دام ها مشاهده نشد. Giordano: «این امر به این خاطر بود که پروتوکولی که از آن استفاده کردیم برای القای چرخه دار شدن در گاوها طراحی شده بود. این پدیده، که البته به اهداف اولیه ما هم مرتبط نبود، در اثبات این مسئله به دامداران که جایگزین هایی برای کاهش اثرات مخرب فقدان چرخه های فحلی در گله هایشان وجود دارد، مفید بود.» یافته کلیدی شماره 6: گاوهای موجود در گروه VWP طولانی تر در زمان تلقیح BCS بهتری داشتند. گاوهای شکم یک نسبت به گاوهای مسن تر در زمان تلقیح BCS بهتری داشتند. Giordano: «BCS بهتر با باروری بهتر مرتبط است». نتیجه Giordano خاطرنشان می کند که تعیین زمان ایده آل VWP نباید فقط و فقط بر اساس نرخ آبستنی مورد انتظار یا مشاهده شده در اولین تلقیح باشد. زمان و روش بکار رفته برای انتخاب گاوها برای اولین تلقیح و تلقیحات پسین نیز باید در تصمیم گیری لحاظ شود. «نتایج ما به وضوح نشان می دهد آبستنی کمتر با اولین تلقیح می تواند با ایجاد فرصت زمانی اضافی برای تلقیح جبران گردد»، Giordano گفت. گام بعدی در مطالعه Giordano، تعیین اثرات اقتصادی طول VWP از طریق ارزیابی جز به جز اثر زمان آبستنی در مراحل مختلف شیردهی بر سودآوری گله است. نویسنده: دکتر احسان محجوبی

جزئیات
به روز رسانی تولید مثلی (A reproductive update)

به روز رسانی تولید مثلی (A reproductive update)

29 شهریور1396

به روز رسانی تولید مثلی ( A reproductive update ) در این مقاله خلاصه ای از صحبت های ارائه شده در وبینار دکتر Jeff Stevenson که یکی از صاحبنظران حوزه تولید مثل و برنامه های تولید مثلی در دنیا هستند، را به استحضار می رسانم. در این وبینار ابتدا تاریخچه ای مختصر از پیشرفت های انجام شده در بحث تولید مثل و استفاده از هورمون ها و ابزارهای مختلف در این زمینه ارائه شد که در شکل زیر مشاهده می کنید. به دلیل محدودیت زمان از ترجمه شکل خودداری شد. در بخش اول ایشان در مورد تشخیص فحلی و سنجش میزان فعالیت دام ها صحبت کردند و از شنونده ها پرسیدند از کدام روش برای تشخیص فحلی استفاده می کنند؟ تقریبا بیشتر افراد روش تشخیص فحلی دیداری (74%) را به عنوان روش مورد استفاده انتخاب کردند. بخش زیاد دیگری استفاده از رنگ ها یا گچ های دمی را انتخاب نمودند (48%) و نیز عده ای دیگر حس گرهای حرکتی (43%) را به عنوان روشی که هم اکنون استفاده می کنند، انتخاب کردند. جالبه بدونیم در تحقیقات 2007 در امریکا مشخص شده بود 40 درصد از گله دارها از گاو نر برای تشخیص فحلی استفاده می کنند (همان تیزر). توجه کنید که جمع اعداد از 100 بیشتر است چون برخی دامداران همزمان از روش های متفاوتی برای فحل یابی بهره می برند. در مورد رنگ های مختلف برچسب های فحل یابی صحبت شد که معمولا قرمز برای دام های فحل و آبی برای گاوهای تلقیح نشده ( Open ) مورد استفاده قرار میگیرد و برخی دیگر از رنگ های متفاوتی استفاده می کنند. او خاطر نشان کرد گاو زمانی برای فحلی می ایستد که یک فولیکول غالب بر روی تخمدان وجود دارد و استروژن به پیک خود می رسد. ایستا فحلی بین 4-12 ساعت طول می کشد. پس از اولین ایستا فحلی بین 27/6 ± 5/4 ساعت تخمک گذاری اتفاق می افتد. نکته قابل توجهی که باید بدان توجه کرد این است که «تشخیص فحلی به نوعی برابر است با تشخیص زمان تخمک گذاری». وقتی گاو در فحلی قرار می گیرد فعالیت فیزیکی او 400% افزایش می یابد و به همین خاطر ابزارهایی برای کنترل فعالیت فیزیکی به منظور تشخیص فحلی ابداع شده اند. تقریبا 13 بِرند مختلف در این زمینه در امریکا وجود دارد. برخی از آنها علاوه بر تشخیص فحلی، فعالیت نشخوار را هم بررسی می کنند که در نزدیکی گوش قرار می گیرند. سپس مثال هایی از برنامه های مبتنی بر استفاده از این ابزار ارائه شد که جالب بود. در مثال بالا میبینید که با استفاده از سیستم تشخیص فحلی درصد گاوهای آبستن در 150 روز، از 52 به 68% رسیده است. همچینین میزان تشخیص فحلی از 42 به 74 درصد رسیده است. روزهای شیردهی که در آن 50% از گاوها آبستن بودند از 90 به 80 روز رسید. هر چند آبستنی با تلقیح اول درصد کمتری دارد که به اعتقاد ایشان زیاد مهم نیست ولی تشخیص زودتر گاوهای غیر ابستن و تلقیح کردن آنها که خود را در آبستنی 150 روزه نشان میدهد، حاکی از مفید بودن این روش هاست. در مطالعه زیر اما نتایج تقریبا یکسان بود. نکته ای که دکتر استیونسون به آن اشاره کرد این بود که اگر میزان تشخیص فحلی در گله شما حدود 60-70 درصد است، شاید استفاده از چنین ابزاری خیلی موثر نباشد. همچنین اگر بسترهای بتنی یا لیز در دامداری دارید که اساسا مانع بروز ایستا فحلی میشوند، بازهم سرمایه گذاری در این حوزه سود آنچنانی نخواهد داشت. در بخش دوم، صحبت از برنامه های تلقیح مصنوعی زمان بندی شده و اولین سرویس بود. تقریبا تمام افراد با برنامه Ovsynch آشنایی دارند. این برنامه به دو صورت انجام میشود که در شکل زیر کاملا مشخص است. برنامه دوم کوتاهتر است و البته یک تزریق بیشتر دارد و از لحاظ زمان بندی در روزهای یکسان تری صورت می گیرد. سپس در مورد پایه های نظری این روش همزمانی توضیح داد که خارج از حوصله این مقاله است. آنگاه در مورد مزایای برنام های Presynch که از اوایل سال 2000 شروع شد، صحبت شد که موجب افزایش نصفه-نیمه پروژسترون پیش از گناد اول و غلظت های بالای پروژسترون قبل از PG دوم می گردد و نیز تخمک ریزی را در گاوهایی که تخمک ریزی نمی کنند افزایش می دهد. همانطور که مستحضرید برنامه های متفاوتی تحت عنوان Presynch وجود دارند که که در شکل روبرو  می بینید. دکتر استیونسون نتایج مطالعات مختلف را در قالب نمودار زیر خلاصه کرد و ابراز داشت که برنامه های Presynch بر پایه گناد نتایج بهتری نسبت به PG داشته است. در ادامه در مورد دوز گناد بحث شد. خلاصه این بحث این بود که افزایش دوز از 100 به 200 میگروگرم باعث افزایش تخمک ریزی می شود ولی میزان آبستنی را افزایش نمی دهد. در مورد زمان تزریق گناد نیز بحث شد که بهترین نتایج (همانطور که از شکل زیر مشخص است) در حالتی بدست آمد که 56 ساعت پس از PG ، تزریق گناد انجام شود و 16 ساعت پس از آن تلقیح صورت گیرد. در نظر سنجی انجام شده در مورد برنامه همزمانی بکار رفته برای اولین تلقیح گاوها، تقریبا 53% از افراد بیان کردند که با مشاهده فحلی تلقیح را انجام می دهند (بدون هیچ برنامه همزمان سازی)، 21 درصد به Ovsynch -56 و 18% نیز با PG Presynch کار می کردند. حدود 9 درصد نیز به GnRH Presynch اشاره کردند. در مبحث بعدی، دکتر استیونسون در مورد برنامه های تلقیح مصنوعی زمان بندی شده برای گاوهای واکل یا تکرار تلقیح صحبت کردند. نکته جالبی که بیان شد این بود که بیشتر گاوهای هلشتاین در حال حاضر بین 22-23 روز چرخه فحلی دارند در مقایسه با 21 روزی که از قدیم به آن باور داریم. انتخاب اول برای گاوهای برگشتی در نمودار زیر نمایان است و باید به این باور برسیم که در 21-25 روز پس از تلقیح تمرکز ویژه تری روی تشخیص فحلی داشته باشیم. در این مورد دامدار اقدام به همزمانی مجدد نمیکند مگر اینکه مطمئن شود گاوهای او در تست آبستنی منفی بوده اند. در مورد بعدی که برنامه ای تهاجمی تر می باشد (شکل زیر)، در واقع 7 روز پیش از تشخیص آبستنی گناد تزریق می شود و اگر در روز تشخیص، گاو آبستن نبود PG را دریافت و مطابق شکل زیر برنامه Ovsynch مجدد انجام می گیرد. در این روش یعنی 7 روز در آبستن کردن دام های غیر آبستن جلوتر هستیم و البته که هزینه بیشتری در مورد تزریق گناد باید بپردازیم. 4 نوع مختلف برنامه همزمانی مجدد در شکل زیر آمده است که موجب بهبودی 7-9% در باروری می شود، ولی دو تای آخری به نوعی تاخیر زمانی را موجب می شوند. این دانشمند برجسته در مورد تشخیص آبستنی نیز صحبت کرد. به طور کلی تشخیص با سونوگرافی در روزهای 28-32 پس از تلقیح روش خوبی است و نیز توشه رکتال یا لمس از طریق رکتوم در فاصله 35-40 روز پس از تلقیح نیز در غیاب سونوگرافی موثر خواهد بود. ابزارهای دیگری نیز در مورد تشخیص آبستنی به صورت کیت های تجاری وجود دارند که البته پایه و اساس ایجاد آنها به 3 دهه قبل بر میگردد. از شیر و خون میتوان در فاصله 25 تا 28 روز پس از تلقیح نمونه گرفت و آبستنی را تایید کرد. می دانیم که بسیاری از گاوهایی که در تست 30 روز مثبت بودند در ادامه آبستن نخواهند بود و بیشتر آنها در 15-20 روز آتی (پس از 30 روز تشخیص آبستنی) آبستنی را از دست می دهند. دکتر استیونسون این پدیده را «از دست رفتن آبستنی مرتبط با ایجاد جفت» می نامند ( Placentation Losses ). این پدیده علل مختلفی ممکن است داشته باشد که ناشناخته اند ولی برخی از آنها ژنتیکی هستند. یکی دیگر از علل آن می تواند ورم پستان باشد؛ چرا که میکروارگانیسم های مسبب ورم پستان میتوانند موادی تولید کنند که جسم زرد را از بین ببرد. دکتر استیونسون از شنوندگان سوال کرد که از کدام روش برای تشخیص آبستنی استفاده می کنند. 65 درصد از سونوگرافی، 19% از لمس راست روده ای، 7% کیت های شیمیایی و 9 درصد هم از تلفیق روش های فوق بهره برده اند. خود دکتر استیونسون بیان کرد که در فاصله 30-36 روز پس از تلقیح از سونو برای تشخیص آبستنی استفاده می کند. سپس 4 هفته بعد تست دوم را انجام میدهند تا مطمئن شوند آبستنی بر قرار است. دفعات تشخیص آبستنی در گله نیز سوال بعدی بود که مطرح شد. 39 درصد بصورت هفتگی، 28 درصد یک هفته در میان، و 33 درصد هم ماهانه تست تشخیص آبستنی را انجام میدادند. در آخر و مرتبط با سوال یکی از شنوندگان، دکتر استیونسون اظهار کرد: «داده ها نشان می دهد که سیدر زمانی اثر گذار خواهد بود که در زمانی قرار دادن آن دام جسم زرد نداشته باشد و تقریبا 10-25% از گاوها در این وضعیت قرار دارند. نتایج مطالعات ما و گروهی دیگر نیز تایید کرد که اگر گاو جسم زرد داشته باشد، مزیتی از قرار دادن سیدر وجود نخواهد داشت.» ایشان خاطر نشان کرد، زودتر آبستن کردن گاوها بسیار مهم است. ولی ارزش آبستنی در 50 روز پس از زایمان و بعد از آن متفاوت است چرا که گاوی که در 150 تا 170 روز پس از زایمان، آبستن شود چه مدت تداوم شیردهی خواهد داشت؟ همچنین برنامه هایی برای محاسبه ارزش آبستنی در دانشگاه ویسکانسین وجود دارد که می توانید از آنها بهره ببرید. در جواب به سوال دیگری در مورد تلقیح طبیعی در مقایسه با تلقیح مصنوعی او گفت: «مطالعات نشان می دهد که تولید شیر در گله هایی که از تلقیح مصنوعی استفاده می کنند در مقایسه با آنهایی که از گاو نر بهره می برند، سودآورتر خواهد بود» در مورد سوالی که بنده مطرح کرده بودم نیز ایشان اینچنین پاسخ داد: «بین 15-20 درصد از آبستنی های مثبت در تشخیص اول از بین می روند. مشکلی که بنده با تشخیص آبستنی در روز 28 با سونوگرافی دارم این است که تکنیسین باید خیلی دقیق و مراقب باشد و بعضا به اشتباه آبستنی تشخیص داده می شود. در مورد از دست رفتن موارد آبستنی هم شاید باید به ورم پستان توجه کرد و دید که آیا او با ورم پستان درگیر است یا خیر». در مورد طول بهینه VWP گفتند که به گله مرتبط است: «ما هم اکنون در دانشگاه کانزاس از 65 تا 75 روز نتایج خوبی گرفته ایم ولی این عدد ممکن است در گله ای دیگر متفاوت باشد. داده های آمریکا نشان می دهد که افراد زیادی بین 55 تا 60 و بعضا تا 65 روز هستند. این رقم در گله ما با رکورد 47 کیلو (105 پوند!!!!) به نظر ایده آل می رسد». نویسنده: دکتر احسان محجوبی

جزئیات
چطور تغذیه اوایل شیردهی تولید مثل را تحت تاثیر قرار می دهد

چطور تغذیه اوایل شیردهی تولید مثل را تحت تاثیر قرار می دهد

25 شهریور1396

چطور تغذیه اوایل شیردهی تولید مثل را تحت تاثیر قرار می دهد بر اساس نظر مایلو ویتبلنک، پروفسور دانشگاه ویسکانسین، بازده تولید مثل در مزارع گاو شیری آمریکا سرانجام در حال بهبود است. ایشان معتقدند که این امر عمدتا به دلیل پیشرفت در ژنتیک گاوهای شیری، برنامه های مدیریت تولید مثل، کاهش استرس گرمایی، فرمولاسیون و ارائه TMR و وسایلی که رفاه گاو را افزایش می دهد، است. ایشان تنظیم دقیق مواد مغذی را بعنوان یکی از "سرحدهای نهایی" در افزایش باروری و بازده تولید مثلی گاوهای شیری می بینند. او گفت: امتیاز دادن نمره بدنی هنوز راه آسان و مقرون به صرفه برای کنترل وضعیت تغذیه ایی گاوهای تازه زا است. او اشاره کرد داده ها نشان می دهند که گاوهای اوایل شیردهی لاغر با BCS 2/5 یا کمتر سیکل خوبی ندارند و عملکرد تولید مثلی را کاهش خواهند داد. همچنین تغییر در BCS اوایل پس از زایش در کاهش یافتن کیفیت اوسیت دخیل است. دکتر ویتبلنک و همکارانش اخیرا یک پروژه بسیار بزرگ با 1887 راس گاو در دوگله درباره بررسی ارتباط بین تغییر شرایط بدن طی 21 روز اول پس از زایش و باروری به اتمام رساندند. میانگین BCS برای هر دو گله مورد مطالعه 3 بود که نشان می داد حیوانات در شروع آزمایش خیلی چاق نبودند. گاوهایی که قبل از زایش خیلی چاق هستند (بالای 3/25 ) معمولا BCS بیشتری بعد از زایمان از دست می دهند و مشکلات متابولیکی و تولید مثلی بیشتری دارند. پژوهشگران حیوانات را طی 21 روز به سه گروه طبقه بندی نمودند: حیواناتی که اسکور از دست می دهند، حیواناتی که اسکور از دست نمی دهند یا اضافه نمی کنند، حیواناتی که  اسکور اضافه می کنند. همه گاوها با یک برنامه آوسینک دوبل یا دوتایی همزمانی و تلقیح مصنوعی شدند. دکتر ویتبلنک ذکر کردند که این برنامه کمک کرد تا مشکلات ناشی از متابولیسم بالای هورمون ها که در گاوهای شیری پرتولید اتفاق می افتد ، کاهش یابد و انتخاب بهترین ها ( یا به زبان عامیانه سواکردن-جدا کردن) در برنامه تولید مثلی حذف شود. اختلاف بین گروه ها برای آبستنی به ازای هر تلقیح جالب بود: زمان تشخیص آبستنی از دست دادن (0-21 روز) BCS حفظ کردن (0-21 روز) BCS افزایش دادن (0-21 روز) BCS روزهای بعد از تلقیح % Pregnant % Pregnant % Pregnant 40 25 38 84 70 23 36 78 دکتر ویتبلنک کاهش جزئی آبستنی برای هر سه گروه طی 70 روز پس از تلقیح را به مرگ زودرس رویان نسبت داد. ایشان بیان کردند که "با این وجود نرخ آبستنی بیشتر به طور معنی دار در گروهی که در اوایل شیردهی افرایش وزن دادند، برجسته بود. بنابراین تغذیه در اوایل شیردهی قطعا باروری را تحت تاثیر قرار می دهد، و ما اخیرا در حال بررسی دینامیک های چرایی این اتفاقات هستیم". یکی از تئوری های دکتر ویتبلنک این است که گاوهایی که تلاش می کنند تا وزن بدن شان را حفظ کنند ممکن است مقادیر کمتر گروه های دهنده متیل در خونشان داشته باشند- که می تواند اضافه شدن گروه های متیل به DNA و به DNA اوسیت ها و رویانشان را تحت تاثیر قرار دهد. گروه های متیل بر روی DNA بیان ژن را تنظیم می کنند و از این راه بسیاری از وظایف مهم شامل تولید انرژی، پاسخ سیستم ایمنی، و از همه مهمتر برای تولید مثل، توسعه صحیح آبستنی را تغییر می دهند. پژوهش اخیر دکتر ویتبلنک در حال تمرکز بر این موضوع است که آیا دادن مکمل متیونین به گاوهای تازه زا  می تواند گروه های متیل اضافی را تامین کند که در واقع بتواند آبستنی را به طور مثبت تحت تاثیر قرار دهد. ایشان و همکارانش در یک بررسی اولیه دریافتند که رویان های گروه دریافت کننده متیونین بزرگتر از رویان های گاوهایی هستند که متیونین دریافت نکردند و در طول اوایل آبستنی کمتر از بین می روند. درحالیکه دکتر ویتبلنک و تیمشان در این زمینه در حال کار کردن هستند، ایشان معتقدند که نه فقط در ارئه مواد مغذی بیشتر به گاوهای پس از تلقیح بلکه همچنین در ارائه مواد خاص خبرهایی در راه است. دکتر ویتبلنگ گفت: " ما باید بتوانیم تا با استفاده از دستکاری تغذیه ایی مادر، بیان ژن رویان و احتمالا عملکرد فیزیکی در مراحل بعدی زندگی را تغییر دهیم. Reproductive efficiency on U.S. dairy farms finally is beginning to improve, according to University of Wisconsin professor of dairy science Milo Wiltbank. The researcher believes this is due largely to improvements in dairy cow genetics, reproductive management programs, heat-stress abatement, total mixed ration formulation and delivery, and facilities that promote cow comfort. Wiltbank sees the fine-tuning of nutrition as one of the “final frontiers” in elevating dairy cow fertility and reproductive efficiency. “Body-condition scoring (BCS) still is an easy and affordable way to monitor nutritional status of fresh cows,“ he said. He cited data showing that thin, early lactation cows with BCS of 2.5 or less do not cycle well and will have reduced reproductive function. Change in BCS early postpartum also has been implicated in reduced oocyte quality. Wiltbank and his colleagues recently completed a large, 1,887-cow study examining the relationship between change in body condition in the first 21 days postcalving and fertility. The average BCS for both herds in the study was about 3.0, indicating that the animals were not over-conditioned at the beginning of the trial. Cows that are overconditioned before calving (above 3.25) generally have a greater BCS loss after calving and more metabolic and reproductive problems. The researchers classified the animals at 21 days as either losing, maintaining or gaining body condition. All cows were synchronized using a Double Ovsynch program with timed AI. “This helped to reduce problems from high metabolism of hormones that occur in high-producing dairy cows and eliminated cherry picking in the reproductive protocol,”” Wiltbank noted. The differentiation between the three groups for pregnancies per insemination were surprisingly distinct: Time of pregnancy diagnosis Lost body condition,  0-21 days Maintained body condition, 0-21 days Gained body condition, 0-21 days Days after breeding % Pregnant % Pregnant % Pregnant 40 25 38 84 70 23 36 78 Wiltbank attributed the slight decline in pregnancies for all three groups at 70 days post-breeding to early embryonic death. “Still,” he noted, “the significantly higher pregnancy rate in the group that gained weight in early lactation was remarkable. Thus, nutrition early in lactation definitely does impact fertility, we are currently exploring the dynamics of why that happens.” One of Wiltbank’s theories is that cows struggling to maintain body weight may have lower amounts of methyl donors in their blood – that can impact the addition of methyl groups to their DNA and to the DNA of their oocytes and embryos. Methyl groups on DNA regulate gene expression and thereby alter many important functions including energy production, immune response, and, of particular importance for reproduction, proper development of the pregnancy. His current research is focusing on whether supplementing fresh cows with methionine can supply additional methyl groups that could positively influence pregnancy achievement. In one early study, he and his colleagues found the embryos of methionine-supplemented cows were larger than those from cows that received no supplementation and were less likely to be lost during early pregnancy. While their work in this area is ongoing, Wiltbank believes there is promise in not just delivering more nutrients to cows pre-breeding but also in delivering specific nutrients. “We should be able to alter the gene expression in the embryo, and possibly physical function later in life, using nutritional manipulation of the dam,” he said. نویسنده: دکتر مهدی حسین یزدی

جزئیات