آیا باید هر تلیسه ای را در گله نگه داشت؟

آیا باید هر تلیسه ای را در گله نگه داشت؟

24 خرداد1397

آیا باید هر تلیسه ای را در گله نگه داشت؟ اکثر فارم­ها هر تلیسه­ای که بدنیا می آید را بزرگ می­کنند. این عمل در گذشته خیلی خوب کارا بود. تلیسه­های زیادی موجب تقویت بسط و گسترش گله و جایگزین شدن گاوهای مسن تر می شدند یا به منظور ایجاد درآمد به فروش می رفتند. امروزه، این سوال زیاد پرسیده می شود که آیا پرورش تلیسه بیشتر از حد نیاز، بهترین روش استفاده از منابع کمیاب است یا خیر؟ اگر مایل به حفظ اندازه فعلی گله خود هستید، ایده هایی در ادامه ارائه خواهد شد که در حفظ اندازه درست گله شما کمک خواهد کرد. چند راس تلیسه؟ دو مقوله ضروری در مورد اطلاعات لازم برای گرفتن تصمیم درست در این حوزه عبارتند از: تعداد تلیسه های جایگزینی که هر سال به آن نیاز دارید و هزینه های لازم برای پرورش آن تلیسه تا زمان اولین زایش. تعداد تلیسه مورد نیاز را مطابق با فرمول زیر مجاسبه نمایید: (اندازه گله، گاوهای شیری به اضافه گاوهای خشک) × (میزان حذف) × (سن در اولین زایش تقسیم بر 24) × (1 + نرخ ناتمامی برای تلیسه ها) «نرخ ناتمامی برای تلیسه ها» نمایانگر تلیسه هایی است که زنده به دنیا می آیند ولی یا فروخته می شوند یا پیش از اینکه زایش داشته باشند می میرند. محاسبه هزینه ها هزینه های پرورش تلیسه اغلب دومین یا سومین هزینه بزرگ تولید شیر در گله است، ولی تنوع قابل توجهی از یک گله به گله دیگری وجود دارد. تنها روش دانستن اینکه آیا قیمت های بازاری در مورد تلیسه در کسب و کار شما سودآور است یا خیر، این است که بدانید پرورش یک تلیسه دقیقا چقدر برای شما هزینه دارد. برخی برنامه های تحت اکسل توسعه یافته در دانشگاه پنسیلوانیا می توانند در این مورد به شما کمک کنند. رسیدن به هدف به محض دانستن اینکه چند راس تلیسه نیاز دارید، برنامه خود برای رسیدن به آن هدف را آماده کنید. به وسیله فرمول زیر می توانید محاسبه کنید که چند راس تلیسه در یک سال تولید خواهد شد : (12 تقسیم بر فاصله گوساله زایی) × (اندازه گله) (24 تقسیم بر سن در اولین زایش) × (1 منهای نرخ مرگ میر گوساله) × (درصد گوساله های ماده) × مرگ و میر گوساله شامل مرگ و میر رخ داده ظرف 48 اول پس از تولد است. بسته به انتخاب های وابسته به بازار که در اختیار دارید، می توانید گاوهای مسن تر را بفروشید تا فضا برای تلیسه ها در گله باز شود. اما، انجام مکرر این کار به احتمال زیاد موجب کاهش سن گله و کاهش شیر خروجی از دامداری می شود. فروختن تلیسه های اضافی اغلب بهتر است. به جای اینکه تلیسه ها را به طور تصادفی حذف کنیم، این امر می تواند فرصتی برای بهبود کیفیت گله شما باشد. از عملکرد سلامت یا رشد، شجره، داده های ژنومیک یا ترکیبی از این عوامل برای انتخاب تلیسه هایی که باید در گله بمانند یا گله را ترک کنند، استفاده نمایید. انتخاب ژنومیک می تواند راهی مطمئن تر برای غربالگری تلیسه های شما در سنین پایین فراهم کند. وقتی قیمت تلیسه خیلی پایین باشد، حذف تلیسه ها در سنین بسیار پایین و پیش از اینکه سرمایه گذاری زیادی روی آنها انجام دهیم کاری معقول و منطقی خواهد بود. راهکار دیگر راهبرد دیگر حفظ اندازه گله همگام با نیازهای شما می تواند این باشد: تلقیح تلیسه های انتخابی یا گاوها با اسپرهای گاوهای گوشتی برای افزایش ارزش دام های حذفی. بسته به تاسیسات و خوراکی که در اختیار دارید، می توانید این گوساله ها را جای دیگری پرورش دهید یا بلافاصله بفروش برسانید. اسپرم های تعیین جنسیت شده نیز می تواند ابزار اضافی دیگری برای تولید تلیسه از گاوهای بسیار پرتولید گله باشد، که ممکن است این امکان را برای شما فراهم کند که درصد بیشتری از گله را با اسپرم گاوهای گوشتی بارور کنید.

جزئیات
5 اقدامی که "نباید" در این سال انجام داد

5 اقدامی که "نباید" در این سال انجام داد

17 خرداد1397

5 اقدامی که "نباید" در این سال انجام داد همانطور که مستحضرید قیمت شیر در امریکا هم کاهش پیدا کرده و در نشستی اخیرا دکتر Mike Hutjens به مواردی اشاره کرده که در این شرایط حساس دامداران نباید مبادرت به انجام آنها کنند. با توجه به مشابهت شرایط بد ندیدم این مقاله رو در اختیار شما هم قرار بدهم. دکتر هاتجنز اشاره داشت که نباید 5 مورد زیر را در شرایط افت قیمت شیر در دامداری انجام داد: حذف مواد معدنی از جیره خیانت به تلیسه؛ کم کردن سرعت رشد تاخیر در آبستنی با فواصل بین دو زایش طولانی تر اجتناب از BCS بیش از 3.25 بدون هورمون رشد گاوی صرفه جویی در حد یک سکه 10 سِنتی و زیان یک دلاری (مواد معدنی کم مصرف با منشا آلی، سُم چینی، استفاده از گاو نر برای تلقیح). دکتر هاتجنز همچنین فهرستی از آیتم های مدیریتی را که باید به منظور افزایش بهره وری در فارم انجام دهید ارائه داده است. چالش او برای شما این است: آیا حداقل 5 آیتم زیر را انجام می دهید؟ تغذیه تسریع یافته شیر یا شیر خشک در مورد گوساله ها (2 درصد وزن تولد به صورت ماده خشک شیر) زایمان تلیسه ها در 23 تا 24 ماهگی با حداقل افزایش وزن روزانه 800 گرم (برای هلشتاین) تغذیه جیره کم انرژی/پر کاه در گاوهای خشک استفاده استراتژیک از افزودنی های خوراکی داشتن برنامه ای برای گاو تازه زا (به مدت 10 تا 21 روز) استفاده از بولوس های کلسیم برای گاوهای در معرض خطر (50 گرم کلسیم از کلراید کلسیم، پروپیونات کلسیم یا سولفات کلسیم) مکمل مواد مدنی کم مصرف با منبع آلی (روی، مس، کروم، و سلنیوم) تخفیف تنش حرارتی برای گاوهای خشک نویسنده : دکتر احسان محجوبی

جزئیات
شیر دادن نزولی، نه عقب گرد، در زمان از شیرگیری

شیر دادن نزولی، نه عقب گرد، در زمان از شیرگیری

6 خرداد1397

شیر دادن نزولی، نه عقب گرد، در زمان از شیرگیری یک گوساله ممکن است با چالش های بیشماری در زمان از شیرگیری مواجه شود، از جمله انتقال به خوراک جامد و اغلب آمیخته شدن با سایر گوساله ها. در رأس همه این حوادث، هنوز سیستم ایمنی گوساله در حال توسعه است، که اغلب تا سن 5 تا 8 ماهگی هنوز به بطور کامل فعال نیست. دکتر Whitney Knauer ، برخی از راهکارهای انتقالی آرامتر در دوره شیرخوارگی به خوراک جامد را در سخنرانی اخیر خود به اشتراک گذاشته است. او بیان کرد: هدف این است که گوساله با سلامت کامل از مرحله از شیرگیری عبور کند و افزایش وزن هایی داشته باشد که در هنگام از شیرگیری به دو برابر وزن تولد رسیده باشد. همچنین، خواهان این هستیم که شکمبه ای آماده و فعال برای غلات و در نهایت مصرف علوفه داشته باشیم. از شیرگیری وقتی رخ می دهد که شیر از کل جیره ارائه شده حذف می شود. مطابق با داده های سیستم ملی پایش سلامت دام ( NAHMS )، میانگین سن از شیرگیری تغییر زیادی نداشته است، ولی تمایلی به افزایش سن از شیرگیری وجود دارد. در سال 1991، میانگین سن از شیرگیری 7.9 هفته بود؛ در سال 2014، این سن حدودا نزدیک به 9 هفته بود. او ابراز داشت: «دامداران مزایای نگهداری اندکی بلندمدت تر گوساله ها در جیره های حاوی شیر را رویت می کنند و برای سازگار شدن به خوراک جامد زمان بیشتری را به آنها می دهند». حذف شیر از جیره می تواند تدریجی یا ناگهانی صورت پذیرد. با ظهور سیستم های خودکار شیردادن گوساله، از شیرگیری تدریجی یا «نزولی» رایج تر شد، ولی این روش را می توان با سیستم های شیر دادن مرسوم نیز انجام داد. تحقیقات نشان داده اند که در کاهش تدریجی تر مقدار شیر خورانده شده مزایای زیادی وجود دارد. دکتر Knauer در مورد مطالعه ای با 4 تیمار از شیرگیری که همه آنها در 42 روزگی رخ داده بود صحبت کرد. گروه های تیماری عبارت بودند از شیرگیری ناگهانی، یا شیرگیری با پروتوکل نزولی 4-روزه، 10 روزه، یا 22-روزه. نتایج نشان داد که گوساله های از شیرگرفته شده در دوره های بیش از 10 روز بهترین عملکرد را بر حسب افزایش وزن روزانه در خلال شیرگیری و بلافاصله پس از شیرگیری داشتند. در پژوهشی دیگر، گوساله ها در 48 روزگی یا به صورت ناگهانی از شیرگرفته گرفته شدند یا پس از دریافت نیمی از شیر دریافتی به مدت 12 روز پیش از شیرگیری، به صورت تدریجی از شیر گرفته شدند. دکتر Knauer خاطر نشان کرد که گروه از شیرگیری تدریجی (12 روزه) استارتر مصرفی بیشتر و رشد بهتری بلافاصله پس از شیرگیری داشتند. با استناد به این نتایج، او دوره از شیرگیری نزولی 10 تا 14 روزه را پیشنهاد می کـند، کـه به گوسـاله اجـازه می­دهد برای سازگاری با مصرف استارتر زمان داشته باشد و افت رشد پس از شیرگیری را کاهش می دهد. بهترین نکات مدیریتی او در از شیرگیری تدریجی به شرح ذیل است: 1- شیر مصرفی را به 50% کاهش دهید. 2- یکبار در روز شیر دهید، ترجیحا در بعد از ظهر. 3- برای تشویق مصرف، استارتر و آب تازه را در ساعت خوراک دهی دیگر در اختیار گوساله قرار دهید. 4- گوساله ها را 10-14 روز بعد به طور کامل از شیر بگیرید. نویسنده : دکتر احسان محجوبی

جزئیات
10 آیتم مهم در بررسی عملکرد تولید مثلی

10 آیتم مهم در بررسی عملکرد تولید مثلی

24 اردیبهشت1397

10 آیتم مهم در بررسی عملکرد تولید مثلی همانطور که این گفتار مشهور می نمایاند، شما نمیتوانید چیزی را مدیریت کنید که آن را اندازه گیری نمی­کنید. دامداران زمان زیادی را صرف برنامه های تولید مثلی می کنند، ولی مدیریت موثر آن برنامه ها نیازمند اندازه­گیری عملکرد است. اندازه گیری و پایش­ آماره­های تولیدمثلی دامداران را قادر می سازد تا تصمیمات مدیریتی صحیح و به موقعی برای پیشرفت گله اتخاذ کنند. آیتم های ذیل، از متداول ترین فراسنجه های تولید مثلی ردیابی شده، مرور شده و بحث شده در مورد سطح عملکرد گاوهای هلشتاین هستند. 1- درصد آبستن گله تا 150 روز پس از زایش ( DIM ). اگر به دنبال یک عدد می گردید تا بر آن متمرکز شوید، این عدد را در نظر بگیرید. این عدد شمایی صحیح از کارایی تولیدمثلی یک گله را در یک لحظه به شما ارائه می دهد. عواملی که می توانند درصد آبستنی گله را تا روز 150 DIM محدود کنند متعدد هستند ولی شاید عبارت باشند از: انتقال نامناسب از خشکی به شیردهی، تلقیح ضعیف، عدم باروری، مشکلات بیماری، تعداد ناکافی گاو شایسته تلقیح یا تشخیص فحلی کم و ضعیف. گله هایی که جوایز برترین گله ها از لحاظ تولیدمثلی را دریافت می کنند، به بیش از 89% گاوهای آبستن در این DIM رسیده اند؛ با عملکرد مناسب تولید مثلی، عدد 75% می تواند هدفی حداقلی و واقع گرایانه برای یک دامداری باشد (البته برخی منابع بالای 60% را ملاک قرار داده اند). 2- تعداد گاوهای شایسته ای که پس از فرجه اولین تلقیح مصنوعی تلقیح نشده اند. بدون توجه به پروتوکول های تلقیح، هیچ گاوی نباید «از رادار بیفتد»! گاوی که تلقیح نشود آبستن نمی شود! اینکه هدف ثابتی برای DIM تعیین کنیم که تا آن زمان همه گاوها بایستی تلقیح شده باشند، اهمیت زیادی دارد – حالا یا با تشحیص فحلی، برنامه همزمانی یا با ترکیبی از هر دو. گاهی اوقات برخی گاوها به دلیل نیازهای خاص به بهاربندهای غیر-تلقیحی برده می شوند یا به دلایل دیگر نادیده گرفته می شوند. پایش این امر، شناسایی و جداسازی این موارد را امکان پذیر می سازد. هدف ما در اینجا باید «صفر» باشد. 3- آبستنی ماهانه گاو با تعداد تلقیح و تعداد شیردهی. پایش ماهانه آبستنی با اولین تلقیح، دومین تلقیح و آبستنی کل در گاوهای شکم یک در مقایسه با گاوهای بالغ می تواند فرصت های بالقوه ای برای پیشرفت آشکار سازد. برای مثال، گاوهای شکم یک با افزایش وزن های روزانه کمتر در زمان پیش از تلقیح (سنین زیر 14-15 ماهگی)، آبستنی کمتری در اولین تلقیح پس از زایش دارند. در گاوهای بالغ، آبستنی ضعیف با اولین تلقیح می تواند به مشکلات مربوط به دوره خشکی مرتبط باشد. آبستنی با تلقیحات بعدی ممکن است توسط خوراک، ورم پستان، پاسخ ضعیف به همزمان سازی مجدد یا تشخیص فحلی ناکارا تحت تاثیر قرار بگیرد. تنش حاصل از منابعی نظیر گرما یا تراکم بیش از حد می تواند آبستنی در تمام تلقیحات را تحت تاثیر قرار دهد. داده های حاصل از 120 هزار راس گاو هلشتاین در گله هایی با ابعاد 501 تا 2000 راس گاو نشان داد که گاوهای شکم یک به طور میانگین 47% در تلقیح اول، 41% در تلقیح دوم و به طور کلی 42% آبستنی به ازای تلقیح دارند. در گاوهای بالغ، میانگین آبستنی با اولین تلقیح 44%، 40% با تلقیح دوم و به طور کلی 41% می باشد. 4 - آبستنی ماهانه گاو با کد تولیدمثلی پروتوکل های متداولی که ردیابی می شوند برای ایستا فحلی، اولین همزمان سازی، و همزمان سازی مجدد می باشند. بسیاری از دامداران فهرستی از کدهای دیگری دارند که به تیم تولیدمثلی برای تعیین اینکه کدام برنامه نتایج بهتری را موجب می شود کمک کنند. برای مثال، گله هایی که سیستم کنترل فعالیت دارند، می توانند زمان برآورد شده تا تخمک ریزی را به کدهای مختلفی تبدیل کنند. انطباق و زمان بندی مهمترین عوامل متاثرکننده موفقیت برنامه های همزمان سازی هستند. باروری گاو، کیفیت اسپرم و حمل و نقل آن، و تشخیص فحلی به موقع از فاکتورهای کلیدی در همه کدها محسوب می شوند. پروتوکل های همزمان سازی مدرن می توانند باروری را علاوه بر چرخه دار کردن گاوهای کیستیک افزایش دهند؛ بنابراین چنین برنامه هایی به طور بالقوه ای آبستنی را افزایش می دهند. آبستنی با ایستا فحلی معمولا نسبت به چنین برنامه هایی کمی کمتر است ولی می تواند منجر به تعداد گاوها آبستن مشابه تا DIM 150 شود. کدام یک بهترین عملکرد را دارد؟ به نیروی کار، ادوات و غیره بستگی دارد. وقتی با داده های آبستنی ارائه شده در بخش 3 مقایسه کنید، آیا آبستنی با هرکدام از این کدها کمتر از انتظارات است؟ 5- خطر آبستنی سه-هفتگی. این عدد با ضرب میزان تلقیح در میزان آبستنی به ازای تلقیح ( Conception rate ) حاصل می شود. بنابراین، ازدیاد عواملی که بروز فحلی، تشخیص فحلی، و آبستنی را تحت تاثیر قرار می دهند این درصد را نیز متاثر خواهند ساخت. میانگین های سالانه خطر آبستنی سه-هفتگی می تواند به سرعت با مقادیر 120-روزه و با سه هفته آخری که آبستنی بررسی می شود، مقایسه گردد تا چگونگی روند تولید مثلی در یک گله تعیین شود. این درصد نمایانگر کارایی برنامه تولید مثلی در چرخه های سه-هفتگی در گذر زمان است. در حال حاضر، 25% بالایی گله های هلشتاین 500-2000 راسی، 28.1 درصد خطر آبستنی سه-هفتگی دارند. 6- درصد تلیسه های تلقیح شده و درصد تلیسه های آبستن در 15-17 ماهگی. این عدد معیاری از کارایی کلی برنامه تولیدمثلی تلیسه های پای کل می باشد. عواملی نظیر انتقال تلیسه ها به بهاربند تلقیح پس از VWP یا در زمان VWP ، کاهش باروری یا تشخیص فحلی ناکارامد این درصدها را کاهش می دهند. هر گونه تاخیری در آبستن کردن، با افزایش تعداد روزهایی که تلیسه ها شیر نمی دهند و خوراک می خورند کارایی و سودمندی را کاهش می دهد. در 25% بالایی گله های هلشتاین، حدود 97% تلیسه ها در 15-17 ماهگی تلقیح شده اند و 81% آنها آبستن تشخیص داده می شوند. 7- آبستنی ماهانه تلیسه های پای کل بر اساس تعداد تلقیح و نوع اسپرم. بسیاری دامداران حداقل تعدادی اسپرم تعیین جنسیت شده را در اولین تلقیح در تلیسه ها استفاده می کنند؛ بنابراین، تعیین آبستنی با اولین تلقیح و اسپرم سکس نسبت به تلقیحات دیگر اهمیت دارد. استانداردهای طلایی انجمن تلیسه و گوساله شیری امریکا، هدف بیش از 70% آبستنی در اولین تلقیح را با اسپرم های متداول در نظر گرفته است. 8- درصد تلیسه های زایمان کرده با سن بیش از 24 ماه. این عدد نمایانگر کارایی برنامه های پرورش و تولیدمثل تلیسه از تغذیه و انتقال بین بهاربندها گرفته تا تشخیص فحلی و آبستنی می باشد. تلیسه هایی که سهوا از قلم می افتند، این درصد را افزایش می دهند و سودآوری را کاهش می دهند. در 25% بالایی گله های هلشتاین کمتر از 15% از تلیسه های پس از 24 ماهگی زایمان می کنند و این رقم هرساله کمتر می شود. 9- درصد سقط در گاوهای شکم یک. سقط در اینجا به مواردی اشاره دارد که در آن هر گاو یا تلیسه ای آبستن ثبت شده است و آنگاه بدون هیچ رخداد زایمانی، غیر آبستن تشخیص داده می شود. مقدار معینی سقط های اولیه مورد انتظار است، و گله هایی که در آنها تشخیص های زودهنگام آبستنی رواج بیشتری دارد، به طور کلی میزان سقط بالاتری دارند. بیماری ها (نظیر BVD ) و تنش حاصل از حرارت و موارد مرتبط با خوراک (نظیر مایکوتوکسین ها) می توانند به شدت این عدد را تغییر دهند. میانگین سالانه رخداد سقط در گاوهای هلشتاین 9% و در تلیسه های هلشتاین 3% می باشد. 10- درصد مرده زایی در گروه شیری این عدد می تواند بازتابی از عملیات زایمانی، پرسنل، ژنتیک، بیماری یا تغذیه باشد. تلیسه های هلشتاین به طور میانگین 7% مرده زایی دارند در حالی که گاوهای بالغ حدود 4% مرده زایی دارند. گله هایی با بهترین عملکرد در این شاخص به طور سالانه 2-3% مرده زایی دارند. تولید مثل به وسیله عوامل متعدد از ژنتیک گرفته تا آب و هوا تحت تاثیر قرار می گیرد. پایش عملکرد تولیدمثلی اتخاذ تصمیمات مدیریتی به موقع و صحیح را جهت بهبود عملکرد تولیدمثلی امکان پذیر می سازد. نویسنده: دکتر احسان محجوبی

جزئیات
برای مبارزه با تنش حرارتی به پیام های آن دقت کنید

برای مبارزه با تنش حرارتی به پیام های آن دقت کنید

17 اردیبهشت1397

برای مبارزه با تنش حرارتی به پیام های آن دقت کنید شاید هنوز بهار باشد، ولی حرارت تابستانی جایی همین گوشه کنارها قرار دارد. هیچ شکی وجود ندارد که دماهای بالای موجب ایجاد تنش در دام می شوند. برخی اثرات نظیر کاهش ماده خشک مصرفی، کاهش در شیر تولیدی و ترکیبات آن به سرعت مشخص می شوند. اما، سایر شاخص های عملکردی نظیر تولید مثل و لنگش، اثرات منفی خود را هفته ها و یا حتی ماه ها بعد نشان خواهند داد. شکل 1: مکانیسم های فیزیولوژیکی تنش حرارتی همانطور که شاخص حرارتی-رطوبتی ( THI ) از 68 می گذرد، گاوها برای دفع حرارت شروع به له­له زدن می کنند. له­له زدن موجب افزایش سرعت تنفس دام می شود، که مقدار دی اکسید کربن دفع شده را افزایش می دهد، که در نهایت منجر به افزایش سطوح pH خون می گردد. این وضعیت به آلکالوز تنفسی معروف است. در پاسخ به این وضعیت، دام برای حفظ هموستاز خود بیکربنات بیشتری را در ادرار دفع می کند. آلکالوز تنفسی مقدار بیکربناتی که باید در حالت طبیعی برای خنثی کردن اسیدهای تولید شده در شکمبه مورد استفاده قرار بگیرد را کاهش می دهد. کاهش ظرفیت بافری موجب کاهش pH شکمبه می شود. همانطور که شکمبه اسیدی تر می شود، گیرنده های موجود در شکمبه این تغییر حالت را درک می کنند و نشخوار را کاهش می دهند. گاو کمتر می­جوَد و بزاق کمتری تولید می کند، که در نهایت ظرفیت بافرینگ شکمبه را کاهش می دهد. رفتار گاو نیز به وسیله تنش حرارتی تحت تاثیر قرار خواهد گرفت چرا که هورمونهایی نظیر کورتیزول و اپی نفرین ترشح می شوند که به طور منفی خروج شیر را تحت تاثیر قرار می دهند. به منظور افزایش مساحت سطح بدن به منظور کمک به کاهش حرارت از طریق همرفت، گاوها مدت زمان بیشتری را سرپا خواهند ایستاد. این تلاش برای خنک کردن موجب کاهش جریان خون به سمت پاها و سیستم تولید مثلی و تولید شیر می گردد، که از این طریق سلامت سم، تولید شیر (4.5- کیلوگرم شیر در THI 80) و تولید مثل (8 درصد کاهش در میزان آبستنی با افزایش THI از 65 تا 69) را متاثر می سازد. یادآوری این نکته نیز مهم است که رشد یک فولیکول تا تبدیل آن به اووسیتی که بتواند بارور شود حدود 80 تا 100 روز زمان لازم دارد، پس تنش حرارتی در تابستان عملکرد تولید مثلی پاییز را نیز تحت تاثیر قرار خواهد داد. در تضاد با آنچه بسیاری افراد تصور میکنند، وضعیت در شب هنگام با دماهای خنک تر بدتر می شود چرا که در شب گاوها کمتر له­له می زنند، که منجر به افزایش اسید کربنیکی می شود که تجمع پیدا کرده است و باید دفع شود. این سطح ناپایدار اسید کربنیک، pH خون و pH شکمبه منجر به بروز اسیدوز متابولیک می گردد و تولید و ترکیبات شیر را مختل می کند. با پیشروی زمان، SARA ممکن است یکپارچگی سم را بیشتر کاهش دهد. این اثر 2 تا 3 ماه پس از آغاز تنش حرارتی خود را نشان خواهد داد. نشانه های بالا و چالش های متابولیکی اهمیت داشتن برنامه ای مدون برای تنش حرارتی را دو چندان می کند. 3 بخش از الماس «پیام های گاو» وجود دارد که می تواند برای کمک به کاهش اثر تنش حرارتی حداکثر شود. هوا گاوها نیازمند هوای تازه و خشک برای تنفس هستند. گاوها به طور موثری با نفس کشیدن در هوای خشک و بیرون دادن هوای مرطوب (عرق از طریق ریه ها) خنک می شوند. دور کردن هوای آلوده به بوی آمونیاک و باکتری، و خشک نگاه داشتن سطوح و بسترها وقوع لنگش و ورم پستان را کم خواهد کرد. فن ها کجا باید قرار بگیرند؟ دام های انتظار زایش پر خطرترین  گروه و تحت بیشترین تنش ها هستند (تغذیه ای، فیزیولوژیکی و متابولیکی). دوم، فن ها را در جهت مخالف ورود گاوها به سمت سالن انتظار شیردوشی قرار دهید. بیشترین تنش حرارتی در این ناحیه تحمیل می شود. اثرات پیچیده محبوس بودن در محیطی تنگ، ایستادن، تنه زدن ها و شیردوشی همه و همه موجب می شوند دمای بدن دام در بازه زمانی کوتاهی به طرز چشمگیری افزایش یابد. به ازای هر یک درجه سانتی گراد افزایش در دمای بدن، دو برابر زمان بیشتری طول خواهد کشید تا دام خنک شود. بنابراین، به فن های سالن انتظار، جریان هوا و سیستم های سرمایشی آبی در زمان خروج گاوها از سالن شیردوشی توجه کنید. گاوها باید نیمی از بودجه زمانی کل روز خود را در حال استراحت باشند. برای افزایش آسایش و زمان خوابیدن دام، فن ها باید روی استال ها نصب شوند تا علاوه بر تشویق بر استراحت موجب تخفیف حرارت نیز بشوند. یادآور می شود که نگه داری مناسب فن ها راهی کم هزینه در بهبود کارایی فن ها محسوب می شود. سرعت باد باید حداکثر 8 کیلومتر در ساعت باشد. تیغه های خاک آلود بازده کمتری دارند. با تمیز نگه داشتن تیغه های فن ها، کارایی فن ها به اندازه 25 % یا بیشتر بهبود خواهد یافت. آب به طور میانگین 87 درصد شیر آب است. هرچه گاو بیشتر آب بنوشد، شیر بیشتری هم تولید خواهد کرد. تحت شرایط طبیعی، نسبت 5 به یک (آب مصرفی و ماده خشک مصرفی) نقطه ای بسیار ایده آل خواهد بود. برای مثال، گاوی که 20 کیلو ماده خشک مصرف می کند 100 لیتر آب خواهد نوشید. قانون سرانگشتی دیگر این است که به ازای هر لیتر شیر تولیدی، گاو حداقل 3 لیتر آب خواهد نوشید. در شرایط تنش حرارتی میزان آب مصرفی دو برابر خواهد شد. گاو بیشترین مقدار آب مصرفی را پس از شیردوشی خواهد خورد. از فراهم بودن منبع آب قابل دسترس پس از شیردوشی اطمینان حاصل کنید. تمیز کردن آبخوری، بویژه اطراف شناورها، سه بار در هفته برای بهبود کیفیت آب و تحریک آب مصرفی اهمیت بسزایی دارد. اطمینان حاصل کنید چندین آبخوری به فواصل یکسان در طول بهاربند وجود داشته باشند و 7.5 تا 10 سانتی متر به ازای هر راس فضای خطی آبخوری وجود داشته باشد. جریان آب باید 16 تا 20 لیتر در دقیقه باشد. خوراک تنش حرارتی خوراک مصرفی را به طرز چشمگیری کاهش می دهد. فرموله کردن جیره های غلیظ تر برای تامین نیازهای تولید حیاتی است. افزایش پتاسیم، سدیم، و منیزیم در جیره نیز باید لحاظ گردد. نسبت علوفه به کنسانتره را مجددا ارزیابی کنید. افزایش سهم کنسانتره به حفظ تولید کمک می کند ولی در عین حال خطر اسیدوز را افزایش می دهد. توزیع خوراک در خنک ترین ساعات روز (اول صبح و آغاز غروب) را در دستور کار قرار دهید. اگر یک بار در روز خوراک میریزید، شب خوراک را ارائه کنید. رطوبت TMR را برای اطمینان از عدم جدا ساختن خوراک کنترل کنید. از بافرهای مناسب و بهبود دهنده های شکمبه نظیر جوش شیرین و مخمر استفاده کنید. همکاری مشترک و موازی با متخصص تغذیه و دامپزشک خود و توجه کردن به نشانه ها، تضمین می دهد که با قدرت به جنگ حرارت تابستانی پیش رو بروید. نویسنده: دکتر احسان محجوبی

جزئیات
حدود 20% از گاوها به فحلی بر نمی گردند

حدود 20% از گاوها به فحلی بر نمی گردند

8 اردیبهشت1397

حدود 20% از گاوها به فحلی بر نمی گردند متاسفانه همه گاوها پس از تلقیح به وضع عادی بر نمی گردند. یافتن گاوهای غیر آبستن پس از تلقیح می تواند با کاهش فاصله بین تلقیحات مصنوعی زمان بندی شده، میزان آبستنی ( Pregnancy rate ) را افزایش دهد. آشکار است که ارزان ترین روش شناسایی این گاوهای غیر آبستن این است که ببینیم کدام یک دوباره فحل می شوند. سیستم های پایش-فعالیت ( AMS ) که افزایش فعالیت فیزیکی مرتبط با رفتار فحلی را تشخیص می دهند به طرز گسترده ای برای شناسایی گاوهایی که مجددا باید تلقیح شوند، پذیرفته شده است. بسیاری از فارمهایی که ازین سیستم در امریکا استفاده می کنند وقتی که می بینند گاوهایی که پس از تلقیح مصنوعی فحل نمی شوند ولی در تست بعدی آبستنی باردار تشخیص داده نمی شوند، خیلی شگفت زده می شوند. چرا اینکه برخی گاوهای غیر آبستن پس از تلقیح مصنوعی فحلی نشان نمی دهند موضوعی جالب است؟ اخیرا پژوهشی برای ارزیابی غلظت های پروژسترون و رشد جسم زرد از روز 4 تا 32 پس از تلقیح مصنوعی زمان بندی شده ( TAI ) انجام شده است. در کل 137 راس گاو هلشتاین تحت پروتوکل Double-Ovsynch برای تلقیح اول قرار گرفتند. نمونه های خون 3 بار در هفته از روز 4 تا 32 پس از TAI برای آنالیز پروژسترون خون جمع آوری شدند، و در هر زمان خونگیری تخمدان های هر گاو برای بررسی اندازه جسم زرد مورد معاینه قرار گرفتند. در مجموع، 32 روز پس از تلقیح مصنوعی 57 راس گاو آبستن تشخیص داده شدند، و همانطور که انتظار می رفت پروژسترون و اندازه جسم زرد در آنها از روز 4 تا 15 افزایش یافت و تا روز 32 بعد از تلقیح ثابت ماند. 80 راس دام باقی مانده که آبستن تشخیص داده نشدند، بر اساس روز پس از تلقیح که غلظت پرژسترون در آنها به سطوح بسیار پایین (نشان دهنده تحلیل جسم زرد) کاهش یافت، دسته بندی شدند. تنها نیمی از (55%) گاوهای غیر آبستن در زمان مورد انتظار دستخوش تحلیل جسم زرد شدند، در حالی که گاوهای باقیمانده یا فاز لوتئال طولانی شده (23.7%) داشتند یا تا زمان تست آبستنی هرگز جسم زرد (21.3%) در آنها تحلیل نرفت. نتایج این تحقیق نشان داد که 21.3% از گاوهای غیر آبستن تا 32 روز پس از TAI جسم زرد اولیه خود را حفظ می کنند. بنابراین، علی رغم بکارگیری شدیدترین تدابیر تشخیص فحلی، انتظار می رود که یکی از 5 راس گاو تلقیح شده ظرف 32 روز پس از تلقیح فحلی را نشان ندهند. در نهایت، نیمی از این دام ها سطوح PAG (یک نشانگر خونی آبستنی) قابل اندازه گیری داشتند، که نشان می دهد آنها در ابتدا آبستن بوده اند ولی آبستنی در آنها از دست رفته است، که توصیف کننده گاوهای با فاز لوتئال طولانی نیز است.به همین دلیل، به جای تکیه کردن صِرف بر تشخیص فحلی در شناسایی گاوهای غیرآبستن پس از تلقیح مصنوعی باید همه گاوها حدود 32 تا 39 روز پس از تلقیح تست آبستنی شوند. نویسنده: دکتر احسان محجوبی

جزئیات
پنج کانون توجه برای حداکثر کردن پیک تولیدی

پنج کانون توجه برای حداکثر کردن پیک تولیدی

1 اردیبهشت1397

5 کانون توجه برای حداکثر کردن پیک تولیدی منحنی شیردهی در برخی فارم ها می­تواند پیچیده باشد. این سوال که «چگونه می توان شیر بیشتری از یک گاو گرفت» سوالی است که در بیشتر گفتگوهای بین دامداران و متخصصان تغذیه پرسیده می شود. یک منحنی شیردهی «طبیعی» را می توان به چند اصل بنیادین ساده تجزیه کرد. یکی از آن اصول ساده این است: هرچه منحنی به اوج بیشتری برسد، در طول دوره شیردهی شما شیر بیشتری به دست خواهید آورد. قانون سرانگشتی ساده ای که نویسنده مقاله همواره از آن استفاده می کند این است: به ازای هر یک کیلو شیر بیشتر در زمان پیک، 300 کیلو شیر بیشتر در طول دوره شیردهی از آن گاو می توان به دست آورد. به عبارت دیگر، فاصله بین دو خط در شکل زیر معادل 300 کیلو شیر می باشد. برای حداکثر کردن این شکاف و فاصله بین دو خط 5 نکته وجود دارد که روی آن متمرکز می شویم: 1. افزایش ماده خشک مصرفی ( DMI ) در گاوهای خشک ( far-off ). صحبت در مورد پیک تولید شیر و آغاز آن با بحث در مورد گاوهای خشک عجیب و غریب به نظر می رسد. حقیقت این است که: افزایش در ماده خشک مصرفی گاوهای far-off موجب افزایش ماده خشک مصرفی در گاوهای انتظار زایش می شود، که DMI را در گاوهای تازه زا و بنابراین در گاوهای پر تولید افزایش خواهد داد. باید کاری کنیم تا این گاوها به اندازه کافی ماده خشک مصرف کنند تا برای حداکثر کردن پیک تولید شیر ماد مغذی وارد بدن آنها شود. 2- محدود کردن مشکلات متابولیکی . این نکته شاید بدیهی بنظر برسد، ولی مشکلات متابولیکی باید با پایش مستمر حداقل شود. همه مشکلات متابولیکی منجر به کاهش DMI و کاهش پیک گاوهای پر تولید خواهند شد. 3- گاوهای تازه زا را در زمان مناسب جابجا کنید. این حوزه یکی از اولین نقاطی است که نویسنده مقاله (و البته مترجم مقاله!) در فارم هایی که به آنها مشاوره می دهد روی آن تاکید دارد. زمان مناسب و درست جابجایی گاوهای تازه زا چه زمانی است؟ اگر گاوهای تازه زا زود جابجا شوند، ممکن است خیلی تهاجمی نباشند یا احساس خوبی برای رقابت با سایر گاوها نداشته باشند. اگر دیرهنگام جابجا شوند، افزایش اولیه و آغازین در شیر تولیدی محدود شده و پیک شیردهی در آن گاوها به پتانسیل حداکثری خود نمی رسد. نویسنده از شیر هفته چهارم به عنوان معیاری برای پایش این «لحظه شیرین» جابجایی گاوها استفاده می کند. در اغلب گله ها این زمان بین 10 تا 20 روز پس از زایش است. بسیاری از دامداران وقتی گاوهای تازه زا را جابجا می کنند که 20 تا 35 روز از زایش آن ها گذشته است؛ در این زمان، شما تغییر بسیار بزرگی در تولید شیرگاوهایی که از بهاربند تازه زا بیرون آمده اند مشاهده می کنید. مشکلی که این تصمیم مدیریتی در نگه داشتن گاوها در گروهی با جیره تازه زا و به مدت طولانی دارد این است: جیره گاوهای تازه زا به حد کافی غلیظ و متراکم نیست تا تمام مواد مغذی مورد نیاز برای حداکثر تولید شیر در طی چنین بازه زمانی اوج گرفتن تولید شیر را فراهم کند. پیک تولید شیر محدود خواهد شد. 4- رفاه دام در گروه های تازه زا و پر شیر را بهبود دهید. بهبود رفاه دام همیشه منجر به افزایش شیر تولیدی خواهد شد. اینکه خواه این موضوع از طریق کاهش شلوغی یا خواه طراحی استال های بهتر انجام شود، مسئله رفاه دام باید به طور مستمر ارزیابی و در نظر گرفته شود. اگر استال های شنی دارید، آیا همه استال ها مناسب و قابل استفاده هستند؟ آیا برخی از آنها دارای پستی-بلندی هایی هستند که استفاده از استال را محدود کند؟ اگر از تشک یا مت های لاستیکی استفاده می کنید، آیا بستر کافی برای همه وجود دارد؟ آیا ریل گردنی متناسب با ارتفاع و حالت درست دام قرار گرفته است؟ 5- تمرکز بر بهبود قابلیت هضم مواد مغذی در جیره گاوهای پر تولید. برخی مواقع، نمیتوان گاو را به مصرف بیشتر مواد مغذی واداشت یا از لحاظ اقتصادی هزینه تولید اجازه ارائه خوراک بیشتر را نمی دهد. اگر چنین است، قابل هضم­تر کردن جیره می تواند انتخابی معقولانه باشد. استفاده از واریته های مختلف علوفه نظیر ذرت سیلو شده/یونجه کم-لیگنین یا ذرت سیلو شده با قابلیت هضم بالای نشاسته و الیاف راهی موثر در افزایش قابلیت هضم مواد مغذی در یک جیره است. حذف برخی اقلام علوفه ای و جایگزینی آن با محصولات فرعی دارای مواد مغذی متراکم، قابلیت هضم بالای پروتئین و کربوهیدارت می تواند راهکاری خوب تلقی شود. نویسنده: دکتر احسان محجوبی

جزئیات
تحقیقات در مورد تخفیف حرارت بر روی روش های جدید خنک کردن دام متمرکز شده اند

تحقیقات در مورد تخفیف حرارت بر روی روش های جدید خنک کردن دام متمرکز شده اند

29 فروردین1397

تحقیقات در مورد تخفیف حرار ت بر روی روش های جدید خنک کردن دام متمرکز شده اند استفاده از فن ها و مه پاش ها یا آب پاش ها متداول ترین سیستم های خنک سازی در گاوداری ها محسوب می شوند، ولی دو دانشگاه در پی یافتن راه های جایگزینی برای کاهش انرژی و آب مصرفی بدون به خطر انداختن آسایش و رفاه دام هستند. وقتی باهم به کار روند، خنک کردن از طریق انتقال گرما (همرفت) و تبخیر می­تواند راهکار کاهش حرارت موثری باشد. ولی، دانشگاه کالیفرنیا و دانشگاه کرنل در حال بررسی روش خنک کردن هدایتی هستند. تیم­های تحقیقاتی در حال بررسی روش خنک کردن گاوها از سمت کف از طریق تماس مستقیم با سطح خنک می­باشند. دانشگاه کالیفرنیا در سال 2017 کمیسیون انرژی کالیفرنیا بودجه ای پرداخت کرد تا استفاده از تشک هدایتی برای خنک کردن گاوها به عنوان راهکاری محتمل در کاهش انرژی مصرفی در دامداری ها مطالعه شود. این مطالعه توسط دکتر Cassandra Tucker ، محقق علوم دامی و رفاه دام، و تیمی از مهندسان مرکز غربی بازده خنک سازی در دانشگاه کالیفرنیا رهبری شد. در مطالعه دانشگاه کالیفرنیا تشک های آب-خنک شده در زیر کف فری استال های پوشیده شده با شن قرار گرفتند و هم از گاوهای هلشتاین و هم از گاوهای جرسی در این تحقیق استفاده شد. طوری برنامه ریزی شده بود که وقتی دمای تشک ها به 19 درجه سانتی گراد رسید تشک ها خنک شوند. میزان تنفس، دمای بدن و تولید شیر 32 راس دام ثبت شد. Tucker بیان می کند: «شاخص های اولیه این بود که به نظر نمیرسد که این تشک ها هم کارایی خوبی داشته باشند (مثل سایر روش های مرسوم مورد استفاده)». افزایش سرعت تنفس و ضربان قلب، همراه با افزایش دمای بدن همه و همه ثبت شدند. او افزود «ما با ارزیابی فیلم های مربوطه در حال بررسی این هستیم که چرا این تشک ها کارایی خوبی نداشتند. آیا در زمان هایی که گاوها دچار استرس بودند روی آن تشک ها نمیخوابیدند؟ هنوز نمیدانیم چرا این تشک ها کارایی خوبی نداشتند.». موارد نویدبخش استفاده از سیستم خنک سازی هدایتی عبارتند از: پتانسیل بالقوه در داشتن دام ها و بسترهای تمیزتر در غیاب سیستم های مه پاش، کاهش استفاده از آب و بازیافت آب به کار رفته در سیستم برای مصارف دیگر. همچنین انرژی کمتری نیز برای راه اندازی سیستم مورد نیاز بود؛ اما، محاسبات نهایی و صرفه جویی انجام شده هنوز به سرانجام نرسیده است. مشاهدات تابستان گذشته دکتر Tucker نشانه هایی را ارائه می دهند مبنی بر اینکه عدم کارایی تشک ها به تیمارها ربطی نداشته بلکه به طور چشمگیری به تنش حرارتی دام مرتبط بوده است. او افزود: «پیش از اینکه تغییری در درجه حرارت بدن ببینیم، تغییر در تعداد تنفس دام را شاهد خواهیم بود.» او همچنین می گوید: «واقعا گاوها به سرعت به ما آغاز تنش حرارتی را نشان خواهند داد. اگر ما این علایم اولیه را با استفاده از ابزارهای الکترونیکی پایش دام به درستی شناسایی کنیم، به طور بالقوه ای قادر به جلوگیری از تغییر در شیر تولیدی خواهیم بود. بخش دوم این پروژه به مطالعه مجاری (کانالی های) هدایت کننده هوای خنک به وسیله تبخیر در ترکیب با آب­پاش با سرعت کم آب در سرآخور پرداخت. آنها شرایطی که آن را کف «بهینه» میخواندند (همان آزمایش اول) و در آن گاوها با سرعتی نصف سرعت قبل آب پاشی می شدند و فن ها از فری استال به سرآخور منتقل شده بود، را با مجاری هدایت هوا مقایسه کردند. آنها فن ها را برای حرکت دادن هوا بر روی گاوها (در حالی که گاوها خیس بودند) جابجا کردند تا تبخیر بیشتر و اتلاف حرارت بیشتری را موجب شوند. آب پاش و فن ها در 22 درجه روشن میشدند. تنفس، دمای بدن و تولید شیر نشان داد که گاوها در هیچ کدام از این سیستم ها تنش حرارتی را تجربه نکردند. اما، سیستم استفاده از کانال های هدایت هوای از پیش خنک شده نسبت به تشک های خنک کننده و سیستم آب پاش و بستر خنک (تشک های خنک) انرژی بیشتری مصرف کرد. در حقیقت، Tucker این نوید را یافت که تنها نیمی از آب به کار رفته در آزمایش بستر بهینه شده برای رسیدن به همان نتایج استفاده شد. به نظر می رسد که اقیلم های خشک برای ابزارهای خنک سازی تبخیر بیشتر مورد مطالعه قرار گرفته اند؛ اما، Tucker نشان داد که اصول فرصت های روبه افزایش در سیستم تبخیر در همه بخش های امریکا کارایی دارند. یکی از سیستم های نوپا به لحاظ تجاری در سال 2018 یا 2019 مورد آزمون قرار خواهند گرفت. دانشگاه کرنل Kristy Perano ، دانشجوی دکتری دپارتمان مهندسی محیطی و بیولوژیکی، نیز که بر روی تشک های خنک کننده مطالعه می کند، نتایج به نسبت متفاوتی را در آب و هوای مرطوب بدست آورده است. هشت راس دام تحت تنش حرارتی قرار گرفتند، سپس 4 راس از آنها وارد گروه تشک های خنک کننده شدند در حالی که 4 راس باقی مانده از این تشک ها بی بهره بودند. پاسخ های فیزیولوژیکی مورد پایش قرار گرفت. Perano بیان کرد: «وقتی دام ها روی تشک های خنک کننده می خوابیدند ما دمای بدن آن ها را ثبت کردیم و وقتی آب وارد تشک های خنک کننده میشد و هنگامی که گاو تشک را ترک میکرد، دمای آب ثبت گردید». برآوردها نشان داد که تشک های خنک کننده 27% از دمای بدن دام را انتقال می داد. عمق بستر و شرایط بهتر مطالعه در نیویورک به نظر میرسد تفاوت هایی بین مطالعه او و کالیفرنیا ایجاد کرده باشد. Perano دریافت که 2.5 سانتی متر بستر نقطه بحرانی حداقل کردن تشکیل قطرات ریز آب (در هنگام برخورد رطوبت با یک سطح خنک) است، ولی 5 تا 7.5 سانتی متر بستر برای حفظ میانگین 2.5 سانتی متر بستر روی تشک خنک کننده لازم و ضروری است. درحالی که بسترهای عمیق 15 سانتی متری شنی از تشکیل قطرات آب جلوگیری می کند، ولی به طور کامل مزایای استفاده از تشک های خنک کننده را از بین می برد. در حالی که سیستم بسته این روش موجب صرفه جویی در مصرف آب می شود، ولی خنک کردن آب نیاز به انرژی زیادی دارد. او افزود: «من به این روش به عنوان راهی برای کاهش انرژی مصرفی نگاه نمی کنم بلکه احتمالا راهی تهاجمی برای خنک کردن دام در اقلیم های گرم است یا به عنوان راهی جایگزین در کاهش مصرف آب.» تشویق دام به استراحت و فقدان تعارض با سایر سیستم ها از مزایایی است که Perano با این سیستم سرمایشی به آن رسیده است. مهمترین مانع بر سر چنین راهکارهایی هزینه آنها است که بنظر می رسد در شرایط اقلیمی شمال شرق امریکا توجیه پذیر نباشد. نویسنده: دکتر احسان محجوبی

جزئیات
فضای آخور برای تلیسه ها

فضای آخور برای تلیسه ها

21 فروردین1397

فضای آخور برای تلیسه ها فضای کافی آخور برای هر تلیسه ای یک هدف روبه جلو برای تمام پرورش دهندگان تلیسه و دامداران تلقی می گردد. وقتی تراکم بیش از حد داریم و همه تلیسه ها در آنِ واحد خوراک دریافت نمی کنند، چگونه این امر عملکرد دام را تحت تاثیر قرار می دهد؟ چرا مقدار فضای آخور برای یک تلیسه موضوعی مهم تلقی می شود؟ چه مقدار فضا برای گوساله در آمده از گروه های کوچک یا جایگاه های انفرادی مورد نیاز است؟ ملاحظات فضای مورد نیاز برای تلیسه های سنین 4 تا 8 ماه چیست؟ موارد مربوط به فضای موردنیاز تلیسه های پای کل و تلیسه های آبستن کدام هستند؟ تراکم بیش از حد در دامداری ها رخ می دهد – به ویژه برای تلیسه ها. پیدا کردن توازن بین فضای مورد نیاز و تعداد تلیسه کار راحتی نیست. بسیاری از دامداران تلیسه بیشتری نسبت به فضای خوراک دادن آن تلیسه ها در اختیار دارند. چرا فضای آخور مسئله ساز است؟ فضای آخور ناکافی در برخی سنین معین ممکن است منجر به موارد زیر شود: میزان بالای بیماری و درمان سرعت رشد پایین تنوع گسترده میان جثه تلیسه های هم سن در یک گروه مشخصه خطرناک پیامدهای هر سه مورد ذکر شده این است که آنها در تجارت روز-به-روز عملیات پرورش تلیسه به راحتی نادیده گرفته می شوند. این مورد اغلب مشخص نمی شود تا زمانی که می خواهیم تلیسه ها را برای بهاربند پای کل جدا کنیم و آشکار می شود که تلیسه های زیادی وجود دارند که از اهداف اولیه فارم ما در مورد سن هدف تلقیح دور هستند. گوساله های انتقالی چطور؟ اهداف ما در این زمان عبارتند از: 1) انتقال جایگاهی بی دردسر، 2) حداقل بیماری، 3) عدم اختلال در رشد. تنش حاصل از تغییر جایگاه اجتناب ناپذیر است. یک راه برای کاهش تنش ارائه همان خوراک قبلی در جایگاه جدید است. نویسنده مقاله از آخرین هفته زندگی در هاچ ها (پن های گروهی کوچک) برای ایجاد انتقال به جیره «گروئر» یا رشد با دوبار دادن علوفه دستی روی کنسانتره در سطل استفاده می کند. سپس در بهاربند گروهی، آن گوساله ها دسترسی آزاد به غلات دارند که فضای آخور هم 45 سانتی متر به ازای هر راس است (1.5 فوت). روزانه یکبار هم علوفه به صورت سرک اضافه می شود تا به مدت حدوداً 30 دقیقه در روز علوفه مصرف کنند. برخی گله ها ترجیح میدهند استارتر گوساله را به مدت 7 تا 10 روز در گروه انتقالی هم استفاده کنند. اگر قبل از شیرگیری علوفه ای در جیره نبوده است توصیه میشود که افزودن علوفه در بهاربند جدید به مدت 10-14 روز محدود شود تا باکتری های شکمبه به تغییر جیره ای عادت کنند. تجارب نویسنده نشان می دهد که وقتی تلیسه ها به جایگاه های گروهی وارد می شوند که کمتر از 45 سانتی متر فضای آخور دارد، مصرف غلات کمتر می شود. به منظور اجتناب از این مشکل برخی دامداران از آخورهای سیار برای افزایش فضای آخور به 60 سانتی متر در چند هفته اغازین اقدام می کنند. به نظر می رسد که این فضای اضافی بیش از حد به گوساله در رد شدن از این تنش حاصل از «محیط جدید» و حفظ خوراک مصرفی کمک می کند. مشکلات مربوط به فضای آخور بین تلیسه های 4 تا 8 ماهه به نظر می رسد که تلیسه های 4 تا 8 ماهه در تاسیساتی با فضاهای آخور متفاوت عملکرد خوبی داشته باشند. اگر خوراک مصرفی برای رسیدن به 800 گرم افزایش وزن روزانه محدود شود، ظاهراً تلیسه ها در این گروه به طور یکنواختی رشد خواهند داشت، حتی زمانی که همه تلیسه ها نتوانند در یک زمان خوراک بخورند. این امر احتمالا بخاطر ضعف غلبه است: روابط تابعی در این زمان. اگر TMR آزاد در دسترس باشد، تمایل به اندکی تنوع در رشد وجود خواهد داشت؛ یعنی، تفاوت های قابل مشاهده ای در بین تلیسه هایی با کمترین و بیشترین سرعت رشد. اگر تعداد بیشتری تلیسه در گروه باشند با دسترسی آزاد به TMR وقتی فضای آخور به 80 درصد یا کمتر کاهش پیدا کند، احتمال روندهای منفی در خوراک مصرفی وجود خواهد داشت. یعنی، تغذیه کمتر از حد توسط دام های تحت سلطه و دسترسی محدود آنها به TMR که توسط حیوانات سلطه گرتر انتخاب شده است. تنوع در سرعت رشد میان تلیسه های یک بهاربند که محدودیت فضای آخور دارند بیشتر از زمانی است که همه تلیسه ها در آنِ واحد به TMR تازه دسترسی داشته باشند. در این سن، بنظر نمی رسد که مشکلات سلامت تلیسه ها به محدودیت متوسط فضای آخور مربوط باشد. مشکلات مربوط به فضای آخور برای تلیسه های پای کل و آبستن به همان ترتیبی که جثه تلیسه ها به جثه گاو بالغ نزدیک می شود، رتبه بندی اجتماعی مشکل سازتر می شود. وقتی تلیسه ها در یک زمان قادر به خوردن خوراک تازه ای که ارائه شده نباشند، رفتارهای تهاجمی شدت بیشتری می یابند. در یک پژوهش، جابجایی های سرآخور مورد مشاهده قرار گرفت. در زمان محدودیت فضای آخور در مقایسه با زمانی که فضای کافی برای همه گاوها وجود داشت، ظرف 90 دقیقه پس از ریختن خوراک، تعداد جابجایی های سرآخور 43 درصد بیشتر بود!!! همچنین، در بهاربندهایی با آخورهای مسطح روی زمین، تعداد دفعات push up کردن (هل دادن آخور به سمت آخور) نیز ممکن است عاملی تعیین کننده باشد. تلیسه های غالب بلافاصله پس از هل دادن خوراک به سمت آخور خوراک خود را دریافت می کنند. تلیسه های تحت سلطه ممکن است مجبور شوند صبر کنند تا تازه به خوراکی برسند که فاصله زیادی با ناحیه قابل در دسترس آخور دارد. به طور خلاصه، وقتی فضای آخور برای تلیسه های پای کل و تلیسه های آبستن محدود است، تلیسه های غالب ظاهراً بهترین قسمت TMR را بیش از حد می خورند. تلیسه های تحت سلطه هم به خوراکی دسترسی دارند که پیشتر جدا شده است. نویسنده: دکتر احسان محجوبی

جزئیات
دو فاکتور کلیدی برای رسیدن به تولید شیر و میزان آبستنی بالا

دو فاکتور کلیدی برای رسیدن به تولید شیر و میزان آبستنی بالا

18 فروردین1397

دو فاکتور کلیدی برای رسیدن به تولید شیر و میزان آبستنی بالا با افزایش رو به رشد گله هایی که تولید شیر بالایی دارند، سوالات بیشتری در مورد اینکه چگونه این سطح از تولید عملکرد تولید مثلی را متاثر خواهد کرد، پیش می آید. اگر گله شما به میانگین تولید شیر بالا به ازای هر گاو رسیده است، آیا باید روش تولید مثلی در گله خود را تغییر دهید؟ افسانه ای در این بین وجود دارد و آن این است که داشتن تولید بالاتر در گله بدین معنی است که گله شما عملکرد تولید مثلی متوسطی خواهد داشت. برای رسیدن به تولید شیر بالای ماندگار، باید گله در تامین نیازهای گاوها از طریق تغذیه، محیط و سلامت مدیریت خوبی داشته باشد. چنین احتیاجاتی نیز برای رسیدن به نرخ آبستنی ماندگار بالا در مقایسه با میانگین صنعت مورد نیاز است. تولد شیر بالا همواره به سیستم مدیریتی، محیط و ناحیه ای که گاو در آن زندگی می کند مرتبط است. وقتی در مورد اثر تولید شیر بالا بر عملکرد تولید مثلی حرف میزنیم، واقعا در مورد این حقیقت حرف میزنیم که هنگام بروز تغییرات در گله شیری، اولین ناحیه ای که تمایل دارد آسیب ببیند عملکرد تولید مثلی است. نویسنده این مقاله پیشنهاد می کند که توجه بسیار ویژه ای به دو حوزه مورد بحث در زیر معطوف کنید تا عالی ترین فرصت را برای داشتن عملکرد تولید مثلی خوب در کنار تولید بالا به گاوهای خود بدهید: 1- مدیریت گاو در دوره انتقال کانون اصلی تمرکز برای رسیدن به تولید شیر بالا و میزان آبستنی فوق العاده در بسیاری از گله ها دوره انتقال می باشد. در بسیاری موارد، پیامد داشتن دوره انتقال عالی رسیدن به پیک عالی تولید شیر و شیوع کم بیماری های متابولیکی است. آبستنی به ازای تلقیح در اوایل تا اواسط دوره شیردهی نیز باید به عنوان پیامد و برون ده برنامه دوره انتقال گاو در نظر گرفته شود. احتمالاً هم بیمارهای متابولیکی بالینی و هم غیر بالینی منبعی از مشکلات آبستنی در گله های پر تولید هستند. گله هایی که برنامه پایش BHBA را دنبال می کنند، باید نتایج را در نرم افزار مدیریت گله ثبت کنند تا مشاوران گله بتوانند آنها را بررسی کنند. گله های پرتولید در حال پذیرش فن آوری های پایش سلامتی خودکار نظیر پیوندک های ثبت نشخوار هستند، که عملکرد گاو دوره انتقال را ارزیابی می کند. این فن آوری مجموعه داده های خودکار صحیحی ارائه می کند و می تواند در زمان لازم یا ماه ها بعد برای افزایش چشم انداز ما در کمک به بهبود میزان آبستنی در آینده مورد استفاده قرار بگیرد. 2- دوره انتظار اختیاری به تازگی، بحث های بیشتری حول محور اصلاح دوره انتظار اختیاری در گله هایی که به تولید بالا و آبستنی با اولین تلقیح بالا دست یافته اند، مطرح شده است. در خلال دو دهه گذشته، پروتوکل های موفقیت آمیز تولید مثلی بر تلقیح شدن همه گاوها با تنظیم یک DIM مشخص متمرکز شده اند. میانگین DIM در اولین تلقیح عمدتاً با هدف 63 تا 78 روز بوده است. پروتوکل های تولید مثلی نظیر Ovsynch ، Presynch ، و Double Ovsynch با حداقل کردن خطر تلقیح نشدن دامها، به طور موثری در رسیدن گله ها به میزان آبستنی (به ازای گاوهای شایسته تلقیح) بالای 20 درصد کمک کرده اند. با در اختیار داشتن فن آوری های پایش فعالیت دام و پروتوکول ها، در ترکیب با تولید شیر بالاتر، آیا زمان مناسبی نیست که دوره انتظار اختیاری را مجدداً ارزیابی کنیم؟ هنگامی که گله ها شروع به افزایش تولید شیر می کنند سوالاتی در مورد دوره انتظار اختیاری و پروتوکل های اولین تلقیح مطرح می شود. آیا آبستن کردن بخش بزرگی از گاوها که به خوبی در اوایل دوره شیردهی شیر تولید میکنند، شردهی های بعدی را تحت تاثیر قرار خواهد داد؟ این امر چگونه دوره انتقال و تولیدمثل در شیردهی بعد را متاثر می کند؟ با در اختیار داشتن برخی نرم افزارهای مدیریت گله، قادر خواهید بود گزارش هایی برای پایش DIM قبلی در زمان آبستنی ایجاد کنید. با استفاده از این اطلاعات، می توانید تولید شیر بدست آمده کنونی، میزان آبستنی و سایر داده ها را با آنچه در اوایل دوره شیردهی قبل بوده است مقایسه کنید (می تواند یک موضوع تحقیقاتی برای دانشجویان ارشد در خود کشور ما باشد). می توانید بفهمید که آیا گاوهایی که زودتر از روز 70 در شیردهی پیشین آبستن شده اند آیا انتظارات شیر تولیدی، عملکرد تولید مثلی و سلامت را در شیردهی کنونی برآورده کرده اند یا خیر. اگر تولید شیر و تولید مثل کاهش یافته اند، زمان آن فرا رسیده است که این گروه را با مشاوران گله خود بررسی کنید. اصلاح دوره انتظار اختیاری در گله شما تصمیمی نیست که سبک گرفته شود، چرا که می تواند اثرات منفی بر سایر حوزه های صنعت گاو شیری داشته باشد. با پیشرفتهای صورت گرفته در فن آوری های ردیابی فعالیت و تولید شیر، تک تک گله ها قادر خواهند بود تا داده هایی در مورد اینکه چگونه مدیریت دوره انتقال و اقدامات دوره انتظار اختیاری عملکرد تولیدمثلی و نیز تولید شیر را متاثر کرده اند، بدست آورند. نویسنده: دکتر احسان محجوبی

جزئیات
گاوها دوره انتظار اختیاری (VWP) ایده آل خود را پیدا می کنند

گاوها دوره انتظار اختیاری (VWP) ایده آل خود را پیدا می کنند

27 اسفند1396

گاوها دوره انتظار اختیاری ( VWP ) ایده آل خود را پیدا می کنند. یک دهه قبل، مطالعه سیستم ملی پایش سلامت دام ( NAHMS ) در سال 2007 نشان داد که میانگین دوره انتظار اختیاری ( VWP ) در مزارع شیری امریکا 54.8 بود و تفاوتی از این حیث بین گله های با ابعاد مختلف وجود نداشت. به بیان دیگر، بیشتر مزارع حدود دو ماه منتظر می مانند تا اولین تلقیح گاو را پس از زایش انجام دهند. چندین دلیل خوب و علمی برای این تصمیم وجود دارد. محققان دانشگاه پنسیلوانیا خاطرنشان می کنند که پس از زایش، دستگاه تولید مثلی گاو پس از یک زایمان بی دردسر به 30 تا 40 روز زمان نیاز دارد تا جمع شود (به اندازه طبیعی برگردد)، و معمولا به همان اندازه که توازن منفی انرژی کمتر می شود، مشکلات سلامتی پس از زایش رفع می گردد و سیستم تولید مثلی چرخه های طبیعی خود را پایدار می کند، باروری تا 100 روز پس از زایش افزایش می یابد. ولی در سالهای اخیر، در صنعت گاو شیری VWP 60-روزه کمتر استاندارد شده است. پیشرفت های فنی و داده های قابل رصد، همراه با افزایش درک ما از فرآیندهای تولید مثلی و بهبود در سلامت و رفاه دام، در حال کمک به ما هستند تا راهی را به سوی اجرای VWP موثر برای هر دامداری و هر گاو هموار کنیم. VWP متغیر برای مثال، چند صباحی پیشتر که خیلی هم دور نبود، تعداد زیادی از مزارع در تلاش برای افزایش فرصت بارور نمودن گاوهایشان حدود 10-15 روز یا حتی بیشتر تعداد روزهای VWP را کاهش دادند، که از لحاظ تئوریک عملکرد کلی تولید مثلی را بهبود میدهد. در بسیاری موارد این روش منطقی بود چرا که این راهکار تعداد تلقیحات ممکن را افزایش می دهد، که به موجب آن احتمال آبستنی را افزایش می دهد و بر باروری زیرحد بهینه یا تشخیص فحلی چیره می شود. اما، امروزه بسیاری از دامداران به صورت انتخابی در حال بسط و گسترش VWP تا 70 روز یا حتی بیشتر هستند، به ویژه در آن دامداری هایی که در حال استفاده از ابزارهای پیشرفته پایش و نظارت دام هستند. هدف یکی است: افزایش عملکرد تولید مثلی. اما، مسیر رسیدن به آن اندکی متفاوت است. با پایش قابل اتکای دام ها، گاوهای پرتولیدی که پیش از 70 یا 80 روز پس از زایش دارای چرخه های تخمدانی نیستند را می توان شناسایی کرد. در نتیجه، برخی دامداران در چنین سیستم هایی با صبر طولانی تر برای این قبیل گاوها تا آبستنی مجدد آنها آسودگی بیشتری بدست آورده اند. برخی دامداران، مدیریت VWP را به عنوان گامی فراتر از مدیریت تولید مثلی تک تک گاوها در نظر می گیرند. گزارش های الکترونیکی پایش گاو، امروزه این امکان را برای دامداران فراهم می آورد که به راحتی تعداد فحلی های رخ داده پس از زایش، شدت فحلی، تعداد حوادث مربوط به سلامت دام و شیر تولیدی را ملاحظه نمایند. این فاکتورها این امکان را برای دامدار فراهم می کنند که پروتوکل های انتخابی و اختصاصی برای تلقیح گاوها پیش از VWP طولانی تر ایجاد کنند؛ برای مثال، بر مبنای دومین فحلی تشخیص داده شده به وسیله سیستم، BCS معقول، بدون مشکلات سلامتی یا حتی در سطح تولید شیر معین. از منظر دامپروری یک دامداری 1000 راسی در غرب میانه در ایالات متحده دریافت که کاستن از VWP برای بهبود موفقیت تولید مثلی، پاسخ درستی به چالش های مدیریت تولیدمثلی در آن گله نبوده است. در حقیقت، داده های حاصل از پایش دام ها در گله نشان داد که برخی گاوها نیازمند زمان بیشتری بوده اند تا بهبودی خود را بدست آورند، نه زمان کمتر! به علاوه، این دامداری برنامه تشخیص فحلی خود را با استفاده از داده های قابل اطمینان موشکافی کرد تا زمان بهینه تلقیح را در این گله مشخص کند. در همان زمان، این گله از پروتوکل AI زمان بندی شده برای کمک به آبستن شدن برخی گاوهای مشکل دار استفاده می کرد. با در نظر گرفتن تمام این فاکتورها، این دامداری در نهایت VWP خود را به 75 روز ارتقا داد. این دامداری عملکرد تولید مثلی را به دنبال این تغییر ردیابی کرد و دریافت که میزان آبستنی به ازای تلقیح افزایش یافت و در حال حاضر گله به راحتی به میزان آبستنی به ازای گاوهای واجد شرایط ( pregnancy rate ) 32% می رسد. این اقدام همچنین دامدار را قادر ساخت تا به پیک تولید بیشتری و در زمان طولانی تری دست پیدا کند تا بدون اینکه فاصله زایش گاوها را طولانی کند، قابلیت تولید را حداکثر نماید. این گاوداری آنچه گاوها داشتند به مدیر دامداری می گفتند را شنید. این گاوها ضرورتا نیازمند زمان بیشتری برای آبستن شدن نبودند (با یک VWP کوتاه تر)، چرا که این گاوداری به طور کارامدی سلامت دام و عملکرد تولید مثلی را مدیریت می کرد. گاوها نیازمند زمان بیشتری برای افزایش سلامت عمومی و عملکرد تولیدی بودند، که با یک VWP طولانی تر بدست آمد. در این گله مورد مثال، دامدار مشکلی با تلقیح برخی گاوها زودتر از VWP ندارد به شرطی که این دام ها سالم باشند و ملاک های تولید شیر، BCS و فحلی را داشته باشند (که همه این ها توسط سیستم های جدید قابل رصد است). حمایت های علمی تحقیقاتی پژوهش های ارائه شده در کنفرانس سالانه بین المللی گاو شیری در سال 2016 نیز این نکته را آشکار کرد. نتایج نشان داد که افزایش VWP از 60 به 80 روز می تواند اثرات مثبتی برای برخی دام ها داشته باشد- نظیر گاوهای شکم اول- و ممکن است برای برخی بی اثر باشد. این امر بدین معنی است که VWP طولانی تر می تواند برای کل گله تحت شرایط مدیریت خوب، سودمند باشد. آزمایشی با 1392 راس دام انجام شد و وضعیت تولید مثلی دام ها را در 60 روز یا 88 روز پس از زایش با استفاده از پروتوکل های همزمان سازی و AI زمان بندی شده مقایسه کرد. همه گاوها پس از همزمان سازی مجدد تخمک ریزی با برنامه Ovsynch ، به شیوه ای یکسان مدیریت شدند و تشخیص فحلی و AI زمان بندی شده در هر دو گروه یکسان بود. نتایج به صورت زیر بود: یک افزایش 8.7 درصدی در میزان آبستنی به ازای تلقیح در گاوهای شکم اول عدم وجود تفاوت معنی دار در میزان آبستنی به ازای تلقیح در گاوهای شکم دوم و بالاتر با VWP طولانی تر گاوهای حاضر در گروه با VWP بالاتر وضعیت بدنی بهتری نسبت به گروه با VWP پایین تر داشتند به دلیل فرصت زمانی بیشتر، گاوهای موجود در VWP کوتاهتر میزان آبستنی به ازای تلقیح پایین تر خود را جبران کردند. در نهایت، این تحقیق نشان میدهد در مورد تصمیمات مرتبط با VWP ، فرصت های زیادی برای دامداران وجود دارد. توجه ویژه باید به این نکته معطوف شود که برای انجام آنچه انجام می دهید دلیل قانع کننده ای داشته باشید، سپس نتایج را مورد بررسی قرار دهید تا هرگونه تغییر موردنیازی که شرایط نشان میدهد، ایجاد کنید. کلام آخر در پایان، VWP مثل بیشتر پارامترهای مدیریتی، می تواند شخصی سازی شود تا شرایط مخصوص و توانایی های مدیریتی خاص هر گله ای را تامین کند، ولی به این شرط که به آنچه گاوها به شما می گویند گوش فرا دهید. در یک گله پرتولید با برنامه موثر AI زمانبندی شده یا با داده های دامی به دقت پایش شده، انتخاب VWP طولانی تر از 60 روز می تواند جایگزین موفقیت آمیزی برای یک صنعت بادوام گاو شیری باشد – وقتی که به درستی اجرا شود. نویسنده: دکتر احسان محجوبی

جزئیات
چرا گاوها آبستن نمی شوند؟

چرا گاوها آبستن نمی شوند؟

27 اسفند1396

چرا گاوها آبستن نمی شوند؟ در هر شرایطی، تقریبا همیشه گروهی از گاوها وجود دارند که در تلقیح اول آبستن نمی شوند. آنها تلقیح می شوند، ولی ظرف یکی-دو ماه، یا باید مجدداً تلقیح شوند یا به شکل غیر منتظره ای آبستن نخواهند بود. چه اتفاقی افتاده است؟ چرا همواره تعداد زیادی گاو هستند که آبستن نمی شوند؟ حتی زمانی که توجه ویژه ای به مدیریت تولید مثل معطوف می شود، میزان موفقیت بدست آمده می تواند نا امید کننده باشد. توضیحات بالقوه ای در این مورد وجود دارد: عدم تخمک ریزی، استعداد ژنتیکی، زمان بندی نامناسب تلقیح، مشکلات مرتبط با ذخیره اسپرم، تکنیک های ضعیف تلقیح مصنوعی ( AI )، مرگ رویانی، عفونت، تنش حرارتی، موارد متابولیکی و .... این فهرست ادامه دارد. در مورد 4 دلیل عمده عدم باروری گاوها بحث خواهیم کرد. آیا گاو در شرایط سلامتی خوبی قرار دارد؟ بر حسب وضعیت سلامت، سه مورد مشخص و واضح هستند: ابتدا، ناهنجاری های پس از زایش در گله های شیری متداول هستند؛ دوم، ناهنجاری های پس از زایش منجر به بروز آبشاری از سایر مشکلات عملکردی می شوند؛ و سوم، روابط بین ناهنجاری های مختلف و شاخص های تولیدی متفاوت پیچیده می باشند. در سری مطالعات انجام گرفته توسط Riberio و همکاران، مشخص شد که اثرات انتقالی یا ادامه دار ناهنجاری های پس از زایش (جفت ماندگی، متریت، ورم پستان، لنگش، مشکلات هضمی یا مشکلات تنفسی) در بسیاری موارد بیش از 4 ماه طول می کشد. آنها اثرات منفی چنین ناهنجاری هایی را بر روی نمو رویان ثابت کردند، که پیام هایی در بحث شناسایی رویان توسط مادر و محیط رحم ارسال می کند. گاوهایی که بین زایش و AI دارای ناهنجاری های نامبرده بودند نسبت به گاوهای سالم 7-10 برابر احتمال باروری در آنها کمتر بود. BVD و لپتوسپیروز مزمن دو بیماری عفونی پر دردسر هستند که  می توانند منجر به عدم باروری و مرگ اولیه رویان شوند. برنامه های واکسیناسیون درست اهمیت زیادی دارند. BCS در یک زمان پس از زایش ( BCS مقطعی) ممکن است به اندازه تغییر در وضعیت بدنی که در طی هفته های اول پس از زایش رخ می دهد اهمیت نداشته باشد. افت چشمگیر در وضعیت بدنی به طور معنی داری باروری و کیفیت رویان را تحت تاثیر قرار می دهد، در صورتی که گاوهایی که قادر به حفظ شرایط بدنی هستند پاسخ های تولید مثلی قابل قبول تری خواهند داشت. گاوهای شیرده به طرز ویژه ای به تنش حرارتی حساس هستند. بدن آنها حرارت زیادی تولید می کند که در ترکیب با هوای گرم می تواند منجر به آسیب به اووسیت و رویان های تازه تشکیل شده گردد. باروری حتی می تواند به وسیله تنش حرارتی که چندین ماه قبل از تخمک ریزی رخ داده است نیز تحت تاثیر قرار بگیرد. جالب اینکه، اثرات منفی تنش حرارتی می تواند با انتقال رویان تخفیف یابد چرا که رویان یک-هفته ای مراحل حساس خود را (یعنی زمانی که تنش حرارتی بیشترین اثر منفی خود را اعمال می کند) گذرانده است. آیا گاو تخمک ریزی کرده است؟ صرفنظر ار هر عامل دیگری، تا وقتی یک فولیکول تخمک ریزی نکند، راهی برای آبستنی وجود نخواهد داشت. عدم تخمک ریزی، می تواند از مشکلات سلامتی پس از زایش ناشی شود ولی این عامل می تواند به تولید شیر بالا در گاوهای شیری امروزی نیز مرتبط باشد. به طور میانگین، در بیش از 20 درصد از گاوها این عدم تخمک ریزی تا پس از VWP معمول 60 روزه ادامه خواهد داشت. نه تنها فقدان تخمک ریزی به معنی عدم وجود تخمک برای باروری است، بلکه این پدیده بدین معنی نیز است که غلظت پروژسترون در گردش خون در طول فرآیند نمو فولیکول هم کم است. به طور فزاینده ای دارد مشخص می شود که محیط هورمونی در طول نمو فولیکولی می تواند کیفیت اووسیت را تحت تاثیر قرار دهد، و غلظت های بالاتر پروژسترون در روزهای پیش از اوولاسیون اثر مثبتی بر باروری دارد. آیا گاو به درستی با اسپرم پر-کیفیت تلقیح شده است؟ سلول های اسپرم و تخمک های رها شده نیمه عمر کوتاهی در دستگاه تولید مثلی دارند. اما، برای اینکه سلول های اسپرم ظرفیت بارور کردن را بدست آورند باید چندین ساعت در دستگاه تولیدمثلیقرار بگیرند. اگرچه در مورد انعطاف پذیری زمان تلقیح بحث وجود دارد، ولی زمان مناسب تلقیح هنوز هم حیاتی است. این امر می تواند به معنی تفاوت بین باروری بهینه و باروری لب مرزی باشد. تلقیح بر اساس تشخیص فحلی، خواه با استفاده از روش های سنتی مبتنی بر تشخیص چشمی باشد و یا استفاده از ابزارهای پیشرفته، باید به طور ایده آل 4 تا 16 ساعت پس از آغاز ایستا فحلی یا افزایش فعالیت صورت گیرد. در هنگام استفاده از AI زمان بندی شده، یک اشتباه می تواند به شدت تمام کوشش های صورت گرفته و هزینه های انجام شده را به خطر بیندازد. و اگرچه برخی پروتوکل های پیشنهادی پیچیده تر و مشکل تر هستند، ولی برای هر کدام از آنها توجیهی وجود دارد. با انطباق مناسب، برخی از پروتوکل های پیچیده تر بهتر کار می کنند و نسبت به برنامه های ساده تر می توانند منجر به نتایج بهتری شوند. اگرچه تفاوت هایی بین تک تک گاوهای نر وجود دارد، ولی باروری ضعیف به احتمال زیاد به دلیل ذخیره اسپرم، گرم کردن یا جابجایی آن است. دمای ظرف حاوی آب گرم برای باز کردن پایوت اسپرم و مدت زمانی که اسپرم حرارت می بیند تا باز شود باید منطبق با توصیه های سازنده باشد. آیا این امکان وجود دارد که گاو آبستن بوده ولی آن را از دست داده باشد؟ مرگ رویان متداول است و از بزرگترین محدودیت های باروری در گاوهای شیری به شمار می رود. اغلب بیش از آنچه ما فکر میکنیم باروری رخ می دهد، ولی بیش از 20 درصد از رویان ها بیش از 4 هفته زنده نمی مانند. حتی اگر رویان ها 4 هفته ابتدایی را دوام بیاورند، بازهم حدود 12درصد مرگ رویانی بین 28 تا 60 روز پس از تلقیح وجود دارد. چه اقدامی می توان انجام داد؟ رعایت چند نکته می تواند به بهبود باروری گله کمک کند: هر شکاف و کاستی در برنامه های واکسیناسیون یا مدیریت تغذیه گاو در دوره انتقال را برطرف کنید. به دنبال تخفیف حرارت در ماه های گرم سال باشید. استفاده از GnRH و CIDR را برای اطمینان از وجود پروژسترون در حین نمو فولیکولی در نظر داشته باشید، که هدف آن گاوهای مشکل دار غیر تخمک ریز می باشد. تجهیزات و ادوات AI را به خوبی حفظ و نگهداری کنید و به دقت موارد تلقیح درست را دنبال کنید. در مورد مرگ رویانی، بپذیریم که نمیتوان از وقوع آن جلوگیری کرد، ولی در شناسایی گاوهای غیرآبستن باید کوشا باشیم و ببینیم که آیا در یک الگوی زمانی مجدداً تلقیح می شوند. نویسنده: دکتر احسان محجوبی

جزئیات
 چرا کف بهاربندها لغزنده هستند و در مقابله با آن چه باید کرد؟

چرا کف بهاربندها لغزنده هستند و در مقابله با آن چه باید کرد؟

20 اسفند1396

چرا کف بهاربندها لغزنده هستند و در مقابله با آن چه باید کرد؟ باید برای آینده فارم، در مورد کف بهاربند و سطوح موجود در فارم سرمایه گذاری انجام شود. اما، کف نامناسب می تواند منجر زیان های اقتصادی مرتبط با گاوهای لنگ گردد. در برخی فارم ها، موارد بنیادین و بیرونی بسیاری وجود دارد که می تواند در نقص و ناکارآمدی مزمن هر نوعی از سطوح بکار رفته در فارم سهیم باشد. در ادامه فهرستی از مواردی ارائه می شود تا با جستجوی آنها مشکلات مربوطه را برطرف کنیم و به منظور حفظ راحتی دام در راه رفتن راه حل معرفی کنیم. سایش و خرابی هنگامی که کف های بتنی صیقلی و براق می شوند، اولین فرضی که ایجاد میشود همانا این است که کف فرسوده شده است. حقیقت این است: خیلی بعید است که کف بتنی فرسوده مشکل اصلی باشد. بهاربندهای با بستر شنی و مناطقی که به شدت با تجهیزات سنگین در طول زمان و سالیان متمادی خراشیده می شوند نیز لکه های بزرگی از فرسودگی و سایش نشان می دهند. راهی که بگوییم آیا واقعا این اتفاق (سایش) افتاده است یا نه این است که کف را بشوییم. اگر اگر سنگ های ساییده شده نمایان شوند، پس در واقع فرآیند فرسایش رخ داده است (شکل 1). اگر نتوانید توده متراکم زیرین بتن راببینید، این بدین معناست که سطح اولیه کماکان وجود دارد. ممکن است بتن حالت «شن داری» خود را از دست داده باشد و براق شده باشد، ولی به هیچ وجه به معنی این نیست که فرسوده شده شده باشد. شکل 1 شیارهای کم عمق یا حالت بافتی کم کیفیت جالبه بدونیم برخی اوقات کف فرسوده نشده بلکه شیارها پر شده است (شکل 2). موارد زیادی وجود دارند که در این مشکل سهیم هستند؛ اما، استفاده از آهک در بستر دام یکی از مقصران اصلی این ماجرا است. آهک در واقع یک ملات قدیمی برای سازه های جدید است. در تاسیسات مدرن فری استال، آهک از لحاظ شیمیایی و یونی در تماس با بتن قرار می گیرد. امروزه، فرآورده های بهتر و موثرتری در دسترس هستند که موجب این مشکل نمی شوند اما، مثل هر چیزی دیگری، شما چیزی بدست می آورید که بهای آن را پرداخت کردید به عبارت ساده تر: هرچه قدر پول بدهید همان قدر آش میخورید. گاهی اوقات، محصولات ارزانتر نظیر آهک، به طرق دیگر هزینه های زیادتری را موجب می شوند، مثل همین سطوح لغزنده و گاوهای زمین خورده. پس واقعا چقدر پول ذخیره کردیم با خرید آهک؟ شکل 2 دلایل محیطی تبخیر مایعات (به دلیل تهویه، نور خورشید، باد، و رطوبت کم) موجب می شود که مواد معدنی موجود در منابع آبی، ادرار، و کود روی سطح باقی بمانند (مواد معدنی موجود در مایعات تبخیر نمی شوند)، که بنابراین تهدیدی خواهند بود برای هر شیار یا کف بافت دار. شکل 3 این مواد معدنی، نظیر کلسیم (در آهک) و سدیم به سهولت زدوده نمی شوند. آنها با کف پیوند برقرار می کنند و تقریبا به اندازه بتن سفت و محکم میشوند. تنها راه حل این مشکل، شیار دار کردن مجدد کف (شکل 3) یا خراش دادن مجدد کل کف بهارند است (شکل 4). زدودن شیمیایی یا با دست شستن این مواد معدنی غیر ممکن است. تشکیل جلبک در آب بازیافتی برای شستشو یا رطوبت باقی مانده در نقاط تاریک تر و با تهویه کمتر نیز موجب ایجاد لایه ای قهوه ای و چرب مانند می گردد. این مورد بیشتر در سالن های شیردوشی و سالن های انتظار شیردوشی دیده می شود. استفاده از یک اسید نه چندان قوی یا سفید کننده و آن هم چندین مرتبه در سال می تواند به حل این مشکل کمک کند. این عمل در زدودن چربی و اجسام جامد شیر نیز که سطوح لغزنده ای روی بتن ایجاد می کنند کمک می کند. شکل 4 حفظ و نگهداری نامناسب معمولا کارکنان چندین ساعت را صرف شستن تراکتورها، وسایل نقلیه یا کمباین ها می کنند تا کارایی آنها را حفظ کنند و همچنین به این دلیل که همسایه ها آنها را دید می زنند! خیلی کم نیست مواردی که کف جایگاه در مدفوع و کود پنهان شده باشد (شکل 5) شکل 5 چه کسی فکر می کند که آن را شستشو کند؟ نتیجه اینکه طبقاتی از مدفوع ناپیدا زیر پس آب های جایگاه یا در راهروهای آفتابی و خوش تهویه به وجود می آید. یکبار دیگر باید گفت که این موارد هر شکلی از اصطکاک در سطوح بتنی را به مخاطره می اندازند. اگر کود را به حال خود رها کنید به سقف می چسبد، پس چرا برخی افراد از چسبیدن آن به کف زمین تعجب می کنند؟ طراحی ضعیف جایگاه جایگاه های مدرن فری استال حول محور یک سیستم بازیافت کود مایع طراحی می شوند. اما برخی طراحان و سازندگان خواهان جداسازی مایعات از مواد جامد از هم هستند در جایی که ترکیب آن بیشتر مورد نیاز است: در راهروی جمع آوری کود. شیب دار کردن یا شیب دادن راهروی جمع آوری به سمت مرکز و دور از کناره ها در 10 سال گذشته در برخی مناطق بزرگترین مشکل بوده است. مایعات و ادرار از مواد جامد جریان پیدا می کنند، که در نهایت مثل کره بادام زمینی روی کف پخش می شوند و تا حدی خشک می شوند که یک لایه پوستی چرم مانند، یا حتی بدتر، یک لایه ضخیم شبیه تخته سه -لا خرده چوب بوجود بیاورند (شکل 6). شکل 6 برای هر ابزار خراش دهنده ای این وضعیت بسیار سخت است که روی سطوحی کار کند که زیر 1.5 سانتی متر از چنین ملاتی قرار گرفته باشد. در نهایت باید بخاطر داشت که هدف داشتن یک کف تمیز است نه کف خشک! این مهم تنها با استفاده از کار بر روی کود مایع به همان صورت که هست به دست می آید، کود مایع! (مدفوع + ادرار = کود) جایگاه های انتظار شیب دار یک تفاوت ارتفاعی بین سالن انتظار و مابقی نواحی جایگاهی در حد 1.2 تا 1.5 متر وجود دارد. این فاصله تقریبا زیاد است؛ چرا که شیب دادن به سمت سالن شیردوشی زاویه ای ایجاد میکند که برای گاوهای شیری مناسب نیست. گاوها در سطوح شیب دار خوب عمل نمی کنند بویژه وقتی تراکم و ازدحام وجود داشته باشد. در هنگام طراحی تاسیسات جدید به این نکته توجه کنید؛ سطح بهاربند را افزایش دهید یا سطح شیردوشی را پایین بیاورید. انتظارات غلط شیار دار کردن سطوح تنها در یک جهت، مادامی کارا خواهد بود که دام ها در آن جهت حرکت کنند. اما، وقتی گاوها به اندازه 90 درجه می چرخند تا خوراک بخورند یا وارد استال شوند، شیار های تک بعدی در جلوگیری از لغزیدن دام کار زیادی انجام نمی دهند. شیار تک بعدی فقط نیمی هزینه دارد و فقط نیمی از زمان ها کارایی دارد. مواردی که موجب اصلاح 10 تا 20 درصدی سطح بهاربند می شوند در مقایسه با چیزهایی که 80-90 درصد کف بهاربند را اصلاح می کنند، تنها 10-20 درصد بهبود ایجاد می کنند. هدف متوقف کردن «لیز خوردن» است پیش از آنکه اتفاق بیفتد، نه بعد از اینکه این اتفاق رخ دهد. اینطور گفته می شود که کف بهاربند می تواند خیلی زبر باشد. سال ها تحقیق و آزمایش نشان می دهد که رابطه خوبی بین آنچه اصطکاک موثر در برابر آن عاملی که برای سم خیلی زبر و خراشنده است، وجود دارد. کف بهاربند یکی از پر کاربردترین و پر استفاده ترین بخش های یک فارم است. هر دقیقه و هر روز کف بهاربند در آسایش دام، حمل و نقل دام، و جمع آوری کود استفاده می شود. درست مانند سایر بخش های فارم، کف بهاربند نیازمند ساختار مناسب است و اینکه در یک برنامه منظم حفظ و نگهداری شود. کف بهاربند پرهزینه ترین بخش دامداری نیست، ولی اگر خوب حفظ و نگهداری نشود می تواند زیان ها و هزینه های زیادی به بار آورد. نویسنده: دکتر احسان محجوبی

جزئیات
اندازه ذرات و تراکم دام: آیا تلیسه ها هم تحت تاثیر قرار می گیرند؟

اندازه ذرات و تراکم دام: آیا تلیسه ها هم تحت تاثیر قرار می گیرند؟

19 اسفند1396

اندازه ذرات و تراکم دام: آیا تلیسه ها هم تحت تاثیر قرار می گیرند؟ تا آغاز اولین شیردهی، تلیسه درآمدی برای دامدار ایجاد نمی کند؛ در حقیقت، پرورش او هزینه زیادی به دامدار تحمیل می کند. گزارشی به تازگی از دانشگاه پنسیلوانیا نشان می دهد که هر تلیسه از شش ماهگی تا زمان تلقیح روزانه 1.17 دلار و از زمان تلقیح تا اولین زایش روزانه 2.02 دلار هزینه در بر دارد. سن کمتر در زمان زایش منجر به تولید شیر بیشتر و درآمد بیشتر می گردد. ترکیبی از تغذیه و تکنیک های مدیریتی درست نیاز است تا به هدف 82% وزن بلوغ در زمان اولین زایش در سن کمتر نائل شویم. تحقیقی از دانشگاه ویسکانسین در سال 2017، اثرات فرآوری کاه و تراکم دام در بهاربند را بر رفتارهای جداکردن خوراک و عملکرد رشد تلیسه های هلشتاین بررسی کرد. در این پژوهش اثرات کاه با ذرات بلند در مقایسه با ذرات کوتاه در جیره ای یکسان که به تلیسه ها در بهاربندهایی با تراکم 100، 125، و 150 درصد ارائه شده بود، ارزیابی شد. مشابه این تحقیق در انستیتو ماینر با گاوهای شیری انجام گرفته بود. تلیسه های تغذیه شده با کاه با اندازه ذرات کوتاه در تراکم های 125 و 150 درصد در مقایسه با تلیسه های تغذیه شده با همان جیره در تراکم 100 درصد افزایش وزن روزانه و وزن بدن کمتری داشتند. تفاوتی بین دو بهاربند متراکم 125 و 150 درصدی وجود نداشت. از آنجایی که تفاوتی بین ماده خشک مصرفی در بین تیمارهای مختلف کاه با اندازه ذرات کوتاه وجود نداشت، کاهش عملکرد تولیدی می تواند با کاهش بازده خوراک در بهاربندهای شلوغ توجیه شود. برخلاف جیره حاوی کاه با اندازه ذرات کوتاه، در جیره حاوی کاه با الیاف بلند هیچ تفاوتی بین تراکم های مختلف دام در بهاربند وجود نداشت. با استفاده از الک پنسیلوانیا محققان به بررسی رفتار جداکردن خوراک در گروه های مختلف پرداختند. اگرچه تلیسه های موجود در هر دو گروه کاه با الیاف کوتاه و کاه با الیاف بلند، به سود الیاف متوسط، کوتاه و ریز، بر ضد الیاف بلند (بیش از 19 میلی متر) خوراک را جدا کردند ولی جداکردن خوراک به صورت تهاجمی تری در گروه تغذیه شده با الیاف بلند کاه صورت گرفت (شکل را ملاحظه بفرمایید). تفاوتی در رفتار جداکردن خوراک در تراکم های مختلف بهاربند مشاهده نشد، اما این رفتار به طور بالقوه ای در شرایط تراکم بهاربند خطرناک تر است. تنش اجتماعی بیشتری بین تلیسه های غالب و مغلوب در شرایط محدودیت فضای آخور وجود دارد، که می تواند منجر به این شود که تلیسه های مغلوب مجبور شوند صبر کنند تا دام های غالب تر اول خوراک بخورند و بعد نوبت آنها فرا برسد. نه تنها این اتفاق بدین معنی است که تلیسه های مغلوب تا وقتی که نوبت آنها برسد زمان بیشتری را به صورت بیهوده سرپا می ایستند، بلکه وقتی امکان خوراک خوردن برای آنها فراهم میشود خوراکی را خواهند خورد که قبلاً جدا شده است که می تواند موجب این شود که ترکیب خوراک مصرف شده بسیار متفاوت از آنچه باشد که در ابتدا فرموله شده است. قابل درک خواهد بود که این پدیده منجر به تنوع بیشتر در سرعت رشد در داخل بهاربند می گردد. همانند گاوهای شیری، تلیسه ها هم تنش های محیطی را درک می کنند و توانایی محدودی در کنار آمدن با آنها دارند، پیش از اینکه عملکردشان (یعنی سرعت رشد) مختل شود. بنابراین، باید به مدیریت تلیسه ها همانند مدیریت گاوهای بالغ توجه کنیم. تغذیه علوفه با کیفیت که موجب تشویق رفتار جدا کردن خوراک نشود و حفظ تراکم مناسب در بهاربندها از جمله راهکارهای مدیریتی است که به حداکثر نمودن عملکرد رشد کمک خواهد کرد و منجر به سن کمتر در اولین زایش و یک گاو پرتولیدتر خواهد شد. نویسنده: دکتر احسان محجوبی

جزئیات
كاه به عنوان يك منبع علوفه جايگزين

كاه به عنوان يك منبع علوفه جايگزين

3 اسفند1396

كاه به عنوان يك منبع علوفه جايگزين آيا كاه مي تواند يك علوفه جايگزين باشد كه شما بتوانيد در جيره هاي شيري تان بگنجانيد؟ اين سوالي است كه دكتر مايك هاتجنز به طور مختصر و مفيد به آن پاسخ خواهد داد. كاه مي تواند امتيازات مختلفي براي برنامه تغذيه ايي گاوهاي شيري به ارمغان بياورد. منبع عملكرد يا فيبر بلند براي توسعه مت علوفه ايي در شكمبه منبع علوفه ايي با انرژي پايين جهت رقيق كردن علوفه غني از انرژي و نشاسته (مثل سيلوي ذرت) علوفه كم پروتئين شامل 4 درصد پروتئين كل و 25 درصد پروتئين محلول است پروفايل مواد معدني منحصر به فرد شامل 1.5 درصد پتاسيم، 0.3 درصد كلسيم، و 0.1 درصد فسفر (كاه كندم، NRC,2001 ) علوفه "تميز" معمولا بدون كپك و علف هرز اما، به هر حال اگر شما به كاه نگاه كنيد، يه مقداري موانع و معايبي  هم دارد. فيبر بالا (شامل 73% NDF ، 50% ADF ، 9% ليگنين) كه مي تواند ماده خشك مصرفي را محدود كند (كاه كندم، NRC,2001 ) انرژي پايين است (47% TDN يا 37/0 مگاكالري انرژي خالص شيردهي) نرخ آهسته قابليت هضم NDF به عنوان فاكتور پرشدگي بالاي شكمبه خوش خوراكي مي تواند يه مشكلي باشد كه منجر به سوا كردن ( sorting ) شود ممكن است گران باشد (اخيرا 80 دلار به ازاي هر تن است در حالي كه ذرت كمتر از 2 دلار براي يك بوشل يا 70 دلار به ازاي هر تن است) شايد در منطقه تان غير قابل دسترس باشد بر اساس اين خصوصيات، زماندن خوراندن كاه چندين سناريوي تغذيه ايي مي تواند در نظر گرفته شود. حالت اول با تاكيد مدوام بر كيفيت علوفه و ارقام سيلوي ذرت با فيبر پايين، سطح NDF مي تواند محدود شود. ذرت mid-rib قهوه ايي (ذرت اصلاح ژنتيكي شده با قابليت هضم NDF بالاتر) و علوفه هاي با ارزش نسبي خوراك (RFV) بالاي 180 مي توانند از يه مقدار كاه كم سود ببرند. اين علوفه ها تقريبا مي توانند در ساختن جيره "خيلي خوب" باشند. اضافه كردن نيم تا يك پوند كاه (220 تا 450 گرم) در اين جيره ها مي تواند مفيد باشد. حالت دوم علوفه هايتان مقدار كافي فيبر بلند به دليل ريز شدن خيلي كم،كاهش اندازه ذرات در هنگام بسته بندي يا مخلوط شدن و خرد شدن بيش از حد در ميكسر ها، براي حفظ عملكرد شكمبه فراهم نمي كنند. اضافه كردن كاه مي تواند pH و تخمير شكمبه را بهبود دهد. حالت سوم سيستم هاي چراي متراكم مي تواند منجر به علوفه هاي حاوي بيش از 28% پروتئين (80% قابل تجزيه) و كم تر از 35 درصد NDF شود. اين علوفه آبدار به سرعت شكمبه را پاك مي كند كه منجر به افت pH شكمبه زير 5.5 مي شود. مديران گله هاي شيري در نيوزلند گزارش كردند كه خوراندن 1 كيلو كاه (2 پوند) اسكور مدفوع را بهبود داد و توليد شير و اجزاي آن را افزايش داد. حالت چهارم جيره هاي قبل از زايش ( Close up ) بايد حاوي كم تر از 1.2 درصد پتاسیم باشند در حاليكه پر شدن شكمبه و علوفه بلند را حفظ كنند. اگر تنها 5 پوند (2.3 كيلو)  علوفه لگوم-گراس به صورت ماده خشك بتواند براي كنترل سطح پتاسيم تغذيه شود، كاه مي تواند مقداري فيبر بلند را براي اجتناب از جابه جايي شيردان و اسيدوز در زمان زايش كه ماده خشك مصرفي افت مي كند، تامين كند. كارگرهاي ويسكانسين پيشنهاد مي كنند كه يك پوند (450گرم) مي تواند مشابه با 3 پوند (1.3-1.5 كيلو) علف خشك لگوم-گراس عمل كند. كاه مي تواند اين نيازها را تامين كند. گاوهاي انتظار زايش تغذيه شده با  6 تا 10 پوند كاه كه با ذرات كم تر از 2 اينچ (5 سانتي متر) فرآيند شده اند، مي تواند با چنین توصیه هایی جفت و جور شود. خلاصه خوراندن كاه بايد با دقت مورد توجه قرار گيرد و به طور راهبردي در جيره وارد شود. مديران و متخصصان گاو شيري بايد تصميمات زير را بگيرند. بايد مقدار كاه به خاطر خصوصيات منفي اش محدود شود. نوعا كم تر از 2 پوند كاه (900 گرم تا 1 كيلو) براي جيره هاي شيري بهينه است. فرآيند كردن كاه ( 2.5 تا 5 سانتي متر) براي اجتناب از عمل سوا كردن ضروري است. اگر گاوها كاه نخورند و براي بالانس جيره هم مورد نياز باشد، مشكلات بيشتري مي تواند ايجاد شود تا اينكه حل شود. نوع كاه مشخص نيست. يك مدير برتر در پنسيلوانيا انواع مختلف را امتحان كرده است، اما گزارش كرد كه كاه گندم براي مزرعه شان به خاطر ساقه تو خالي اش بهتر عمل مي كند (شناور در شكمبه) و گاوهايشان به نظر مي رسد راحت تر مصرف مي كنند (خوش خوراك تر). تاكنون پ‍ژوهش كمي در اين زمينه چاپ شده است. با اضافه كردن نيم پوند (220 تا 300 گرم) كاه شروع كنيد تا پاسخ گاوهاي شيري را مشاهده كنيد. پاسخ هاي زير خبر خوبي خواهند بود. اسكور مدفوع بهبود مي يابد (از حالت شل به قوام دار تر مي رود) توليد شير يا تركيبات آن افزايش خواهد يافت يا به حالت طبيعي بر مي گردد. ماده خشك مصرفي دست نخورده باقي مي ماند يا عملا افزايش مي يابد. فعاليت جويدن بيشتر لقمه مشاهده مي شود. اگر هر كدام از اين خصوصيات گاو (براي مثال افت ماده خشك مصرفي) نادرست عمل کند، كاه اضافه شده مسئول آن است. متخصصان تغذيه مزارع شيري گوناگون به طور روزمره 250 تا 700 گرم كاه به همه جيره هاي گاو شيري و خشك اضافه مي كنند. آن ها كاه را به عنوان يك بيمه نامه براي حفظ عملكرد حداقلي شكمبه و سلامت در نظر مي گيرند. نویسنده: دکتر احسان محجوبی

جزئیات
راهکارهای تغذیه ای در زمان کمبود ویتامین A و E

راهکارهای تغذیه ای در زمان کمبود ویتامین A و E

29 بهمن1396

راهکارهای تغذیه ای در زمان کمبود ویتامین A و E در ماه های گذشته اخباری مبنی بر اینکه کمبود ویتامین A و E در سال 2018 هم ادامه خواهد داشت به گوش رسید چرا که تولید ویتامین در اواخر سال 2017 مختل شد. آتش سوزی در کارخانه در آلمان و انتقال تولید به چین موجب ایجاد موجی بی سابقه در افزایش قیمت شد که ممکن است تا تابستان 2018 ادامه پیدا کند. وقتی برای کاهش ورم پستان، سقط، جفت ماندگی، و متریت به ویتامین ها متکی هستید، متخصصان تغذیه پیشنهاد می کنند که سطح کنونی گنجاندن این ویتامین ها در جیره را مد نظر قرار دهید. دکتر Bill Weiss از دانشگاه اوهایو پیشنهاد می کند که گاوهای انتظار زایش را در اولویت قرار دهید و مطابق با NRC به میزان 50 هزار تا 70 هزار واحد بین المللی ویتامین A و 2000 واحد ویتامین E در روز برای آنها تامین نمایید. دکتر هاتجنز توصیه می کند که تا زمانی که گاوها آبستن نشده اند 1000 واحد بین المللی در روز ویتامین E به آنها تغذیه کنید و برای گاوهای اواسط تا اواخر شیردهی 600 واحد بین المللی در روز ویتامین E در نظر بگیرید. دکتر Weiss می گوید: «من سعی میکنم مقداری مکمل ویتامین A و E برای همه گاوها تامین کنم، ولی گاوهای شیرده در کمترین اولویت هستند». او اضافه کرد «این گاوها حجم زیادی خوراک مصرف میکنند، و کیفیت این خوراک معمولا از آنچه به گاوهای خشک داده می شود خیلی بهتر است. جیره گاوهای شیرده می تواند حاوی مقادیر به نسبت خوبی ویتامین E و بتا-کاروتن (پیش ساز ویتامین A ) باشد.» هاتجنز اضافه کرد: «مرتع سطوح قابل قبولی از ویتامین A و کاروتن تامین می کند. راهکار دیگر در مورد ویتامین E استفاده از سلنیوم آلی است چرا که فراهمی بیشتر و عملکرد بیولوژیکی بالاتری دارد.» در نهایت، هر دو این دانشمندان توصیه می کنند که سطوح ویتامین جیره بررسی شود چرا که معمولا جیره های ارائه شده در سطوحی بالاتر از توصیه های NRC فرموله می شوند. اگر سطح وارد کردن این ویتامین ها به مقادیر توصیه شده توسط NRC برگردد، هنوز هم مزایای ویتامین A و E با هزینه کمتر قابل تشخیص است. نویسنده: دکتر احسان محجوبی

جزئیات
پنج عامل در انتخاب درمان ورم پستان

پنج عامل در انتخاب درمان ورم پستان

15 بهمن1396

پنج عامل در انتخاب درمان ورم پستان تعیین هزینه واقعی درمان ورم پستان فقط نیازمند مقایسه قیمت و هزینه هر جعبه پماد ورم پستان نیست و به موارد دیگری نیاز دارد. هنگام بررسی گزینه های درمان به این 5 عامل توجه کنید: کارایی درمان: وقتی به کارایی درمان نگاه می کنید، چطور میتوانید بگویید که آیا این درمان جواب خواهد داد یا خیر؟ آیا این درمان عفونت را از بین می برد و پاتوژن های مسبب بیماری در دامداری را محو خواهد کرد؟ اگر جواب خیر است، پس در آینده نرخ برگشت مجدد ورم پستان و سوماتیک سل کانت بالاتری را خواهید دید. هزینه درمان در روز: هزینه هرجعبه پماد پستان ممکن است گمراه کننده باشد. به تعداد درمان های مورد نیاز و تکرر مجدد درمان نگاه کنید (هر 12 ساعت در مقابل هر 24 ساعت یکبار) هزینه دور ریختن شیر: برچسب دارو را در مورد دور ریز شیر بخوانید. دوره های منع مصرف کوتاه تر اغلب اقتصادی تر هستند به این دلیل که خیلی زودتر موجب برگشت شیر به تانکر شیر می شوند. پتانسیل خطر باقی مانده در شیر: مدیریت محصولاتی با خطر بالای باقیمانده مواد آنتی بیوتیک در شیر می تواند مخاطره انگیز باشد و کارایی دامدارای را به خطر بیندازد. این امر حتی می تواند خطر سرایت باقیمانده انتی بیوتیکی به شیر سالم را در هنگام حمل در بر داشته باشد. از داروهایی استفاده کنید که حداقل خطر باقی مانده در شیر را داشته باشند. نرخ برگشت مجدد بیماری و سوماتیک سل کانت: درمان ناقص می تواند منجر به عود مجدد بیماری شود و به طور مزمن گاوها را درگیر کند. موفقیت در درمان را پایش و نظارت کنید تا مطمئن شوید میزان بالایی بهبودی از موارد باکتریایی، میزان پایین تر برگشت مجدد بیماری و سوماتیک سل کانت کمتری را به دست آورده اید. فقط یک راه برای اطمینان از اینکه نوع درمان جواب می دهد یا نه وجود ندارد. راهکاری برای درمان ورم پستان وجود ندارد که به درد همه گله ها بخورد. دنبال گزینه هایی باشید که نه تنها به طور فیزیکی علائم ورم پستان را از گله پاک کند بلکه همچنین موجب حذف عوامل باکتریایی مسبب ورم پستان باشد تا به بهبود کامل برسید. وقتی یک بار به درمان باکتریولوژیکی رسیدید، دیگر نیاز به درمان مجدد و استفاده از آنتی بیوتیک های اضافی را محدود می کنید. این امر برای سلامت دام های شما و نیز بنیاد تجارت گاو شیری شما اهمیت زیادی دارد. نویسنده: دکتر احسان محجوبی

جزئیات
علم و هنر مدیریت فراز و نشیب های ارائه خوراک TMR

علم و هنر مدیریت فراز و نشیب های ارائه خوراک TMR

11 بهمن1396

علم و هنر مدیریت فراز و نشیب های ارائه خوراک TMR یک چالش بزرگ برای دامداران این است که چگونه ارائه یکنواخت TMR به گله شیری را حفظ کنند. راننده فیدرها یا خوراک ریزها به دفعات خود را وسط جنگی دوره ای می یابند، به نحوی که برخی روزها بیش از حد خوراک می دهند و برخی روزها با کمبود خوراک مواجه می شوند، بدون درک این نکته که بیشتر این تغییرات اغلب نتیجه تغییر در ارائه خوراک به نحوی است که خارج از تقارن با رفتار مصرف دام می باشد. به محض اینکه اصول معین خوراکدهی درک شود، سازگار کردن تغییرات خوراک مطابق با تغییرات قابل پیش بینی رفتار خوراک و حداقل کردن تنوع غیر ضروری در تحویل خوراک امکان پذیر می گردد. اصل 1: نیازهای تک تک دام ها در یک گروه خوراک نباید در کوتاه مدت به شدت تغییر یابد. نیازهای تغذیه ای یک دام به صورت انفرادی از مولفه های مختلفی تشکیل می شود که عبارتند از: نگهداری (بر اساس وزن بدن)، شیر تولیدی و رشد (در مورد تلیسه ها) و پر کردن ذخایر بدنی. در کوتاه مدت (یعنی یک تا دو هفته)، این نیازها نباید به طور چشمگیری تغییر یابند. در مورد یک گروه شیردهی، مادامی که ترکیب گروه بر اساس شکم زایش و تولید شیر، در طول زمان به شدت تغییر نکند، نه نیازهای تغذیه ای و نه مصرف TMR تغییر نخواهد کرد. اصل 2: یک دوره منع مصرف خوراک با افزایش گرسنگی و به دنبال آن یک دوره جبران مصرف بیش از حد دنبال خواهد شد. اگرچه نیازهای تغذیه ای فردی نباید تغییر پیدا کنند، ولی به دلیل جابجایی یا تغییرات آب و هوایی، و نیز ورود دام جدید به گروه یا خروج آنها ممکن است به یکباره مصرف انفرادی یا گروهی تغییر یابد. هر زمانی که شرایط روزمره یک بهاربند با جابجایی هایی نظیر سم چینی به هم بخورد، افت خوراک مصرفی برای یک یا دو روز امری کاملا متداول خواهد بود. این امر ممکن است یکی-دو روزی با مصرف بیش از حد طبیعی خوراک دنبال شود که پس از آن معمولا به سطوح نرمال قبل بر می گردد. آب و هوا: اگر امکان آن فراهم باشد گاوها می توانند 24 تا 48 ساعت پیش از طوفان یا سایر تغییرات آب و هوایی به طور چشمگیری خوراک مصرفی را افزایش دهند، و در طول آن رخداد آب و هوایی خوراک مصرفی حدود 30% زیر حد نرمال افت خواهد کرد. پس از آن، احساس گرسنگی وصف ناشدنی موجب افزایش مجدد خوراک مصرفی به بالاتر از سطوح نرمال خواهد شد و سپس به تدریج و با بر طرف شدن حس گرسنگی به میزان طبیعی بر می گردد. در مقابل، تنش حرارتی کوتاه مدت می تواند موجب کاهش موقتی مصرف خوراک شود، در حالی که دوره های بلند مدت تنش حرارتی با کاهش کلی در مصرف همراه است که مدت زیادی طول خواهد کشید. ورود و خروج دام: ورود دام به بهاربند یا خروج آنها از گروه مصرف گروه را تغییر خواهد داد، ولی اثرات این تغییرات به مراتب کمتر از اصل یک می باشد. ممکن است اینطور به نظر برسد که تغییر و جابجایی یک دام در یک گروه 100 راسی گاو فقط نیازمند یک درصد تغییر در تحویل خوراک باشد. ولی، در یک گروه از گاوهای شیرده در گله، به طور طبیعی انتظار نمی رود که گاوهای ورودی (تازه زا) یا گاوهای خروجی (گاوهای در حال خشکی) مقادیر یکسانی خوراک را در مقایسه با میانگین گله مصرف کنند، شاید تنها 60-80 درصد باشد. ولی باز هم دیدن تغییرات حداقلی 3 تا 5 درصدی در خوراک تحویلی در برخی گله ها بدون وجود رابطه ای با تعداد راس دام خوراک داده شده امری متداول است. اصل 3: واکنش راننده فیدِر همیشه با وقفه ای بعد از رفتار حیوان رخ می دهد و اگر فرد الگوهای مصرف دام را دنبال کند، تنوع خوراک دادن را چندین برابر می کند. وقتی خوراک نامحدود و همیشه در دسترس است، تغییرات دوره ای در مصرف بدون هیچ نشانه ای اتفاق می افتند و به سرعت خودشان تصحیح می شوند. اما، وقتی خوراک ریز سعی دارد در حد اشتها و به منظور کاهش بقایای خوراک در یک برنامه روزانه خوراک بریزد، خود این امر به راحتی با دنبال کردن و واکنش نشان دادن به رفتار خوراک خوردن دام اغلب مسبب مصرف دوره ای می شود و کمبود خوراک مکرر را موجب می شود. به طور کلی مشکلات زمانی ایجاد می شوند که فردی که مسئول ایجاد تغیییرات خوراک است می بیند که یک گروه از دام ها زودتر از موعد خوراک خود را مصرف کرده اند یا وقتی دام ها سر آخور می آیند آخور «صاف و خالی» است. این افراد اغلب بدون در نظر گرفتن اینکه چرا خوراک مصرفی تغییر کرده است اقدام به افزایش 3 تا 5 درصدی خوراک می کنند. افزایش بیش از حد در تخصیص خوراک: برای مثال وقتی به دلیل وقوع جابجایی، تغییری به نسبت کوچک در اندازه گروه یا تغییر تدریجی در احتیاجات مواد مغذی، افزایش های پِی-آیند در خوراک مصرفی بسیار زیاد باشد، آنگاه همان طور که گرسنگی وصف ناشدنی در طول چند روز برطرف می شود باقیمانده خوراک هم افزایش می یابد؛ آنگاه راننده فیدِر مقدار خوراک ریخته شده را کم می کند و این چرخه دوباره تکرار می شود. پایش و تعقیب گاوهای گرسنه: اگر برای غلبه بر تقاضای ناگهانی مصرف خوراک در گروه افزایش اولیه در تخصیص خوراک اندک باشد، که می تواند پیش از آغاز شرایط بشدت بد آب و هوایی اتفاق بیفتد، راننده فیدِرها اغلب با چندین افزایش متوالی در تخصیص خوراک گاوها را پایش و تعقیب خواهند نمود، که آنگاه وقتی شرایط بد آب و هوایی رخ داد با حجم زیادی از خوراک باقیمانده روبرو می شوند. در این شرایط، برای تصحیح مقادیر فزاینده باقی مانده خوراک، این افراد به شکل ضربتی اقدام به کاهش مقدار خوراک ریخته شده می کنند، به نحوی که تا شرایط بد آب و هوایی از بین رفت با مشکل بزرگتر «آخور خالی و صاف» مواجه می شوند، که به نوبه خود موجب ایجاد چرخه خوراکدهی مشخصی می شود که می تواند هفته ها تا ماه ها طول بکشد. الگوهای مصرف دوره ای یا چرخه ای، به نحوی که در آن گروهی از گاوها به طور سیستماتیک خوراک کافی برای تامین نیازهای نگهداری و تغذیه ای خود نداشته باشند، در شیر تولیدی بازتاب خواهد یافت. عدم دریافت خوراک در روزهایی که خوراک ارائه شده کم باشد تولید شیر را کاهش خواهد داد، ولی پس از اینکه مقادیر زیادی خوراک ارائه می شود معمولا شیر تولیدی بر نمیگردد. اغلب، توانایی فردی دام ها در رسیدن به پتانسیل پیک شیر تولیدی هم به مخاطره می افتد. چندین دهه است که در مزارع پرورش گاو گوشتی روش هایی در «فراخوان خوراک» برای کنترل تنوع در ارائه و مصرف خوراک به کار برده می شوند، ولی در گاوهای شیری که ارزش یکسانی هم دارند به ندرت از این روش ها استفاده می شود. آن روش ها به قرار زیر است: برای دانستن اینکه چه میانگین خوراک مصرفی روزانه و پایداری باید در گله وجود داشته باشد، داده های خوراک ارائه شده روزانه ( as-fed و ماده خشک) را ثبت و ضبط کنید. برای هر بهاربند در فارم زمان مشخصی از روز را برای گرفتن تصمیم در مورد تغییرات خوراک تخصیص داده شده (برای فراخوان خوراک) انتخاب کنید. به طور ایده آل، این زمان می تواند حدود 2 ساعت قبل از ریختن خوراک اصلی در روز باشد و طوری زمان بندی شود که شخص مسئول خوراک یا هر کس دیگری پیش از آن زمان بهاربندها را مشاهده کند تا بفهمد دقیقا کدام بهاربند واقعا خوراک خود را تمام می کند. برای فارم های کوچکتر، بعداز ظهر شاید زمان بهتری در فراخوان خوراک و ریختن خوراک اصلی در روز باشد. متناسب با تغییر در ترکیب دام در بهاربند و شیر تولیدی گروه تغییرات روزانه را انجام دهید، که اغلب در مقادیر 0.5 تا 1 درصدی اتفاق می افتد، و از تغییرات پی در پی و بویژه تغییرات رو به پایین تا زمانی که مصرف پایدار شده باشد بپرهیزید. از تغییر در خوراک ریخته شده در واکنش به تغییرات ناگهانی در رفتار خوراک خوردن (مصرف) پرهیز کنید، چرا که این عمل می تواند موجب الگوهای مصرف دوره ای، مشکلات گوارشی و کاهش عملکرد تولیدی شود. هنگامی که تغییرات ناگهانی در خوراک مصرفی رخ دهد، ابتدا تلاش کنید مقدار خوراک ریخته شده روزانه را حفظ کنید، ولی زمان خوراک دادن یا مقدار خوراک ریخته شده در اولین وعده خوراک ریزی روز را به تعویق بیندازید تا قبل از اینکه خوراک تازه ریخته شود خوراک مانده در آخور تا حدی مصرف شود. بخاطر داشته باشید که مطابق با آنچه داده های ثبت شده در خود گله شما نشان میدهد، انتظار می رود که خوراک مصرفی ظرف چند روز پس از جابجایی ها یا شرایط بد آب و هوایی به میزان قبلی برگردد. آنچه که در آخور خوراک اتفاق می افتد (یعنی سطح خوراک مصرفی) و شخص آن را می بیند به شدت به وسیله حوادثی که 24 تا 48 ساعت پیش رخ داده است تحت تاثیر قرار می گیرد. در نتیجه، اگر شخص فقط به آنچه در آخور خوراک بلافاصله پیش از خوراک ریختن می بیند واکنش نشان دهد، او به نوعی با 24 ساعت تعویق نسبت به آنچه در 24 ساعت آینده دام ها به آن نیاز دارند عمل خواهد کرد. یعنی 24 ساعت آینده را هم خراب می کند! همچنین، شخص باید در نظر بگیرد که چرا سطح خوراک مصرفی در گذشته تغییر کرده است، یا ممکن است به طور ناگهانی تغییر کند، و متناسب با آن مقدار خوراک مناسبی که در ادامه نیاز دام را تامین می کند برای آنها فراهم کند؛ یعنی علم و هنر فراخوان خوراک در یک گاوداری... نویسنده: دکتر احسان محجوبی

جزئیات
سرعت بهبود چربی شیر پس از اعمال تغییرات جیره ای

سرعت بهبود چربی شیر پس از اعمال تغییرات جیره ای

2 بهمن1396

سرعت بهبود چربی شیر پس از اعمال تغییرات جیره ای چربی شیر نمایانگر بخش بزرگی از ارزش اقتصادی و تغذیه ای شیر می باشد؛ بنابراین، کاهش چربی شیر پیامدهای جدی برای گاوداران دارد. اغلب افت چربی شیر وقتی اتفاق می افتد که تجمع اسیدهای چرب غیر اشباع در شکمبه وجود دارد و قابلیت تخمیر جیره بالاست. مکانیسم های پیرامون این ارتباطات به کرات بحث شده اند، ولی مطلبی که اغلب بحث نمی شود زمان مورد انتظار در بهبود شرایط ایجاد کننده افت چربی شیر است. قبل از اینکه زمان بهبود چربی شیر را بررسی کنیم، باید تعیین کنیم که آیا افت چربی شیر مربوط به تغییرات جیره ای است یا فقط یک واکنش فصلی می باشد. وقتی به رکوردها نگاه می کنیم معمولا میبینیم که با آغاز سال جدید چربی شیر شروع به افت می کند و در تیر و مرداد به کمترین حد خود می رسد. این تغییرات گاها می تواند به اندازه 0.3 واحد درصد باشد. بنابراین در هنگام رصد چربی شیر در طول تابستان، شخص باید مراقب باشد چرا که دام ها در تلاش برای بدست آوردن درصد بالاتر چربی شیر می توانند کل تولید شیر را کم کنند. نظریه بیوهیدروژناسیون شکمبه در توضیح افت چربی شیر القا شده بوسیله جیره به طور گسترده ای پذیرفته شده است. به بیان ساده، این نظریه بیان می کند که شکمبه برای رهایی از پیوندهای دوگانه و ایجاد اسیدهای چرب اشباع تر، اسیدهای چرب موجود در علوفه، دانه های روغنی، محصولات فرعی و مکمل های چربی را بیوهیدروژنه می کند. بیوهیدروژناسیون فرآیندی چند مرحله ای است که از طریق آن اسیدهای چرب حدواسط می توانند تولید شوند. اسیدهای چرب حد واسط معینی که از این فرآیند بیوهیدروژناسیون تولید می شوند همان هایی هستند که موجب کاهش چربی شیر می شوند. مقدار سوبسترای چربی غیر اشباع فراهم برای میکروب های شکمبه در واقع دیکته می کند که چربی شیر با چه سرعتی افت کند. اما گاهی اوقات به دلیل انعطاف اجتماع میکروبی شکمبه، ممکن است یک هفته طول بکشد تا این حد واسط های بیوهیدروژناسیون بتوانند چربی شیر را کاهش دهند. دانستن مکانیسم ریشه ای افت چربی شیر به توضیح بازه زمانی بهبود چربی شیر کمک خواهد کرد. بنابراین، برای بهبود چربی شیر پایین، شخص باید مقدار حدواسط های بیوهیدروژناسیونی که شکمبه را ترک می کنند کاهش دهد. یک گزینه احتمالی برای کاهش سرعت عبور در چنین شرایطی افزودن الیاف است، ولی این کار می تواند کل شیر تولیدی را کاهش دهد. بسیاری اوقات این بهبود وضعیت نیازمند حذف چربی غیر اشباع و/یا تغییر جمعیت میکروبی شکمبه است که چندین روز طول می کشد. بسته به اینکه توازن میکروبی شکمبه تا چه حدی برهم خورده است، این عمل می تواند چندین هفته به طول بیانجامد. هرچند داده ها محدود هستند، ولی محققان نشان داده اند که در سطح سلولی، وقتی حد واسط های ایجاد کننده افت چربی شیر از شکمبه رد می شوند، آنزیم های مسئول سنتز چربی شیر در غده پستانی تنظیم کاهشی می شوند. برای اینکه تولید چربی شیر بهبود یابد، آن سیستم های آنزیمی دوباره باید تنظیم افزایشی شوند. بنابراین، 2 چیز باید اصلاح شود:  جمعیت میکروبی شکمبه و مکانیسم های سلولی غده پستانی. محققان دانشگاه کرنل و پنسیلوانیا نشان داده اند که تحت شرایط کنترل شده اگر عامل (یا عوامل) خطر مشکل ساز حذف شوند، حداقل 10 روز طول میکشد تا اوضاع بهبود یابد. در یک مطالعه کنترل شده، وقتی افت چربی شیر ایجاد شد، 21 روز طول کشید تا درصد چربی به حالت قبل برگردد. بنابراین به محض اینکه تصحیحات جیره ای را اعمال کردید و روند افت چربی شیر معکوس شد، اندکی صبور باشید تا سطح چربی شیر به سطح اولیه برسد. انتظار نمی رود که چربی شیر ظرف یک تا دو روز برگردد. اگر تغییرات جیره ای تهاجمی و غیر سیستمیک باشند، آنگاه خطر دیگری که همانا افت تولید شیر است رخ می دهد در حالی که هنوز چربی شیر بهبود پیدا نکرده است. افت چربی شیر داستانی قدیمی است، ولی این ماجرا در زمان های نامناسبی در گله ها نمود پیدا می کند. وقتی اقدام به برطرف کردن مشکل افت چربی شیر می کنیم، فهرست زیر به تعیین ریشه این مشکل کمک می کند. این ترتیبی است که مطابق آن به بررسی جیره و پیدا کردن راه حل اقدام میکنیم: 1- تجمع اسیدهای چرب غیر اشباع ایده آل این است که اسیدهای چرب غیر اشباع مصرفی زیر 700 گرم در روز باشد. 2- نوع کربوهیدرات و درجه فرآیند کردن آن 3- اندازه ذرات TMR 4- جدا کردن ذرات TMR (به وسیله سطح رطوبت، مخلوط کردن نامناسب، طول علوفه ایجاد می شود) 5- سطح رومنسین/یونوفر 6- کپک یا مایکوتوکسین های حاصل از علوفه یا محصولات فرعی مرطوب 7- سرعت قابلیت هضم الیاف 8- تماس فیزیکی چربی مایع در برابر چربی دانه های روغنی 9- مشخصات نامعلوم چربی مایع و در نتیجه تجمع اسید چرب غیر اشباع 10- الیاف موثر فیزیکی جیره و زمان نشخوار کردن واقعی 11- مدیریت خوراک دادن (زمان خوراک دادن، مقدار خوراک داده شده، انتخاب علوفه) 12- بار اسیدی TMR ( pH ) و مقدار خوراک سیلو شده با pH پایین که تغذیه می شوند. سرعت های بسیار بالای تخمیر کربوهیدرات را در نظر بگیرید. 13- سولفات بالای آب 14- صحت و تداوم در مخلوط فرمولاسیون واقعی، از جمله تصحیحات ماده خشک مصرفی 15- صحت ترازوی فیدِر 16- نظارت رطوبت برای نوسانات آب هوای خشک و مرطوب 17- پروفایل تخمیری سیلو نویسنده: دکتر احسان محجوبی

جزئیات
داده های به روز در مورد کروم

داده های به روز در مورد کروم

23 دی1396

داده های به روز در مورد کروم تحقیق در مورد مواد معدنی کم مصرف در گاوهای شیری ادامه دارد. افزودن مواد معدنی کم مصرف مثل افزودن اسیدهای آمینه، افزودن چربی ها و روغن ها، و بهبود هضم الیاف بلافاصله شیر تولیدی را تحت تاثیر قرار نمی دهد. نقش مواد معدنی کم مصرف شامل بهبود عملکرد آنزیم، تحریک متابولیسم، منبع آنتی اکسیدانتی، بهبود پاسخ های ایمنی، افزایش باروری و افزایش ماده خشک مصرفی است که منجر به تولید شیر بیشتر می شود. محققان دانشگاه اوهایو فهرستی از 9 ماده معدنی کم مصرف مورد نیاز گاوهای شیری را به این صورت ارائه کرده اند: کروم، کبالت، مس، ید، آهن، منگنر، مولیبدن، سلنیوم، و روی. سطحی (میلی گرم) از عنصر کم مصرف که به گردش خون وارد می شود تا به اندام های هدف (برای مثال کبد، پستان، و ذخایر چربی) برسد، عامل کلیدی در مورد عناصر معدنی کم مصرف تلقی می شود. آنتاگونیست مواد معدنی عاملی است که می تواند جذب آن عنصر توسط دام را کاهش دهد. نقش کروم کروم با تثبیت گیرنده های انسولین نقش مهمی در متابولیسم کربوهیدرات بازی می کند که ورود گلوکز را به سلول های گاو امکان پذیر می سازد. گلوکز برای سنتز لاکتوز شیر مورد نیاز است، منبع انرژی سلول های ایمنی است، و برای عملکرد تخمدان حیاتی است و نیز به عنوان یک منبع انرژی برای عملکرد حیاتی بدن مورد نیاز است. کتوز در واقع بیماری کمبود گلوکز است که منجر به موبیلیزاسیون چربی بدن می گردد. وقتی گیرنده های انسولین درست عمل نکند، وضعیتی به عنوان مقاومت به انسولین رخ می دهد که می تواند گاو را تحت تاثیر قرار دهد (مشابه با دیابت نوع II در انسان ها). مطالعات نشان داده اند مقاومت به انسولین می تواند در مقایسه با گاوهای اواخر شیردهی یا far-off در گاوهای انتظار زایش، گاوهای اوایل شیردهی، و گاوهای اواسط شیردهی رخ دهد. اثرات کروم بر پاسخ های گاو تحقیقات نشان می دهد که مکمل کروم میتواند تولید شیر، تولید مثل، پاسخ ایمنی و مقاومت به تنش حرارتی در مقایسه با گاوهایی که مکمل دریافت نکرده اند را بهبود یا افزایش دهد. تولید شیر جدول 1 خلاصه ای از 17 مطالعه با 35 تیمار را بر تولید شیر و سطوح مختلف مکمل کروم نشان می دهد (دامنه مکمل کروم از 4 تا 23 میلی گرم به ازای هر گاو در روز بود و 22 مطالعه از آنها که 6 تا 10 میلی گرم کروم به ازای هر راس داده بودند). اثر سطوح مختلف مکمل کروم معنی دار نبود. بیشتر تیمارهای کروم بهبودی مثبت و برجسته را در تولید شیر گزارش کردند. اثر تولیدمثلی توازن منفی انرژی در اوایل شیردهی می تواند به طور منفی باروری را متاثر کند، که با میزان آبستنی پایین تر مشخص می شود. برخی گاوها آنستروس می شوند که وقتی مقدار زیادی وزن بدن از دست می دهند. کروم می تواند از طریق کاهش مقاومت به انسولین و سطوح بالاتر گلوکز توازن انرژی را بهبود دهد. پژوهشی در دانشگاه پنسیلوانیا با افزودن 8 میلی گرم مکمل کروم بهبود در میزان آبستنی، کاهش در متریت تحت بالینی، روزهای کمتر تا اولین سرویس و افزایش در اووسیت های قابل بقا را در گاوها گزارش کرد. سیستم ایمنی سلول های سفید خون در پاسخ به چالش های باکتریایی و سلامت گاو لازم و ضروری هستند. سیستم ایمنی به گلوکز به عنوان یک منبع انرژی نیازمند است. پژوهش های انجام شده در دانشگاه کرنل نشان می دهد که مکمل کروم پاسخ ایمنی در گاوهای شیری را در واکنش به چالش باکتریایی در رحم افزایش می دهد (جدول 2). تحقیقات انجام شده در گاوهای گوشتی نشان میدهد که مکمل کروم (400 تا 1000 ppb ) اثرات تنش در گاوهای تازه رسیده به پرواربندی را کاهش می دهد، که هورمون کورتیزول را 64 % کم می کند. اثر کروم در تنش حرارتی مطابق با تحقیقات انجام شده در دانشگاه آیوا، گلوکز در گاوهای تحت تنش حرارتی اهمیت بالایی دارد. جدول 3 خلاصه ای از 5 مطالعه با 9 تیمار است که اثر مکمل کروم را بر تولید شیر و ماده خشک مصرفی در هنگام تنش حرارتی نشان میدهد. مکمل کروم در سطح مزرعه تنها شکل پذیرفته شده مکمل کروم در کانادا، شکل پروپیونات کروم می باشد که تا حد 500 ppb در جیره مجاز شمرده است. مراحل توصیه شده در افزودن مکمل کروم دوره پیش از زایش، تازه زا، اوایل شیردهی تا اواسط شیردهی است. خلاصه ای از داده های گزارش شده در مورد افزودن کروم نشان می دهد که از روز صفر تا 30 پس از زایش 1.68کیلوگرم تولید شیر، از روز 31 تا 100 پس از زایش 2.59 کیلوگرم تولید شیر، و از روز 100 به بعد 1.68 کیلوگرم افزایش در تولید شیر با افزودن کروم ایجاد می شود. بسته به قیمت شیر و سطح پاسخ تولید شیر نسبت سود به هزینه با افزودن کروم 10 به 1 است. نویسنده: دکتر احسان محجوبی

جزئیات
مقایسه برنامه جیره نویسی NRC 2001 و برنامه جیره نویسی Penn State برای تلیسه ها

مقایسه برنامه جیره نویسی NRC 2001 و برنامه جیره نویسی Penn State برای تلیسه ها

23 دی1396

مقایسه برنامه جیره نویسی NRC 2001 و برنامه جیره نویسی Penn State برای تلیسه ها تقریبا در اوایل تاسیس گروه برنامه جیره نویسی تحت اکسل برای تلیسه ها همراه با راهنمای جیره نویسی در گروه قرار گرفت. در مقاله پیش رو به مقایسه کوتاه این دو برنامه و نتایج آنها خواهیم پرداخت. فرموله کردن جیره برای تلیسه ها اغلب جنبه نادیده گرفته شده برنامه های تغذیه ای مزارع شیری است. برنامه جیره نویسی دانشگاه پنسیلوانیا برای تلیسه ( PSU-HDF ) به منظور بررسی و ارزیابی جیره های تغذیه شده به تلیسه ها توسعه یافت. با توجه به نتایج بدست آمده در مطالعات انجام شده در دانشگاه پنسیلوانیا، پایه و اساس بنیادین جیره نویسی با PSU-HDF در واقع نیتروژن مصرفی (گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن متابولیکی) است که هدف آن تامین 1.67 گرم نیتروژن به ازای هر کیلوگرم وزن بدن 0.75 می باشد. در مقابل، NRC بر مصرف پروتئین خام ( CP ) و بخش های تشکیل دهنده آن تاکید دارد. به علاوه، NRC تاکید دارد فزون بر تامین انرژی قابل متابولیسم مورد نیاز، مقادیر معینی از ماده خشک مصرفی هم تامین شود. تحقیقات در دانشگاه پنسیلوانیا ثابت کرده است که مقادیر متفاوتی از ماده خشک مصرفی می توانند افزایش وزن های روزانه ( ADG ) مشابهی را موجب شوند به شرطی که انرژی قابل متابولیسم به دقت تنظیم و نیاز دام تامین شود. بنابراین، PSU-HDF تاکید بیشتری را بر تامین انرژی قابل متابولیسم قرار می دهد و ماده خشک مصرفی را بر اساس آن تنظیم می کند. برای یک تلیسه 6 ماهه به وزن 200 کیلو با ADG هدف 800 گرم، NRC توصیه می کند که جیره باید حاوی 14.2% CP باشد، 11.9 مگاکالری در روز انرژی قابل متابولیسم تامین کند و از این جیره 5.2 کیلوگرم ماده خشک در روز مصرف شود. با استفاده از PSU-HDF ، نیازهای همان تلیسه با جیره ای حاوی 13.6% CP ، 11.7 مگاکالری انرژی قابل متابولیسم در روز و 4.3 کیلو ماده خشک مصرفی تامین می شود. یک تلیسه 14 ماهه به وزن 400 کیلوگرم و ADG هدف 800 گرم در روز باید مطابق با توصیه NRC 8.8 کیلوگرم ماده خشک مصرفی از جیره ای با 11.3% CP در روز داشته باشد، و 20.1 مگاکالری انرژی قابل متابولیسم در روز دریافت کند. همان تلیسه با PSU-HDF به 7.1 کیلوگرم ماده خشک مصرفی در روز با 13.1% CP و 19.7 مگاکالری انرژی قابل متابولیسم در روز نیاز دارد. با مقایسه خروجی این دو مدل، درمیابیم که NRC اغلب 20% ماده خشک مصرفی بیشتر و 60 تا 150 گرم CP مصرفی بیشتری را توصیه می کند. وقتی افزایش وزن هدف حدود 800 گرم در روز باشد، برای تلیسه های 200، 300، و 400 کیلویی NRC به ترتیب 0.2238، 0.2247 ، و 0.2247 مگاکالری انرژی قابل متابولیسم بیشتری به ازای هر کیلوگرم وزن بدن 0.75 توصیه می کند. این مقادیر به طور ثابت بیشتر از مقادیر توصیه شده PSU-HDF می باشد که عبارتند از0.2199، 0.22، و 0.2199 مگاکالری انرژی قابل متابولیسم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن 0.75 . این نتایج نشان می دهد که مدل NRC احتیاجات مواد مغذی را بیش از حد برآورد می کند. مطابق با پژوهش های انجام شده در دانشگاه پنسیلوانیا با استفاده از جیره های با تغذیه دقیق یا در حد اشتها، مدل PSU-HDF فرموله کردن جیره هایی با پروتئین و ماده خشک مصرفی کمتر را در تامین نیازهای و کاهش هزینه های پرورش تلیسه امکان پذیر می سازد. نویسنده: دکتر احسان محجوبی

جزئیات
بهبود آسایش دام با بُرس کشیدن

بهبود آسایش دام با بُرس کشیدن

16 دی1396

بهبود آسایش دام با بُرس کشیدن تیمار شدن نیازی رفتاری در گاوهای شیری است، و تحقیقات نشان می دهد که این روشی در کنار آمدن با تنش در گاو می باشد. گاوهایی که بیمارند، جدا افتاده اند، یا قادر به خوابیدن نیستند، خیلی بیشتر به خود-تیماری روی می آورند. رفتار لیس زدن ضربان قلب دریافت کننده این رفتار را کاهش می دهد و کمبود آسایش در گاوهای لنگ را کاهش می دهد. بُرس های مکانیکی در جایگاه های محبوس رفتار تیمار کردن طبیعی را تشویق می کنند، به ویژه آن نقاطی که دسترسی به آن سخت است نظیر گردن، پشت، و دم- در حالی که به طور بالقوه ای خراشیدن های مخرب و سایش بر دیوارها، درهای خروجی و آبخوری ها را کاهش می دهد. در مطالعه ای در دانشگاه گوئلف، 57% از گاوهای موجود در بهاربند ظرف 24 ساعت اول پس از نصب این بُرس ها از آن استفاده کرده بودند. ظرف یک هفته، 93% از دام ها از آن استفاده کردند. گاوها این بُرس ها را دوست دارند: وقتی بُرسی نصب می شود، رفتار سایش بیش از 500% افزایش می یابد! استفاده بیشتر از بُرس ها به ارضای نیازهای ذاتی تیمار شدن و به تمیزتر ماندن گاوها کمک می کند و ممکن است به خوبی تنش حاصل از خستگی را کاهش دهد. اینکه آیا نصب بُرس های مکانیکی در فری استال ها بر تولید شیر اثرگذار است یا خیر بحث برانگیز است. چندین سال قبل در یک مطالعه مزرعه ای در دانشگاه کرنل مشخص شد که وقتی گاوها به این بُرس ها دسترسی داشتند 5/3% شیر بیشتری تولید کردند. در همان زمان، شیر تولیدی گاوهای شکم یک تغییری نکرد. در همین مطالعه، وقتی گاوهای چند شکم از این بُرس ها استفاده کردند ورم پستان 34% در آنها کاهش یافت ولی بازهم چنین موردی در گاوهای شکم یک دیده نشد. به طور کلی، پیش بینی اینکه استفاده از چنین بُرس هایی موجب بهبود سلامت، تمیزی و آرامش دام گردد منطقی است، ولی اینکه آیا این امر موجب بهبود مستمر و قابل اندازه گیری در تولید شیر شود هنوز نیازمند تایید است. اخیرا مقاله ای به بررسی اثر استفاده از این بُرس ها در دوره انتقال پرداخته و دریافت که گاوهایی که به این بُرس ها دسترسی دارند، احتمالا به دلیل سطوح بالاتر اکسی توسین، حدودا 12 دقیقه بیشتر رفتار لیسیدن گوساله خود را از خود بروز دادند. در یک مطالعه در سال 2017، در هفته های پس زایش استفاده از بُرس بیشتر بود. در روز پس از زایش 90% از گاوها به طور میانگین 6 دقیقه در روز از بُرس استفاده کردند. بیشترین مقدار استفاده از بُرس پس از شیردوشی بود. یافته مهم دیگر حاصل از این مطالعه این بود که محل قرارگیری بُرس – نزدیک آخور خوراک یا در طرف مقابل بهاربند یا سایه – میزان استفاده از آن را افزایش نداد. این مشاهده، اطلاعات خوبی در مورد نحوه تصمیم گیری در انتخاب محل نصب چنین بُرس هایی در بهاربند ارائه می دهد. نکته بنیادین این است که تیمار شدن (یعنی، لیس زدن) رفتاری ذاتی و مورد نیاز برای گاوهای شیری است. این عمل موجب افزایش رفاه می شود و رفتارهای غیر طبیعی را کاهش می دهد. استفاده از بُرس های مکانیکی به طور پیوسته ای در حال افزایش است. اگرچه این ابزار نمی تواند به طور پیش گویانه ای موجب بهبود عملکرد گردد، ولی به هر حال موضوعی است که همه ما می توانیم تایید کنیم که چیز خوبی است! نویسنده: دکتر احسان محجوبی

جزئیات
اندازه ذرات وارده به شکمبه

اندازه ذرات وارده به شکمبه

30 آذر1396

اندازه ذرات وارده به شکمبه وقتی که صحبت از اندازه ذرات می شود، تمایل داریم تا بر آنچه در آخور وجود دارد متمرکز شویم. این امر جنبه مهمی است ولی این حقیقت را که گاو همان ابتدا در هنگام مصرف TMR اندازه ذرات را کاهش می دهد، ندیده میگیریم. تابستان گذشته در انستیتو ماینر پژوهشی در قالب یک پژوهش بزرگتر در مورد غلظت های peNDF و uNDF240 انجام شد. چهار جیره متفاوت به دام ها خورانده شد که در آن جیره یا دارای غلظت های کم یا زیاد peNDF بود و یا غلظت پایین یا بالایی از uNDF240 . گاوهای کانولا گذاری شده با TMR تغذیه شدن و لقمه های خوراک وارد شده از مری به شکمبه برداشته می شد. همان لقمه ها برای تعیین اندازه ذرات بوسیله الک های مخصوص مورد بررسی قرار گرفتند. با استفاده از همان روش، اندازه ذرات TMR نیز اندازه گیری شد. نتایج آن در جدول مشخص است. ذراتی که ریزتز از 35/3 میلیمتر بودند در این الک ها گیر نیفتادند و اندازه گیری نشدند. شکستن آغازین ذرات خوراک در TMR نشان می دهد که دو جیره حاوی peNDF بیشتر در مقایسه با دو جیره با peNDF کمتر نسبت بیشتری از ذرات بلندتر داشتند. هنگامی که میانگین محاسبه شده اندازه ذرات نیز بررسی شد رابطه مشابهی بدست آمد. وقتی به اندازه ذرات لقمه ها نگاه میکنیم میبینیم که تفاوت ها به نسبت اندک هستند و اینکه میانگین اندازه ذرات محاسبه شده کاملا مشابه است. این یافته در توافق با یافته های پیشین است که نشان می دهد قطع نظر از اندازه ذرات آغازین خوراک، اندازه ذرات لقمه وارد شده به شکمبه کاملا مشابه است. این مفهوم بسیار مهم است چرا که بدین معناست که قبل از اینکه غذا آماده ورود به شکمبه شود، گاو ما باید زمانی را برای جویدن ذرات و رساندن اندازه آنها به یک حد معین سپری کند. این رویداد به نوبه خود زمان خوراک خوردن و در نهایت بودجه زمانی گاو ما را تحت تاثیر قرار خواهد داد. در مقایسه با جیره ای حاوی ذرات ریزتر، خوراک با اندازه ذرات بلندتر منجر به وعده های خوراکی طولانی تر می شود. در یک آزمایش قبلی در همین موسسه، مشخص شد که گاوها 17 دقیقه زمان بیشتری را صرف خوراک خوردن می کنند وقتی که جیره آنها 3 درصد peNDF بیشتری داشت. در نتیجه، به خطر داشتن این نکته اهمیت دارد که صرف نظر از اندازه اولیه ذرات خوراک موجود در آخور، گاو ذرات خوراک را تا یک اندازه بحرانی کاهش خواهد داد. داشتن الیاف موثر کافی در جیره از منظر سلامت شکمبه اهمیت زیادی دارد، ولی این سوال پیش می آید که آیا مقادیر بیش از حد الیاف بلند در جیره ممکن است از منظر بودجه زمانی گاو نامطلوب باشد یا خیر و اینکه آیا گاو شیری باید زمان بیشتری را سر آخور  بگذراند یا خیر. نویسنده: دکتر احسان محجوبی

جزئیات
هر تیغه فیدر چه مدت دوام می آورد؟

هر تیغه فیدر چه مدت دوام می آورد؟

19 آذر1396

هر تیغه فیدر چه مدت دوام می آورد؟ یکی از سوالاتی که معمولا پرسیده می شود این است که تیغه فیدر چقدر باید دوام بیاورد؟ تیغه ها را باید به عنوان اجزای قابل فرسایش فیدر در نظر گرفت، بویژه در دامداری هایی که از علوفه بسته بندی شده استفاده می کنند (علوفه خرد کن ندارند). طول عمر مفید تیغه ها به موادی که از آن ساخته شده اند و نوع خوراک و علوفه ای که در فیدر ریخته می شود بستگی دارد؛ درست مانند عمر مفید لاستیک ماشین که به کیفیت لاستیک و جاده ای که در آن استفاده می شود بستگی دارد. عواملی که فرسایش تیغه ها را تحت تاثیر قرار می دهند 1- الیاف علوفه الیاف علوفه ذاتا سایش دهنده هستند و به مرور زمان موجب فرسایش تیغه ها می شوند. با افزایش بلوغ گیاه این حالت فرسایشی بیشتر می شود (مثلا علف خشک در مقایسه با کلش) و همانطور که مواد معدنی موجود در گیاه بیشتر می شود، نظیر مقدار سیلیس (مثلا کاه برنج). 2- محل قرارگیری تیغه تیغه های بالایی در یک فیدر عمدتا برای خرد کردن بِیل های دست نخورده علوفه به کار می روند. با این حال، تیغه سوم پایین اوگر است که نزدیک به 80 درصد عمل خرد کردن و کاهش اندازه ذرات را انجام می دهد. آن بدین معناست که تیغه های پایینی معمولا با سرعتی معادل 2-3 برابر تیغه های بالایی ساییده می شوند و نیاز به تعویض سریعتر آنها می باشد. 3- سنگ و شن سنگ و شن حاصل از منابع مختلف به طور قابل توجهی عمر مفید تیغه ها را کاهش می دهند. سنگ از همه بدتر است چرا که لبه های برّنده تیغه ها را در هنگام برخورد می تراشد، و پس از سایش، نواحی موجود در تیغه را گرد می کند که موجب ایجاد نقطه های کُند در تیغه می شود. هر چه سنگ های بیشتر و بزرگتری در خوراک وجود داشته باشد، فرآیند کُند شدن سریعتر اتفاق می افتد. افزایش سطح گرد و غبار و خاک در علوفه به طور چشمگیری عمل فرسایش و سرعت کُند شدن را افزایش می دهد. 4- نوع و کیفیت تیغه طیف وسیعی از تیغه های فیدر در بازار وجود دارند و عمدتا از سه گروه استیل، کاربیدی (کاربید در مغز آن وجود دارد) و روکش کاربیدی تشکیل شده اند. - استیل: تیغه های استیلی معمولا ارزانترین نوع تیغه ها هستند و سریع تر هم فرسایش می یابند. اگرچه می توان آنها را تیز کرد، ولی این کار وقت گیر است. بنابراین، معمولا آنها مقرون به صرفه ترین گزینه نیستند. - تیغه های کاربیدی: در این تیغه ها کاربید به کالبد تیغه های استیل وارد می شود. کاربید بسیار سخت و مقاوم به سایش است، ولی کاملا شکننده است و اگر سنگ در فیدر باشد می تواند به راحتی شکسته شود. این امر می تواند تراشه های بسیار ریز و تیزی ایجاد کند که در نهایت وارد خوراک شود و به طور بالقوه دام را در معرض خطر قرار دهد. مَگنِت ها این ذرات را جذب می کنند، هرچند خود کاربید غیرقابل جذب به وسیله آهن ربا است. اگر خوراک عاری از سنگ باشد، این نوع تیغه ها علی رغم قیمت بالا ممکن است مقرون به صرفه باشند. تیغه های پوشش دار با کاربید: بیشتر فیدرهای امروزی از این تیغه ها بهره میبرند. این قبیل تیغه ها تراشه های بسیار نازکی از کاربید قرار گرفته در متن لبه بُرنده یک تیغه استیل دارند. همانطور که استیل موجود در زیر لایه پوشش دار شده با کاربید ساییده می شود، یک لبه بسیار بُرنده کاربیدی نمایان می گردد. این تیغه ها به نوعی "خود تیز شونده" هستند. این قبیل تیغه ها بسیار مقرون به صرفه هستند و عمر مفید بیشتری نیز دارند. ارزیابی سایش تیغه ها معمولا بهترین راه ارزیابی فرسایش تیغه فهمیدن این نکته است که وقتی تیغه ها نو و تازه هستند چقدر زمان می برد تا یک محموله علوفه با ذرات بلند را خرد کنند، و سپس به این نکته توجه کنید که چقدر زمان با افزایش عمر تیغه زیادتر می گردد. سپس، فاصله ای را انتخاب کنید که در آن افزایش هزینه فرسایش فیدر، کار کردن تراکتور و زمان کارکردن (نیروی کارگری) به شما اخطار جایگزینی تیغه فرسوده را اعلام کند. بویژه به تیغه اوگر سوم توجه کنید. همچنین، بررسی دوره ای تیغه های موجود در روی اوگر پایینی (سومی) و مقایسه آنها با یک تیغه نو و جدید نیز مفید خواهد بود (شکل بالا). همانطور که تیغه ها فرسوده می شوند، عرض (پهنای) ناحیه پوشش دار شده نزدیک نوک تیغه کاهش خواهد یافت. اما، برای تعیین تیزی، نگاه کردن به لبه تیغه برای تعیین درجه گرد شدن یا ساییده شدن آن اهمیت زیادی دارد. همین ساییدگی است که کارایی خرد کردن را کاهش می دهد. هنگامی که این ساییدگی افزایش می یابد و کل تیغه را در بر می گیرد، در واقع زمان آن است که تیغه را تعویض کنید یا اگر ساییدگی خیلی شدید نیست، آن را به سمت بالا برگردانید. تجربه نشان داده است که جایگزینی مکرر نیمی از تیغه ها عملکرد فیدر را بهبود می دهد، هزینه های کلی را کاهش می دهد و اغلب موجب بهبود عملکرد دام میشود. نویسنده: دکتر احسان محجوبی

جزئیات
گاوها خوراک خورنده هایی بسیار انتخاب گر هستند

گاوها خوراک خورنده هایی بسیار انتخاب گر هستند

5 آذر1396

عایدی جداکردن خوراک: گاوها خوراک خورنده هایی بسیار انتخاب گر هستند گاوهای شیری به طور انتخابی خوراک خود را مصرف می کنند، که به طور کلی ذرات بلندتر را در حمایت از ذرات ریزتر جدا می کنند. جدا کردن خوراک، الیاف مصرفی را کاهش می دهد در حالی که مصرف غلات و محصولات فرعی را افزایش می دهد. این عمل همچنین منجر به بروز شرایطی می شود که که در آن گاوها جیره های متفاوتی را در طول روز دریافت کنند. آیا گاوهای شما خوراک را جدا می کنند؟ در سال 2010، تحقیقی از دانشگاه مینسوتا تغییر جیره را در 50 گله فری استال ایالت مینسوتا بررسی کرد. در هر گله، از جیره های ارائه شده به گاوهای پرتولید نمونه گیری انجام شد. اولین نمونه برداری بلافاصله پس از ریختن خوراک برداشته شد، سه نمونه بعدی به فواصل هر دو تا سه ساعت از زمان تحویل خوراک گرفته شد، و آخرین نمونه نیز از بقایای خوراک مانده در آخور گرفته شد. اندازه ذرات خوراک با استفاده از PSPS سه الکی مورد ارزیابی قرار گرفت. به طور میانگین، محققین تغییرات قابل توجهی را در درصد خوراک باقی مانده روی الک اول از اولین نمونه خوراک تا بقایای خوراک نمونه آخر مشاهده کردند که نشان میدهد گاوها علیه ذرات بلند به شدت عمل جدا سازی را انجام می دهند. به علاوه، مقدار الیاف خوراک (درصد NDF ) در طول روز افزایش داشت. در تحقیق مشابه در کانادا در 22 گله شیری نتایج مشابهی بدست آمد. به طور میانگین، جیره باقی مانده از لحاظ درصد ذرات بلند بلند بدست آمده از الک اول (19.8در برابر 33.1%) و فیبر موثر فیزیکی (17 در برابر 24.5%) نسبت به میانگین جیره ارائه شده بالاتر بود. تاثیر جداکردن خوراک بر ترکیبات شیر جداکردن خوراک موجب ایجاد نوساناتی در الگوهای تخمیر شکمبه ای می شود، و میتواند منجر به کاهش pH شکمبه و نیز بروز حمله های SARA گردد. مطالعه ای اخیرا رابطه بین رفتار جدا کردن و تولید شیر را بررسی کرد. محققان رفتار خوراک خوردن را در 28 راس گاو شیری در تای استال در دانشگاه گوئلف کانادا بررسی کردند. گاوها در حمایت از ذرات ریز، علیه ذرات بلند عمل جدا کردن را از خود بروز دادند. به طور میانگین، مصرف بلندترین الیاف در حدود 78% بود. تولید شیر آن گروه حدود 41.2 کیلو در روز با چربی شیر 3.81 و پروتئین 3.3% بود. محققان رابطه ای منفی بین جدا کردن خوراک و ترکیب شیر پیدا کردند. به ازای هر 10 % افزایش در رفتار جدا کردند علیه ذرات بلند: چربی شیر به اندازه 0.1 واحد کاهش پیدا کرد پروتئین شیر به اندازه 0.04 واحد کم شد از آنجایی که میانیگن جداسازی علیه ذرات بلند در آن گروه حدود 22% بود، چربی شیر حدود 0.22 واحد یا حدود 91 گرم در روز به ازای هر گاو به دلیل جدا کردن خوراک کاهش یافت. به طور مشابه، تولید پروتئین به اندازه 0.09 واحد یا 36 گرم در روز به ازای هر گاو کاهش یافت که باتوجه به قیمت چربی و پروتئین شیر، هر گاو روزانه چیزی معادل 72 سِنت و سالانه به اندازه 263 دلار پول از دست میدهد. نتیجه اینکه، رفتار جدا کردن خوراک یک رفتار متداول در گاوهای شیری است که می تواند منجر به مشکلات سلامتی و زیان های اقتصادی در گله شود. نویسنده: دکتر احسان محجوبی

جزئیات
آخرین استانداردهای طلایی پرورش گوساله و تلیسه (بخش سوم)

آخرین استانداردهای طلایی پرورش گوساله و تلیسه (بخش سوم)

13 آبان1396

آخرین استانداردهای طلایی پرورش گوساله و تلیسه (بخش سوم) جایگاه و محیط جایگاه برای گوساله ها و تلیسه ها در همه سنین باید: خشک و با زهکشی مناسب در مورد شرایط محیطی نظیر دما، رطوبت و سرعت باد دارای تهویه مناسب باشد بستر مناسب به عمق 15-25 سانتی متر و خشک دارای حفاظ برای در امان ماندن از شرایط بد محیطی دارای سایه بان در بخش های بیرونی جایگاه باشد. استانداردهای مخصوص جایگاه و محیط گوساله های تازه بدنیا آمده محیط باید تمیز باشد و از گزند سایر دام ها به منظور امنیت فیزیکی و زیست-امنیتی در امان باشد فزون بر فراهم کردن بستری خشک، تلاش کنید تا پوشش گوساله خشک و نرم باشد، بویژه هنگامی که دمای حیط زیر 16 درجه سانتی گراد باشد. گوساله های پیش از شیرگیری طوری جایگاه را طراحی کنید که گوساله بتواند در آن به راحتی به عقب برگردد. در مورد جایگاه گروهی، حداقل 3/3 متر مربع فضای استراحت برای هر گوساله در نظر بگیرید. اگر گوساله ها به طور انفرادی نگهداری می شوند، طوری جایگاه ها یا هاچ ها را قرار دهید که گوساله ها همدیگر را ببینند. در فاصله وارد کردن گوساله جدید به جایگاه، به طور کامل جایگاه را تمیز و ضدعفونی کنید. در تلاش برای باقی نماندن ادرار و کاهش و تجمع آمونیاک، بستر و کف جایگاه را به نحو احسنت مدیریت کنید. در گوساله های قرار گرفته در محیط بیرون با روش های زیر تنش حرارتی را به حداقل برسانید: فراهم کردن سایه بان (80% سایبان پارچه ای در ارتفاع 2/1 متری بالای ارتفاع هاچ ها. جهت ردیف های جایگاه ها را برای حداکثر کردن سایه از سمت شرق به غرب قرار دهید. با باز کردن درب پشتی هاچ ها تهویه را حداکثر کنید. گوساله های پس از شیرگیری شرایط جایگاه سطوح عاری از سُر خوردن فضای کافی آخور برای تمام دام ها به نحوی که قادر باشند همزمان با هم سر آخور، خوراک بخورند حداقل یک فری استال به ازای هر تلیسه، در جایگاه های فری استال عرضه کافی آب تمیز در کل روز مدیریت تلیسه های آبستن 35-45 روز پس از تلقیح، وضعیت آبستنی تلیسه ها را بررسی کنید تا تلیسه های غیر آبستن شناسایی و هرچه سریعتر به چرخه تولید مثلی برگردانده شوند پیش از روز 200 آبستنی، مجددا آبستنی دام ها را بررسی و مجددا تایید کنید. همگام با دامپزشک گله در جهت ایجاد برنامه واکسیناسیون تلیسه های پیش از زایش اقدام کنید. نویسنده: دکتر احسان محجوبی .

جزئیات
آخرین استانداردهای طلایی پرورش گوساله و تلیسه (بخش دوم)

آخرین استانداردهای طلایی پرورش گوساله و تلیسه (بخش دوم)

10 آبان1396

آخرین استانداردهای طلایی پرورش گوساله و تلیسه (بخش دوم) مراقبت از گوساله تازه متولد شده جداکردن از مادر برای پیش گیری از آسیب و انتقال بیماری هرچه سریعتر گوساله ها را از جایگاه زایش دور کنید. ضد عفونی بندناف ظرف 30 دقیقه پس از تولد، ناف را به طور کامل با تنتور ید 7% یا مخلوط 1:1 از کلرهِگزیدین/الکل 70% ضدعفونی نمایید. شاخ سوزی برای ایجاد پروتوکل های کنترل درد با استفاده از درمان های بی حسی/بیهوشی با دامپزشک گله مشورت کنید. روش ترجیحی: یک روز پس از تولد از خمیرهای شاخ سوزی برای این امر استفاده کنید. ثبت مشخصات مشخصات هر گوساله را در کمترین زمان ممکن پس از تولد با استفاده از برچسب های شناسایی فرکانس-رادیویی ( RFID ) ثبت کنید (در ایران کاربرد ندارد و از همان شماره گوش بهره ببرید). در یک ماه اول پس از تولد شماره زنی را انجام دهید. اندازه گیری قد و وزن تولد را اندازه گیری و ثبت کنید. غربالگری BVDV ظرف یک هفته از تولد، آزمایش تکه گوش یا PCR -خون را برای شناسایی حامل های با آلودگی مداوم ( PI ) با ویروس اسهال ویروسی گوساله ( BVDV ) انجام دهید. دام های با PI مثبت را هر چه سریعتر قرنطینه کنید یا از بین ببرید؛ تا زمان تایید دومین آزمون، قرنطینه را ادامه دهید. اقدامات مربوط به آغوز -دوشش آغوز برای ایجاد پروتوکول واکسیناسیون در جهت افزایش کیفیت آغوز هم در گاوهای بالغ و هم در تلیسه ها، با دامپزشک گله مشورت کنید. اولین آغوز را ظرف 4 ساعت پس از تولد بدوشید برای به حداقل رساندن آلودگی های باکتریایی آغوز، از پروتوکول های شدید بهداشتی برای آماده سازی گاو، تجهیزات شیردوشی و وسایل جمع آوری آغوز استفاده کنید. -دادن آغوز در دوساعت اول پس از تولد به میزان 10% وزن بدن آغوز بدهید. برای هر 41 کیلو وزن بدن 8/3 لیتر آغوز بخورانید. در صورت امکان، در 3-4 روز آتی نیز از شیر انتقالی دوشش دوم و سوم برای تغذیه گوساله ها استفاده کنید. -مدیریت آغوز 30 دقیقه پس از دوشش آغوز را بخورانید، یا در ظرف 30 دقیقه قبل از قرار دادن در یخچال یا فریز کردن دمای آن را به 5/15 درجه سانتی گراد برسانید. آغوز تازه نگهداری شده در یخچال را فقط در صورتی که بیش از 48 ساعت از ذخیره آن نگذشته به گوساله ها بدهید. با استفاده از آغوز-متر یا بریکس ( Brix ) کیفیت آغوز موجود در مزرعه را بررسی کنید آغوز اضافی را می توان تا یکسال در فریزر نگهداری کرد. آغوز باید عاری از خون، جسم خارجی، ورم پستان و علائم بیماری باشد. به منظور پیش گیری بهینه از بیماری ها آغوز را پاستوریزه کنید. آغوزهایی که با هم ترکیب شده اند نسبت به آغوز مربوط به تک تک گاوها، نشانگر خطر بالاتری از انتقال بیماری هستند، مگر اینکه پاستوریزه شوند. به صورت دوره ای تعداد باکتری موجود در آغوز را به همان صورت که به گوساله تغذیه می شود؛ اندازه گیری کنید. اهداف این اندازه گیری بصورت زیر است: تعداد استاندارد پلیِت : کمتر از 50 هزار CFU در هر میلی لیتر کلی فرم ها : کمتر از 5 هزار CFU در هر میلی لیتر در شرایطی که دوشیدن سر وقت آغوز پر کیفیت، و کم باکتری امکان پذیر نیست، از جایگزین آغوز استفاده کنید. از جایگزین آغوزی (نه مکمل آغوز) استفاده کنید که در وعده اول 150-200 گرم IgG به گوساله برساند. * کل پروتئین سرم خون که بوسیله رفرکتومتر بالینی اندازه گیری شده است. + برای اندازه گیری روزمره، پیش از هر گونه تفسیری حداقل از 12 راس گوساله نمونه بگیرید. تغذیه و آب طوری برنامه تغذیه را تنظیم کنید که به اهداف ذکر شده در بخش سرعت رشد برسید و به طور منظم عملکرد را بررسی کنید. به طور مرتب با متخصص تغذیه و دامپزشک گله در تماس باشید. مطابق با نیازهای انرژی و پروتئین دیکته شده به وسیله تغییرات محیطی، جیره را تغییر دهید. به یاد داشته باشید که در بیشتر روزهای سال، گوساله های پیش از شیرگیری بیش از 57/0 کیلو ماده خشک شیر (8/3 لیتر شیر یا شیر خشک) برای تامین احتیاجات نگهداری خود نیاز دارند. آب تمیز و گرم و نیز استارتر را از روز اول زندگی در اختیار گوساله قرار دهید و هر روز آنها را از نو پر کنید. آب تازه را 20 دقیقه پس از شیر دادن در اختیار گوساله قرار دهید. از سطل های جداگانه برای آب، شیر و استارتر استفاده کنید. پروتوکل های بهداشتی و تمیز کردن را در دامداری خود ایجاد کنید. از آنجایی که تجمع Biofilm (مواردی که در آن میکروب ها به هم میچسبند و تشکیل کلونی میدهند و یا به سطوح مختلف می چسبند) امری متداول است، به طور دوره ای تمیزی تجهیزات خود را از طریق کشت باکتریایی بررسی کنید. در صورت امکان، وعده های شیر دادن را در فواصل زمانی یکسان انجام دهید؛ اگر سه بار در روز شیر می دهید (ترجیحی) حداقل 6 ساعت بین وعده ها فاصله باشد، و اگر دو بار این کار را انجام می دهید حداقل 8 ساعت بین وعده ها فاصله بیندازید. هر 6 ماه یکبار آب دامداری را برای اطمینان از کیفیت و سلامت آن آزمایش کنید: سطوح هدف به شرح زیر است: کل اجسام جامد محلول ( TDS ): کمتر از 1000 ppm سطح سدیم توصیه شده برای آماده سازی شیر خشک: 100 ppm تعداد باکتری استاندارد روی پِلِیت: کمتر از 1000 CFU در میلی لیتر تعداد کلی فرم: کمتر از 5/0 CFU در میلی لیتر دامنه pH : 6 تا 5/8 مصرف استارتر در گوساله به استراتژی از شیرگیری مرتبط است. گوساله هایی که زود از شیر گرفته می شوند ( ~ 6 هفتگی) مسلما کوچکتر خواهند بود و اشتهای کمتری خواهند داشت و باید پیش از شیرگیری بین 9/0 تا 4/1 کیلوگرم استارتر در روز و به مدت 3 روز متوالی مصرف کنند. گوساله های از شیرگرفته شده در 8 هفتگی یا بیشتر، اشتهای بیشتری دارند و انتظار میرود پیش از شیرگیری روزانه حدود 8/1 تا 3/2 کیلوگرم استارتر به مدت 3 روز متوالی مصرف کنند تا به طور کامل از شیر گرفته شوند. کل پروتئین (بر اساس ماده خشک) در استارتر: حداقل 20%؛ و با درصد پروتئین موجود در بخش شیر در جیره آن را متوازن کنید. سطح انرژی جیره را برای تامین نیازهای انرژی بدون افزایش اضافی BCS متوازن کنید. افزودن علوفه کم انرژی و پر الیاف (کلش یا سایر بقایای زراعی) یا یونجه بالغ تر یا علف گراس در هنگام خورانیدن جیره های حاوی ذرت سیلو شده ممکن است برای کنترل افزایش وزن نیاز باشد. نویسنده: دکتر احسان محجوبی

جزئیات
فولیکول های تلیسه ممکن است خبر از آینده او بدهد

فولیکول های تلیسه ممکن است خبر از آینده او بدهد

7 آبان1396

فولیکول های تلیسه ممکن است خبر از آینده او بدهد مقاله ای خواندنی برای دوستانی که در بخش تولید مثل فعالیت دارند و در گروه آتی دام حضور دارند. اگر تلیسه ها از ذخایر فولیکولی خود در مراحل اولیه زندگی استفاده و آن را تمام کنند، ممکن است نسبت به همسن و سالهای خود در گله که فولیکول کمتری در اوایل زندگی داشته اند، زندگی تولیدی کوتاهتری در گله داشته باشند. این امر فرضیه ای است که توسط تیمی تحقیقاتی به رهبری James Ireland در دانشگاه ایالتی میشیگان بررسی شده است. «به خوبی اثبات شده است که زنان دارای سندرم تخمدان پلی کیستیک تعداد فولیکول آنترال ( AFC ، یا تعداد فولیکول ریز بین 2-9 میلی متر که ما میبینیم) به نسبت بالاتری دارند، و نسبت به سایر زنان بدون این ناهنجاری از باروری کمتری برخوردارند» دکتر Ireland بیان کرد. «ما میخواستیم ببینیم که آیا تلیسه های با AFC بالا از باروری کمتری برخورداند یا نه، و بنابراین نسبت به هم گله ای های همسن خود که AFC پایینتری دارند، به میزان بیشتری از گله حذف می شوند یا خیر». نتایج این تحقیقات در شماره ژوئن مجله Dairy Science چاپ شده است. در این مطالعه تلیسه های 11 تا 15 ماهه 96 ساعت پس از دومین تزریق PGF 2 α به منظور بررسی تعداد فولیکول سونوگرافی شدند. این تلیسه ها به سه گروه طبقه بندی شدند: تعداد فولیکول بالا (بزرگتر یا مساوی 25 فولیکول)، تعداد فولیکول متوسط (16-24 فولیکول)، و تعداد فولیکول کم (کمتر یا مساوی 15 فولیکول). در مجموع 408 راس تلیسه متعاقبا به شیردهی رسیدند. عملکرد تولید مثلی و پارامترهای سلامتی این تلیسه ها به طور روزانه تا شیردهی پنجم تا ششم مورد ارزیابی قرار گرفت.  نتایج نشان داد: - تلیسه های موجود در گروه با AFC بالا 180 روز دوره زندگی تولیدی کوتاهتری در گله داشتند، میزان زنده مانی کمتری داشتد، و احتمال حذف آنها در شکم اول نسبت به تلیسه های با AFC کم در آنها بیشتر بوده است. - تلیسه های موجود در گروه AFC بالا روزهای باز بیشتر و تعداد سرویس به ازای آبستنی بالاتری نیز داشتند، و در مقایسه با هم گله ای های خود در گروه با AFC کم میزان آبستنی ( Pregnancy rate ) پایین تری در شیردهی اول، دوم و سوم داشتند. محققان نتیجه گرفتند که تلیسه های با 25 یا بیش از 25 فولیکول 3 میلی متری یا بزرگتر در مقایسه با هم گله ای های خود با تعداد فولیکول کمتر از باروری کمتری برخوردارند و عمر تولیدی کوتاهتری در گله دارند. Ireland اضافه کرد که این اطلاعات در ترکیب با این یافته که تعداد فولیکول صفتی با وراثت پذیری متوسط در گاوهای شیری است، می تواند به این معنی باشد که در آینده ارزیابی فولیکول ممکن است عاملی مهم در تصمیمات مدیریتی برای حذف تلیسه ها تلقی شود. نویسنده: دکتر احسان محجوبی

جزئیات
آیا باید به گوساله ها علوفه بدهیم؟

آیا باید به گوساله ها علوفه بدهیم؟

7 آبان1396

آیا باید به گوساله ها علوفه بدهیم؟ ازلحاظ تاریخی برنامه های خوراک دادن گوساله های جوان بر شیر و غلات متمرکز بودند و اینکه علوفه از جیره حذف شود. اما مطالعات تحقیقاتی و درون-مزرعه ‌ ای نشان می ‌ دهد که اثر خوراندن علوفه همیشه یکسان نیست و گاهی اوقات گوساله های تغذیه شده با علوفه عملکرد بهتری از آنهایی که علوفه دریافت نکردند، دارند . گوساله ها می ‌ توانند به دلایل زیر اسیدوز را تجربه کنند: غلظت های بالای نشاسته در خوراک استارتر تمایل به خوردن وعده های بزرگتر متناسب با وزن بدن و جثه شکمبه فراهمی بیشتر نشاسته های به شدت قابل هضم به دلیل ریز کردن اندازه ذرات غلات درخوراک پلت حرارت و رطوبت به کار رفته در ایجاد پلت ها نشاسته آنها را قابل تخمیرتر می کند شکل استارتر ممکن است خطر اسیدوز را تحت تأثیر قرار دهد. گوساله هایی که از استارتر بافتی شده تغذیه کنند خطر کمتر اسیدوز را نسبت به گوساله های تغذیه شده با جیره پلت دارند. وقتی استارتر دلیل اسیدوز باشد، اضافه کردن علوفه به جیره به بافرینگ شکمبه کمک خواهد کرد. شکل فیزیکی و کیفیت تغذیه ای علوفه، هم مقدار مصرف استارتر و هم مقدار مصرف علوفه را تحت تأثیر قرار می ‌ دهد. هنگام طراحی یک برنامه خوراک دادن برای گوساله، توازنی بین خطر اسیدوز با مصرف کافی غلات در جهت تحریک توسعه شکمبه و اطمینان از یک انتقال بی دردسر در زمان از شیرگیری برقرار کنید. اگر در اوایل زندگی مقدار زیادی علوفه تغذیه ‌ شود، گوساله ها ممکن است انرژی کافی دریافت نکنند. علوفه، اغلب حجیم است و می ‌ تواند به سرعت دستگاه گوارش گوساله را پر کند که اشتهای او را در نهایت کاهش می ‌ دهد. ایجاد کراتین بر روی پاپیلای شکمبه در حال رشد مشکل دیگری است که با جیره مرتبط است. ثابت شده است که علوفه و هم استارت های بافتی با غلات کامل یا به صورت جزئی فرایند شده، می ‌ تواند سایش فیزیک مناسبی را ایجاد کنند که به جلوگیری از ایجاد کراتین کمک کنند. استفاده از استارت های بافتی به جای علوفه، برای نگهداری یک شکمبه سالم پیش از شیرگیری، می ‌ تواند مفید باشد چرا که استارتر های بافتی انرژی مصرفی را کاهش نمی ‌ دهند و توسعه شکمبه را مثل علوفه کم نمی ‌ کند. هنگام تعیین زمان ورود علوفه به کنسانتره باید اجزای تشکیل دهنده استارتر، شکل فیزیکی و سطح  مصرف را در نظر بگیرید. پیشنهاد شده است که وقتی که مصرف استارتر به 2/3 تا 2/7 کیلو در روز رسید به گوساله ها علوفه بدهیم، حدود سن ۷ تا ۸ هفته. این توصیه برای استارتر بافتی که باید غلات آن به صورت کامل یا به صورت خشن فرآوری شده باشد، مناسب بنظر می رسد. اما هنگام خورانیدن یک جیره کاملا پلت با مقادیر بالای نشاسته قابل هضم در شکمبه، علوفه باید در سن پنج تا شش هفتگی برای پیشگیری از اسیدوز خورانده شود. کاهش غلظت نشاسته در پلت نیز می تواند به پیشگیری از اسیدوز و رفع نیاز به خوراندن علوفه کمک کند، اما به هزینه ی بالای کاهش توسعه شکمبه در زمان از شیرگیری . برای حمایت از رشد، به تامین نیازمندی های تغذیه ‌ ای گوساله پس از شیرگیری ادامه دهید. هنگامی که گوساله ها از شیر گرفته میشوند، مصرف کنسانتره به شدت افزایش می یابد و باید به استارترهای با کیفیت و با نشاسته بالا علوفه اضافه کرد. مقدار علوفه ای که باید اضافه کرد بستگی به کیفیت علوفه، نشاسته مصرفی و شکل فیزیکی استارتر و علوفه دارد. یک استارتر بافتی با کیفیت خوب نیازمند افزودن حدود ۵ تا ۱۰ درصد علوفه تا سن ۱۶ هفتگی است. هنگام خوراندن استارترهای پلیتی، نیاز به افزودن علوفه به سطح نشاسته و فیبر در پلت بستگی دارد. پلت های پر الیاف نیازمند افزودن علوفه در جیره نیستند، چرا که این پلت ها به طور موثری حاوی آن علوفه می ‌ باشند. اما، پلت به تنهایی معمولا سایش کافی برای پیشگیری از تشکیل کراتین را ندارد. نویسنده: دکتر احسان محجوبی

جزئیات
بررسی وزن بدن در تغذیه تلیسه

بررسی وزن بدن در تغذیه تلیسه

6 آبان1396

بررسی وزن بدن در تغذیه تلیسه امری حیاتی است غیر از بررسی و نظارت وزن بدن تلیسه، احتمالا هیچ ابزار مدیریتی خاصی وجود ندارد که بیشتر جنبه های پرورش تلیسه را تحت تاثیر قرار دهد. وزن کردن و نظارت مکرر تلیسه ها به طور خاصی در سیستم های تغذیه دقیق تلیسه اهمیت دارد. زمان های حساس وزن کردن تلیسه ها عبارتند از: بعد از شیرگیری، قبل از تلقیح، در زمان تلقیح، زمان تایید آبستنی، و پیش از زایش. میانگین افزایش وزن روزانه باید محاسبه شود و نیز BCS هم بایستی مورد پایش قرار بگیرد. بر اساس تحقیقات انجام شده، افزایش وزن تلیسه های هلشتاین باید بین 800 تا 900 گرم در روز باشد. وزن کردن مرتب تلیسه ها برای پایش عملکرد دام به نسبت روش ساده است و باید برای اجرای موفقیت آمیز برنامه های تغذیه دقیق گوساله به یک الزام تبدیل گردد. استفاده از ترازوهای الکترونیکی در راهروها و سایر مکان هایی که دسترسی و مدیریت آن راحت باشد امری شدنی است. اساسا هر وقت تلیسه ها را جابجا می کنید باید آنها را وزن کنید. توصیه هایی اندک برای وزن کردن موثر تلیسه: تلیسه ها را در زمان مشخصی از روز (نسبت به زمان خوراک دادن) وزن کنید. وگرنه، تغییرات در پرشدگی دستگاه گوارش می تواند بر محاسبات ADG یا افزایش وزن روزانه اثرگذار باشد. وزن کشی ماهیانه تلیسه ها بسیار عالی است اما در حالتی که سیستم مدیریت پایداری داشته باشید؛ مادامی که BCS هم کنترل می کنید وزن کشی با دفعات کمتر هم مفید خواهد بود. بهتر از همه این است که همه تلیسه ها وزن شوند. اما، در برخی فارم ها ممکن است به واقعیت نپیوندد، چرا که تعداد تلیسه ممکن است به قدری زیاد باشد که عملی نباشد. در این مورد، وزن کردن نمونه ای گویا از کل تلیسه ها در هر بهاربند در هر زمان کار موثری است. اطمینان از اینکه گروه انتخاب شده نماینده واقعی بهاربند باشد، اهمیت بسزایی دارد. عمکلرد فردی و گروهی تلیسه های انتخاب شده را در مقابل استانداردهای توصیه شده قرار داده و مقایسه کنید و بر اساس آن اقدامات مدیریتی را انجام دهید. در پرورش گروهی تلیسه ها، حداقل کردن تنوع در جثه و سن تلیسه های موجود در گروه مهم است. معمولا پس از 4 ماهگی، تلیسه ها باید با هم گروهی هایی که از لحاظ سنی شبیه همیند و نزدیک به هم نیز می باشند گروه بندی شوند. /انها همیشه باید در گروه هایی باشند که کمتر از 90 کیلو تنوع وزن بین آنها باشد. این توصیه اغلب متناظر است به داشتن گروهی از تلیسه ها که از لحاظ سنی بین 2-4 ماه اختلاف دارند. این عدد پس از تلقیح می تواند به حدود 135 کیلو تنوع در گروه برسد. نویسنده: دکتر احسان محجوبی

جزئیات
آخرین استانداردهای طلایی پرورش گوساله و تلیسه (بخش اول)

آخرین استانداردهای طلایی پرورش گوساله و تلیسه (بخش اول)

6 آبان1396

آخرین استانداردهای طلایی پرورش گوساله و تلیسه (بخش اول) وضعیت سلامت پنومونی با تعریف پنومونی به صورت موردی از بیماری تنفسی که نیازمند درمان انفرادی دام می باشد، نرخ هدف شیوع بیماری به شرح زیر است: اسهال با تعریف اسهال به صورت موردی از بیماری که نیازمند مداخله درمانی برای بیش از 24 ساعت می باشد، نرخ هدف شیوع بیماری به شرح زیر است: نرخ زنده مانی نرخ زنده مانی هدف با در نظر گرفتن اینکه برخی گوساله ها با داشتن ضربان قلب و تنفس (یعنی زنده) به دنیا می آیند، ولی طولی نمیکشد که بعد از تولد می میرند، سنِ 24 ساعتگی باید برای تمیز دادن بین «مرده زایی (مردن در زمان تولد)» و «زنده بدنیا آمدن» به کار برده شود. * شامل حذف تولید مثلی، نه حذف به دلایل ژنتیکی سرعت رشد سرعت رشد هدف 24 ساعت تا از شیرگیری (56 روزگی) حداقل دو برابر وزن تولد حداقل 10 تا 12/7 سانتی متر رشد قدی افزایش وزن هدف پس از شیرگیری به وزن بلوغ گله بستگی دارد، که بوسیله نژاد و اهداف ژنتیکی گله تحت تاثیر قرار می گیرد. وزن بلوغ هر گله ای به صورت میانگین وزن یک گاو شکم سوم در میانه شیردهی تعریف می شود. مدیریت تغذیه ای باید بر رسیدن تلیسه ها به وزن مناسب تلقیح در سن مطلوب متمرکز شود. قد و قامت بشدت متغیر است و به نژاد، ژنتیک و اهداف گله بستگی دارد. سرعت رشد قد به تغذیه و به ویژه پروتئین، بستگی دارد. ایجاد منحنی رشد ویژه هر دامداری بر اساس دام های بالغ گله به شدت توصیه میشود. 1 با فرض وزن تولد 37/3 کیلو، اولین تلقیح در 10 ماهگی (هر ماه 30/5 روز) و 10 ماه بین اولین تلقیح و زایمان. شامل وزن آبستنی نیست 2 با فرض وزن تولد 36/4 کیلو، اولین تلقیح در 12 ماهگی (هر ماه 30/5 روز) و 10 ماه بین اولین تلقیح و زایمان. شامل وزن آبستنی نیست 3 با فرض وزن تولد 41 کیلو، اولین تلقیح در 13 ماهگی (هر ماه 30/5 روز) و 10 ماه بین اولین تلقیح و زایمان. شامل وزن آبستنی نیست نرخ زنده مانی تلقیح را وقتی آغاز کنید که تلیسه ها 55% وزن بلوغ گله را داشته باشند. اهداف تقریبی در مورد سن 12-13 ماهگی در مورد تلیسه های هلشتاین اگر قبل از سن هدف تلیسه ها به این وزن برسند، پس از لحاظ فیزیولوژیک به حد کافی برای آبستن شدن بالغ شده اند. تلیسه هایی که زودتر زایمان می کنند از لحاظ تولیدی بارورتر هستند، با فرض اینکه به اهداف مد نظر در مورد وزن بدن پس از زایش برسند. سن هدف سن هدف در اولین زایش، اگر تلیسه ها به جثه بدنی ایده آل رسیده باشند، برای تلیسه های هلشتاین 21 تا 24 ماه است. ترکیب بدن اهداف مد نظر در مورد ترکیب بدن وزن بدن پس از زایش: 85% وزن بلوغ گله امتیاز وضعیت بدنی ( BCS ): 3/25-3/5 * درصدی از تلیسه های آبستن نسبت به تلیسه های که شایستگی آبستنی را در یک دوره 21-روزه معین داشته اند نویسنده: دکتر احسان محجوبی

جزئیات
دوره های انتظار اختیاری طولانی تر، نتایج شگفت انگیزتری در بر دارد.

دوره های انتظار اختیاری طولانی تر، نتایج شگفت انگیزتری در بر دارد.

11 مهر1396

دوره های انتظار اختیاری طولانی تر، نتایج شگفت انگیزتری در بر دارد. سالهاست که 50-60 روز دوره انتظار اختیاری (VWP) به عنوان طول زمانی ایده آل بین زایمان و اولین تلقیح در نظر گرفته شده است، اما اخیرا مطالعه ای به این مسئله پرداخته است که چگونه افزایش این دوره تا 90 روز پس از زایش (یا پیش از تلقیح) می تواند عملکرد تولید مثلی را تحت تاثیر قرار دهد، و نتایج آن ممکن است شما را شگفت زده کند. دکتر Julio Giordano در دانشگاه کرنل در حال انجام پروژه ای است که شامل چندین هزار راس گاو شیری در 3 مزرعه با مدیریت عالی در نیویورک می باشد تا درک بهتری داشته باشد از اینکه چگونه VWP طولانی تر عملکرد تولید مثلی را همراه با سلامت رحم، چرخه ای بودن (cyclicity)، وضعیت متابولیکی و سودآوری گاو تحت تاثیر قرار می دهد. در آزمایش او تلقیح گاو در 60 روز پس از زایش در برابر 88 روز پس از زایش با استفاده از پروتوکل های تولید مثلی و تلقیح مصنوعی (double Ovsynch) مورد مقایسه قرار گرفت. پس از آن، همه گاوها به طور یکسان مدیریت شدند و پس از همزمانی مجدد تخمک ریزی با Ovsynch همراه با تشخیص فحلی تلقیح گردیدند. او ابراز داشت: «به طور مرسوم دامداران آمریکایی گاوها را 60 روز پس از زایش زایش تلقیح می کرده اند چرا که تشخیص فحلی و باروری نامناسب مستلزم آن بوده است که دام ها چندین بار تلقیح شوند تا آبستن گردند.» اما، پیشرفت در برنامه های مدیریت سلامت دام و تولید مثل، به نوبه خود عملکرد تولیدی و تولید مثلی را بهبود داده اند. او افزود: «تشخیص فحلی و به طور کلی باروری بهتر، تعداد تلقیح و تنوع در زمان مورد نیاز در آبستن شدن گاوها را کاهش داده است.» «بنابراین، دامداران فرصت بیشتری دارند تا کنترل بیشتری بر روی زمان آبستنی داشته باشند، که ممکن است به گاو کمک کند در مرحله ای آبستن شود که سودآوری را حداکثر نماید». در زیر یافته های کلیدی این مطالعه و نقطه نظرات Giordano در مورد اینکه این پیامدها چه معنی برای دامداران دارند بیان می گردد: یافته کلیدی شماره 1: طولانی تر کردن VWP از 60 به 88 روز باروری را در اولین تلقیح در گاوهای شکم یک افزایش داد و میزان آبستنی (Conception Rate) را 8/7 واحد درصد بهبود داد. Giordano: «این رقم (8/7 درصد افزایش) یک پیشرفت چشمگیر در میزان آبستنی را نشان می دهد، با در نظر گرفتن این حقیقت که هیچ درمان و مداخله اضافی نیاز نیست به جز اینکه به دام زمان زیادتری بدهیم تا خود را باز یابد.» یافته کلیدی شماره 2: وقتی VWP به 88 روز افزایش یافت، تفاوت آماری معنی داری در میزان آبستنی به دست آمده در گاوهای شکم دو و شکم های بالاتر مشاهده نشد. فقط یک تفاوت عددی حدود 3/5 درصدی در میزان آبستنی مشاهده شد. Giordano: «فقدان تفاوت در میزان آبستنی برای گاوهای چند شکم شگفت آور و در تقابل با فرضیات اولیه ما بود مبنی بر اینکه طولانی کردن VWP منجر به بهبود آبستنی در همه گاوها می گردد.» یافته کلیدی شماره 3: گاوهای موجود در VWP 60 روزه که در تلقیح اول آبستن نشدند، شانس بیشتری داشتند تا مجددا تلقیح شوند چون اولین تلقیح در زمان زودتری رخ داده بود. همزمان با گاوهای موجود در گروه VWP طولانی که برای اولین بار تلقیح شدند، گاوهای موجود در گروه VWP کوتاهتر و فحل تشخیص داده شده دومین تلقیح خود را دریافت کردند، که آبستنی های کافی را برای جبران نرخ آبستنی کمتر با اولین تلقیح را موجب شد. Giordano: «اگرچه بازه زمانی که در آن گاوها آبستن شدند متفاوت بود، ولی حدودا تعداد یکسانی گاو در 350 روز شیردهی در هر دو گروه غیر آبستن بودند. با اینحال، طولانی تر کردن VWP تا 88 روز، زمان آبستنی را به سمت عقبتر در دوره شیردهی انتقال داد.» «انتقال زمان آبستنی ممکن است پیادهای اقتصادی مهمی به دنبال داشته باشد که ما در فاز دوم مطالعه خود به تعیین آن خواهیم پرداخت.» یافته کلیدی شماره 4: گاوهای کمتری در زمان همزمان سازی و 10 روز پیش از اولین تلقیح اندومتریت داشتند. همچنین، طولانی تر کردن زمان VWP، از سرگیری چرخه دار شدن تعداد بیشتری از گاوها را قبل از آغاز پروتوکل همزمانی امکان پذیر نمود. Giordano: «این امر سودمند است چرا که یک رحم سالمتر و چرخه های فحلی بیشتر پیش از تلقیح با باروری بهتر در اولین تلقیح مرتبط است.» یافته کلیدی شماره 5: به محض اینکه گاوها پروتوکول های همزمانی را دریافت کردند، تفاوتی در وضعیت چرخه ای بودن دام ها مشاهده نشد. Giordano: «این امر به این خاطر بود که پروتوکولی که از آن استفاده کردیم برای القای چرخه دار شدن در گاوها طراحی شده بود. این پدیده، که البته به اهداف اولیه ما هم مرتبط نبود، در اثبات این مسئله به دامداران که جایگزین هایی برای کاهش اثرات مخرب فقدان چرخه های فحلی در گله هایشان وجود دارد، مفید بود.» یافته کلیدی شماره 6: گاوهای موجود در گروه VWP طولانی تر در زمان تلقیح BCS بهتری داشتند. گاوهای شکم یک نسبت به گاوهای مسن تر در زمان تلقیح BCS بهتری داشتند. Giordano: «BCS بهتر با باروری بهتر مرتبط است». نتیجه Giordano خاطرنشان می کند که تعیین زمان ایده آل VWP نباید فقط و فقط بر اساس نرخ آبستنی مورد انتظار یا مشاهده شده در اولین تلقیح باشد. زمان و روش بکار رفته برای انتخاب گاوها برای اولین تلقیح و تلقیحات پسین نیز باید در تصمیم گیری لحاظ شود. «نتایج ما به وضوح نشان می دهد آبستنی کمتر با اولین تلقیح می تواند با ایجاد فرصت زمانی اضافی برای تلقیح جبران گردد»، Giordano گفت. گام بعدی در مطالعه Giordano، تعیین اثرات اقتصادی طول VWP از طریق ارزیابی جز به جز اثر زمان آبستنی در مراحل مختلف شیردهی بر سودآوری گله است. نویسنده: دکتر احسان محجوبی

جزئیات
دوباره زمان تفکر دوباره در مورد تنش حرارتی فرا رسیده است.

دوباره زمان تفکر دوباره در مورد تنش حرارتی فرا رسیده است.

29 شهریور1396

دوباره زمان تفکر دوباره در مورد تنش حرارتی فرا رسیده است. تازه فروردین است، ولی زود نیست که در مورد راهکارهای تخفیف تنش حرارتی در دامداری خودمان فکر کنیم. هر ساله این موقع به فکر نوشتن مقاله ای برای یادآوری اثرات مخرب تنش حرارتی می افتم. اثر اقتصادی تنش حرارتی به شدت زیاد است: تنش حرارتی می تواند خوراک مصرفی را تا 30 درصد و حتی بیشتر کاهش دهد. حتی در مزارعی که به خوبی تنش حرارتی را مدیریت می کنند نیز تنش حرارتی می تواند خوراک مصرفی را به اندازه 10 تا 15% و تولید شیر را در حد 20% یا بیشتر کاهش دهد. در بین مهمترین اثرات تنش حرارتی، افزایش دمای هسته مرکزی بدن از همه مهمتر است که منجر به ایستادن های طولانی مدت برای دفع حرارت اضافی و خنک شدن دام میشود. تحقیقات نشان میدهد که گاوهای پرشیر در شاخص دمایی-رطوبتی ( THI ) 68 دچار تنش حرارتی می شوند. این یافته نشان داد که حساسیت به تنش حرارتی به علت حرارت متابولیکی بیشتر حاصل از تولید شیر، بالاتر است. پژوهشگران ویسکانسین دریافتند که وقتی THI از 56 به 74 افزایش می یابد، زمان خوابیدن دام به مقدار 3 ساعت در روز و ایستادن دام در راهروها به اندازه 2 ساعت در روز افزایش می یابد. اسکور لنگش و زخم های سم به شدت افزایش یافتند که با زمان ایستادن بیشتر، خوراک خوردن نامرتب و مصرف بیشتر کنسانتره مرتبط بوده است. واضح بگوییم که THI در حد 74 در امریکای شمالی (و البته ایران) متداول است و گله های ما همه این پاسخ های رفتاری زیان بار را تجربه خواهند کرد. معمولا، سطح آسودگی محل استراحت، یا رقابت برای مکان استراحت تعیین کننده این است که آیا گاو نیازهای رفتاری خود به استراحت را تامین می کند یا خیر. با این حال، به نظر می رسد که در طول تنش حرارتی، این دمای هسته مرکزی بدن است که کنترل می کند گاو بنشیند یا برخیزد. پژوهشگران کرنل دریافتند که وقتی دمای بدن به حدود 38/9 درجه سانتیگراد برسد گاو برمیخیزد، و نمی نشیند تا دمای بدن او به حدود 38/3 درجه سانتی گراد برگردد . پژوهش های انجام شده در آریزونا و میزوری نیز تایید می کنند که وقتی دمای بدن دام بالای 38/9 باشد خیلی بعید است که او بخوابد. بنابراین، اگر میخواهید که گاوهایتان به مقدار لازم استراحت کنند، آنها را فقط خنک کنید! چه اتفاقی در مورد جویدن می افتد؟ رابطه بیولوژیکی بسیار قوی و محکمی بین استراحت و نشخوار کردن وجود دارد، و بیش از 90% از فعالیت نشخوارکردن زمانی رخ میدهد که دام در حال استراحت است. بنابراین، از بین بردن تنش حرارتی موجب افزایش نشخوار کردن می شود چرا که موجب افزایش زمان خوابیدن می شود. مطالعات انجام شده در انستیتو ماینر نشان داد که در گاوهای قرار گرفته در معرض راهکارهای تخفیف تنش حرارتی در حد متوسط (فقط فن بر روی استال ها) در برابر گاوهایی که فن و مه پاش بر روی آخورها و فری استال ها داشتند، روزانه حدود یک ساعت کمتر نشخوار می کنند. می دانیم که گاوها در THI حدود 68 دچار تنش حرارتی می شوند و کاهش های مرتبط در زمان استراحت، نشخوار، خوراک مصرفی و تولید شیر را تجربه خواهد کرد. استراحت کردن ارزشمندترین رفتار گاو می باشد و باید هر کوششی انجام دهیم تا این رفتار در هنگام تنش حرارتی زیاد گردد، چرا که همانطور که بیان شد تنش حرارتی موجب کاهش استراحت در جهت کوشش برای افت دمای بدن می شود. نتایج آخرین تحقیقات تایید می کند که سریع ترین راه برای اینکه گاوی که دچار تنش شده است بخوابد و استراحت کند، کاهش دمای هسته مرکزی بدن است. نویسنده: دکتر احسان محجوبی

جزئیات
خلاصه ای از جداول مهم ارائه شده توسط دکتر هاتجنز در وبینار 14 آگوست 2017

خلاصه ای از جداول مهم ارائه شده توسط دکتر هاتجنز در وبینار 14 آگوست 2017

29 شهریور1396

خلاصه ای از جداول مهم ارائه شده توسط دکتر هاتجنز در وبینار 14 آگوست 2017 تغییر در دامداری با تغییر در خوراک مصرفی رخ می دهد ماده خشک مصرفی در گاوهای هلشتاین (درصدی از وزن بدن) گاوهای پر تولید 4+ گاوهای کم تولید 3+ گاو خشک 2 تلیسه 12 تا 14 ماه 2/5 6 تا 12 ماه 2/75 3 تا 6 ماه 3 یک کیلو گرم ماده خشک = 2 تا 2/5 کیلو شیر آخرین کیلوگرم ماده خشک خورده شده می تواند 2 کیلوگرم شیر بیشتر را موجب شود ماده خشک مصرفی در گاوهای تازه زا هفته شکم یک (وزن 545 کیلو) شکم دو و بالاتر (وزن 630 کیلو) 1 14 16 2 16 19 3 17 21 4 18 22 5 19 24 استفاده از uNDF در ارزیابی جیره: تعیین کننده پر شدن شکمبه از منابع علوفه ای و/یا حداقل عملکرد الیاف در شکمبه (اثر کاه) است پیشنهاد می شود در حد 35/0 تا 45/0 درصد وزن بدن باشد. برای هلشتاین حدود 2/3 کیلو uNDF-30 توصیه می شود. بازده شیری (بر پایه شیر تصحیح شده بر اساس 3/5 درصد چربی) گاوهای پر تولید بیش از 1/7 گاوهای شکم یک پر تولید بیش از 1/6 گاو کم تولید بیش از 1/3 گله های با یک TMR بیش از 1/5 گاو تازه زا کمتر از 1/5 نگرانی (فقط یک گروه شیری) بیش از 1/3 مثالی از یک گله موفق در امریکا (گله Ever-Green-View ) میانگین تولید شیر هر گاو در روز 56 کیلو 6/28 کیلو گرم ماده خشک مصرفی در روز تعویق آبستنی (روزهای باز 140 تا 150 و بیشتر) پروفایل شیر تولیدی در گامه های مختلف و شکم های متفاوت در گله مزبور روزهای شیردهی شکم یک شکم دو شکم سه و بالاتر کمتر از 100 60 75 77 100 تا 240 63 83 78 بیش از 240 55 55 52 قوانین سر انگشتی خوراک مصرفی قد و وزن تلیسه ها سن (ماه) وزن (کیلوگرم) قد (سانتی متر) 6 181 109 12 354 124 18 454 135 24 567 140 استفاده از وزن های هدف برای هلشتاین ها وزن بلوغ (کیلوگرم) 454 635 816 اولین تلقیح (55 درصد وزن بلوغ) 249 349 49 اولین زایش (82% وزن بلوغ) 372 567 669 دومین زایش (92% وزن بلوغ) 417 585 751 سومین زایش (100% وزن بلوغ) 454 635 816 BCS توصیه شده برای تلیسه های در حال رشد بر اساس سن رخداد سن به ماه BCS هدف کمینه بیشینه 0 تا 4 2/25 2 5/2 4 تا 10 2/5 2/25 2/75 پیش از تلقیح 10 تا 12 2/75 2/5 3 تلقیح 12 تا 15 3 2/5 3/25 آبستن 15 تا 20 3/25 3 3/5 زایش بالای 20 3/25 3/5 3/75 تهیه و تنظیم: دکتر احسان محجوبی

جزئیات
در این مقاله به جداول مهم وبینار ارائه شده توسط دکتر هاتجنز در May 2017 اشاره خواهد شد

در این مقاله به جداول مهم وبینار ارائه شده توسط دکتر هاتجنز در May 2017 اشاره خواهد شد

29 شهریور1396

در این مقاله به جداول مهم وبینار ارائه شده توسط دکتر هاتجنز در May 2017 اشاره خواهد شد. اگر نسبت پروتئین به چربی در شیر بیش از 0/9 : گاوهای شما در حال از دست دادن چربی شیر هستند - منابع چربی/روغن اضافه شده به جیره ( PUFA ) - اسیدوز - کمبود انرژی/خوراک مصرفی کمتر از 0/75: گاوهای شما در حال از دست دادن پروتئین شیر هستند - کمبود اسیدهای آمینه یا عدم توازن - فقدان تولید اسیدآمینه با منشا میکروبی - فقدان RUP استفاده از uNDF در ارزیابی جیره - پرشدگی شکمبه را در نتیجه استفاده از منابع علوفه ای و/یا حداقل عملکرد الیاف در شکمبه (اثر کاه) را تعیین می کند. - در حد 0/35 تا 0/40 درصد وزن بدن توصیه می شود. - حدود 2300 گرم uNDF240 برای گاوهای هلشتاین توصیه می شود. در پاسخ به سوالی در همین رابطه دکتر هاتجنز بیان داشتند که NDFD40 و نیز uNDF240 باید مورد استفاده قرار بگیرد. دکتر هاتجنز دوباره توصیه هایی در الک پنسیلوانیا داشتند که در مقالات پیشین ارائه شده بود. نکته حائز اهمیت در این مورد این بود که ایشان گفتند «من دوست دارم از همان الک سه طبقه قدیمی با درصد توزیع 10/45/45 درصد روی الک اول و دوم و سینی پایین داشته باشیم.». در مورد نشاسته در مدفوع صحبت کردند که باز هم همان توصیه قبلی خودشان بود که در مقالات پیشین بدان اشاره شده است. - نشاسته مدفوع باید کمتر از 4/5% باشد. - اگر نشاسته مدفوع یک واحد کاهش یابد (مثلا از 10 به 9% برسد)، تولید شیر با ثابت ماندن ماده خشک مصرفی حدود 300 گرم افزایش خواهد یافت. در مورد اسکور لنگش راهکار زیر بیان شد: مطابق با سیستم 5 امتیازی 30-50 درصد از گاوهای هر بهاربند را امتیازدهی کنید و درصد توزیع هرکدام از اسکورها را محاسبه کنید. در آخر از ایشان پرسیدم کنجاله سویا خوب چه طعمی باید داشته باشد؟ تلخ یا شیرین؟ در جواب گفتند نمیشه به راحتی با طعم به خوب بودن کنجاله پی برد ولی قطعا تلخ نباید باشد. این نظر ایشون مخالف با نظر دکتر Patton بود. نویسنده: دکتر احسان محجوبی

جزئیات
تغذیه گاو برای موفقیت در دوره انتقال

تغذیه گاو برای موفقیت در دوره انتقال

29 شهریور1396

خلاصه ای از سمینار ماه گذشته Hoard’s Dairyman با سخنرانی دکتر هاتجنز عنوان این سمینار، یا بهتر بگیم وبینار، بود: «تغذیه گاو برای موفقیت در دوره انتقال» که در این بخش به رئوس مطالب مطرح شده اشاره خواهد شد. دکتر هاتجنز به10 نکته کلیدی که منتسب به خود ایشان بود و در واقع "10 شاخص کلیدی عملکرد" که خودشون در بحث دوره انتقال مد نظر قرار می دهند اشاره کرد که به صورت زیر بودند: شاخص اول: با مراجعه به سیستم ثبت داده دامداری مشخص کنید که تا 60روز پس از زایش چند درصد حذف در گله دارید؟ این رقم باید کمتر از 8 درصد باشد. شاخص دوم: ماده خشک مصرفی در بهاربند انتظار زایش شما چقدر است؟ بیش از 13/6 کیلوگرم در بهاربند گاوهای بالغ بیش از 12/7 کیلوگرم در بهاربند مخلوط تلیسه و گاوهای بالغ بیش از 11/3 کیلوگرم در بهاربند انتظار زایش تلیسه ها اگر این مقدار ماده خشک مصرفی ندارید باید به دنبال راه حل باشید. شاخص سوم: نرخ بروز ناهنجاری های متابولیکی در گله باید مقادیر زیر باشد تب شیر: زیر 3 درصد کتوز: زیر 2 درصد جابجایی شیردان: زیر 5 درصد جفت ماندگی: زیر 8 درصد نکته جالب اینجاست که برخی از دامداری های مدرن نیز این داده ها را رصد نمی کنند!! شاخص چهارم: ماده خشک مصرفی پس از زایش چقدر است؟ با جدول زیر همخوانی دارد؟ هفته تلیسه ها (کیلوگرم) گاوهای بالغ (کیلوگرم) 1 14 16/6 2 15/9 19/3 3 17/3 21/1 4 18/2 22/3 5 18/9 23/8 اگر گاوهای شما زیر این مقادیر میخورند، حتما وضعیت بیماری های متابولیکی بایستی بررسی شود. شاخص پنجم: استفاده استراتژیک از افزدونی های خوراکی مخمر بله پروپیلن گلایکول بله پروپیونات کلسیم بله کروم بله نمک های انیونی در صورت نیاز کولین محافظت شده در صورت نیاز نیاسین در صورت نیاز این فهرست مدنظر دکتر هاتجنز است که ممکن است برخی با آن موافق نباشند. شاخص ششم: استفاده راهبردی از محلول های نوشیدنی. این روش معمولا در ایران کاربرد ندارد. شاخص هفتم: برنامه متقن خورانیدن ویتامین ها و مواد معدنی کم مصرف. آیا سطوح بهینه ای از این مواد را به دام های خود می دهید یا خیر؟ شاخص هشتم: حفظ سطوح کلسیم خون و پیش گیری از هیپوکلسیمی. همانطور که در مقالات پیشین هم بحث شده است، خط قرمز هیپوکلسیمی از 8 میلی گرم در دسی لیتر به 8/6 میلی گرم در دسی لیتر افزایش یافته است و این یعنی گاوهای بیشتری در معرض خطر هیپوکلسیمی قرار دارند که زمینه ساز بروز بسیاری از بیماری های متابولیکی پس از زایش است. شاخص نهم: BHBA یا اجسام کتونی خون گاوها را کاهش دهید! داده های حاصل از مطالعات اخیر از دانشگاه کرنل و ویسکانسین نشان می دهد که بین بروز کتوز در گله و کتوز اندازه گیری شده فاصله بسیاری وجود دارد به این معنا که نرخ وقوع کتوز واقعی حدود 46 درصد برآورد شده است در حالی که میزان بروز آن در حالت مشهود از 4 تا 35 درصد دامنه دارد. یعنی خیلی بیش از آنچه شما تصور میکنید در گله خود گاو کتوزی دارید! شاخص دهم: نظارت و پایش گاوهای تازه زا. دکتر هاتجنز افزدون سرک 1 تا 2 کیلو علف خشک و نیم تا یک کیلو کاه به جیره گاوهای تاز زه را توصیه کرد. موارد مورد پایش عبارتند از خوراک (جدا کردن خوراک، مقدار خوراک مصرفی، خوراک زدگی و...)، حالت دام (سرحالی، بی رمقی، بی میلی در برخواستن و ...)، دما (40 درجه در تابستان و 39/4 درجه در زمستان برای 2 روز متوالی)، وضعیت مدفوع (شل بودن و قوام مدفوع)، و ترشحات رحمی (چرک دار بودن و شفافیت و ...). نویسنده: دکتر احسان محجوبی

جزئیات
چهار مزیت عمده push up کردن (یا زیر و رو کردن) خوراک در آخور

چهار مزیت عمده push up کردن (یا زیر و رو کردن) خوراک در آخور

29 شهریور1396

چهار مزیت عمده push up کردن (یا زیر و رو کردن) خوراک در آخور همه از این اتفاق روزمره مطلعیم – به محض استارت خوردن تراکتور، همه گاوهای موجود در فارم بر می خیزند و به سمت آخور خوراک حمله ور می شوند. تا وقتی که خوراک برسد، همه دام ها بیصبرانه منتظر می مانند و طوری رفتار می کنند که انگار چند روزی است غذا نخورده اند. دکتر Treveor DeVries از دانشگاه گوئلف کانادا از این رفتار گاو به عنوان پیامی در تشخیص اینکه «مشکلی در گله وجود دارد» یاد میکند و عقیده دارد باید یا دفعات خوراک دهی را بیشتر کرد و یا push up کردن را. انتظار دکتر DeVries این است که انقلاب بعدی در این صنعت مربوط به این حوزه باشد – که در مجموع به عنوان دستکاری خوراک از آن یاد می شود. گاوها قادر به خوردن خوراکی که به آن دسترسی ندارند نیستند. بنا به دلایل زیر، باید به طور جدی راهکارهای موثری را در جهت دستکاری موثر خوراک اتخاذ کنید. ماده خشک مصرفی بالاتر ماده خشک مصرفی ( DMI ) اصل اساسی و همه چیز است. هرچقدر گاوهای شما خوراک بیشتری بخورند، قادر خواهند بود شیر بیشتری نیز تولید کنند. به علاوه، تداوم و یکنواختی خوراک نیز بسیار حیاتی است. مطالعات نشان میدهند که هر چه یکنواختی جیره تغییر می کند، DMI آسیب می بیند که ممکن است منجر به تولید شیر کمتری گردد. حتی اگر هم فارم شما در مخلوط کردن خوراک و تحویل TMR در آخور خوراک در حد ایده آل عمل کند، ولی این خوراک توسط اولین دامی که به خوراک دسترسی پیدا میکند جدا خواهد شد (سورت می شود). بنابراین گاوهای ضعیف تری که بعدا به این خوراک دسترسی پیدا می کنند، همان جیره یکنواخت را دریافت نخواهند کرد. رفتار یک گاو را زیر نظر بگیرید: در ظرف چند دقیقه که به خوراک دسترسی پیدا می کند حفره بزرگی را از طریق جستجو برای سوا کردن خوراک ایجاد خواهد کرد. حال از خودتان سوال کنید: آیا میخواهید که وقتی گاوها بر میگردند با حفره دیگری در آخور مواجه شوند؟ گزینه بسیار بهتری که در این مورد وجود دارد این است که یک «یادآور» برای خود قرار دهیم و همواره خوراک را به زیر پوزه دام هدایت کنیم! این مورد برای گاوهای دوره انتظار اهمیت ویژه تری دارد چون آنها به از خوراک افتادن مستعدتر هستند و معمولا در یک بازه زمانی کوتاه چند بار در بین گروه های مختلف جابجا می شوند. بهبود چربی شیر تعدا وعده های غذایی بیشتر می تواند منجر به حدود افزایش 4 درصدی در تولید شیر تصحیح شده بر اساس چربی شود. فزون بر آن، مطابق با عقیده دکتر DeVries ، وعده های بزرگتر و کمتر با ریسک اسیدوز و SARA همراه است. زمان های طولانی تر خوراک دهی و وعده های غذایی کوتاهتر منجر به پایدارتر شدن محیط شکمبه می گردد. وقتی گاوها به سمت آخور یورش می برند که گرسنه هستند و خوراک تازه را ترجیح میدهند، درست مثل فردی که صبحانه نخورده است و برای ناهار حریص است. چنین فردی بعضا احساس سستی می کند و ممکن است حتی سردرد هم داشته باشد. چنین حالتی هم برای گاوها رخ می دهد، همراه با موارد اضافی که شامل برهم خوردن توازن pH شکمبه است که می تواند منجر به کاهش چربی شیر گردد. بهترین راه برای اینکه موجب شویم گاوها به دفعات بیشتر و هر وعده کمتر غذا بخورند، این است که تا جای ممکن نقاط تحریکی خوراک خوردن بیشتری را در طول روز برای دام ایجاد کنیم، نظیر افزایش دفعات خوراک دهی و یا افزایش دفعات push up کردن خوراک در طول روز و شب. بقایای خوراک کمتر یکی از مواردی که در گله های با تکرر بالای push up کردن به چشم می خورد، میزان کمتر باقی مانده آخور است. نویسنده مقاله این واقعه را با خوردن پای خرچنگ مقایسه می کند. پای خرچنگ یک وعده غذایی لذیذ و خوشمزه است، ولی میتوانید تا سرحد مرگ گرسنه بمانید تا سعی کنید آنها را باز کنید. نویسند مقاله می گوید که معمولا پای خرچنگ سفارش نمیدهد چرا که نمیخواهد تلاش اضافی برای بدست آوردن آن کند. اگر گاو شما نیز مجبور باشد که برای بدست آوردن خوراک تلاش زیادی بکند، در نهایت خسته و ناامید شده، می نشیند و منتظر وعده بعدی خوراک ریزی می شود تا فیدر از راه برسد. در نتیجه خوراکی که push up نشده است باقی مانده و دور ریخته می شود. مزیت دیگری که دفعات بیشتر push up کردن در اختیار قرار می دهد این است که آخور خوراک را تمیزتر نگه می دارد. پس از اینکه خوردن خوراک توسط دام پایان می یابد، خوراک پراکنده در آخور مساحت سطح گسترده ای را برای اکسیژن ایجاد میکند تا علوفه را هضم کند. ایستادن طولانی تر پس از شیردوشی مطابق با عقیده دکتر DeVries ، زمان بهینه برای یک گاو این است که پس از شیردوشی خوراک بخورد تا زمان ایستادن افزایش یابد. گاوی که پس از شیردوشی زمان طولانی تری سرپا می ایستد این امکان را فراهم می کند تا کانال سرپستان فرصت کافی برای بسته شدن پیدا کند، که خطر ورم پستان را کاهش می دهد. بنابراین، در یک فضای ایده آل طوری باید خوراک را مدیریت کرد که پیش از اینکه گاو از شیردوشی خارج شود خوراک تازه در آخور وجود داشته باشد. افزایش دفعات خوراک دهی دارد به موضوعی داغ در صنعت گاو شیری مبدل می شود. هنگامی که به مزایای این راهکار برای خود و گاوهای خودتان می نگرید، پاسخ به این سوال که چرا این کار را انجام دهید ساده خواهد بود. با فراهم کردن خوراک با کیفیت در جلوی همه دام ها، میتوانید طوری گله را مدیریت کنید که گاوها زندگی سالم و تولیدمداری داشته باشند. نویسنده: دکتر احسان محجوبی

جزئیات
توصیه های انستیتو ماینر در مورد توزیع اندازه ذرات TMR

توصیه های انستیتو ماینر در مورد توزیع اندازه ذرات TMR

29 شهریور1396

توصیه های انستیتو ماینر در مورد توزیع اندازه ذرات TMR به دفعات از محققان انستیتو ماینر در مورد تصورات و عقایدشون در رابطه با توزیع اندازه ذرات TMR با الک پنسیلوانیا و الک 4 میلیمتری جدید آن سوال می شود. پاسخ خلاصه به این سوال این است: 19 میلیمتری (بالایی) صفر تا 5%، 8 میلی متری 50-70%، الک 4 میلیمتری 10-20 درصد، و کمتر از 30 درصد در ظرف پایین، ترجیحا کمتر از 25 %. این مقادیر از آنچه بوسیله دانشگاه پنسیلوانیا توصیه شده است کمتر است. به جدول توجه کنید. حال به چرایی و چگونگی بدست آمدن این اعداد می پردازیم. توصیه های قدیمی * توصیه های 2013 توصیه های  سال قبل هاتجنز * توصیه های ماینر 19 میلی متر 8-2 8-2 15-8 5- صفر 8 میلی متر 40-30 50-30 40 70-50 4 میلی متر ( 1/18 ) 40-30 20-10 30> 20-10 سینی 20> 30-40 20> 30> * الک آخری در این توصیه ها 1/18 میلی متری بوده است. الک 19 میلیمتری، صفر تا 5%: نویسنده مقاله با اینکه هیچ ماده ای روی این الک نماند مشکلی ندارد، به شرطی که مقدار زیادی خوراک، 60-70%، روی الک 8 میلی متری باقی بماند. ذرات باقی مانده روی الک بالایی قابل جدا شدنی ترین ذرات خوارک هستند، احتمالا کمتر خورده می شوند یا حداقل به احتمال زیاد به یک اندازه توسط همه گاوهای گله مصرف نخواهند شد. این بخش از خوراک به احتمال زیاد آنچیزی است که برای گاوهای ترسو و گاوهای واقعا گرسنه گله می ماند. ذرات بلندتر خشک تر هم هستند، که می تواند زمان لازم برای هضم را افزایش دهد و به نوبه خود زمان مورد نیاز سر آخور را نیز افزایش می دهد. به این شرایط، عامل تراکم و بازه محدود زمانی سرآخور بودن را نیز اضافه کنید. این توصیه می تواند به حداقل کردن جدا سازی خوراک کمک کند و یا سورت کردن را از دیدگان شما پنهان کند. در مقاله ای دیگر از همین موسسه به بررسی کارهای منتشر شده از دانشگاه پنسیلوانیا پرداخته شده بود که در آن علوفه با اندازه های متفاوت به دام ها خورانیده شده بود. از لقمه های بالا آمده برای نشخوار نمونه گیری شد و اندازه ذرات آنها تعیین گردد. فرقی نمی کرد که گاوها چه اندازه ذراتی از علوفه را خورده بودند، علوفه طوری جویده شده بود که میانگین اندازه ذرات آن به محض هضم به 10-12 میلی متر رسیده بود. نه اینکه فرض کنیم 10-12 میلی متر اندازه مورد نیاز برای علوفه خورده شده است نه؛ احتمالا به این خاطر بوده که کاهش در اندازه ذرات از زمان جویدن و تعداد جویدن حاصل شده تا به قدر کافی بزاق ترشح کند برای بلعیدن لقمه مورد نظر. همان مطالعه نشان داد که ذرات سیلو شده در حد 12 میلی متر به طور برجسته ای زمان کمتری را برای جویدن به ازای هر لقمه نیاز دارند تا آن را فرو ببرند. دومین الک، 8 میلی متری، 50-70%: این ذارت به قدر کافی برای تحریک نشخوار بلند هستند. اما، لطفا به ذرات نگاه کنید. آیا بیشتر ذرات 8 میلیمتر هستند و یا بلندتر هستند، 15-8 میلی متر؟ بخاطر داشته باشید که 8 میلی متر = کمتر از نیم اینچ، در حالی که که 18 میلی متر حدود سه-چهارم اینچ است. این عدد از لحاظ روابط موجود در شکمبه تفاوت بزرگی بحساب می آید. سومین الک، 4 میلی متری، 10-15%: نویسنده مقاله زیاد در مورد این الک نگرانی ندارد؛ در بیشتر موارد 10-15% است. عمدتا از ذرات ریز علوفه و ذرات درشت کنسانتره یا پلت تشکیل شده است. با عدد به دست آمده در اینجا قادر خواهیم بود ضریب تاثیر فیزیکی علوفه یا TMR را محاسبه کنیم: نسبت مواد باقی مانده روی الک 4 و بالاتر به صورت as fed . سینی پایینی: نباید بیش از 30 درصد خوراک در آن باقی بماند، ترجیحا کمتر از 25 درصد. احتمالا جیره گروه پر شیر بیش از 30 درصد غله دارد، اگر 40-50 درصد نباشد، که عمدتا هم کمتر از 4 میلی متر هستند و در سینی قرار می گیرند. یادآوری میکنم که pef یا فاکتور موثر فیزیکی برابر است با مجموع مواد باقی مانده روی الک های بالایی سینی. درصد NDF موجود در TMR × pef = peNDF با فرض اینکه NDF جیره 30 درصد باشد و pef = 70% باشد، peNDF این جیره برابر خواهد بود با 21% که به عنوان معیاری در کافی بودن الیاف موثر در جیره مطرح است. میتوانید کمتر از 21 درصد باشید (که تعداد زیادی هستند)، ولی مدیریت خوب، و منابع کنسانتره، کیفیت علوفه باید به دقت نظاره شوند تا از اسیدوز و جابجایی شیردان جلوگیری شود. نویسنده: دکتر احسان محجوبی

جزئیات
تفاوت در چینهای مختلف یونجه

تفاوت در چینهای مختلف یونجه

29 شهریور1396

تفاوت در چینهای مختلف یونجه با توجه به فصل خرید و فروش یونجه لازم بود تا مطلب مختصری در مورد چین های مختلف یونجه ارائه کنیم تا کسانی که اطلاع کافی از تفاوتهای آنها با هم ندارند از این مقاله سود ببرند. یونجه یک گیاه چندساله است که کربوهیدرات (نشاسته و قند) را در تاج و ریشه خود ذخیره می کند. این گیاه از ذخایر خود برای رشد مجدد هم در بهار و هم به دنبال برداشت استفاده می کند. وقتی ارتفاع یونجه حدود 15 تا 20 سانتی متر است، گیاه شروع به جایگزینی مواد در ریشه می کند. ذخایر بیشتر کربوهیدراتی موجب رشد بیشتر پس از هر بار چیدن یونجه می شود. برای حداکثر کردن کردن سود حاصل از برداشت محصول، شخص باید از روابط داخلی بین تولید علوفه، کیفیت علوفه، و قوام ایستایی محصول اطلاع داشته باشد. مرحله بلوغ در زمان برداشت مهمترین عامل تاثیرگذار بر کیفیت علوفه است. همانطور که محصول بالغ تر می شود، کیفیت علوفه کم میشود و غلظت الیاف آن بیشتر می گردد. اگر به منظور تولید بیشتر یونجه برداشت آنرا به تعویق بیندازیم، کیفیت آن کاهش یافته و به پایینتر از آن حدی میرسد که برای عملکرد بهینه دام لازم است. عواملی که کیفیت را تحت تاثیر قرار می دهند عبارتند از: خوشخوراکی، مقدار مصرف، قابلیت هضم، مقدار مواد مغذی موجود در علوفه، و عوامل ضد تغذیه ای. بلوغ در زمان برداشت خوراک مصرفی را تحت تاثیر قرار ی دهد چرا که همانطور که فیبر افزایش می یابد خوراک مصرفی کم می شود، و با افزایش الیاف نرخ هضم نیز کمتر می شود. نسبت ساقه به برگ مهمترین معیار در قضاوت کیفیت یونجه است. حداکثر تولید یونجه در مرحله نهایی گلدهی اتفاق می افتد در حالی که بالاترین کیفیت در زمان پیش از گلدهی است. برای چین اول در بهار کیفیت علوفه ممکن است 4 تا 5 واحد بر مبنای ارزش نسبی علوفه ( RFV ) در روز تغییر کند. تاخیر در برداشت بهار منجر به کاهش کیفیت علوفه می گردد. همچنین اگر تمام علوفه آماده برداشت در یک روز است، برداشت در چندین روز نیز منجر به کاهش کیفیت آن می شود. برای برقراری توازن بین مقدار تولید و کیفیت محصول باید تصمیم گیری درست انجام داد. برای بالاترین کیفیت، یونجه چین اول در اوایل مرحله شکوفه دهی (نه گلدهی) برداشت می شود و بقیه چین ها (2 و 3) در اواسط مرحله شکوفه دهی برداشت می شوند. چیدن مداوم یونجه در اوایل مرحله شکوفه دهی پایداری ایستایی یونجه را از بین خواهد برد. معمولا بین 28 تا 33 روز بین چین اول و دوم فاصله است و بین مابقی چین ها چیزی در حدود 30 تا 35 روز. به دلیل تغییر سریع در کیفیت علوفه (به ویژه برای چین اول) علوفه باید ظرف 3-4 روز برداشت شود. همچنین چین آخر پاییز توصیه نمی شود چرا که یونجه باید پیش از زمستان اقدام به ذخیره مواد مغذی کند. توصیه دانشگاه کرنل این است که یونجه چین یک در اوایل گلدهی برداشت شود و چین 2 و 3 در فواصل 6 تا 7 هفته ای برداشت شوند. اما برخی دیگر فواصل 35 تا 40 روزه را برای چین 2 و3 در تابستان توصیه کرده اند. با توجه به تقاضای زیاد برای یونجه به تدریج فواصل برداشت کم شده است و شما به ندرت در مرحله گلدهی یونجه را برداشت می کنید و عمدتا در اواخر دوره شکوفه دهی برداشت می شود. برخی عقیده دارند روزهای گرم سال نیز ممکن است باعث کاهش قابلیت هضم الیاف یونجه شود. یک دلیل آن ممکن است بخاطر تنفس سلولی و مصرف قند توسط سلول باشد. یونجه در اوایل گلدهی (یعنی پیش از باز شدن شکوفه ها) حدود 18 درصد پروتئین خام دارد. در ایران تعداد چین های یونجه از 3 تا برخی مناطق 10چین می باشد که بستگی به آبیاری و فراهمی آب دارد. ویژگی های کلی چین های مختلف: چین1: دارای دانه و علف بیشتری است و به یونجه علفی معروف است. در صورتی که دیر برداشت شود و بالغ باشد، می تواند خیلی ساقه محکمی داشته باشد. برگ کمتری نسبت به چین های بعدی دارد. در صورتی که تمیز باشد مواد مغذی بسیاری دارد. چین 1 عموما پروتئین کمتری نسبت به چین 3 دارد. چین 2: تمیز است و معمولا ساقه کوتاه تری دارد. نسبت ساقه به علوفه از چین1 بیشتر است و معمولا نسبت به چین 1پروتئین کمتری دارد. معمولا مواد ضد مغذی با چین اول برداشت شده اند و این چین می تواند انتخاب خوبی باشد. چین 3: معمولا بهترین نوع یونجه است. چین4 و 5: ساقه بیشتری دارد و مقدار برگ آن کمتر است. باید به خاطر داشت که نظرات در مورد کیفیت چین های مختلف یونجه متفاوت است و این مقاله فقط یک راهنمای کلی ارائه می دهد. نویسنده: دکتر احسان محجوبی

جزئیات
تراکم در گله، جهتگیری­های دیروز، امروز و آینده

تراکم در گله، جهتگیری­های دیروز، امروز و آینده

29 شهریور1396

تراکم در گله: جهتگیری­های دیروز، امروز و آینده گذشته: از آنجایی که تراکم بیش از حد در گله­ ها رو به افزایش است، تحقیقات گسترده ای در طول دو دهه گذشته در مورد شناسایی اثرات تراکم دام به عنوان یک عامل تنش زای منحصر به فرد انجام شده است. اگرچه بررسی های اقتصادی نشان می دهد که تقریبا 120% تراکم می تواند حد بهینه ای برای تراکم دام باشد، ولی افزایش تراکم می تواند آسایش دام را از طریق تغییر در رفتار دام به طور فزاینده ای به مخاطره بیندازد: افزایش سرعت خوراک خوردن، افزایش جابجایی های بین آخور و استال، و کاهش زمان خوابیدن. معمولا، چنین تغییرات رفتاری با کاهش تولید شیر، کاهش کیفیت و ترکیبات شیر، و افزایش مشکلات سلامتی مرتبط است. اما، این پاسخ ها در شرایط مزرعه متفاوت هستند به طوری که برخی فارم ها با تراکم بیش از 120% هم مشکلی ندارند در حالی که برخی دیگر با تراکم زیر 120% هم دچار مشکل می شوند. دلیل چنین تنوع گسترده ای چیست؟ احتمالا به سایر عوامل محیطی باقیمانده در محیط دام بستگی دارد. تراکم بیش از حد به ندرت می تواند تنها تنش زای محیطی موجود در فارم باشد. افزایش تراکم، که به عنوان تنش زایی تحت بالینی اعمال فشار می کند، توانایی گاو را در کنار آمدن با استرس اضافی محیط کاهش می دهد. بنابراین، شناخت تنش زاهای ثانویه و درک اثر متقابل بین آنها با تراکم گله فرصتی برای تحقیقات آتی خواهد بود. حال: طی چند سال گذشته، اثرات متقابل بین تراکم دام و محیط خوراک دادن در انستیتو ماینر مورد بررسی قرار گرفته است. در دو مطالعه آنها بر روی جیره های با الیاف موثر فیزیکی کم ( peNDF ) و کاهش دسترسی به خوراک (به عنوان محرک مدیریت آخور با هدف خالی شدن آخور) به عنوان تنش زای ثانویه در جهت درک اثرات متقابل آنها، نقش آنها در ترکیب با تراکم دام و نقش آنها در ترکیب با کارهای اجرایی گله متمرکز شدند. مطابق با پژوهش های پیشین، تراکم دام رفتار خوابیدن را به طور منفی تحت تاثیر قرار داد و مشخصه های خوراک خوردن و/یا زمان لازم برای حفظ خوراک مصرفی روزانه را دچار تغییر کرد. آیا میتوانیم آسایش استال را طوری بهبود دهیم که حیوانات کمتر غالب در هنگام دسترسی به استال بتوانند زمان خوابیدن خود را حداکثر کنند؟ آیا گاوها به خوراک دسترسی دارند، بویژه وقتی در اواخر شب دام های قرار گرفته در معرض تراکم بالا تمایل دارند خوراک مصرفی کاهش یافته خود را جبران کنند؟ فزون بر آن، تراکم بیش از حد منجر به الویت دادن به رفتار خوابیدن بر رفتار خوراک خوردن گردید. به طوری که گاوهایی که از شیردوشی بر می گشتند به جای آنکه سر آخور بروند به استال ها می رفتند تا استراحت کنند. آیا استال ها تمیز می شوند، راهروها تیغ زده می شوند، و بهترین مدیریت در جهت کاهش ورم پستان در شیردوشی اعمال می شود؟ بعلاوه، این تحقیق در شناسایی اثر تراکم دام بر pH شکمبه، جزو اولین آزمایشات بود و نشان داد که تراکم بیش از حد به طور معنی داری اسیدوز تحت حاد شکمبه ای ( SARA ) را افزایش می دهد، که احتمالا به خاطر تغییر مکان نشخوار کردن از استال به راهروها بود که موجب ترشح کمتر بزاق در هنگام نشخوار می شود. جالب است بدانید که تراکم بیش از حد دام نسبت به خود جیره یا منع مصرف خوراک به ترتیب موجب 2-3 برابر و 6 برابر اسیدوز تحت حاد شکمبه ای بیشتر گردید. فزون بر آن، وقتی که تراکم بیش از حد با جیره کم peNDF یا دسترسی محدود به خوراک ترکیب شد، گاوها پاسخ های SARA تشدید شده تری داشتند. اثر بلند مدت این واقعه بر سلامت دام چه می تواند باشد؟ آیا می توان این اثرات را تقلیل داد؟ آینده: آینده این تحقیق برای هر فارم فری استالی کاربردی خواهد بود. به این فکر کنید که دام های شما چه تنش های دیگری را تجربه می کنند؟ در حالی که از انجام برخی کارها نظیر کاهش دسترسی به خوراک در هنگام تراکم بالای دام باید اجتناب کرد، می توان کارهای دیگری در جهت حداقل کردن این اثرات منفی انجام داد نظیر خورانیدن جیره هایی با peNDF بالاتر، افزایش دفعات خوراکدهی، و افزایش دفعات زیر و رو کردن خوراک ( push up ). با شناسایی سایر عوامل تنش زای محیطی در هر فارمی می توان اقدامات مدیریتی را در طول شرایط تراکم بالای دام در جهت حداکثر کردن بازده و آسایش دام تغییر داد. نویسنده: دکتر احسان محجوبی

جزئیات
تاثیر NDF هضم نشده بر خوراک مصرفی

تاثیر NDF هضم نشده بر خوراک مصرفی

29 شهریور1396

تاثیر NDF هضم نشده بر خوراک مصرفی عوامل زیادی هستند که ماده خشک مصرفی ( DMI ) گاو شیری را تحت تاثیر قرار می دهند، که از عوامل محیطی گرفته (نظیر تنش حرارتی) تا ناهنجاری های متابولیکی (نظیر تب شیر) دامنه دارند. این مقاله به بررسی این موضوع خواهد پرداخت که چگونه NDF هضم نشده می تواند DMI را تحت تاثیر قرار دهد. در آغاز باید بدانیم که شکمبه چگونه می تواند DMI را تحت تاثیر قرار دهد. «پرشدگی دستگاه گوارش» واژه گسترده ای است که در توصیف عوامل متعددی کاربرد دارد. یک توصیف از این ماهیت، «باقی ماندن و تجمع ذرات در شکمبه» می باشد. این تعریف موجب مطرح شدن این سوال می شود که: چه عواملی باقی ماندن و تجمع ذرات در شکمبه را تحت تاثیر قرار می دهند؟ سرعت عبور مواد، کاهش یافتن اندازه ذرات، و قابلیت هضم خوراک همه و همه پر شدن دستگاه گوارش را تحت تاثیر قرار می دهند. مقدار خوراک مصرفی و وضعیت شیردهی نیز در سرعت عبور نقش دارند. اثر کاهش یافتن اندازه ذرات بر روی DMI ساده است: برای اینکه یک ذره خوراکی بتواند از شکمبه عبور کند و وارد قسمت های پایین تر دستگاه گوارش شود، باید کوچکتر شود و اندازه آن کاهش یابد. به طور میانگین، یک ذره خوراکی باید به اندازه بحرانی 1/18 میلی متر برسد تا بتواند از شکمبه عبور کند. این رقم بر اساس ارزیابی انجام شده با استفاده از الک عمودی خشک برای جداسازی ذرات بدست آمده است. وقتی گاوی خوراک خود را مصرف می کند، بخش هایی در خوراک وجود دارند که به سرعت هضم می شوند و بخش های دیگری نیز وجود دارند که به زمان بیشتری برای هضم در شکمبه نیاز دارند. این ماهیت به مفهوم مخازن با سرعت هضم سریع، آرام و غیرقابل هضم اشاره دارد. هرچه یک ماده خوراکی به مدت طولانی تری در شکمبه باقی بماند، میکروب های شکمبه فرصت بیشتری خواهند داشت تا آن را تجزیه کنند. مخزن به سرعت قابل تجزیه NDF در واقع بخشی از NDF است که ظرف 24 تا 30 ساعت در شکمبه هضم شود. مخازن NDF غیر قابل هضم و آهسته هضم پذیر در شکمبه به مدت بیشتری باقی می مانند و زمان بیشتری طول می کشد تا هضم شوند. اینجا همان جایی است که «اثر بروی DMI » وارد عمل شده و نقش ایفا می کند . گاوهای شیری ما فقط وقتی قادرند خوراک بیشتری بخورند که «فضای کافی در شکمبه» داشته باشند، و این فضا فقط به وسیله هضم مواد ایجاد می شود. برای مثال، یک گاو شیری ممکن است روزانه 27 کیلو ماده خشک مصرف کند که از آن حدود 8/2 کیلو NDF است. همانطور که این مقدار NDF هضم می گردد، بخش های مختلف آن نیز به قسمت های به سرعت قابل هضم، کند هضم و غیرقابل هضم تقسیم می گردد. به عنوان مثال فرض کنید نیمی از این NDF مصرفی در بخش سریع التخمیر قرار بگیرد. این بدان معنی است که حدود 4 کیلو NDF در طول 24 ساعت در شکمبه هضم می گردد. شاید دارید از خودتان سوال می کنید که «پس چگونه گاو روز بعد می تواند 8 کیلو NDF دیگر مصرف کند در حالی که فقط نیمی از NDF مصرفی امروز را هضم کرده است؟» بخاطر داشته باشید که شکمبه بطور مداوم در حال تجزیه موا مغذی است، و مخازن الیافی به کندی قابل تجزیه و غیر قابل هضم از پیش خورده شده نیز هضم خواهند شد و از شکمبه عبور خواهند کرد، که بموجب آن فضای کافی برای مصرف خوراک ایجاد خواهد شد (یعنی یا هضم می شوند و یا اندازه آنها کاهش می یابد و از شکمبه عبور می کنند). با تغییر مقادیر uNDF (که در مقالات پیشین گروه به تفصیل در مورد آنها بحث شد) جیره، می توان ماده خشک مصرفی را تحت تاثیر قرار داد. اگر می بایست قابلیت هضم جیره را افزایش دهیم، که درصد uNDF جیره را کم می کند، ما احتمالا نسبت مخازن به سرعت قابل هضم، به کند قابل هضم و غیرقابل هضم NDF را تغییر می دادیم تا خوراک بیشتری در 24 ساعت در شکمبه هضم شود. عکس این حالت هم زمانی صادق است که به نوعی بخواهیم قابلیت هضم جیره را کاهش دهیم. ممکن است به این سوال هم فکر کنید که: «اگر uNDF مقدار خوراک مصرفی گاو را تحت تاثیر قرار می دهد، چرا اساسا به گاو تغذیه می شود؟» بخش غیر قابل هضم خوراک نقشی حیاتی در حفظ و نگهداری شکمبه ای سالم ایفا می کند. نویسنده: دکتر احسان محجوبی

جزئیات
تا 4 روز آغوز بدهید!

تا 4 روز آغوز بدهید!

29 شهریور1396

تا 4 روز آغوز بدهید! آیا به گوساله های خود تا 4 روز آغوز می دهید؟ احتمالاً خیر، ولی تحقیقات نشان می دهد که باید این نکته را در نظر بگیرید. سالهاست که محققان و مروجین این صنعت در مورد نقش آغوز در بهبود سلامت گوساله صحبت های زیادی کرده اند. اکثر دامداران می دانند که اولین آغوز باید ظرف 6-8 ساعت پس از تولد به گوساله خورانده شود تا آنها قادر به جذب همه مواد مغذی و آنتی بادی های موجود در آن باشند. ولی، تحقیقات جدید نشان می دهد که گوساله از خوردن بیش از یک روز آغوز بهره بیشتری خواهد برد. دکتر VanAmburgh از دانشگاه کرنل معتقد است که گوساله ای که به مدت 4 روز از آغوز تغذیه کرده است حیوان پر بازده تری خواهد شد، سریعتر رشد خواهد کرد و به طور بالقوه شیر بیشتری در طول زندگی خود تولید خواهد کرد. «آغوز را بخاطر اینکه از لحاظ مواد مغذی غنی است می شناسند، ولی عوامل غیر مغذی نیز دارد نظیر هورمون ها». «به نظر می رسد که مصرف کافی این مواد غیر مغذی اثر برجسته ای بر بازده پیش و پس از شیرگیری دارد.» آغوز و شیر فقط عرضه کننده مواد مغذی نیستند، بلکه به نظر می رسد پل ارتباطی باشند بین مادر و گوساله. خوراندن آغوز تا 4 روز در مقایسه با همان مقدار شیر موجب افزایش برداشت گلوکز می گردد. افزایش وزن روزانه بشدت بالاتر مطالعات انجام شده در سالهای 2004 و 2005 هر دو اهمیت تغذیه آغوز را در رابطه با خوراک مصرفی و توانایی گوساله در افزایش وزن پیش و پس از شیرگیری ثابت کرد. گروه دکتر ون آمبورگ در ادامه نشان دادند که گوساله هایی که آغوز بیشتری در مطالعات آنها خورده بودند افزایش وزن های معنی داری پیش و پس از شیرگیری داشتند. آنها همچنین خوراک مصرفی بالاتری نیز پس از شیرگیری داشتند. «به غیر از ایمنوگلوبین مواد دیگری در آغوز وجود دارند که می گویند چطور گوساله رشد بهتری داشته باشد»، ون آمبورگ بیان داشت. «مشاهدات حاصل از آزمایشات انجام شده بر این نیاز تاکید دارد که مطمئن شویم گوساله ها تا حد امکان در 24 ساعت اول و احتمالا در 4 روز اول پس از تولد آغوز مصرف کنند تا فراهمی بیشتر مواد مغذی و جذب آن برای گوساله را تضمین کند». خب حالا چگونه آن را در عمل اجرا کنیم؟ گوساله باید آغوز حاصل از اولین دوشش را در ظرف 6 ساعت پس از تولد دریافت کند و سپس از همان دوشش اول، دومین آغوز را مجددا 12 ساعت پس از تولد دریافت کند. آغوز حاصل از دومین دوشش باید در روز دوم داده شود و به همین ترتیب آغوز حاصل از دوشش سوم و چهارم در روزهای سوم و چهارم. ون آمبورگ گفت: «احتمالا برای روز سوم و چهارم آغوز کافی نخواهید داشت، ولی به احتمال زیاد به اندازه ای خواهد بود که بتوانید آن را به آن گوساله ها بدهید.» «در چهار روز اول دستگاه گوارش پذیرای آن عواملی است که موجب افزایش برداشت گلوکز و افزایش رشد می شوند». مطابق با نظر دکتر ون آمبورگ، این نوع رفتار خوراک دادن را در سایر پستانداران می بینیم، ولی گاهی اوقات روش های مدیریتی مانع از این می شود که مادر پیام های رشد به گوساله خود را از طریق ترشحات پستانی برساند. افزایش مصرف آغوز توسط گوساله می تواند به آن کمک کند. نویسنده: دکتر احسان محجوبی

جزئیات
به روز رسانی تولید مثلی (A reproductive update)

به روز رسانی تولید مثلی (A reproductive update)

29 شهریور1396

به روز رسانی تولید مثلی ( A reproductive update ) در این مقاله خلاصه ای از صحبت های ارائه شده در وبینار دکتر Jeff Stevenson که یکی از صاحبنظران حوزه تولید مثل و برنامه های تولید مثلی در دنیا هستند، را به استحضار می رسانم. در این وبینار ابتدا تاریخچه ای مختصر از پیشرفت های انجام شده در بحث تولید مثل و استفاده از هورمون ها و ابزارهای مختلف در این زمینه ارائه شد که در شکل زیر مشاهده می کنید. به دلیل محدودیت زمان از ترجمه شکل خودداری شد. در بخش اول ایشان در مورد تشخیص فحلی و سنجش میزان فعالیت دام ها صحبت کردند و از شنونده ها پرسیدند از کدام روش برای تشخیص فحلی استفاده می کنند؟ تقریبا بیشتر افراد روش تشخیص فحلی دیداری (74%) را به عنوان روش مورد استفاده انتخاب کردند. بخش زیاد دیگری استفاده از رنگ ها یا گچ های دمی را انتخاب نمودند (48%) و نیز عده ای دیگر حس گرهای حرکتی (43%) را به عنوان روشی که هم اکنون استفاده می کنند، انتخاب کردند. جالبه بدونیم در تحقیقات 2007 در امریکا مشخص شده بود 40 درصد از گله دارها از گاو نر برای تشخیص فحلی استفاده می کنند (همان تیزر). توجه کنید که جمع اعداد از 100 بیشتر است چون برخی دامداران همزمان از روش های متفاوتی برای فحل یابی بهره می برند. در مورد رنگ های مختلف برچسب های فحل یابی صحبت شد که معمولا قرمز برای دام های فحل و آبی برای گاوهای تلقیح نشده ( Open ) مورد استفاده قرار میگیرد و برخی دیگر از رنگ های متفاوتی استفاده می کنند. او خاطر نشان کرد گاو زمانی برای فحلی می ایستد که یک فولیکول غالب بر روی تخمدان وجود دارد و استروژن به پیک خود می رسد. ایستا فحلی بین 4-12 ساعت طول می کشد. پس از اولین ایستا فحلی بین 27/6 ± 5/4 ساعت تخمک گذاری اتفاق می افتد. نکته قابل توجهی که باید بدان توجه کرد این است که «تشخیص فحلی به نوعی برابر است با تشخیص زمان تخمک گذاری». وقتی گاو در فحلی قرار می گیرد فعالیت فیزیکی او 400% افزایش می یابد و به همین خاطر ابزارهایی برای کنترل فعالیت فیزیکی به منظور تشخیص فحلی ابداع شده اند. تقریبا 13 بِرند مختلف در این زمینه در امریکا وجود دارد. برخی از آنها علاوه بر تشخیص فحلی، فعالیت نشخوار را هم بررسی می کنند که در نزدیکی گوش قرار می گیرند. سپس مثال هایی از برنامه های مبتنی بر استفاده از این ابزار ارائه شد که جالب بود. در مثال بالا میبینید که با استفاده از سیستم تشخیص فحلی درصد گاوهای آبستن در 150 روز، از 52 به 68% رسیده است. همچینین میزان تشخیص فحلی از 42 به 74 درصد رسیده است. روزهای شیردهی که در آن 50% از گاوها آبستن بودند از 90 به 80 روز رسید. هر چند آبستنی با تلقیح اول درصد کمتری دارد که به اعتقاد ایشان زیاد مهم نیست ولی تشخیص زودتر گاوهای غیر ابستن و تلقیح کردن آنها که خود را در آبستنی 150 روزه نشان میدهد، حاکی از مفید بودن این روش هاست. در مطالعه زیر اما نتایج تقریبا یکسان بود. نکته ای که دکتر استیونسون به آن اشاره کرد این بود که اگر میزان تشخیص فحلی در گله شما حدود 60-70 درصد است، شاید استفاده از چنین ابزاری خیلی موثر نباشد. همچنین اگر بسترهای بتنی یا لیز در دامداری دارید که اساسا مانع بروز ایستا فحلی میشوند، بازهم سرمایه گذاری در این حوزه سود آنچنانی نخواهد داشت. در بخش دوم، صحبت از برنامه های تلقیح مصنوعی زمان بندی شده و اولین سرویس بود. تقریبا تمام افراد با برنامه Ovsynch آشنایی دارند. این برنامه به دو صورت انجام میشود که در شکل زیر کاملا مشخص است. برنامه دوم کوتاهتر است و البته یک تزریق بیشتر دارد و از لحاظ زمان بندی در روزهای یکسان تری صورت می گیرد. سپس در مورد پایه های نظری این روش همزمانی توضیح داد که خارج از حوصله این مقاله است. آنگاه در مورد مزایای برنام های Presynch که از اوایل سال 2000 شروع شد، صحبت شد که موجب افزایش نصفه-نیمه پروژسترون پیش از گناد اول و غلظت های بالای پروژسترون قبل از PG دوم می گردد و نیز تخمک ریزی را در گاوهایی که تخمک ریزی نمی کنند افزایش می دهد. همانطور که مستحضرید برنامه های متفاوتی تحت عنوان Presynch وجود دارند که که در شکل روبرو  می بینید. دکتر استیونسون نتایج مطالعات مختلف را در قالب نمودار زیر خلاصه کرد و ابراز داشت که برنامه های Presynch بر پایه گناد نتایج بهتری نسبت به PG داشته است. در ادامه در مورد دوز گناد بحث شد. خلاصه این بحث این بود که افزایش دوز از 100 به 200 میگروگرم باعث افزایش تخمک ریزی می شود ولی میزان آبستنی را افزایش نمی دهد. در مورد زمان تزریق گناد نیز بحث شد که بهترین نتایج (همانطور که از شکل زیر مشخص است) در حالتی بدست آمد که 56 ساعت پس از PG ، تزریق گناد انجام شود و 16 ساعت پس از آن تلقیح صورت گیرد. در نظر سنجی انجام شده در مورد برنامه همزمانی بکار رفته برای اولین تلقیح گاوها، تقریبا 53% از افراد بیان کردند که با مشاهده فحلی تلقیح را انجام می دهند (بدون هیچ برنامه همزمان سازی)، 21 درصد به Ovsynch -56 و 18% نیز با PG Presynch کار می کردند. حدود 9 درصد نیز به GnRH Presynch اشاره کردند. در مبحث بعدی، دکتر استیونسون در مورد برنامه های تلقیح مصنوعی زمان بندی شده برای گاوهای واکل یا تکرار تلقیح صحبت کردند. نکته جالبی که بیان شد این بود که بیشتر گاوهای هلشتاین در حال حاضر بین 22-23 روز چرخه فحلی دارند در مقایسه با 21 روزی که از قدیم به آن باور داریم. انتخاب اول برای گاوهای برگشتی در نمودار زیر نمایان است و باید به این باور برسیم که در 21-25 روز پس از تلقیح تمرکز ویژه تری روی تشخیص فحلی داشته باشیم. در این مورد دامدار اقدام به همزمانی مجدد نمیکند مگر اینکه مطمئن شود گاوهای او در تست آبستنی منفی بوده اند. در مورد بعدی که برنامه ای تهاجمی تر می باشد (شکل زیر)، در واقع 7 روز پیش از تشخیص آبستنی گناد تزریق می شود و اگر در روز تشخیص، گاو آبستن نبود PG را دریافت و مطابق شکل زیر برنامه Ovsynch مجدد انجام می گیرد. در این روش یعنی 7 روز در آبستن کردن دام های غیر آبستن جلوتر هستیم و البته که هزینه بیشتری در مورد تزریق گناد باید بپردازیم. 4 نوع مختلف برنامه همزمانی مجدد در شکل زیر آمده است که موجب بهبودی 7-9% در باروری می شود، ولی دو تای آخری به نوعی تاخیر زمانی را موجب می شوند. این دانشمند برجسته در مورد تشخیص آبستنی نیز صحبت کرد. به طور کلی تشخیص با سونوگرافی در روزهای 28-32 پس از تلقیح روش خوبی است و نیز توشه رکتال یا لمس از طریق رکتوم در فاصله 35-40 روز پس از تلقیح نیز در غیاب سونوگرافی موثر خواهد بود. ابزارهای دیگری نیز در مورد تشخیص آبستنی به صورت کیت های تجاری وجود دارند که البته پایه و اساس ایجاد آنها به 3 دهه قبل بر میگردد. از شیر و خون میتوان در فاصله 25 تا 28 روز پس از تلقیح نمونه گرفت و آبستنی را تایید کرد. می دانیم که بسیاری از گاوهایی که در تست 30 روز مثبت بودند در ادامه آبستن نخواهند بود و بیشتر آنها در 15-20 روز آتی (پس از 30 روز تشخیص آبستنی) آبستنی را از دست می دهند. دکتر استیونسون این پدیده را «از دست رفتن آبستنی مرتبط با ایجاد جفت» می نامند ( Placentation Losses ). این پدیده علل مختلفی ممکن است داشته باشد که ناشناخته اند ولی برخی از آنها ژنتیکی هستند. یکی دیگر از علل آن می تواند ورم پستان باشد؛ چرا که میکروارگانیسم های مسبب ورم پستان میتوانند موادی تولید کنند که جسم زرد را از بین ببرد. دکتر استیونسون از شنوندگان سوال کرد که از کدام روش برای تشخیص آبستنی استفاده می کنند. 65 درصد از سونوگرافی، 19% از لمس راست روده ای، 7% کیت های شیمیایی و 9 درصد هم از تلفیق روش های فوق بهره برده اند. خود دکتر استیونسون بیان کرد که در فاصله 30-36 روز پس از تلقیح از سونو برای تشخیص آبستنی استفاده می کند. سپس 4 هفته بعد تست دوم را انجام میدهند تا مطمئن شوند آبستنی بر قرار است. دفعات تشخیص آبستنی در گله نیز سوال بعدی بود که مطرح شد. 39 درصد بصورت هفتگی، 28 درصد یک هفته در میان، و 33 درصد هم ماهانه تست تشخیص آبستنی را انجام میدادند. در آخر و مرتبط با سوال یکی از شنوندگان، دکتر استیونسون اظهار کرد: «داده ها نشان می دهد که سیدر زمانی اثر گذار خواهد بود که در زمانی قرار دادن آن دام جسم زرد نداشته باشد و تقریبا 10-25% از گاوها در این وضعیت قرار دارند. نتایج مطالعات ما و گروهی دیگر نیز تایید کرد که اگر گاو جسم زرد داشته باشد، مزیتی از قرار دادن سیدر وجود نخواهد داشت.» ایشان خاطر نشان کرد، زودتر آبستن کردن گاوها بسیار مهم است. ولی ارزش آبستنی در 50 روز پس از زایمان و بعد از آن متفاوت است چرا که گاوی که در 150 تا 170 روز پس از زایمان، آبستن شود چه مدت تداوم شیردهی خواهد داشت؟ همچنین برنامه هایی برای محاسبه ارزش آبستنی در دانشگاه ویسکانسین وجود دارد که می توانید از آنها بهره ببرید. در جواب به سوال دیگری در مورد تلقیح طبیعی در مقایسه با تلقیح مصنوعی او گفت: «مطالعات نشان می دهد که تولید شیر در گله هایی که از تلقیح مصنوعی استفاده می کنند در مقایسه با آنهایی که از گاو نر بهره می برند، سودآورتر خواهد بود» در مورد سوالی که بنده مطرح کرده بودم نیز ایشان اینچنین پاسخ داد: «بین 15-20 درصد از آبستنی های مثبت در تشخیص اول از بین می روند. مشکلی که بنده با تشخیص آبستنی در روز 28 با سونوگرافی دارم این است که تکنیسین باید خیلی دقیق و مراقب باشد و بعضا به اشتباه آبستنی تشخیص داده می شود. در مورد از دست رفتن موارد آبستنی هم شاید باید به ورم پستان توجه کرد و دید که آیا او با ورم پستان درگیر است یا خیر». در مورد طول بهینه VWP گفتند که به گله مرتبط است: «ما هم اکنون در دانشگاه کانزاس از 65 تا 75 روز نتایج خوبی گرفته ایم ولی این عدد ممکن است در گله ای دیگر متفاوت باشد. داده های آمریکا نشان می دهد که افراد زیادی بین 55 تا 60 و بعضا تا 65 روز هستند. این رقم در گله ما با رکورد 47 کیلو (105 پوند!!!!) به نظر ایده آل می رسد». نویسنده: دکتر احسان محجوبی

جزئیات
آیا خوراک به قدر کافی ریز شده است؟

آیا خوراک به قدر کافی ریز شده است؟

28 شهریور1396

آیا خوراک به قدر کافی ریز شده است؟ همانطور که همه میدانیم در یک دامداری 4 جیره وجود دارد: جیره ای که شما فرموله می کنید، جیره ای که میکس می شود، جیره ای که در جلوی گاو ریخته می شود و در نهایت جیره ای که دام انتخاب می کند. اینجا اهمیت ارتباط تنگاتنگ جیره نویس و مسئول خوراک سازی مشخص می شود که تا حد امکان جیره ای فراهم کنند که به جیره روی کاغذ نزدیک تر باشد. معمولا در جیره نویسی این نکته در نظر گرفته می شود که TMR خوب و ارزان قیمتی بدست آید ولی نکته ای که کمتر به آن توجه می شود این است که اقلام خوراکی با چه کیفیتی با هم مخلوط شده اند؟ این امر وقتی اهمیت بیشتری پیدا می کند که اقلام بکار رفته خشک تر از حد معمول هستند و نیز چندین قلم خوراک وجود دارد که به مقادیر بسیار کم در جیره گنجانده می شوند. به محض اینکه جیره روی کاغذ نوشته شد، گام بعدی مخلوط کردن اجزا به نحوی است که تمام اقلام به درستی در آن مخلوط شوند. مقاله ای توسط دکتر Oelberg and Stone در مجله Veterinary Clinics of North America در این مورد چاپ شده بود. در مورد بهترین عملکرد فیدِر در آن مقاله سوال می شود که: عمر فیدِر چقدر است، ترتیب ریختن اقلام خوراکی در فیدِر چگونه است، حجم خوراک ریخته شده در فیدِر چقدر است و زمان مخلوط کردن چی؟ زمان میکس کردن بعد از افزودن آخرین ماده خوراکی به فیدِر یکی از مهمترین آیتم هایی است که می تواند کیفیت TMR را تحت تاثیر قرار دهد. پس از افزودن آخرین ماده خوراکی به فیدِر، Oelberg and Stone توصیه می کنند که فیدِر به مدت 3 تا 5 دقیقه و با سرعت 1700 تا 2000 دور در دقیقه کار کند. پس از آماده سازی TMR ، توزیع آن در سطح آخور خوراک دیگر کاری بس ساده خواهد بود. اگر نگران این موضوع هستید که TMR خوب مخلوط شده است یا خیر، راه های مختلفی برای جواب دادن به این نگرانی وجود دارد. اولین و معتبرترین راه استفاده از الک پنسیلونیا است ( PSPS ). روش دوم تست نمک است. در این تست در هنگام تحویل خوراک 10 نمونه یکسان از خوراک گرفته میشود و در هر نمونه غلظت نمک آن تعیین می گردد. برای PSPS هم 10 نمونه گرفته می شود و هر دو روش باید ضریب تغییرات را محاسبه کنند. ضریب تغییرات را می توان از تقسیم انحراف معیار بر میانگین و ضرب عدد حاصله در 100 بدست آورد. حد توصیه شده CV در تست نمک برای یک TMR خوب مخلوط شده باید زیر 10% باشد. این تست برای کمک به تشخیص نحوه مخلوط شدن اقلام کم حجم خوراک نیز کاربرد زیادی دارد. اهمیت TMR یکنواخت بر سلامت گاو و شکمبه بر کسی پوشیده نیست. حتما طمئن شوید که 3 تا 5 دقیقه پس از افزودن آخرین ماده خوراکی فیدِر کار کند و به صورت دوره ای تست نمک و PSPS را برای اطمینان از یکنواختی میکس شدن خوراک انجام دهید. نویسنده: دکتر احسان محجوبی

جزئیات
آیا اندازه ذرات و منبع NDF هضم نشده اهمیت دارد؟

آیا اندازه ذرات و منبع NDF هضم نشده اهمیت دارد؟

28 شهریور1396

آیا اندازه ذرات و منبع NDF هضم نشده اهمیت دارد؟ الیاف در جیره مولفه ای ضروری در حفظ سلامت شکمبه است و با معیارهایی نظیر فیبر خام، الیاف حاصل از شوینده خنثی ( NDF )، و الیاف حاصل از شوینده اسیدی ( ADF ) اندازه گیری شده است. یکی از معیارهای مرتبط با پر شدن شکمبه و نشخوار کردن، NDF هضم نشده در 240 ساعت می باشد ( uNDF240om ). اطلاعات محدودی در مورد مقدار و منبع uNDF240om در جیره های گاوهای شیری و اثر آن بر روی عملکرد و رفتارهای جویدن وجود دارد. یادآوری می کنم که دامنه توصیه شده در مورد این مولفه بین 24/0 تا 45/0 درصد وزن بدن است. پاییز سال گذشته در انستیتو ماینر تحقیقاتی برای پاسخ دادن به این سوال انجام شده است. 3 جیره بر اساس ذرت سیلو شده واریته با قابلیت هضم بالا ( BMR ) با مقدار مصرف مورد انتظار uNDF240om مشابه (3/2 کیلو در روز و 33/0 درصد وزن بدن) و طول متفاوت قطعات کاه و منابع مختلف uNDF240om مورد بررسی قرار گرفت. 2 جیره اول کاملا یکسان بودند به استثنای طول قطعات کاه (فاکتور موثر فیزیکی82/0 در مقایسه با 66/0؛ pef ) و از آنها به عنوان جیره های حاوی کاه بلند و کاه کوتاه نام برده می شود (جدول 1). جیره سوم که از آن به عنوان BMR نام برده می شود عمدتا حاوی ذرت سیلویی BMR همراه با 540 گرم کاه بلند بود (جدول 1). جدول 1. اجزای خوراکی (درصدی از ماده خشک) و درصد uNDF240om جیره های آزمایشی اقلام جیره جیره ها کاه بلند کاه کوتاه BMR ذرت سیلویی BMR 42 42 60 مخلوط کنسانتره 51 51 38 کاه بلند 7 2 کاه کوتاه 7 ذرت سیلویی BMR ، درصد uNDF240om 7/43 6/43 2/65 مخلوط کنسانتره، درصد uNDF240om 3/24 2/24 9/24 کاه بلند، درصد uNDF240om 32 9/9 کاه کوتاه، درصد uNDF240om 2/32 56 راس گاو هلشتاین در روزهای شیردهی 102 (انحراف معیار = 28) انتخاب و خوراک مصرفی، شیر تولیدی و ترکیبات شیر و وزن بدن به صورت هفتگی به مدت 2 هفته به عنوان کواریت و 4 هفته برای آزمایش اصلی ثبت و ضبط شد. رفتارهای نشخوار نیز در هفته آخر دوره کواریت و آخرین هفته دوره آزمایشی به مدت 72 ساعت رصد شد. گاوهای تغذیه شده با کاه بلند ماده خشک مصرفی بیشتری نسبت به گروه تغذیه شده با BMR داشتند، ولی ماده خشک مصرفی به صورت درصدی از وزن بدن متفاوت نبود. شیر تولیدی و ترکیبت شیر بین گروه ها متفاوت نبود. گاوهای تغذیه شده با کاه بلند و BMR چربی شیر ساخته شده در پستان ( de novo fatty acids ) بیشتری نسبت به گاوهای تغذیه شده با کاه کوتاه داشتند. اسیدهای چرب غیر-ساخته شده در پستان در گاوهای تغذیه شده با کاه کوتاه بیشتر از BMR بود. اسیدهای چرب de novo از محصولات نهایی تخمیر در شکمبه و در پستان دام ساخته می شوند و اسیدهای چرب غیر-ساخته شده در پستان از جیره و از موبلیزاسیون بدن دام بدست می آیند. در حالی که خوراک مصرفی و شیر تولیدی بین تیمارها متفاوت بود ولی پروفایل اسید چرب شیر نشان می دهد که گاوهای تغذیه شده با کاه بلند و BMR (در مقایسه با گاوهای تغذیه شده با جیره کاه کوتاه) در استفاده از فرآورده های نهایی تخمیر حاصل از شکمبه توانایی بیشتری داشتند تا اینکه از چربی خوراک و چربی حاصل از موبلیزاسیون بدن بهره ببرند. گاوهای تغذیه شده با کاه بلند و BMR زمان خوردن طولانی تر (233 و 233 در برابر 216 دقیقه در روز) و نشخوار (504 و 516 در برابر 495 دقیقه در روز) بیشتری در مقایسه با گاوهای تغذیه شده با کاه کوتاه داشتند. همان طور که انتظار می رفت زمان خوردن و نشخوار کردن در گاوهای تغذیه شده با کاه بلند بیشتر بود، ولی جالب بود که گاوهای تغذیه شده با BMR زمان های نشخوار و خوردن مشابهی داشتند که احتمالا به دلیل NDF موثر فیزیکی ( peNDF ) 9/21 درصدی جیره بود. این نتایج نشان می دهد که هنگام تغذیه جیره ای که سطوح متوسطی از uNDF240om دارد، طول قطعات کاه برای سلامت شکمبه اهمیت دارد. جیره های حاوی کاه بلند و کوتاه به یک اندازه مصرف uNDF240om داشتند (33/0 در برابر 32/0 درصد وزن بدن) و peNDF 5/18 و 4/18 درصدی که در دو جیره یکسان بود و پر واضح است که زیر 21 درصد استاندارد peNDF در جیره می باشد. بنابراین، جیره حاوی کاه بلند محیط شکمبه سالمتری ایجاد کرد. به نظر می رسد که منبع uNDF240om هم مهم است، ولی تحقیقات بیشتری نیاز است تا این موضوع به طور کامل درک گردد. نویسنده: دکتر احسان محجوبی

جزئیات
اهمیت آب در پرورش گوساله

اهمیت آب در پرورش گوساله

27 شهریور1396

اهمیت آب در پرورش گوساله ممکن است آب بیشترین فاکتور ندیده گرفته شده در برنامه های پرورش گوساله باشد. تحقیقات نشان می دهد که در آمریکا به طور میانگین 15 روز طول میکشد تا برای اولین بار آب در اختیار گوساله قرار بگیرد. اما، اکثر متخصصین بر این اتفاق نظر دارند که گوساله باید از روز 1 تا 2 پس از تولد آب در اختیار داشته باشد تا مصرف استارتر آغاز شود. 2 نکته کلیدی در مورد آب وجود دارد: 1- کیفیت: آب باید بسیار باکیفیت باشد و همواره به صورت تازه در اختیار گوساله قرار بگیرد. 2- کمیت: آب کافی باید برای تقویت رشد سالم و توسعه شکمبه در اختیار گوساله باشد. چرا آب مهم است؟ - توسعه شکمبه: گوساله با شکمبه غیر فعال متولد میشود، که با تخمیر غلات و آب توسعه می یابد. - بهبود تخمیر غلات: شیرجایگزین مصرف شده توسط گوساله به سمت شیردان منحرف میشود. وقتی گوساله آب به صورت آزاد در اختیار دارد، آب مصرفی به سمت شکمبه منحرف می شود و به تخمیر استارتر مصرفی کمک می کند. - استارتر مصرفی بهتر: گوساله هایی که آب به صورت آزاد در اختیار دارند استارتر بیشتری مصرف می کنند. چقدر آب و چه زمانی؟ سن 1 تا 2 روزگی: گوساله های جوان ممکن است نیم یا یک لیتر آب بخورند، اما نکته مهم این است که آب در دسترس باشد. مصرف آب به سطح شیر مصرفی بستگی دارد. هر چه شیر بیشتری داده شود مصرف آب کمتر می شود. گوساله های بزرگتر آب بیشتری نیاز دارند: گوساله های 2 ماهه باید در حدود 10 تا 12 لیتر آب در روز مصرف نمایند. گوساله ها در آب و هوای گرم آب بیشتری مصرف می کنند: در آب و هوای گرم مصرف آب می تواند تا 33 درصد در دمای 23 درجه سانتی گراد و حتی بیشتر از آن در دمای 32 درجه سانتی گراد افزایش یابد. تازه و تمیز بودن آب، همه چیز است در اختیار قرار دادن آب کافی بخش مهمی از برنامه پرورش گوساله است. اطمینان از اینکه آب تازه باشد به همان اندازه اهمیت دارد. جداکردن سطل ها: سطل های آب و استارتر را تا حدامکان از هم دوره نگه دارید. برخی تحقیقات نشان می دهد که این جدا سازی، مصرف استارتر و آب را بهبود می دهد. تمیزکردن روزانه: تحقیقی که در دانشگاه یوتا امریکا انجام شده نشان داد که شستشوی روزانه سطل های آب برای گوساله های پرورش یافته به طور نیمه گروهی، افزایش وزن روزانه را به مقدار 7 درصد در 60 روز اول پیش از شیرگیری و نیز تا 100 روز پس از آن بهبود داد. تمیز کردن سطل ها 2 بار در روز بسیار خوب است، و فاصله بین شستشو ها نباید بالغ بر 7 روز شود. کیفیت آب یک عامل حیاتی است گوساله ها به آب کم کیفیت مقاوم نیستند. اما، آب کم کیفیت می تواند حاصل عوامل مختلفی باشد از جمله سطوح بالای مواد معدنی در آب، آلودگی های محیطی و باکتریایی، و کل مواد جامد موجود در آب. آب کم کیفیت می تواند آب مصرفی گوساله، مصرف استارتر، توسعه شکمبه، کیفیت شیر جایگزین و الکترولیت ها و نیز توانایی آب شرب را در تمیز کردن و ضدعفونی کردن ظروف تغذیه گوساله تحت تاثیر قرار دهد. افزایش سطوح مواد معدنی آب را نظارت کنید افزایش سطوح مواد معدنی در آب یک نگرانی جدی در گوساله های شیرخوار است چرا که آنها به افزایش سطوح مواد معدنی در آب بسیار حساستر هستند. برای مثال، برخی نشان داده اند که 2000 ppm سدیم در آب برای دام های بالغ قابل تحمل است در حالی که گوساله ها فقط 50 ppm را می توانند تحمل کنند. گوساله ها همچنین به آهن، منگنز، منیزیم، گوگرد و آلودگی های باکتریایی آب بسیار حساس هستند. گزارشات فارمی نشان می دهد که عملکرد و خوب-بودن کلی گوساله ها به وسیله سطوح بالای مواد معدنی در آب تحت تاثیر قرار می گیرد. حداقل آب مصرفی گوساله ها باید به طور منظم مورد آزمایش قرار گیرد. تست آب چه مواردی را باید در بر بگیرد؟ وقتی نمونه آب را به آزمایشگاه میفرستید، موارد زیر را درخواست کنید: - کل نمک های محلول آب که شوری یا مقدار نمک های محلول در آب را اندازه گیری میکند شامل: کلسیم، منیزیم، سدیم، کلر و نمک های گوگرد سختی: کلسیم، منیزیم، آهن، آلومینیوم، روی، و منگنز همه و همه سختی آب را تحت تاثیر قرار می دهند - نیترات ها - آهن - آلودگی میکروبی نظیر کلی فرم و اشرشیاکلی به طور میانگین، حداقل سالی یکبار آب را برای آزمایش به آزمایشگاه بفرستید. نویسنده: دکتر احسان محجوبی

جزئیات
افزودنیهای مجاز و مکانیسم عمل آنها در جایگزین شیر (شیر خشک) گوساله ها

افزودنیهای مجاز و مکانیسم عمل آنها در جایگزین شیر (شیر خشک) گوساله ها

27 شهریور1396

افزودنیهای مجاز و مکانیسم عمل آنها در جایگزین شیر (شیر خشک) گوساله ها افزودنی مکانیسم عمل پروتئین های فعال افزایش سلامت روده و کاهش مرگ و میر اسیدهای آمینه تقویت رشد و کنترل التهاب مواد معدنی به شکل آلی افزایش زیست فراهمی به منظور افزایش رشد و سلامتی سلنیوم آلی بهبود سیستم ایمنی مکمل چربی افزایش انرژی قابل دسترس برای رشد اسیدهای چربی فعال مولکول های پیام رسان، کاهش التهاب، و محرک رشد و نمو روده ویتامین C آنتی اکسیدانت و صرفه جویی در مصرف ویتامین E ویتامین های گروه B تحریک متابولیسم انرژی و بهبود ایمنی مانان الیگوساکاریدها باند شدن با برخی پاتوژن ها و تحریک ایمنی روده اسیدی کننده ها کاهنده pH برای جلوگیری از رشد میکروبی روغن های ضروری (اسانس ها) عصاره های گیاهی بر ضد برخی انواع باکتری ها فیبر غیرقابل هضم تعدیل کننده سرعت عبور از دستگاه گوارش پروبیوتیک ها کمک به حفظ عملکرد طبیعی روده از طریق ممانعت رقابتی، یا غیر رقابتی و کاهش pH روده نویسنده:دکتراحسان محجوبی

جزئیات
افزایش غلظت ویتامین E در طول تنش حرارتی برای گاوهای مسن تر

افزایش غلظت ویتامین E در طول تنش حرارتی برای گاوهای مسن تر

27 شهریور1396

افزایش غلظت ویتامین E در طول تنش حرارتی برای گاوهای مسن تر سال گذشته این مقاله به صورت کاملاً تازه از تنور در آمده و در قالب یک ارائه در کنفرانس تغذیه دام دانشگاه فلوریدا به دستم رسید. اگرچه تا امروز به ترجمه آن نپرداخته بودم ولی در چند سمینار کوچک در مورد آن بحث کرده بودیم. از آنجایی که به سمت فصل گرما نزدیک میشویم بد ندیدم که با شما دوستان نیز این مقاله ارزشمند را در میان بگذارم. تغییرات صورت گرفته در محیط و حوادث رخ داده در زندگی، نظیر زایمان، تولید شیر، و تنش حرارتی به طور چشمگیری نیازهای یک دام را (از جمله نیاز به اکسیژن) را افزایش می دهد. این افزایش نیاز به اکسیژن معمولا منجر به افزایش تولید ترکیبات دردسر ساز اکسیژن می گردد. این ترکیبات باید با آنتی اکسدانتی نظیر ویتامین E خنثی شود. آزمایش در دانشگاه فلوریدا انجام شد که در آن برای گاوهای انتظار غلظت ویتامین E جیره از 1000 به 3000 واحد و برای گاوهای تازه زا از 500 به 2000 واحد بین المللی افزایش یافت. 1000 واحد و 500 واحد مقادیری هستند که توسط NRC توصیه شده اند. گاوها در این آزمایش در طول 4 هفته پایانی آبستنی یا فقط زیر سایه بوده اند و یا زیر سایه همراه با فن و مه پاش قرار داشتند. همه گاوها پس از زایش زیر سایه و فن و مه پاش به مدت 15 هفته نگهداری شدند و تولید شیر در آنها ثبت شد. گاوهای چند شکم نسبت به گاوهای شکم یک به نحو متفاوتی به این تیمار تغذیه ای پاسخ نشان دادند. اگر گاوهای مسن تر قبل از زایش فقط به سایه دسترسی داشته باشند، تولید شیر تصحیح شده بر اساس چربی از 1/36 به نزدیک 40 کیلو در روز افزایش یافت. ولی افزودن ویتامین E به گاوهایی که فن و مه پاش نداشتند هم منجر به همان مقدار پاسخ شیر تولیدی گردید؛ یعنی تولید شیر از 1/36 به 5/39 رسید (با افزودن ویتامین E و سایه بدون فن و مه پاش). اگر گاوها پیش از زایش از فن و مه پاش بهره ببرند، هیچ مزیتی در افزودن ویتامین E به جیره در این مطاعه وجود نداشت. بنابراین تولید شیر بوسیله گاوهای چند شکم مقدار یکسانی است اگر: 1) اگر آنها با سیستم های داری فن و مه پاش (یا سیستم های سرمایشی پیشرفته) خنک شوند بدون نیاز به افزودن ویتامین E به بالاتر از توصیه NRC یا 2) وقتی که فقط سایبان دارند بدون فن و مه پاش و البته با سطوح اضافی ویتامین E تغذیه شوند. این افزایش مشاهده شده در تولید شیر با افزایش در خوراک مصرفی همراه بود. اما داستان برای گاوهای شکم یک (تلیسه هایی که برای اولین باز زایمان می کردند) متفاوت بود. فارغ از نوع روش سرمایشی پیش از زایش، اگر ویتامین E بیش از مقدار توصیه شده NRC مصرف کرده بودند تولید شیر تصحیح شده بر اساس چربی در آنها کمتر بود. در تلیسه هایی که فقط از سایه بهره مند شده بودند، افزودن ویتامین E منجر به کاهش شیر از 7/27 به 6/22 کیلو گردید. ولی در تلیسه هایی هم که از سایبان همراه با فن و مه پاش بهره میبردند، تولید شیر با افزودن ویتامین E از 27 به 7/24 کیلو تنزل پیدا کرد. چرا چنین تفاوتی در پاسخ در بین تلیسه ها و دام های بالغ وجود دارد؟ بر اساس غلظت های پلاسمایی پایین تر NEFA ، از دست دادن کمتر وزن بدن، و توازن منفی کمتر انرژی، تلیسه های شکم یک نسبت به گاوهای بالغ تحت تنش کمتری بودند. تغذیه سطوح 3-4 برابری توصیه های NRC از ویتامین E به این دسته از گاوها که تنش کمتری هم دارند ممکن است منجر به تشکیل رادیکال های توکوفرول گردد که بجای اینکه به عنوان یک آنتی اکسیدانت عمل و به حفظ تولید کمک کنند، به غشاهای سلولی آسیب زده و عملکرد را مختل نمایند. ترکیبی از افزایش تنش حرارتی در پیش از زایش و تنش متابولیکی بیشتر به دلیل تولید شیر بیشتر پس از زایش ممکن است نیاز به آنتی اکسیدانت را افزایش دهد. نویسنده: دکتر احسان محجوبی

جزئیات
استراحت کافی و خوابیدن امری حیاتی است

استراحت کافی و خوابیدن امری حیاتی است

27 شهریور1396

استراحت کافی و خوابیدن امری حیاتی است. دیدم همواره از تعذیه دام و نکات مربوط به آن صحبت کرده ایم، بد ندیدم که به مقاله جالبی که اخیرا خوندم نظر شما را هم جلب کنم. در اوایل همین سال میلادی کنفرانسی در Vermont امریکا بر گزار شد که یک سخنرانی جالب در آن کنفرانس با اهمیت خواب انجام گردید. همه ما از اهمیت خوابیدن و استراحت کردن مطلعیم ولی آیا واقعا به اندازه کافی به خواب خود اهمیت می دهیم؟ اگر در کل فارم ها بررسی و جستجو کنید شرط میبندم که درصد کمی از افراد را خواهید یافت که به اندازه کافی استراحت کنند. در پایان این مقاله امیدوارم به درک اهمیت استراحت بیشتر و عمل به آن همت گمارید! سخنران این مقاله اشاره کرد که وقتی به اندازه کافی نمیخوابیم، با دست خود حافظه خود، توانایی خود در تمرکز بر موضوعات مختلف، و کارایی کلی خود را تحت تاثیر قرار می دهیم. در ادامه دکتر James  Maas حتی ابراز داشت که 71% افراد خواب کافی ندارند. او ابراز داشت خطرات دیگری در پی این کم خوابی بروز خواهد کرد نظیر افزایش ابتلا به بیماری های قلبی، دیابت، سرطان، و چاقی. چنین افرادی کاهش مهارت های حرکتی و زمان واکنش پذیری را تجربه خواهند کرد. این امر در هنگام کار کردن در فارم به دلایل متعدد می تواند خطرساز باشد. به دلیل افت تمرکز، کم خوابی متواند منجر به اشتباهاتی شود که منجر به ایجاد ضرر در دامداری گردد. خوب نخوابیدن در شب ممکن است حتی منجر به افزایش احتمال تصادفات جاده ای شود. بنیاد ملی خواب در امریکا دریافت که کارگرانی که خواب کافی نداشتند با70% احتمال بیشتر تصادفات در محل کار مواجه بودند. این برآورد ترسناکی است، بویژه وقتی محیط کار در یک دامداری را متصور میشوید. بیشتر کارگران موجود در فارم ها در واقع سریع کار میکنند و تجهیزات زیادی به همراه دارند. خب پس چگونه باید این مشکل را حل کرد؟ اولین گام در حل این مشکل این است که تعیین کنیم چند ساعت در شب میخوابیم؟ میانگین این زمان حدود 8 ساعت است و برخی ها بیشتر و برخی کمتر می خوابند. در گام بعدی باید مقدار آن را ثابت نگه دارید. فقط گاوها نیستند که در یک فارم نیازمند ثبات هستند. با داشتن خواب شبانه کافی به کاهش احتمال تصادفات حاصل از خواب آلودگی کمک می کنید. در نهایت، مطمئن شوید که خواب خوبی داشته باشد. آسوده باشید، از خوردن کافئین در ساعات پایانی شب و روشن بودن چراغ ها که موجب بیدار ماندن مغز می گردد، اجتناب کنید. به طور خلاصه، باید همه ما شبانه به میزان کافی بخوابیم و استراحت کنیم. این که از لحاظ آماری افراد کم خواب 70% احتمال بیشتری دارد که تصادفات را تجربه کنند، هر کسی را نگران می کند و باید به آن توجه شود. سالم باشید و خوب بخوابید! نویسنده: دکتر احسان محجوبی

جزئیات
رفتار استراحت و خوراک خوردن به هم مرتبطند

رفتار استراحت و خوراک خوردن به هم مرتبطند

27 شهریور1396

رفتار استراحت و خوراک خوردن به هم مرتبطند در ادامه مقاله چند روز قبل در گروه بد نبود این مقاله رو بیارم. رفتار خوابیدن در گاوها از الویت بالایی برخوردار است، حتی در مواردی که گاوها به طور کوتاه مدت از این نیاز منع شده باشند. در تلاش برای بدست آوردن مجدد زمان از دست رفته برای استراحت، معمولا گاوها زمان مورد نیاز برای رفتار خوراک خوردن را قربانی می کند. در نتیجه، عوامل محیطی که استراحت دام را مختل کنند، اغلب به رفتار خوراک خوردن آسیب می زنند. مطالعات قدیمی ( Metz, 1985 ) پاسخ دام را هنگام محدود شدن دسترسی به آخور خوراک یا استال های استراحت ارزیابی کرده اند. گاوها همواره تلاش می کنند مقدار ثابتی از زمان استراحت خود را حفظ کنند، و وقتی زمان استراحت محدود به اندازه چند ساعت محدود شد، آرامش و رضایت مندی آنها مختل شد. هر 1/5 ساعت ایستادن اضافی در روز با کاهش 45 دقیقه ای در رفتار خوراک خوردن مرتبط بود. رابطه مشابهی نیز در مطالعات جدیدتر مشاهده شد به طوری که گاوهایی که تراکم 130 درصدی را هم در استال ها و هم سرآخور تجربه کردند، پس از شیردوشی ترجیح می دادند که استراحت کنند و کمتر سمت آخور می رفتند و در راهروها منتظر خالی شدن استال برای استراحت می مانند. مروری از پژوهش های انجام شده نشان می دهد که برای دوره های منع از استراحت 2 تا 4 ساعته در روز، 30 تا 58 درصد زمان جبران به دنبال محدودیت استراحت وجود دارد. کاهش مرتبط در زمان خوراک خوردن دامنه ای بین 32 و 45 دقیقه در روز داشت. گاوهای منع شده از خوابیدن، در طول دوره های منع از استراحت و نیز در دوره پس از منع از رفتار خوابیدن، زمان خوراک خوردن کمتری داشتند. از داده های موجود در مقالات  به نظر می رسد که گاوها تقریبا 1 دقیقه رفتار خوراک خوردن را قربانی هر 3/5 دقیقه منع شدن از رفتار استراحت می کنند. اگر این رابطه، یک سازگاری رفتاری بلند مدت و مزمن باشد به محیط هایی که در آن استراحت دام محدود می شود، پس ما بایستی زمان خوراک خوردن و اثر پیش بینی شده آن را بر خوراک مصرفی تصحیح کنیم. حرف آخر: وقتی گاوها به طور طولانی مدت از رفتار استراحت کافی منع می شوند، آنگاه زمان خوراک خوردن و پتانسیل خوردن خوراک را در نسبت 3 به 1کاهش می دهند. نویسنده: دکتر احسان محجوبی

جزئیات